0

طب الرضا ( علیه السلام ) (51 ,52)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8399
محل سکونت : اصفهان

طب الرضا ( علیه السلام ) (51 ,52)

دورانهاي مختلف عمر انسان

خليفه بايد بداند كه آدميزاد به مقتضيات خلقتش كه خداوند آن را بنا نهاده در دوران عمر خويش به تدريج به چهار حالت مختلف تغيير و تحول پيدا مي‌كند.
1 -
دوران كودكي اين حالت از آغاز تولد تا سن پانزده سالگي دوام
[صفحه 78]
دارد در اين دوره از عمر، هر چه هست جز نشاط، زيبائي، جست و خيز و سبك‌سري هاي كودكانه نيست در اين حالت قدرت خون بر بدن انسان نسبت به ساير طبايع تسلط دارد.
2 -
دوران جواني كه از پانزده سالگي تا سن سي و پنج سالگي ادامه دارد، در اين دوره مزاج صفرا بر بدن غالب است و با تسلط شگرفي بدن را اداره مي‌كند.
3 -
دوران جا افتادگي كه بين سي و پنج تا شصت سالگي است و حيات مزاج آدمي تحت تسلط سودا اداره مي‌شود اين دوره، دوره‌ي آرامش، دانش، حكمت، تنظيم امور حيات و صاحب نظر بودن در عواقب امور مي‌باشد.
4 -
دوران كهولت كه در اين دوره از شصت و يك سالگي پديدار مي‌شود كه دوران نكبت، سستي، ذلت و پژمردگي است، در اين دوره طبيعت بلغمي به مزاج آدمي حكومت مي‌كند و هر چه از شصت و يك سالگي بگذرد قواي بدن بيشتر فرسوده مي‌شود و به فرتوتي مي‌گرايد در اين دوران آدمي در محفل دوستان چرت مي‌زند و به خواب مي‌رود اما وقتي بر تختخواب مي‌رود خوابش نمي‌برد.
در اين ايام مغز آدمي، گذشته‌هاي دور را به ياد مي‌آورد اما حوادث روزانه را فراموش مي‌كند تنش فرسوده، استخوانش خشكيده، چهره‌اش پژمرده و چشمانش فرو رفته مي‌شود، موهاي سرش مي‌ريزد و
[صفحه 79]
ناخن هايش ديگر رشد نمي‌كند، انسان در آخرين روزهاي زندگي به صورت نخستين دوره حيات خود برمي‌گردد كه مي‌توان آن را دوره «حيات معكوس» ناميد، در اين دوره هر چه آدمي زنده بماند به همان حال ركود و قهقرا خواهد بود، بلغم با برودت و ضعف و زبوني خود، انسان را به سوي فنا و انهدام مي‌كشاند، زيرا بلغم سرد است و جامد، جمود و برودت اساس فنا و انهدام است.
كسي را كه عمر زياد مي‌دهم به روز نخستينش بر مي‌گردانم
قرآن كريم
يكي ديگر از آيات پروردگار توانا و قدرت خارق العاده او خلقت انسان و كيفيت تناسل و توليد مثل اوست خداوند آدمي را به دو دسته نر و ماده تقسيم كرده و نطفه‌ها را در رحم ها پرورش مي‌دهد.
پرورش نطفه در رحم نتيجه اختلاط تخم كوچكي است كه در محيط رحم به ثمر مي‌رسد و به صورت يك حيوان اهلي شده كامل در مي‌آيد.
هنگامي كه زن به سن رشد مي‌رسد و دستگاه توليد بچه‌اش به حد كمال مي‌رسد تخمدان هايش مانند زمين حاصلخيز و سيراب مستعد پرورش تخم مي‌گردد به طور عادي از اين تخمدان يك تخم به وجود مي‌آيد ولي گاهي بيش از يك تخم را هم مي‌روياند، حتي پنج تخم را هم به جنب و جوش مي‌اندازد.
نطفه ماده در دل رحم، ميان ماده‌اي كه مايه حيات اوست شنا مي‌كند،
[صفحه 80]
آن انگشتان مرموزي كه در اين بين محرمانه كار مي‌كند، نطفه‌ها را از فضاي آزاد رحم به سوي لوله‌هاي رحمي مي‌راند و از آنجا هم به جدارهاي رحمي مي‌رساند، وقتي كه نطفه در جدار رحم قرار مي‌گيرد، در انتظار سرنوشت خود چشم به راه مي‌ماند، تا چه وقت موجبات تكميل آن فرا مي‌رسد و آن را به حيوان كامل مبدل سازد.
مرد هم هنگامي كه به كمال رشد خود مي‌رسد، بيضه‌ها و دستگاه تناسلي‌اش رشد مي‌يابد در اين هنگام از اين دستگاه تناسلي در اوقات متناسب مني ترشح مي‌كند اين مواد كه بهتر است نام آن حيوان را بالقوه بگذاريم از لوله‌هاي مخصوص خود از پروستات عبور كند.
پروستات غده تناسلي است و ترشحات همين غده ذرات مني را به فعاليت و تلاش وا مي‌دارد تا آنها بتوانند خود را به تخم ماده برسانند و هر بار كه عمل مقاربت ميان زن و مرد صورت بگيرد ميليونها حيوانات مني (سلولهاي سازنده اسپرماتزوئيد) از لوله رحم داخل شده به سوي جدار رحم حمله مي‌آورند ولي در اين ميان فقط يكي و گاهي تا پنج تاي از آنان موفق مي‌شوند، به سوي آن تخمي كه بر جدار رحم چشم به راه مانده است، مشتاقانه پيش رود تا در آغوش آن بنشيند.
تخم ماده هم با همان قدرت جاذبه خويش اين امانت را از داخل مهبل به سوي جدار رحم مي‌كشاند و از امتزاج اين دو نطفه مايه تكوين جنين به وجود مي‌آيد.
[
صفحه 81]
پرورش نطفه در جدار رحم با سرعت شگفت انگيزي صورت مي‌پذيرد تا پس از گذشت نه ماه جنين كامل شده آماده تولد گردد.
تخم‌هاي ديگري كه نتوانسته‌اند به تخم ماده برسند،مانند بيگانگان كه از حريم خانواده‌اي رانده مي‌شوند همراه با خون حيض زن به خارج فرو مي‌ريزند.
خون حيض (عادت ماهانه) كه نتيجه انفجار پرده مخاطي رحم است به خاطر رحم از كيسه‌ي سنگيني كه به آن آويخته شده است صورت مي‌گيرد.
عاقبت جنين از رحم مادر خارج مي‌شود چون او موجود كامل الخلقه شده و از هر جهت مستعد رشد و مستحق زندگي است.
تنها نقصي كه او دارد، عجز و ناتواني اوست، آن هم عجزي كه او را از كوچكترين و ساده‌ترين فعاليت حياتي نيز باز مي‌دارد و او را سراپا به مذلت و احتياج مي‌اندازد.
بديهي است كه كودك نوزاد، در اين فصل از زندگي خود يك موجود نيازمند است و بس كه مادرش بايد براي رفع اين نياز به وي شير دهد، تر و خشكش كند و شب و روز در كنار بسترش باشد، سال اول و دوم او به پايان برسد و پستان از دهانش بيفتد، كم‌كم رشد و رونق بگيرد و پا به ميدان زندگي بگذارد و مادرش با كمال فداكاري او را بر ضد بيماريها حمايت كند.
[
صفحه 82]
اين كودك صحيح و سالم در سايه حمايت پروردگار متعال كه مجهز به جميع وسايل دفاعي است، راه خود را در محيط سخت حيات باز مي‌كند و قواي بدني او به تدريج رشد و نمو مي‌كند، تا دوران بلوغش آغاز شود يعني پا به پانزدهمين سال عمر خود مي‌گذارد، در اين هنگام است كه عهد كودكي را پشت سر مي‌گذارد و به فصل جديدي از عمرش كه نامش فصل جواني است يعني فصل رشد، فصل كار، فصل فعاليت و بالاخره فصل توليد مثل مي‌رسد.
فصل جواني از اين جهت زيباترين و مبارك‌ترين و درخشان‌ترين فصول حيات به شمار مي‌رود كه دوران كمال وجودي در ذات آدمي فرا مي‌رسد.
اين ايام همان روزهائي هستند كه شعرا درباره آن شعرها مي‌گويند و حلاوت آن را كساني مي‌فهمند كه از اين دوره گذشته به عصر پيري نفرت انگيز رسيده‌اند.
دوره‌ي جواني از پانزدهمين سال عمر آغاز مي‌شود و در سي و پنج شالگي پايان مي‌پذيرد، در اين عصر طلائي است كه روزهاي جواني با رونق و رواج خود مي‌گذرد و آدمي در اين دوره قوام و استقامت پيدا مي‌كند و قد و قامتش به حد نهايي خود كشيده مي‌شود.
عقلش كامل مي‌شود، فكرش نمو مي‌كند و خلاصه همه چيز آدمي تكامل مي‌يابد تا تكاليف وجودي خود را انجام دهد.
[
صفحه 83]
حضرت امام رضا عليه‌السلام ادوار عمر كامل شخص را به چهار قسمت تقسيم فرموده‌اند بدين نحو كه حصه جواني را ده سال مقرر كرده كه از سن پانزده شروع و به بيست و پنج سال ختم مي‌شود.
امام عليه‌السلام اين دوره را دوره‌ي درخشان عمر، عهد غلبه حكومت خون بر عناصر ديگر خوانده و عهد رشد، اعتلاء كار و كوشش و احتياج شديد بدن به دوران خون و نيروي قلب به خاطر حفظ نظم حيات در گردشهاي خون به همه جاي جسم، حتي داخل همه وريد ها و شريانها و رگهاي موئي مي‌دانند بعد هم دوره دوم عمر را كه دوره حكومت صفرا است از بيست و پنج سال تا سي و پنج سال معرفي نموده‌اند كه آخرين دوره‌ي جواني و اولين عهد كهولت مي‌باشد در اين دوره قواي بدني، به تدريج در مغز متمركز مي‌شود و به جاي نيروي جسمي فكر آدمي قوت و توان مي‌يابد.
به جاي دست و پا، فكرش كار مي‌كند و آموخته‌هاي گذشته‌اش تجربه‌هاي سودمند مي‌برد تا اين كه به دوره سوم مي‌رسد كه دوره كهولت مي‌باشد و امام عليه‌السلام آن را ميان سي و پنج سالگي تا شصت سالگي دانسته در اين سن، عنصر سوداوي بر مزاج آدمي حكومت مي‌كند.
در حقيقت سن شصت سالگي، سن حكمت و فضيلت و دوران معرفت و درايت و تكامل فكري و انتظام و استحكام قواي مغزي مي‌باشد، در اين دوره از سن و سال، آدمي موجودي دور انديش،
[صفحه 84]
صاحب نظر و عاقبت انديش مي‌شود تا سرانجام نوبت به پيري و فرتوتي برسد، در اين دوره عنصر بلغم بر وجود انسان مسلط مي‌شود و از اين تاريخ به بعد، موسم سرازيري عمر خواهد رسيد.
نيروي حياتي آدمي رو به فرسودگي مي‌گذارد و فعاليت جسمي كمتر مي‌شود و جهازات هاضمه او به طرف ضعف مي‌رود، دستها و پاها، قلب و دوران خون او و بالاخره همه قواي بدنيش راه قهقرا در پيش مي‌گيرند.
نخستين چيزي كه علائم ناتواني در اين دوره در آن ظاهر مي‌شود قلب و ريه‌ها مي‌باشند و همين ناتواني قلب اعضاي ديگر را هم ضعيف مي‌كند، در نتيجه به تدريج قدرت جريان خون در بدن انسان به سستي مي‌گرايد و وقتي كه خون كه يگانه عنصر تغذيه كننده جميع اجزاي بدن مي‌باشد در بدن كم شد حيات رو به كاهش مي‌گذارد.
مهمترين علامات پيري كه تنگي نفس، سرفه دائم و بلغم هستند در وجود او ظاهر مي‌شوند و پشت اينها هم علامات ديگر پيري خود را نشان مي‌دهد.
به همين جهت است كه امام عليه‌السلام فرموده: در دوران پيري سلطنت بدن به دست بلغم خواهد افتاد و اين سلطه تا مرگ ادامه خواهد يافت.
با فرسوده شدن سلولها و ركود فعاليت گوارشي و بروز اختلال در دستگاه ادرار (كليه و مثانه) و دستگاه عصبي، به مرور ايام آن جوان تناور
[صفحه 85]
و برومند به پيري ناتوان و زمين‌گير تبديل مي‌شود.
امام عليه‌السلام ايام اين دوره را با كلمات بديع چنين توصيف مي‌فرمايد: تني فرسوده، استخواني خشكيده، چهره‌اي پژمرده، چشماني گود شده، موهاي سرش ريخته و ناخن هايش ديگر رشد نمي‌كنند و در آخرين روزهاي حياتش به صورت نخستين عهد زندگي خود باز مي‌گردد، كه مي‌توان نام اين برگشت را (حيات معكوس) گذاشت بدين جهت است كه پروردگار متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد آن را كه روزگار درازي رنده بداريم خلقت او را واژگون مي‌سازيم.

حجامت

حضرت به دنبال سخنان قبلي چنين مي‌فرمايد: در جملات گذشته به خليفه، خاطر نشان ساختم كه بدن انسان چيست و نيازمنديها و معالجات آن كدام است.
اكنون، هم به منظور تكميل گفته‌هاي خود از غذاها و دوا ها و برنامه‌هاي عملي انسان كه بايد به خاطر حفظ بهداشت و تأمين سلامتيش انجام دهد، دستور هائي مي‌دهم:
«
حجامت» يك عمل لازم براي بدن انسان مي‌باشد پس وقتي كه خليفه تصميم به اين كار مي‌گيرد، لازم است كه از دوازده تا پانزده هر ماه را براي عمل حجامت انتخاب كند چون در ايامي كه ماه به تكامل (بدر) خود نزديك باشد خون در بدن قرار دارد، به اين سبب خون
[صفحه 86]
گرفتن صالح تر و شايسته‌تر است ولي اگر ماه به ايام آخرش برسد حجامت نكن چون هر چه هلال ماه كوچك شود خون در بدن انسان پرجوش و خروش مي‌شود، به همين جهت حجامت كردن و خون دادن به صلاح نزديك نيست مگر اين كه مقتضيات مزاجي انسان ناگهان عمل حجامت را ايجاب كند، در اين صورت مانعي ندارد.
در انجام حجامت بايد سنين زندگاني افراد رعايت شود، مثلا يك جوان بيست ساله مي‌تواند هر بيست روز يك بار حجامت كند، سي ساله‌ها هر سي روز يك بار مي‌توانند حجامت را تكرار كنند و همين طور چهل ساله‌ها هر چهل روز يك بار و هر چه بالا رود بايد با اين نسبت انجام شود.
خليفه بايد بداند كه حجامت بر روي رگهاي موئي كه در تمام اعضاي بدن پخش و پراكنده هستند انجام مي‌شود تا موجب سستي و ناتواني بدن نشود اما عمل «فصد» كه از وريد خون مي‌جهد، مسلما قواي بدني را كاهش مي‌دهد و حجامت «نقره» [10] براي سنگيني سر نافع است و همچنين حجامت «اخدعين» [11] ناراحتيهاي چشم و صورت را برطرف مي‌كند و به جريان خون در عضلات و عروق سر حالت عادي مي‌بخشد.
گاهي هم عمل فصد به جاي اين حجامت‌ها، از اين عوارض جلوگيري
[صفحه 87]
مي‌كند، براي علاج «قلاع» [12] گاه و بيگاه از زير چانه خون مي‌گيرند و حجامت زير چانه براي دردهاي دهان و فساد لثه ها درمان خوبي است و حجامتي كه از ميان دو كتف مي‌شود بدن انسان را از خفقان و التهاب نجات مي‌بخشد البته منظور از اين خفقان و التهاب خفقاني است كه از سنگيني معده و زيادي حرارت بدن به وجود آيد.
حجامتي كه روي ساق هاي پا انجام مي‌شود براي خفقاني كه از امتلاء به وجود آيد، نافع است به علاوه براي دردهاي كهنه كليوي و اختلال مثانه و رحم و به ويژه «ريزش خون حيض» اين حجامت بسيار سودمند است، اما نبايد فراموش نمود كه خونگيري از ساق پا بدن را ضعيف و نحيف مي‌سازد.
گاهي اتفاق مي‌افتد كه در اثر اين حجامت غش هاي شديدي به انسان دست مي‌دهد و يكي ديگر از خواص اين حجامت درمان جوش ها و دمل هاي ناراحت كننده است براي اين كه عمل دردناك نشود، بايد حجامت گير به وسيله شاخي كه بر محل حجامت مي‌گذارد، ابتدا موضع تيغ را به آهستگي بمكد و بعد عمل مكيدن را شديد سازد، همچنان بر شدت مكش بيفزايد تا موضع تيغ سرخ گونه شود و بايد رعايت شود كه تيغ را به وسيله مالش و زدن روغن نرم كند و بايد رعايت
[صفحه 88]
شود كه تيغ در نرم ترين محل برجستگي حجامت به كار برده شود.
اين مقدمات و شرايط را در عمل هم بايد رعايت كرد تا فصد و حجامت دردآور نباشد.
پس از آن كه فصد و عمل حجامت تمام شد باز هم عمل مالش و روغن مالي تكرار شود مخصوصا پس از خاتمه فصد، بايد بر آن موضع كه بيشتر فرو رفته، چند قطره روغن بچكاند تا شكاف وريد نرم شود و خون به آساني از آن شكاف بيرون آيد نكته مهم ديگري كه فصادها (نيشتر زننده‌ها) بايد به خاطر بسپارند، انتخاب موضع فصد مي‌باشد و موضع فصد، هر چه از قسمتهاي كم گوشت بدن انتخاب شود، دردش كمتر و رنجش آسانتر خواهد بود.
عمل فصد روي «حبل الذراع» [13] و «قيقال» [14] از همه جا دردناكتر است زيرا ارتباط اين دو رگ با گوشت بيشتر است ولي «باسليق» [15] و «اكحل» در برابر فصد (نيش فصاد) كمتر درد احساس مي‌كنند، البته به شرطي كه روي اين دو رگ گوشت نباشد.
معمول است كه پيش از انجام عمل خونگيري موضع نيشتر را با آب گرم بشويند و كمي هم ماساژ بدهند تا جريان خون سريع‌تر گردد و درد فصد را آسانتر سازد، مخصوصا در فصل زمستان اين شست و شو كه براي
[صفحه 89]
گرم و نرم كردن محل فصد به عمل آيد بايد رعايت شود.
خليفه بايد توجه كند كه فصد و حجامت پس از عمل جماع خوب نيست و بايد ميان جماع و حجامت يا فصد دست كم دوازده ساعت فاصله باشد براي فصد و حجامت روزي را انتخاب كنيد كه آسمان صاف و هوا آرام باشد يعني در روزهاي ابري و طوفاني عمل حجامت و فصد، شايسته نيست به خليفه سفارش مي‌كنم كه وقتي آرامش مزاج خود را احساس كرد جلو خونريزي را بگيرد و نگذارد ديگر خون بيايد همچنين بلافاصله پس از فصد و حجامت هم حمام نگيرد، زيرا حمام به دنبال حجامت بيماريهايي به وجود مي‌آورد.
توصيه مي‌كنم كه خليفه پس از حجامت به فاصله‌ي نسبتا زيادي خود را با آب گرم بشويد يعني استحمام كند، آن بيماري كه ملازم حمام بدون فاصله مي‌باشد، تب دردناك (تب مالت) است كه هميشه در بدن خواهد ماند، پس از استحمام بايد موضع فصد را و يا حجامت را به وسيله پارچه كركي يا ابريشمي يا دستمال نخي كه لطيف و نرم بافت باشد، پوشاند بعد هم يك حبه از ترياق اكبر [16] به اندازه‌ي ماش ميل كند.
خوردن اين حب كه حجمش به اندازه‌ي ماش يا عدس كوچك است فقط در فصل زمستان ضرورت دارد ولي در فصل تابستان پس از
[صفحه 90]
حجامت سكنجبين عنصلي [17] كه با شربت معتدل تهيه شده كفايت خواهد نمود.
خليفه مي‌تواند پس از عمل حجامت و فصد از آب ميوه در فصل ميوه بنوشد و اگر ميوه نيست از شربت بالنگ مصرف كند، در جاهائي كه اين امكانات وجود ندارد، بالنگ را از زير دندانش بگيرد و روي آن جرعه‌اي آب نيم گرم بنوشد اما در فصل سرما از سكنجبين و عسل استفاده شود، كه اين شربت خليفه را از بيماريهاي خطرناك لقوه و برص و بهق [18] و جذام به اراده‌ي خداوند متعال ايمن خواهد داشت.
سفارش مي‌كنم كه پس از حجامت يا فصد آب انار را با مكيدن آن بنوشيد، مكيدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت.
باز هم به خليفه توصيه مي‌كنم كه پس از حجامت و فصد، از خوردن غذاهاي نمك دار تا فاصله سه ساعت پرهيز كنيد، چون اگر اين پرهيز مراعات نشود بعيد نيست كه انسان فصد شده يا حجامت كرده به بيماري «جرب» دچار شود.
پس از حجامت خوراك مناسب آن است كه از گوشتها مخصوصا تيهو استفاده شود و شراب هم همان شراب حلال است كه قبلا گفتم و بدن خود را هم پس از حجامت به وسيله روغن معطر «خيري» چرب نمايد و
[صفحه 91]
بعد هم مقداري آب مشك آلود بر سر خود بريزد.
اگر عمل حجامت در تابستان انجام شود، خوراك «سكباج» و «هلام» و «مصوص» مناسب است و خوبست كه خليفه در اين فصل، پس از حجامت از عطر بنفشه و گلاب و كافور استفاده كنند.
پس از حجامت نبايد بلافاصله به زنان نزديك شد، به علاوه مقرر است كه انسان حجامت شده از حركت زياد و خشم و هيجانات عصبي بپرهيزد. مولا اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام مي‌فرمايند:
«
حجامت مايه سلامتي بدن و قوت عقل است».

فن مداوا و معالجه

تدبير درباره وضع عمومي بيمار

يعني پزشك معالج ابتدا به اوضاع عمومي بيمار توجه كند و بعد هم دستور دهد كه وسايل آسايش و راحتي بيمار فراهم شود، يعني محل خواب، اسباب تهويه براي خوابگاه، لطافت لباس و رختخواب او تحت مراقبت و رسيدگي بگيرد.

درمان غذائي

روش تغذيه در بيماران بر حسب تربيت و مزاج ها و نوع بيماري با هم تفاوت فاحش دارند، مثلا شخصي كه به مرض قند مبتلاست نبايد غذاهاي قنددار و نشاسته دار بخورد و شخص مبتلا به بيماري كليه بايد از خوردن نمك محروم شود يا بيمار ديگري كه به اختلال كبد دچار شده
[صفحه 92]
نبايد گوشت و چربي بخورد.

درمان دارويي

كه شامل انواع مختلف داروها مي‌باشد، امام رضا عليه‌السلام در رساله خود راجع به اين قسمت فرموده: براي هر نوع بيماري نوعي از دوا مقرر شده كه بايد به شرح زير رعايت شود.

مداواي بيماري با دواي مناسب

وقتي بيماريها را به گروه نوعي تقسيم مي‌كنيم و مي‌بينيم هر گروه يك نوع دواي مخصوص دارند كه از نظر كيفيت و مقدار با انواع ديگر دوا ها تفاوت دارند و اين اختلاف است كه بايد پزشك معالج آن را با موازين طبي انطباق دهد و رعايت نمايد، مثلا «كنين» دواي عمومي مالاريا و سولفور (ارسنيك) داروي بيماري سفليس مي‌باشد.

رعايت ارتباط عوامل فيزيكي با هم در معالجه بيماران

ما به تجربه مشاهده مي‌كنيم كه دسته‌اي از بيماران به ترتيب زير درمان مي‌شوند: مثلا در چشمه‌هاي معدني حمام مي‌گيرند يا به وسيله روغنهاي مخصوصي ضماد مي‌كنند يا ماساژ مي‌دهند، درمانهاي الكتريكي و حجامت هم از همين نوع درمانها مي‌باشد.

درمان روحي

عموما اختلال هاي مشاعر و روان را روان پزشكان با روش پسيك آناليز (روان كاري) يا هيپنوتيزم برطرف مي‌سازند.
[
صفحه 93]

 
       
دوشنبه 18 مرداد 1395  2:59 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh rozgol ghiyase65 rasekhoon_m feridoun3 v_saeidi124 smhhms fsmuosavi shirdel2 nargesza zahra_53 hadis836
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8399
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:طب الرضا ( علیه السلام ) (51 ,52)

درمانهاي جراحي

اين نوع معالجات در بيماريهائي به كار مي‌رود كه مداواي آنها با خوردن و نوشيدن داروها و تزريق آنها مقدور نباشد.
پيشرفت شگرفي كه در اين قرن در علوم پديد آمده، بخصوص در علم طب، تحول بزرگي به زندگي بشر داده و در سايه اكتشافات حيرت‌آور علوم، روش درمان به كلي عوض شده، حتي در ربع قرن اخير بيشتر امراض در بعضي از كشورهاي مترقي، به واسطه كشفيات جديد از بين رفته است.
داروهاي زيادي كشف شده و براي معالجه بيماريهائي كه در گذشته علاجش مشكل بود از آن استفاده كرده‌اند كه مهمترين آنها ضد ميكروبها، ضد زخمها و ضد عفوني ها مي‌باشد كه به ميدان مبارزه با بيماريها آمده همچنين براي مبارزه با انواع بيماري سل از نيروي برق استفاده شده و بيماري مالاريا با اكتشافات جديد، تقريبا ريشه‌كن شده است.
با اين همه روش معالجات فيزيكي همچنان به جاي خود پايدار مانده است درمانهاي فيزيكي كه حجامت نوعي از اين قبيل درمانها است هنوز مورد استفاده واقع مي‌شوند اين نوع درمانها در تاريخ پزشكي سابقه‌ي طولاني دارد كه شايد آغاز تاريخ پيدايش علم طب باشد.
ما در كتابهاي طبي قديم هم حمام هائي را در يونان مي‌خوانيم كه پزشكان و حكماء و احيانا پيامبران گذشته مردم را به استفاده‌ي از آنها
[صفحه 94]
توصيه مي‌كرده‌اند.
عمل حجامت نيز از آن دسته درمانها است كه با داشتن سابقه بسيار قديم هنوز استفاده مي‌شود و گذشتگان آن را مانند يك امر واجب تلقي مي‌كردند در طب قديم نام حجامت را با ابهت و درخشان مي‌يابيم، چنانكه جالينوس مي‌گويد: خون، بنده توست ولي نبايد فراموش كني كه اگر، مولائي بنده خويش را آزاد بگذارد، سرانجام با دست همان بنده از پاي در خواهد آمد، پس توجه كن اگر ديدي اين بنده تو (خون تو) صالح است، در بدنت نگاهش بدار و اگر ديدي به قتل تو كمر بسته (تو را بيمار و رنجور مي‌كند) از خود دور كن.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در اين باره فرموده: حجامت كنيد و نگذاريد، طغيان خون شما را بكشد و اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام فرموده: حجامت مايه سلامتي تن و نيروي عقل مي‌باشد.
و امام جعفرصادق عليه‌السلام فرموده: عمل حجامت براي گردش خون نافع است، اگر كسي به سر گيجه دچار شد حتما حجامت كند زيرا بهترين داروها حجامت و سعوط است. [19].
حضرت رضا عليه‌السلام مي‌فرمايد: درمانها بر چهار نوع مي‌باشند:
1 -
حجامت كردن
[صفحه 95]
2 -
ضماد داشتن
3 - قي كردن
4 - اماله كردن
اما اهميت حجامت به آن اندازه است كه طب جديد با داشتن اين همه سلاح و تجهيزات براي مبارزه با بيماريها باز هم حجامت را از ياد نبرده است.
طب جديد درباره بسياري از بيماريها حجامت را تجويز و گاهي هم ضروري و لازم مي‌داند و آن را يك معالجه مؤثر معرفي مي‌كند، طب جديد، حجامت را مورد استفاده قرار مي‌دهد بخصوص در موقعي كه فشار خون به حد افراط پيش رود، پزشك فورا دستور فصد و حجامت مي‌دهد يا هنگامي كه شريان مغزي پاره شود عمل حجامت يك معالجه صد در صد ضروري مي‌باشد.
كتابهاي طبي اغلب شان نام حجامت را ذكر كرده‌اند، در بيماريهاي قلبي، كليوي و بيماريهاي موضعي و در بسياري از امراض وريدي مانند بسته شدن خون در يك منطقه‌ي مخصوص (سكته ناقص) و در بيشتر بيماريهاي چشم، از حجامت استفاده مي‌شود.
اما فصد و خون گيري طبي كه از ملحقات حجامت هستند به نوبه‌ي خود فوايد بسياري دارند كه ما در فصلهاي گذشته‌ي اين رساله طي دستورهاي غذائي متناسب با تحولات فصلي يادآور شديم كه در موسم بهار بدن=
[
صفحه 96]
آدمي از آسايش و سكون چند ماهه خود در زمستان قدم به ميدان فعاليت و حركت مي‌گذارد، در اين موقع، آنچه كه در موسم زمستان، در معده و روده ها و رگهاي بدن جمع شده، به شخص سنگيني مي‌كند، پس براي او لازم است كه خود را از سنگيني آنچه كه در درون خود دارد نجات دهد.
همچنين در ضمن دستورات قبلي استفاده از مسهل هاي نمكي را كه در پاك كردن جهاز هاضمه و كيسه صفرا بسيار سودمند هستند با تأكيد بيان كرديم ولي در اين جا به ضرورت عمل حجامت اشاره مي‌كنيم.
هنگامي كه مسهل هاي مختلف نتوانند، خون را از غلظت و كثافت و كندي حركتش برهانند، استفاده از حجامت يك عمل صد در صد لازم و واجب محسوب مي‌شود و اينك لازم است كه اهميت حجامت فني را يادآور شويم.
حجامت نوعي فصد است (خون گيري) ولي فصد عادي نيست، زيرا از وريد خوني نمي‌گيرند بلكه از رگهاي بسيار باريك و ريز بدن كه فقط با ميكروسكوپ ديده مي‌شوند، خون مي‌گيرند.
امام عليه‌السلام در رساله خود فرموده: خليفه بداند كه حجامت از رگهاي باريك و پراكنده در عضلات، خون بيرون مي‌آورد.
لذا امام عليه‌السلام با دقت و احتياط خاصي حجامت را با مقتضيات مزاجي و ضرورتهاي گوناگون، از هم جدا كرده و سودهاي آن را براي هر كدام از
[صفحه 97]
عضوها بيان مي‌فرمايد كه مثلا عمل حجامت از زير گلو دردهاي دهان را درمان مي‌كند و لثه ها را از فساد ايمن مي‌سازد.
امام عليه‌السلام در بيانات بسيار درخشان خود، عوامل و فوايد حجامت را يكي پس از ديگري توصيف و بيان فرموده كه: مهمترين مرض هائي كه در اثر عمل حجامت درمان مي‌شوند عبارتند از: درد دندانها، فساد لثه ها ، خفقان قلب، اختلال عمل كليه ها، ناراحتيهاي مزمن مثانه، ناراحتيهاي رحم، به هم خوردگي قاعده حيض (رگل)، جوشهاي جلدي و دمل ها.
بعد هم به تشريح عمل حجامت و شرايط انجام اين عمل پرداخته است و مي‌فرمايد: كه چگونه بايد آلات و اسباب حجامت را آماده سازند و پس از انجام عمل، موضع حجامت و فصد را چگونه علاج كنند و به چه ترتيب حالت شخص خون گرفته را به صورت عادي بازگردانند.
امام عليه‌السلام در اين مورد، از عطرها و روغن هائي نام برده كه اثرشان در تنظيم وضع عمومي بيمار انكار ناپذير است.
امام عليه‌السلام در مورد فصد، آشكارترين و آلوده ترين رگهاي بدن را به فصاد (خون‌گير) نشان مي‌دهند، مانند: حبل الذراع (رگهاي زير بازو)، باسليق و قيقال، بعد هم دستور لازم قبل از فصد و بعد از فصد را توضيح مي‌فرمايند.
درباره شرايط موسمي، شرايط فضائي، شرايط مزاجي و ساير عوامل دخيل را بيان مي‌فرمايند و به دنبال اين دستورات به غذاها و
[صفحه 98]
نوشابه هائي كه براي بيمار پس از فصد و حجامت مفيد مي‌باشد اشاره مي‌كنند، مانند مكيدن انار ملس، نوشيدن شربتهاي گوارا و خوردن غذاهاي مقوي ولي زود هضم و بعد استراحت روحي و جسمي و دوري جستن از فعاليت و حركات و دور نگهداشتن اعصاب از هيجانات.
آن حجامت فني با توضيحي كه داده شد، امروز هم در علم طب مقام شامخي را داراست تا آنجا كه هنوز پزشكان جهان نتوانسته‌اند در درمان بعضي از دردها خود را از حجامت بي‌نياز بدانند و گواه اين سخن، كتابهاي طبي امروز است كه در برنامه‌هاي درسي دانشجويان پزشكي قرار دارد.
اما اينكه گفته شده «عمل حجامت حملي زيان بخش است، زيرا بيمار را به (كم خوني) مبتلا مي‌سازد» البته اين سخن در جاي خود درست است، اما با فرموده‌هاي امام عليه‌السلام اختلاف ندارد زيرا امام عليه‌السلام عمل حجامت را در مزاج هاي مقتضي ضروري شمرده و در عين حال به عوارض حجامت كه روي ساق پا انجام شود اشاره كرده‌اند كه مي‌فرمايند:
«
نبايد فراموش كرد كه خونگيري از ساق پا بدن را ضعيف و نحيف مي‌سازد و گاهي پيش مي‌آيد كه در نتيجه اين حجامت ها غش هاي شديد (سستي و بيحالي) به انسان دست مي‌دهد».
پس ملاحظه كرديد كه امام عليه‌السلام عمل حجامت را در شرايط مقتضي و
[صفحه 99]
روي مزاج هاي متناسب و اوقات معين با وسايل معمول دستور داده است كه مسلما اين دستور شامل گروهي كه به كم خوني و ضعف مزاج مبتلا هستند نخواهد شد.

خوراك هاي مركب

اشاره

يعني خوراك هاي مختلفي كه براي شخص مضر مي‌باشد در اين باره امام عليه‌السلام مي‌فرمايند: من به خليفه، سفارش اكيد مي‌كنم كه از خوردن ماهي و تخم‌مرغ در يكبار پرهيز كند، زيرا تركيب اين دو غذا در معده با هم جهاز هاي هاضمه را دچار رنج خواهد كرد و مقدمات بيماري نقرس، قولنج، بواسير و درد دندان را فراهم خواهد آورد.
من به خليفه سفارش مي‌كنم كه: شير را با «نبيذي» كه اهل نبيذ از خوردنش باك ندارند يك جا ننوشد، زيرا شرب نبيذ، نقرس و برص به بار مي‌آورد باز هم به خليفه توصيه مي‌كنم كه از افراط در خوردن پياز، خودداري كند زيرا مصرف پياز زياد رنگ نشاط و شادي را از چهره مي‌برد و سايه‌اي غم انگيز در سيما مي‌نشاند و از خوردن گوشتهاي قورمه شده شور و ماهيهاي شور پس از عمل فصد و حجامت خودداري كند زيرا موجب بيماريهاي برص و سفيدك هاي روي پوست مي‌شوند.
خوردن قلوه و جهازات دروني گوسفند مانند سيرابي و شيردان درست نيست، چون اين نوع خوراك ها براي مثانه زيان بخش مي‌باشد.
من به خليفه يادآور مي‌شوم كه با شكم سير حمام نگيرد چون سبب
[صفحه 100]
توليد قولنج مي‌شود و استحمام پس از خوردن گوشت ماهي با آب سرد جايز نيست، چون اين كار با خطر فلج شدن توأم است.
شب هنگام بالنگ نخوريد زيرا بالنگ در شب روي چشم‌ها اثر نامطلوب مي‌گذارد و مردمك ديده را به عارضه حول (دور بيني) تهديد مي‌كند.
به زن حائض نزديك نشويد چون اين عمل فرزند سالمي به بار نخواهد آورد وقتي از عمل جماع فارغ شديد ادرار كنيد زيرا حبس مني و ادرار در مجرا توليد سنگ مثانه مي‌كند.
پشت سر هم جماع نكنيد چون اين عمل فرزند شما را به جنون مي‌كشاند، از افراط در خوردن تخم‌مرغ بپرهيزيد زيرا اين افراط، كبد را از عمل منظم باز مي‌دارد و در سر معده بادهاي زيان بخشي به وجود مي‌آورد.
شكم را از تخم‌مرغ پخته پر نكنيد تا به تنگي نفس و عارضه نفخ (باد كردن شكم) دچار نشويد افراط در خوردن انجير زيان آور است، آنان كه پس از خوردن شيريني يا غذاهاي گرم آب سرد مي‌نوشند به زودي دندانهاي خود را از دست خواهند داد.
و كساني كه در مصرف گوشت گاو و شكار زياده‌روي مي‌كنند، به اختلال مشاعر و بهت زدگي دچار خواهند شد و اين اشخاص به مرض فراموشي و كند ذهني مبتلا خواهند شد.
[
صفحه 101]

غذاهاي ناسازگار

علم شيمي از فعل و انفعالات مواد و تركيب آنها و از اثر شيميايي آنها بحث مي‌كند و چنين استدلال مي‌نمايد كه: نتيجه اين فعل و انفعالات شيميايي است كه هر كدام از مواد مخلوط شده خواص اصلي خويش را از دست مي‌دهند و به صورت يك جسم سوم در مي‌آيند كه به هيچ يك از مواد فورمولي خود شبيه نيستند، مثلا اگر ما يك ترشي شيميايي را گرفتيم و آن را با يك ماده ديگر مخلوط كرديم، بعضي از گازهاي آن مي‌پرد و تبديل به يك ماده جديدي (نمكي) مي‌شود كه اين ماده با آن صفات ترشي و يا مخلوط اختلاف دارد.
در سرآغاز مفردات علم طب، يعني علمي كه از دارو و تركيبات شيميايي داروئي و دستور دارو سازي، سخن مي‌گويد موضوع مهمي را با پزشك و دارو ساز به ميان مي‌گذارد و آن موضوع «عدم توافق تركيبي بين مواد» مي‌باشد.
اين عدم توافق در ميان گروهي از مواد شيميايي به سه قسمت تقسيم مي‌شود.
1 -
مواد شيميايي
2 - فيزيولوژي
3 - داروئي
علم مفردات طب خطر شيميايي موادي را كه روي بيماران اثرات خطرناك و كشنده يا نامطلوبي دارد در كتابي جمع آوري نموده و مقرر
[صفحه 102]
مي‌دارد كه دارو سازان و دارو فروشان اگر احيانا در نسخه‌هاي پزشكان به چنين داروها و موادي برخورد كردند از دادن آن دارو اكيدا خودداري نمايند و پزشك را هم از خواب غفلت بيدار كنند تا دوباره مرتكب چنين اشتباهي نشود.
همين قاعده ناسازگاري مواد در ميان مواد غذائي هم صدق مي‌كند و مانند مواد شيميايي خطرهاي گوناگون و گاهي هم مرگ و مير به دنبال خواهد داشت امام رضا عليه‌السلام قسمت مهمي از اين مواد غذايي را در رساله خود نام برده و نتيجه خطرناك آن را هم با نام و مشخصات كامل بيان فرموده‌اند.
امام عليه‌السلام در بيانات كوتاه خود گروهي از بيماريهائي كه علت آنها ناشناخته هستند را مولود تركيبات مسموم غذائي بيان كرده‌اند.
گرچه در كتابهاي طبي پيرامون اين گونه بيماريها سخنان مختلفي گفته‌اند و استدلال هاي متفاوتي نموده‌اند ولي آنچه مسلم مي‌باشد اين است كه تركيبات ناسازگار غذائي جهازات هاضمه را دچار نقص و اختلال مي‌كند و كسي از اطباء نيست كه اختلال و عفونت جهازات هاضمه را مهم نداند.
حتي علم طب امروز با اين همه ترقياتش هنوز به تحقيق نتوانسته است منشاء دسته‌اي از امراض مانند نقرس و برص را بشناسد اما ارتباط اين امراض با دستگاه جهاز هاضمه انكار ناپذير مي‌باشد.
[
صفحه 103]
در پايان فصل امام عليه‌السلام يك سلسله سفارشهاي باارزش بهداشتي به مأمون مي‌كنند كه مسلما در طب و بهداشت اهميت فراواني را حائز مي‌باشد.
امام عليه‌السلام به مأمون سفارش مي‌كنند با زنان هنگام رگ نزديكي نكند زيرا اين مقاربت براي هر دو طرف زيان بسيار دارد و به همين جهت است كه در همه‌ي دينهاي آسماني اين نزديكي تحريم شده است.
امام عليه‌السلام از خوردن گوشت ناپخته پرهيز مي‌دهند كه امروز با تحقيقات عميق طبي مسلم شده كه اين نوع گوشتها مخصوصا گوشت گاو حاوي چندين نوع كرم و انگل مي‌باشد كه اگر خداي ناكرده، اين كرمها (كه محصول گوشتهاي نپخته‌اند) در بدن انسان به كبد و مغز راه يابند بزرگترين خطرها را ببار خواهند آورد. امام عليه‌السلام با لحن ترس آوري درباره دندانها سفارش مي‌كنند و از آميختن سردي ها و گرمي ها با هم در دهان، مأمون را برحذر مي‌دارند روشن است كه اين ناپرهيزيها در حق دندان چه خواهند كرد؟ و همچنين از افراط در خوردن شيريني مأمون را پرهيز مي‌دهند.
امام عليه‌السلام در اين دستورهاي مفيد ضمن ابراز تهديد و تنبيه، مأمون و بلكه عموم مسلمانان جهان را به نظافت توصيه مي‌كنند و چنين مي‌فرمايند: جهازات تناسلي را هميشه پاك و تميز نگهداريد و در ميان دو جماع يك غسل را فاصله قرار دهيد تا بدين ترتيب از زيان جماع هاي
[صفحه 104]
پشت سر هم به دور بمانيد كه امتيازات اين گونه تعاليم بهداشتي در طب و بهداشت بر هيچ كس پوشيده و پنهان نيست.

استحمام

امام عليه‌السلام مي‌فرمايند: پيش از آنكه به حمام داخل شوي مراقب باش تا در قسمت سر و گردن خود ناراحتي نداشته باشي، اگر چنين احساسي در خود يافتي موقتا از استحمام صرف‌نظر كن.
نخستين ماده از برنامه استحمام تو اين است كه پنج كف پر از آب گرم بر خود بريزي اين كار با اراده خداي متعال شما را از آسيب سردرد ايمن خواهد داشت گفته شده، پنج بار اين عمل تكرار شود، يعني مجموعا بيست و پنج مشت از آب گرم برداشته شود خليفه بايد بداند كه ساختمان حمام از چهار اطاق تشكيل يافته، همان طوري كه بدن انسان هم بر روي مزاج چهار عنصر بنا شده است: نخستين اتاق حمام سرد و خشك است جائي كه لباسها را از تن بيرون مي‌كنند دومي، سرد است و تر - سومي، گرم است و تر - چهارمي گرم است و خشك. [20].
منافع حمام بسيار زياد است، كه هم هواي مزاج را معتدل مي‌كند و هم چرك و شوخ را از بدن مي‌زدايد و هم چربيهاي چركين روي پوست بدن را آب مي‌كند اعصاب و رگها را نرم مي‌سازد و به اعضاي ريشه‌اي بدن
[صفحه 105]
(
اعضاي اصلي) نيرو مي‌بخشد و بالاخره عفونتهاي تن را مي‌شويد.
اگر مي‌خواهيد، در نتيجه استحمام پوست بدنتان به جوش و سوختگي هاي ديگر مبتلا نشود پيش از استحمام بدن خود را سرا پا با روغن بنفشه بيالائيد و هنگامي كه به نوره خانه پا نهاديد تا موهاي بدن را به وسيله نوره از بدن پاك كنيد و در عين حال از پيدايش زخم و چاك خوردگي پوست و سياهي رنگ (نوره) انديشناكند بهتر است قبلا حمام سرد بگيريد، يعني با آب سرد بدن خود را بشوئيد.
كسي كه تصميم دارد از نوره استفاده كند، بايد دوازده ساعت (يعني يك روز كامل) از عمل جماع پرهيز كند و يه دهم نوره را با اندكي «صبر» و «حضض» [21] و «اقاقيا» مخلوط كند فرق ندارد كه اين مواد جدا جدا تهيه شود يا همه را يك جا بكوبند سپس قسمتي از آن كوبيده را با نوره كه قبلا آن را عمل آورده‌اند مخلوط كنند.
اصولا تا نوره را به عمل نياورند نبايد ماده ديگري را به آن مخلوط كنند.
نوره را با اين ترتيب تهيه كنند: از بابونه، مرزنگوش، بنفشه‌ي خشك يا گل سرخ مقداري در آب داغ بريزند و نوره را با اين جوشانده معطر خمير كنند و مقدار اينها به ميزاني باشد كه آب داغ را معطر كند.
در نسبت مواد نوره هم بايد رعايت شود كه زرنيخ از ميزان يك ششم نسبت به
[صفحه 106]
ساير مواد تجاوز نكند، سپس روي قسمت‌هاي مو دار بدن بگذارند و پس از خاتمه كار و شستن بدن محل تنوير شده را با موادي مركب از برگ شفتالو و «ثجير العصفر» و حنا و گل و سنبل بمالند تا بوي زننده نوره جاي خود را به عطر دلپذير گلها بدهد.
كسي كه بخواهد بدنش را به تنوير بكشد و در عين حال از سوزش نوره در امان باشد، بايد پس از استعمال، آن را كمتر زير و رو كند و هر چه زودتر بشويد و جاي نوره كشيده را با روغن گل مالش دهد.
اگر بدن انسان در نتيجه احتراق نوره آسيب ديد چاره اش اين است كه عدس پوست كنده را بكوبند و بعد آردش را با گلاب و سركه مخلوط كنند و جاي سوختگي را با اين خمير ماساژ دهند با خواست خداوند بزرگ آن زخم التيام خواهد يافت.
كساني كه مي‌خواهند از سوزش نوره در امان باشند، بايد قبل از استعمال نوره موضع آن را با سركه انگور ثقفي و روغن گل به خوبي مالش دهند، آن محل ديگر از مواد سوزنده تنوير هر قدر هم كه قوي باشد زياني نخواهد ديد.

بهداشت بدن

اشاره

در بدن انسان نيرو هائي به وديعت گذارده شده‌اند كه مسئول بنا كردن و تعمير بدن هستند اما بايد توجه كرد كه ساختمان بدني آدميزاد تنها به سبب اين قوا اداره نمي‌شود، بلكه نيروهاي ديگري هم همراه با نيروهاي
[صفحه 107]
مولد و مرمت كننده به كار نظافت و اصلاح بدن اشتغال دارند.
مثلا كبد انسان مأمور است از مواد غذائي خون پاك تهيه كند و آن را به قلب تحويل بدهد باز هم همين كبد مأمور است كه مواد زائد و رسوبي و كثيف غذاها را از خون جدا كند و بنحوي از بدن بيرون كند تا موجبات مسموم شدن تن و انحراف از بهداشت همگاني فراهم نگردد.
اما همين كبد هميشه را عهده انجام كار خود برنمي‌آيد، زيرا گروهي از غذاهاي مسموم و سوزناك مانند الكل، پيدا مي‌شوند كه دست از جان كبد برنمي‌دارند و در دهليزهاي آن خانه مي‌كنند و عاقبت عمل فعاليت آن را به هم مي‌زنند، كليه ها در بدن انسان مسئوليت دارند كه فضولات بدن را خواه اين كه آن فضولات به خود بدن انسان مربوط باشند و خواه در اثر فعاليتهاي گوناگون بدن به وجود آمده باشد دفع كنند.
در خون آدمي موادي يافت مي‌شوند كه بايد نام آن را «مايه وجودي خون» گذاشت ولي اين مواد بايد به نسبت معين باشد و اگر از آن نسبت تجاوز كند، همين مايه‌ي وجودي خون، سبب فاسد شدن خون مي‌گردد و مرض دلمه بستن خون را به وجود مي‌آورد.
به مواد قندي كه يكي از تشكيل دهندگان خون بدن انسان مي‌باشد توجه كنيد، بايد به يك نسبت معين در خون باشد اما وقتي كه از آن حد تجاوز كند، براي خون خطرناك خواهد بود، در اين هنگام است كه كليه ها با فعاليت مداوم خود، مواد زائد قند را از خون خارج ساخته، دفع مي‌كنند.
[صفحه 108]
همين طور است وضع اوره، كه وقتي در خون بيش از حد معينش باشد، به وسيله تلاش كليه ها متعادل خواهد شد، اگر اوره در خون زياد شود و كليه ها نتوانند آن را تعديل كنند خون مسموم مي‌شود در اين صورت تكليف بيمار روشن است كه چه خواهد شد.
كليه ها به قلب و كبد كمك مي‌كنند، اما خودشان هم از ريه ها و پوست بدن كمك مي‌گيرند، بدين نحو كه ريه ها هواي پاك را از فضا مي‌گيرند و به خون مي‌رسانند و پوست بدن آدمي هم در تهيه اكسيژن براي بدن، دست كمي از ريه ها ندارد.
گرچه فعاليت ريه ها علاوه بر جذب اكسيژن براي خون، خارج كردن گاز كربن از خون هم مي‌باشد ولي نبايد فراموش كرد كه منطقه تنفس پوست بدن بسيار پهن و وسيع است و عملش هم از كليه ها پيچيده‌تر و نافع‌تر است

 
       
دوشنبه 18 مرداد 1395  3:00 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ghiyase65 rasekhoon_m nargesza zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها