0

پابرهنه در ميان آتش!

 
13321342
13321342
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3394
محل سکونت : اصفهان

پابرهنه در ميان آتش!

 

:pushpin:پابرهنه در ميان آتش!



مأمون رقي نقل مي كند:
روزي خدمت امام_صادق عليه السلام بودم، سهل بن حسن خراساني وارد شد، سلام كرده، نشست. آن گاه عرض كرد:
- يابن_رسول_الله، امامت حق شماست زيرا شما خانواده رأفت و رحمتيد، از چه رو براي گرفتن حق قيام نمي كنيد، در حالي كه يكصد هزار تن از پيروانتان با شمشيرهاي بران حاضرند در كنار شما با دشمنان بجنگند!
امام فرمود:
- اي خراساني! بنشين تا حقيقت بر تو آشكار شود.
به كنيزي دستور دادند، تنور را آتش كند. بلافاصله آتش_تنور افروخته شد، به طوري كه شعله هاي آن، قسمت بالاي تنور را سفيد كرد.
به سهل فرمود:
- اي خراساني! برخيز و در ميان اين تنور_بنشين!
خراساني شروع به عذر_خواهي كرد و گفت:
- يابن_رسول"الله! مرا به آتش نسوزان و از اين حقير بگذر!
امام فرمود:
- ناراحت نباش! تو را بخشيدم.
در همين هنگام، هارون_مكي، در حالي كه نعلين خود را به دست گرفته بود، با پاي برهنه وارد شد و سلام كرد. امام پاسخ سلام او را داد و فرمود:
- نعلين را بيانداز و در تنور بنشين!
هارون نعلينش را انداخت و بي_درنگ داخل تنور شد!
امام با خراساني شروع به صحبت كرد و از اوضاع_بازار و خصوصيات خراسان چنان سخن مي گفت كه گويا سال_هاي_دراز در آنجا بوده اند. سپس از سهل خواستند تا ببيند وضع تنور چگونه است. سهل مي گويد، بر سر تنور كه رسيدم، ديدم هارون در ميان خرمن_آتش دو زانو نشسته است. همين كه مرا ديد، از تنور بيرون آمد و به ما سلام كرد. امام به سهل فرمود:
در خراسان چند نفر از اينان پيدا مي شود؟
عرض كرد:
- به خدا سوگند! يك نفر هم پيدا نمي شود.
آن جناب نيز فرمودند:
آري! به_خدا_سوگند! يك نفر هم پيدا نمي شود. اگر پنج نفر همدست و همداستان اين مرد يافت مي شد، ما قيام مي كرديم.

:last_quarter_moon_with_face:❉↝ ✿ ↜❉:first_quarter_moon_with_face:
بحارالانوار، ج 47، ص 123


 

شنبه 20 شهریور 1395  11:54 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها