0

اشعار عید غدیر

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

یا علی جان تو روح تقوایی
دلربایی مقتدایی هستی مایی 2بار
جشن ولایته وقت هدایته
علی شده بر اُمّت رهبر
ذکر لب همه نوای فاطمه
علی علی مولا یا حیدر
جلوه ی یا ربی علی یا حیدر
جانشین نبی علی یا حیدر
مددی مولا یا ولی َ الله یا ولی َ الله
عید ولایت ِ علی مبارک...
دست حیدر در دست پیغمبر
شد مُعیّن از خدا بر مسلمین رهبر 2بار
با سُرور و شعف به لب عاشقا
ذکر سلامه و هم صلواته
علی امامه و ماه تمامه و
ولایتش راه ِ خیر و نجاته
از غم عشقش بی تب و تابیم
اهل محبّت ابوترابیم
با ولایت دل ما شده همراه الحمدُ لله
عید ولایت ِ علی مبارک...
ما که دل بر آن مقتدا بستیم
تا به آخر یاور ِ سیّد علی هستیم 2بار
آمریکا دشمن ِ دین و ایمان ماس
خون شهید این و یاد ِ ما داده
ولایت فقیه ولایت علی
برای ما اصول و اعتقاده
ما می مونیم با شور حسینی
پارکاب نهضت خمینی
به مدد آن شیر دلاور حضرت حیدر
عید ولایت ِ علی مبارک...

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

غدیر عید ولایت غدیر عید خداست
غدیر روز وصی گشتن علی مولاست

می ولایت مولا علی زخم غدیر
همیشه ریخته در جام عشق اهل ولاست

غدیر شاخه ای از حوض کوثر جنت
غدیر برکه که نه ،چشمه ای زآب بقاست

غدیر اکمل دین است وآخر نعمت
امید کفر به پیدایشش دچار فناست

غدیر حکم خدا بود ونقل پیغمبر
وبی غدیر تلاش رسول بی معناست

پسند حق شده اسلام براساس غدیر
میان جمله اعیاد غدیر بی همتاست

خدا محب علی را حبیب خود خواند
واز برای خدا دشمن علی اعداست

غدیر روز سفارش زسوی پیغمبر
بیان وحدت قرآن وعترت طاها ست

غدیر در همه اعصارجاری وساریست
وانتشار پیامش به دوش اهل ولاست

غدیر مایه شادی پیروان علیست
به خاطرش همه جا جشن شیعیان بر پاست

تمسک به ولایت سبب به شکرانه ست
اگر که جان بدهم در ره غدیر رواست

شاعر : اسماعیل تقوایی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

 به نام نامیِ حیدر   
 سُرورِ دل ازلیه
عید غدیر و امشب   
ذکر دلم یا علیه
عید غدیر ، عید تکمیل رسالت
عید زیبای ولایت
و پیچیده در ، کلّ عالَم صوت
عشق و بانگِ آوای ولایت
بُوَد به دل ، با نوای نامِ حیدر
 شود صهبای ولایت
جان پیغمبر یا مولا یا حیدر
سید و سرور یا مولا یا حیدر
ساقیِ کوثر یا مولا یا حیدر...
گل افشونی شده امشب  
تموم عرش مُعلّا
که بر تمامیِ عالَم  
ابوالحسن شده مولا
ابوالحسن بعد احمد  
تا قیامت    مقتدای کائناته
که بر همه حاملِ خیر وعطا و ساقیِ آب حیاته
مسیر او ، خود صراطَ المستقیم و تا ابد راهِ نجاته
شافع محشر یا مولا یا حیدر  
سَیّد و سرور یا مولا یا حیدر
ساقی کوثر یا مولا یا حیدر
ولای تو به وجودم     
محبت به سرشتم
قسم به عزتت آقا
ایوون طلاته بهشتم
یا مرتضی ، می برم نام تو را از عُمقِ جان با دیده ی تر
عنایتی ای امامِ عالمین ای مظهر انوار داور
قرارِ ما ، زیر خاک و وقت میزان و صراط و روز محشر
بندهی داور یا مولا یا حیدر   
سیّد و سرور یا مولا یا حیدر
ساقیِ کوثر یا مولا یا حیدر

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

ما که مسکینان درگاه امیریم/به حریم آل پیغمبر فقیریم

سرخوش از جام تولای غدیریم/شُکر ُ لله الحمدُلله...

فاتح خیبر و سیف الله/شده وصیّ رسول الله

ذکر لب عالمین اینه/علی علی یا ولیّ  الله

علی علی یا ولیّ  الله...

گر چه عاصی و پر از جرم و خطاییم/گر چه در ظاهر فقط عبد خداییم

ما محبین علی ّ مرتضاییم/ شُکر ُ لله الحمدُلله...

کُن فَیَکون به خدا باشد/کار ِ کَم ِ علی ِ اعلا

چشم اُمید همه باشد/بر کرم علی اعلا

علی علی یا ولیّ  الله...

به تولای علی آن شاه مردان/بسته ایم از عاشقی ما عهد و پیمان

با امام و رهبر و خون شهیدان/ شُکر ُ لله الحمدُلله...

ما همه با مدد حیدر/یاور و یار ولی هستیم

یا علی گفته ایم از اوّل/تا به آخر با علی هستیم

علی علی یا ولیّ  الله...

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

کویر خشک دل ما دریا شد
خنده رو لب های نبی پیدا شد
خبر پیچید تو کل دنیا به به
غدیر با دست علی معنا شد
آی اهل عالم ببینید علی امیره
جشن ولایت برای شیعه غدیره
خوش به حال هرکسی که عیدی می گیره
یا حیدر عشق بی همتایی
یا حیدر همسر زهرایی
یا حیدر به خدا مولایی
یامولا یاعلی یاحیدر
******
شادیُ امشب همه قسمت کردن
همه بهشتی ها رُ دعوت کردن
چه جشن باشکوهی داریم وقتی
کل زمین با علی بیعت کردن
تو آسمونا و زمین همه می دونن
باید تا آخر به پای ولی بمونن
به عشق مرتضی علی همه می خونن
یا حیدر من به نامت هستم
یا حیدر دل به زلفت بستم
یا حیدر بگیر آقا دستم
یامولا یاعلی یاحیدر
******
رحمت مطلق خدا می باره
جن و بشر ببین چه شوری داره
خوش به حال حضرت پیغمبر چون
دستشُ تو دست علی می ذاره
بزرگترین عید خدا اومده از راه
هر کی که دید دست علی رُ گفت ماشاالله
و اشهد ان علیا ولی الله
یا حیدر چقدَر آقایی
آقای همۀ دنیایی
دنیای این دلای مایی
یامولا یاعلی یاحیدر

شاعر : ایمان مقدم

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

دو استکان پیاپی شراب می خواهم
طهوری از نفس بوتراب می خواهم

جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم
سلام می دهم آقا جواب می خواهم

سلام ساقی کوثر، به من جواب بده!
خمار جام غدیرت شدم، شراب بده!

 خوشست خلوت اگر یار یار من باشد
چه خوب می شود اینجا کنار من باشد

تمام عمر علی سایه سار من باشد
به روز واقعه، او افتخار من باشد

اگر نگار من امروز لب فروش شود
شعور میثم شعرم رطب فروش شود

علی از اوّل عمرش شراب پرور بود
دو وزن ابروی او شعر ناب پرور بود

شعاع ماه رخش آفتاب پرور بود
ابوتراب، همیشه تراب پرور بود

«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند»

دوباره وقت کرم کاسه ی نیاز شدن
ز لطف ساقی کوثر شراب ساز شدن

در آستان طلوعش چو غنچه باز شدن
به روی دوش همه اشتران جهاز شدن

بدان امید که ذی الحجّه در هوای علی
شویم منبر و باشیم زیر پای علی

غدیر برکه ی مستی بی حد است، علی
حدیث روز ولایت زبانزد است، علی

کتاب ناطق و قرآن ایزد است علی
علی محمد و اصلان محمد است علی

پس از رسول علی مقتدای اسلام است
پسر عموی رسالت، صدای اسلام است

علی برای رسالت دلیل خواهد شد
ولایتش گهری بی بدیل خواهد شد

محبّ حضرت حیدر خلیل خواهد شد
کسی که دشمن او شد، ذلیل خواهد شد

علی خلاصه ی حمد است، ناسپاس نشو
نباش یار معاویّه، عمر و عاص نشو

کسی که پای قیامش، سجود باید کرد
هنوز در پی کشفش، شهود باید کرد

در آسمان نگاهش صعود باید کرد
به پادگان ولایش ورود باید کرد

کنار برکه ی ایمان دوباره جام شده
به امر عالی اعلا، علی امام شده

قلم فروش، دریغا غزل شناس شده
مگس نشسته به کندو، عسل شناس شده

عدم مقام گرفته ازل شناس شده
وآنکه جنگ نکرده، جمل شناس شده

کسی که بر سر این راه شاخص است علیست
که هست حقّ و مع الحق، مشخص است علیست

شما که از دل جبهه خبر نداشته اید
برای کشتن فتنه جگر نداشته اید

خراش مختصری نیز برنداشته اید
و - ذرّه ای به غنیمت- نظر نداشته اید

شنیده اید علی یک تنه سپاه شده؟
برای ماندن اسلام جان پناه شده؟

شنیده اید علی سوره تکاثر بود
تهی از آنچه شمایید و از خدا پر بود

نگاه او به دو عالم پر از تدبّر بود
و درک او بخدا خارج از تصوّر بود

کسی به غیر علی این همه کمال نداشت
میان سینه ی خود چشمه ای زلال نداشت

چه اشتباه بزرگی ز دستتان سر زد
چه زود عهد غدیر از خیالتان پر زد

به قلب های شما دست شرک منبر زد
سپاه کفر طنابی به دست حیدر زد

همینکه جمع پلید سقیفه شور گرفت
برای کشتن زهرا مغیره دور گرفت

شاعر : امیر عظیمی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

از روز ازل جمله خریدار غدیریم
ما نوکر دلداده به دربار غدیریم

کی خسته شویم از دمِ یا حیدر کرار
تا روز ابد میثم تمار غدیریم

در دل نبود عشق به هر بی سر و پائی
ما عاشق جان برکفِ سردارِ غدیریم

دل زنده به این عیدِ سراسر همه نوریم
مردانه یِ مردانه گرفتار غدیریم

تا شهدِ کلامش برسد جان به کف هستیم
این نیست عجب زانکه هوادار غدیریم

ما خیل مریدان و اسیران جمالش
تا روز ابد ناشر گفتار غدیریم

ما هر چه که داریم ز آن روز بزرگ است
یاران بخدا جمله بدهکار غدیریم

شاعر : سیروس بداغی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

ای آنکه به دور کعبه دنبال خدائی
بنگر به خودت بین که در این لحظه کجائی

با عشق علی طواف این خانه قبول است
بی عشق علی بر در این خانه نیائی

مُـحرم شده ام تا که کنی مَـحرم رازم
کی میشود آقا بنمایی تو نگاهی؟

عالم همه بر گرد تو در حال طوافند
خود کعبه و زمزم تو خودت سعی و صفایی

آنکس که تو را ساقی میخانه ندانست
در نزد خدا مادر او کرده خطایی

لعنت به هر آنکس که تو را خانه نشین کرد
لعنت به هر آنکس که بگفتا تو خدائی

از عید غدیر است که ما مست و خرابیم
از بعد نبی ، رهبر فرزانه شمائی

دشوار بود گفتن از شهد کلامت
من از تو چه گویم که تو ما فوق ثنائی

یا رب تو بگو بهر علیا ولی الله
کی می شود این عاشق دلداده فدایی؟

گفتا به من همواره عزیزی که (بداغی)
غافل نشوی لحظه ای از شغل گدائی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

شب عید امام المتقین است
غدیر خم کمال و ذات دین است

به نامش می خورم سوگند حیدر
ستون آسمانها و زمین است

همان شاهی که با جمع گدایان
همیشه دمخور است و همنشین است

یکی از جلوه های بی نظیرش
شب معراج ختم المرسلین است

سوار کشتی اش اهل نجات است
ولای او همان حصن حصین است

نکن شک، منکر روز غدیرش
لعین ابن لعین ابن لعین است

خدا فرمود ای پیغمبر ما
تو اتمام رسالاتت در این است

بگو ختم کلام دین همین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

علی تورات و انجیل است و قرآن
علی ایمان علی  رضوان علی جان

علی یاسین و قاف و صاد و صافات
علی یوسف ، محمد ، نوح ، لقمان

علی قدر و نبأ ، زلزال و طاها
علی اخلاص و نصر و عصر و انسان

علی حمد و علی کهف و علی نور
علی فتح و علی اعراف و فرقان

علی فجر و علی شمس و علی نجم
علی مُلک و قصص ، اعلی و رحمان

علی روم و بروج و انشراح است
علی انفال و یونس ، حج و میزان

علی کوثر ، قلم ، تکویر ، فاطر
علی حشر و ضحی و آل عمران

علی رعد و معارج ، طور و تین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

مراد نوح و آدم کیست ؟ حیدر
امیر اهل عالم کیست حیدر

دلیل آفرینش کیست زهرا
ولی الله الاعظم کیست حیدر

دلیل روحبخشِ بی نظیرِ
دمِ عیسی بن مریم کیست حیدر

امام و مقتدا و رهنمای
رسولان مکرم کیست حیدر

منا و مشعر و رکن و مقام و
صفا و سعی و زمزم کیست حیدر

کسی که با نبی در صدر اسلام
قدم برداشت محکم کیست حیدر

نخستین پهلوان در عرصۀ جنگ
که بر میداشت پرچم کیست حیدر

که نصّ آیۀ اکمال دین است ؟
فقط حیدر امیرالمومنین است

گدای این درم الحمدلله
غلام حیدرم الحمدلله

فقط بر درگه این خانواده
از این که نوکرم الحمدلله

خدا را شکر نامش را دمادم
به لب می آورم الحمدلله

فراوان ریخته در بارگاهش
کرم روی کرم الحمدلله

نصیبم می شود با دست مولا
طوافش در حرم الحمدلله

دوتایی یاعلی دادند یادم
پدر با مادرم الحمدلله

پس از مرگم می آید شک ندارم
به بالای سرم الحمدلله

اذان بی نام او تحریف دین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

شاعر : مهدی مقیمی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

روی لب گفتند بخٍ یا علی
زیرلب گفتند حرفی با علی

حال بر دست پیغمبر شاد باش
بعد از آن آماده بیداد باش

آنکه اول بهر بیعت می دوید
نقشه ی قتل پیغمبر را کشید

عقده بدر و احد ابراز شد
فتنه ای با نام دین آغاز شد

وقت آن شد تا سوابق روشود
روی اصلی منافق روشود

مردم از راه حقیقت گم شدند
شاخه های گل همه هیزم شدند

در بهشت قرب  احمد آمدند
درمیان خانه زهرا را زدند

دستهایی که به روی دست بود
خالق هستیِ هرچه هست بود

با عمامه دورگردن بسته شد
امت واحد هزاران دسته شد

ناله  زهرا ی اطهر می رسید
خویش را دنبال  حیدر می کشید

بوسگاه  مصطفی آتش گرفت
فاطمه سرتا به پا آتش گرفت

چادر ی که برتر از سجاده بود
زیر پای این و آن افتاده بود

فاطمه می گفت  بابا می زدند
مرتضی می گفت زهرا می زدند

شاعر : قاسم نعمتی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

بگوئـیــد با دل که دلبر علی ست
به سرها بگویید سرور علی ست
بگوئـــیـد قند مکرّر علی ست
و از هرچه گفتند بهتر علی ست
به قرآن ، که ساقی کوثر علی ست

بُوَد واجب از مرتضیٰ دم زدن
از آن ، آفتاب خدا دم زدن
از آن شاه بی ادّعا دم زدن
و باید از او بی ریا دم زدن
که بیزار از هر چه مُنکَر ؛ علی ست

قَــدَمهام شد وقفِ راهِ نجف
به شوق رسیدن به شاهِ نجف
و یک سجده در بارگاهِ نجف
منم عبد و حیدر اِلــٰه نجف
که الله را اصلِ مَظهَر علی ست

علی صاحب قبضه ی ذوالفقار
علی بهترین معنی اقتدار
علی صاحب الامر و الاختیار
علی غرق در ذات پروردگار
و از حدّ ادراک ؛ برتر علی ست

مٓلک مست یٰا رٓبنّای علی ست
فلک وصله ای بر عبای علی ست
بهشت عکس ایوان طلای علی ست
صدای خدا هم صدای علی ست
نبی گفته بر پیکرم ، سر علی ست

امیری برازنده ی مرتضاست
بزرگی ، خودش بنده ی مرتضاست
بهشت نبی خنده ی مرتضاست
به نامی که زیبنده ی مرتضاست
فقط ذکر خاتون محشر علی ست

کریم است و اولاد او هم کریم
صراط علی جاده ی مستقیم
جنان مهر او هست و قهرش جحیم
شده مرحب از ضربه ی او دو نیم
کسی که کند فتح خیبر علی ست

دو شمشیر را توأمان می زده
دو تا نیزه را همزمان می زده
علی سر ز دشمن چنان می زده
که سر، چرخ در آسمان می زده
به هفتاد لشگـر برابر علی ست

اگر ضربه می زد سپر می شکافت
نه تنها سپر ؛ مغز سر می شکافت
سر و سینه تا به کمر می شکافت
علی نعره می زد جگر می شکافت
فقط لایق نام حیدر … علی ست

سلیمان اگر حشمت الله شد
غبار قدمهای این شاه شد
هر آن کس از این راز آگاه شد
ولیّ خدا را هواخواه شد
که دُردانه ی حیّ داور علی ست

علی نقطه ی با ، علی با خداست
در امواج دریا ، علی ناخداست
بلندای مولای من تا خداست
علی عالی و ربّ اعلیٰ خداست
دراوّل علی بود و آخر علی ست

علی پهلوانی غرور آفرین
علی نور محض است و نور آفرین
نگاهش شراب طهورآفرین
تمامیّ اشعار شور آفرین
پُر از مدح مولای قنبر علی ست

نبی گفت : من کنتُ مولاه را
نشان داد بعد از خودش راه را
و ابلاغ کرد امر الله را
بگیرید : دامان این شاه را
چرا که تمامیّ دین ، در علی ست

سخن بیش از پیش شد دل پذیر
که گفتم از آن دلبر بی نظیر
به من یاد دادند روز غدیر
“علیٌّ امیری و نعم الأمیر”
وصیّ بحقّ پیمبر علی ست

شاعر : محمد قاسمی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

یا علی جز تو نباشد به زبانم سخنی
ز ازل مرد خدا باعث ایمان منی

شه فرزانه علی،نور علی،طور علی
ای بنازم به تو آقا ، یلِ خیبر شکنی

با تو شد پرچم پیغمبر فرزانه بلند
تو به قران نبی تا به ابد جان و تنی

همه شب عابد و هر روز به میدان بلا
تو محال است. محال است که در جا بزنی

باده دادی به من هر لحظه تو از جامِ غدیر
مست رویت شده هر دم اگر آقا چو منی

شاعر : سیروس بداغی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

کامل شد اسلامِ پیغمبر از این دست
دستی نمی آید بالاتر از این دست
از عرش آمد زود چون وحی آخر بود
بیعت بگیرد دشت سرتاسر از این دست
می ایستد خورشید بر پنجه ی پایش
او در نیاورده چون که سر از این دست
من کنتُ مولا هم بعدش فهذا داشت
پیدا نکرد احمد چون برتر از این دست
عیسی خود از این دست انجیل میگیرد
جبریل میگیرد بال و پر از این دست
خورشید بود و راه میرفت زیر ماه
هربار یاری دید چشم تر از این دست
دریا تماشا کرد وقت رکوع موج
در دست سائل رفت انگشتر از این دست
با ذوالفقار انگار می آمد او هربار
حتی کمک میخواست پیغمبر از این دست
هر خنده ی تیغش یک زخم کاری بود
یعنی فراری بود یک لشگر از این دست
دشمن شده حیران گویا دل میدان
چون دید ضرب شصت در خیبر از این دست
شد نوکرش حتی آقا تر از آقا
دستی نشد قنبر پرورتر از این دست
من سرنوشتم را اذن بهشتم را
میگیرم آخر سر در محشر از این دست

شاعر : علی قدیمی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

مثنوی مولا علی(ع)
بشنو ازمن چون حکایت می کنم
قصه ای زیبا روایت می کنم
قصه ی اوصاف نیکوی علی
قطره از دریا نمایم منجلی
زاده شد در خانه امن خدا
شد خدایش میزبان مرتضی

دست پرورد رسول ا..بود
از همه اسرار او آگاه بود
آنزمان که دین حق اعلام شد
اولین ایمانی اسلام شد
زین جهت گفتی پیمبر ازصفا
مرتضی باشد وصی مصطفا
بر خدا وبر پیمبرشد ولی
نور یزدان در وجودش منجلی
وقت هجرت جای پیغمبر بخفت
من فدایت یا رسول ا..گفت
دایما بودی علی مجنون او
مصطفی موسی، علی هارون او
بود پیوسته کنار یارغار
چه به صلح وچه به وقت کارزار
شیر حق در صحنه ی پیکار بود
لیک در رزمش خدا رفتار بود
در احد جنگاوران را شاه شد
ناجی جان رسول ا....شد
وصف تیغش گفت جبریل آشکار
جمله ی لاسیف الا ذوالفقار
لافتی الا علی هم گفت او
قرنها باشد زقولش گفتگو
جنگ خندق شدجدالی سخت بود
بیشماران، دشمن سرسخت بود
عبدود آمد به جنگ تن به تن
گفت کو مردی که آید جنگ من
گفت پیغمبر به لشگر در سه بار
نیست کس پاسخ دهد این نابکار
هرسه بارش گفت آن حق را ولی
هست حاضر تا رود میدان علی
عاقبت عازم به میدان شیر شد
دست او بر قبضه شمشیر شد
کفر با اسلام باشد روبرو
هر کدام اندر سپاهش آبرو
ضربه ای مولا براو زد حیدری
کرد واصل بر جهنم کافری
شد برابر ضربه حیدر نشان
باعبادات تمام انس وجان
بارها این صحنه ها تکرار شد
راضی از او احمد مختار شد
بارها آن ذوالفقار حیدری
کرد خندان چهره ی پیغمبری
ای خوشا روزی که زهرای بتول
خواستگاری علی(ع)کردی قبول
ماه بطحا خطبه خوان عقدشان
شاهدان اهل زمین و آسمان
جرعلی (ع)کس لایق زهرا(س) نبود
گرنبودی فاطمه(س)، مولا نبود
زندگانی شان تراز زندگی
هر دو انسانی دراوج بندگی
ازدواج پاکشان چون پا گرفت
کوثری بر فاطمه معنا گرفت
عاقبت شد وقت حج آخرین
آخرین حج پیمبر،میر دین
وقت برگشتن به وادی غدیر
جمع کردش مردمانی را کثیر
گفت ای مردم مرا وحیی رسید
تا کنم ابلاغ این روز سعید
روز اکمالی براسلام آمده
نعمت حق کامل وتام آمده
می کنم اعلام درخم غدیر
برشما باشد علی بعدم امیر
ای خداوندا محبش دوست دار
دشمنش را دشمن خود برشمار
یار او را هرزمان یاری نما
قسمت خصم علی خواری نما
ای کسانی که در اینجا حاضرید
این سخن برغایب از اینجا برید
افتخار شیعیان باشد غدیر
حکم هر عصروزمان باشد غدیر
با غدیر خم ولایت زنده است
تا ابد خورشید خم پاینده است
حیدریون را عید اکبر است
بی گمان عید خدای داور است
شیعه شادی کن به هنگام غدیر
تو ز اولاد علی عیدی بگیر
اشرف اولاد او صاحب زمان
عیدی ما دیدن رویش عیان

شاعر : اسماعیل تقوایی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار عید غدیر

شکر، حقّ عزّجل را بهره‌مندیم از غدیر
می‌رسد بر جان شیعه رحمت و خیری کثیر


می‌رسد بر ما بشارت می‌رسد یک مژده نور
شد عطا بر ما زعیم و یک امیر بی‌نظیر


می‌رسد از عالم بالا خطابی بر رسول
کای محمد ای رسول خاتم روشن‌ضمیر


میوه از ابلاغ دینت گر که خواهی بعد از این
بایدت باشد دگر هم یک شریک و یک وزیر


گو به عالم این سخن را ای محمد فاش کن
هرکه من مولای او بودم علی هستش امیر


یک نفر باشد سزاوار امامت… این و بس
یک نفر باشد سزاوار زعامت… این و بس


آن کسی که خفت بر بستر، شب لیل‌المبیت
مطمئناً نیست اینجا جای ترس و خار و خس


مطمئناً نیست جای نفاق اندر غنیمت
نیست دیگر جای جولان‌دادن هرشخص و کس


آن که یک سوسمارش امامت می‌کند فردا
نیست اینجا جای آن بیهوده‌ی تلخ عبس


یک نفر باشد سزاوار امامت… این و بس
یک نفر باشد سزاوار زعامت… این و بس


آن که سائل‌های شهرش می‌شناسندش همه
خوشه‌چینان را عنایت می‌کند وقت هرس


بی‌درنگ و وقفه ارکان نمازش را شکست
سائلی دارد برای خاتم از دستش هوس


او که حتماً دوستدارانش هواخواهی کند
می‌رسد آن لحظه که بالا نمی‌آید نفس…


یک نفر باشد سزاوار امامت… این و بس
یک نفر باشد سزاوار زعامت… این و بس


آن کسی که بی‌هراس از زخم‌ها و از گزند
درب خیبر را به یک دستش ز جایش برد و کند


مانده در ذهن عرب از روز خندق تا ابد
ضربه‌ای که کرده حیران هم فرس هم عبدود


ضربه‌ای که از عبادت‌هایمان بالاتر است
ضربه‌ای که از تمام آسمان والاتر است


یک نفر که در احد بر دین و ایمان شد سپر
خورده او هفتاد زخم اما نترسید از خطر


نعره زد در عرش جبریل ملک با افتخار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار


نیست اینجا مقام بزدل اهل فرار
نیست اینجا غنیمت‌خواه در وقت قرار


از غدیر خم که رسوا می‌شود اهل نفاق
از غدیر خم معین می‌شود اهل ضرار


باز گردد چو بر خلق جهان درهای لطف
از غدیر خم زمستان می‌شود مثل بهار


از غدیر خم کمال دین محقق می‌شود
می‌رسد اتمام رؤیاهای دین کردگار


می‌شود آغاز ایام امامت بعد از این
از غدیر خم شود آغاز عصر انتظار


گر تو خواهی بشنوی معنای پنهان غدیر
این سخن را با توجه با عنایت گوش‌دار


هست در این جمله معناهای عید کامله
«فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه»


فاطمه یعنی غدیر و فاطمه یعنی ولایت
فاطمه یعنی علی تنها سزاوار امامت


فاطمه یعنی حفاظت از ولی تا پای جان
فاطمه یعنی کمربند علی را... با جسارت


فاطمه یعنی میان آتش نمرودها نیز
با علی باشی اگر هم بشنوی حتی جسارت


فاطمه یعنی بسازی با تمام دردهایت
فاطمه یعنی نه حتی درد «پهلو» را شکایت


فاطمه یعنی بسوزی هر شبت در بین بستر
فاطمه یعنی ببافی موی زینب با رضایت

شاعر : حسین کریمی

 
 
جمعه 15 بهمن 1395  5:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها