0

رضايت مادر

 
13321342
13321342
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3394
محل سکونت : اصفهان

رضايت مادر

 

:pushpin:رضايت مادر



رسول_خدا صلي الله عليه و آله در كنار_بستر_جواني حاضر شدند كه در حال جان_دادن بود. به او فرمود: بگو (لا اله الا الله).
جوان چند بار خواست بگويد، اما زبانش بند آمد و نتوانست. زني در كنار بستر او نشسته بود. پيام_ر خدا صلي الله عليه و آله از او پرسيدند: اين جوان مادر دارد؟
زن پاسخ داد: آري! من مادر او هستم.
فرمود: تو از اين جوان ناراضي هستي؟
گفت: آري! شش_سال است كه با او قهرم و سخن_نگفته_ام!
فرمود: از او بگذر!
زن گفت: خدا از او بگذرد، به خاطر خوشنودي شما اي رسول_خدا!
سپس پيامبر_خدا صلي الله عليه و آله به جوان فرمود: بگو (لا اله الا الله).
جوان گفت: (لا اله الا الله)
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: چه مي بيني؟
- مرد سياه و بد_قيافه_اي را در كنار_خود مي بينم كه لباس_چركين به تن دارد و بدبو است. گلويم را گرفته و خفه_ام مي كند!
حضرت فرمود: بگو اي خدايي كه اندك را مي پذيري و از گناهان_بسيار مي گذري، اندك را از من بپذير و تقصيرات زيادم را ببخش! تو خداي_بخشنده و مهربان هستي.(2)
جوان هم گفت.
حضرت فرمود اكنون نگاه كن. ببين چه مي بيني؟
- حالا مردي_سفيدرو و خوش_قيافه و خوشبو را مي بينم. لباس_زيبا به تن دارد. در كنار من است و آن مرد_سياه_چهره از من دور مي شود!
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: دوباره آن دعا را بخوان.
جوان بار ديگر دعا را خواند.
حضرت فرمود حالا چه مي بيني؟
- مرد_سياه را ديگر نمي بينم و فقط_مرد_سفيد در كنار_من است. اين جمله را گفت و از دنيا رفت. (3)

:last_quarter_moon_with_face::cherry_blossom:↝ ✿ ↜:cherry_blossom::first_quarter_moon_with_face:
2- (يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير اقبل مني اليسير و اعف عني الكبير، انك الغفور الرحيم).
3- بحار: ج 74، ص 75 و ج 81، ص 232 و ج 95، ص 342.


 

یک شنبه 21 شهریور 1395  12:20 AM
تشکرات از این پست
nargesza
دسترسی سریع به انجمن ها