نسیم رحمت
خواهر پروین محمّدی اهل باختران در سال سوّم دبیرستان مبتلا به تشنج اعصاب شدند و پس از بی اثر بودن معالجات مکرر و ناامیدی از همه جا همراه خانواده عازم مشهد مقدس می شوند به امید شفا از امام رضا(علیه السلام) .
مادر ایشان این کرامت را اینگونه بیان می کند :
« وقتی به قم رسیدیم با خود گفتم خوبست اوّل به زیارت خواهر امام رضا(علیه السلام) برویم اگر جواب نداد به مشهد می رویم ; ساعت 2 بعد از نیمه شب بود که به قم رسیدیم ; ساعت 9 صبح به حرم مشرّف شدیم و دخترم را که به سختی خوابش می برد و در اثر تشنج اعصاب دچار مشکلاتی می شد با حال توجه و توسل به حضرت معصومه(علیها السلام) ، به نزدیک ضریح بردم و براحتی خوابید .
پس از مدّتی که از نماز ظهر و عصر گذشت بوی عطر عجیبی حرم را گرفت و دیدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش کشیده شد و رنگ او برافروخته شد و گوشه چادر او را که به ضریح بسته بودم باز شد ; در همین حال دخترم براحتی از خواب بیدار شد و گفت مادر کجایی ؟
پاورقی
1 ـ این کرامت از زبان فرد شفا یافته با صدا و تصویر توسط سمعی ، بصری آستانه مقدّسه ضبط شده است .
صفحه76
گفتم : حرم حضرت معصومه(علیها السلام) . گفت : مادر ، گرسنه ام ! من که ماهها بود حسرت شنیدن این کلمه را از او داشتم ، گفتم :برویم بیرون حرم ; با هم داخل صحن حرم شدیم از او پرسیدم ; احساس ناراحتی نمی کنی ؟ گفت : نه ، الحمدلله خوب هستم . و من احساس کردم که حالت او طبیعی شده و شفا یافته است و از حضرت معصومه تشکر نمودم » .(1)
شربت شفابخش
روز چهاردهم شعبان برابر با 26 دیماه 1373هـ . ش . و در آستانه عید بزرگ نیمه شعبان بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت(علیهم السلام) پذیرای میهمانی است که از راه دور آمده ، او همسایه برادر است که به دعوت خواهر او به امید شفا به این بارگاه رو آورده است ، او امیر محمّد کوهی ساکن مشهد و کارمند سابق اداره امور اقتصادی و دارایی آن شهر است که داستان خود را چنین بیان می کند :
« سه سال بود که به بیماری فلج مبتلی بودم و قادر به حرکت نبودم و با ویلچر حرکت می کردم ; پیش اطبّاء متخصّص مشهد و تهران رفتم و مراحل مختلف درمان را ( از عکس و آزمایش و سی تی اسکن و غیره ) گذراندم و بارها در بیمارستان بستری شدم و در مجالس دعا و توسّل در حرم مطهّر حضرت رضا(علیه السلام)به قصد شفا شرکت کردم ولی عنایتی نشد در همین اواخر به خاطر ناراحتی زیاد « خود و خانواده ام » به حرم مشرّف شدم و با سوز دل عرض کردم : آقا ! شما غیر مسلمانان را محروم نمی کنید پس چرا به من شیعه توجه نمی فرمائید ؟ ! آقا یا جوابم را بده یا می روم قم و به خواهرتان شکایت می کنم و او را واسطه قرار می دهم ; آنگاه خطاب به حضرت معصومه(علیها السلام)عرض کردم : من که همسایه برادر شما هستم و فردی عائله مندم و در عمر خود خیانتی نکردم و در حدّ توان درستکار بودم چرا ایشان مرا شفا نمی دهند ؟
پاورقی
1 ـ این کرامت توسّط سمعی ، بصری آستانه مقدّسه ضبط شده است .
صفحه77
بعد از این توسل و عرض گلایه در عالم خواب خانمی را دیدم به من فرمود : شما باید به قم بیایی تا شفایت دهم .
عرض کردم شما که به خانه ما آمدی و میهمان ما هستی همینجا شفایم بده ; من پولی ندارم که به قم بیایم .
فرمود : شما باید به قم بیایی .
من خوابم را به عیال و فرزندانم نقل کردم ، پس از مدّتی پسرم به من گفت : پدر ! ما که همه دارایی خود را در راه معالجه شما خرج کردیم ، من مبلغی ـ را از فروختن چند جعبه نوشابه ای که در خانه داشتیم ـ تهیّه نمودم ; این را خرج سفر کنید و به قم بروید ، امیدوارم که شفا پیدا کنید .
من راهی قم شدم ، پس از رسیدن به قم وضو گرفتم و وارد حرم شدم ; از دو نفر تقاضا کردم زیر بغل های مرا گرفته و کنار ضریح ببرند ; مرا کنار ضریح بردند ( خسته بودم و ناتوان ) بعد از زیارت و التجاء بسیار همان کنار ضریح پتوی خود را به سرکشیده ، خوابم برد .
صفحه78
در عالم خواب خانمی را دیدم با چادر مشکی و روبندی سبزرنگ به من فرمود : پسرم خوش آمدی ! اکنون شفا یافتی ، برخیز ، تو هیچ بیماری نداری . عرض کردم : من بیمار و زمین گیرم . ایشان پیاله گِلی پر از چای را به دست من داد و فرمود : بخور . من چای را خوردم ; ناگهان از خواب بیدار شدم دیدم می توانم روی پا بایستم ، از جا برخاستم و خود را به ضریح مقدّس رساندم و بالاخره در این روز ، عیدی خود را از « بی بی » گرفتم » .(1)
این بود شمّه ای از الطاف بی شمار و عنایات بسیار و کرامات فراوان این بانوی بزرگ که به واسطه وجود پاکش سرزمین قم مأوای عاشقان و سالکان طریق هدایت و قبله آمال عارفان حقیقت گشته است . به امید آنکه همین مختصر ، شربتی باشد به کام خشکیده عاشقان دلسوخته و چراغ راهی گردد برای بیدار شدگان از خواب غفلت ، بدان امید که حضرتش همه را از ره لطف مورد عنایت قرار داده و بر سبیل هدایت رهنمون گردد انشاء الله .
پاورقی
1 ـ این کرامت ضبط صوتی ، تصویری شده و در سمعی ، بصری آستانه موجود است .
صفحه80
بخش ششم : حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)در شعر شاعران
اشاره
در طول تاریخ ، شعرای اسلامی و سرایندگان آزاده شیعه ، سهم به سزایی در ترویج مکتب امامت و ولایت و اشاعه فضایل و مناقب اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) داشته اند که سروده های حکمت آموز آنان همیشه صفابخش قلوب عاشقان و شیفتگان خاندان نبوّت و رسالت بوده است و به عنوان سندی جاوید و ماندگار در طول قرون و اعصار پیام آور مظلومیت و حقّانیّت مکتب سرخ علوی و مبیّن قطره ای از دریای بی کران فضایل اهل بیت(علیهم السلام)بوده اند .
و در همین راستا ، عظمت مقام کریمه اهل بیت(علیهم السلام) این شاعران و منادیان حق و آزادی را به اظهار خالصانه ترین تعظیم و تکریم در برابر بارگاه ملکوتی آن بزرگ بانوی اسلام و سرودن اشعار و قصایدی ژرف و عمیق پیرامون فضایل و مناقب آن بزرگوار وادار نموده است ، که مجموعه آنها خود دیوان مستقلّی خواهد بود ولی در اینجا به برگزیده ای از آنها اکتفا می کنیم :
81صفحه
نورین نیّرین « فاطمه زهرا و فاطمه معصومه (علیهما السلام) »
نور خدا در رسول اکرم پیدا
کرد تجلی ز وی به حیدر صفدر
و ز وی تابان شده به حضرت زهرا
- اینک ظاهر ز دخت موسی جعفر
گر که نگفتی امام هستم بر خلق
موسی جعفر ولیّ حضرت داور
فاش بگفتم که این رسول خدایست
معجزه اش می بود همانا دختر
دختر جز فاطمه نیاید چون این
صلب پدر را وهم مشیمه مادر
دختر چون این دو از مشیمه قدرت
نامد و ناید دگر هماره مقدّر
آن یک امواج علم را شد ، مبدء
وین یک افواج علم را شده مصدر
آن یک بر فرق انبیا شده تارک
وین یک اندر سرْ اولیا را مغفر
آن یک در عالم جلالت « کعبه »
وین یک در ملک کبریایی « مشعر »
آن یک خاک مدینه کرده مزیّن
صفحه قم را نمود این یک انور
خاک قم این کرده از شرافت جنّت
آب مدینه نموده آن یک کوثر
زیبد اگر خاک قم به«عرش»کندفخر
شاید گر « لوح » را بیابد همسر(1)
پاورقی
1 ـ گزیده ای از قصیده حضرت امام خمینی(رحمه الله) ، دیوان امام ، ص257 ـ 254 .
صفحه82
دخت خورشید(1)
ای دختر عقل و خواهر دین
وی گوهر درج عزّ و تمکین
عصمت شده پای بند مویت
ای علم و عمل مقیم کویت
ای میوه شاخسار توحید
همشیره ماه و دخت خورشید
وی گوهر تاج آدمیّت
فرخنده نگین خاتمیّت
شیطان بخاطب « قم » براندند
پس تخت ترا بقم نشاندند
کاین خانه بهشت و جای حوّاست
ناموس خدای جایش اینجاست
اندر حرم تو عقل ماتست
زین خاک که چشمه حیاتست
جسمی که در این زمین نهان است
جانی است که در تن جهان است
این ماه منیر و مهر تابان
عکسی بود از قم و خراسان
ایران شده نوربخش ارواح
مشکاة صفت به این دو مصباح
از این دو حرم دِلا چه پرسی
حق داند و وصف عرش و کرسی
هر کس به درت بیک امیدی است
محتاج تر از همه « وحیدی » است
پاورقی
1 ـ گنجینه دانشمندان ، ج1 ، ص19 ، « قصیده از آیة الله وحیدی خراسانی » .
صفحه83
فاطمه ثانی(1)
ای که به خلق جهان تویی سر و سرور
شأن تو از قدر کاینات فزون تر
وقت ثنای تو مات عقل خردمند
گاه مدیح تو محو فکرِ سخنور
طایر وهم ار ، رسد به پایه قدرت
بال و پرش سوزد ار بود چو سمندر
شانه گیسوی توست ، پنجه خورشید
آینه روی توست ماه منوّر
رشحه ای از نور طلعت تو به افلاک
بَر شد و افلاک از آن شدند پُر اختر
عکس زابروی تو هلال چو برداشت
گشت مشارالیه خلق سراسر
بهر وجود تو خلق گشته دو عالم
بهر تو گردیده کاینات مسخّر
پاورقی
1 ـ گنجینه دانشمندان ، ج1 ، ص24 ، قصیده ای از آیة الله ثقفی تهرانی ـ میرزا محمّد .
صفحه84
خلقت هستی ، تو داده ای به همه خلق
ز آنرو مهتر تویی بر این همه کهتر
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
از مدد فیض تو شدند پیمبر
کفو تو را چون نکرد خلق خداوند
ز آن ننمودی به عمر خویش تو شوهر
خلق جهان جمله اند زوج و خدا فرد
تو چو خدا فردی و نداری همسر
ذرّه ای از عصمتت زنان جهان را
گر برسد مریمند جمله و هاجر
شبنمی از جودِ توست رحمت نیسان
سبزه ای از کِشت تو است گنبد اخضر
دست کشیدی مگر تو بر سر آهو
کز وی حاصل شداست نافه اذفر
واللّیل از موی تو شداست مبیَّن
والشّمس از طلعت تو گشته مفسَّر
باب عطایت گشاده بر همه عالم
چشم امید خلایق است بر این در
صفحه85
حکم الهی به مهر توست مسجل
امر خدایی به حبّ تو است مقرّر
بضعه زهرایی و سلاله حیدر
نور دو چشم نبی ، حبیبه داور
فاطمه ثانیی به عالم ظاهر
لیک به معنی تویی همان و نه دیگر
مظهر حقّند خانواده عصمت
جلوه ربّند دودمان مطهّر
بسته لبم لم یلد و گر نه بگویم
دخت خدای است بنت موسی جعفر
عمر تو کوتاه همچو شاخه گل بود
چون تو بزرگی و این سراست محقّر
نیست مرا غیر درگه تو پناهی آخر و اوّل تویی و اوّل و آخر
صفحه86
6-با توجه به متن شعر زیر را تکمیل کنید. و معنای آن را بنویسید؟
گرد ..........دوای اکمه و ابرص
گرد حریمت شفای ..... و مضطر