0

فروغی از کوثر(4)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8847
محل سکونت : اصفهان

فروغی از کوثر(4)

فضیلت زیارت حضرت

روایات درباره فضیلت زیارت آن بانوی برگزیده اسلام بهترین سند در رابطه با فضایل آن بزرگوار است ، که امامان معصوم پیروان خود را تشویق و توصیه به زیارت مرقد نورانی ایشان فرمودند و پاداش عظیمی برای آن بیان کردند که چنین پاداشی در باب زیارت اولاد موسی بن جعفر(علیه السلام) بعد از حضرت رضا(علیه السلام) بی سابقه است ; ما در اینجا چند روایت را ذکر می کنیم :
1 ـ امام رضا(علیه السلام) فرمود : « مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ » :(1) « کسی که ( فاطمه معصومه ) را زیارت کند سزاوار بهشت خواهد بود » .
2 ـ امام جواد(علیه السلام) فرمود : « مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتِی بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ » :(2) « کسی که قبر عمّه ام را در قم زیارت کند سزاوار بهشت است » .
3 ـ امام رضا(علیه السلام) فرمود : « مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ » :(3) « کسی که ( فاطمه معصومه ) را زیارت کند ( در حالی که معرفت به حق او داشته باشد ) پاداش او بهشت است» .
4 ـ امام صادق(علیه السلام) فرمود : « اِنَّ ِللهِ حَرَماً وَهُوَ مَکَّةُ وَلِلرَّسُولِ حَرَماً وَهُوَ الْمَدینَةُ ، وَلاَِمیرِ الْمُؤْمِنینَ حَرَماً وَهُوَ الْکُوفَةُ وَلَنا حَرَماً وَهُوَ قُمْ وَسَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأَةٌ مِنْ وُلْدی تُسَمّی فاطِمَةَ ، مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ » :(1) « برای خدا حرمی است و آن مکّه است و برای رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم)حرمی است و آن مدینه می باشد و برای امیرالمؤمنین(علیه السلام)حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن شهر قم می باشد و بزودی زنی از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد که نامش ( فاطمه ) است ; هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب خواهد شد » .
پاورقی
1 ـ بحار ، ج102 ، ص265 .
2 ـ همان .
3 ـ همان ، ص266 .
صفحه46
این روایت با توجه به اینکه قبل از ولادت موسی بن جعفر(علیه السلام) از امام صادق(علیه السلام) صادر شده است دلیل بسیار روشنی است بر اینکه آمدن حضرت فاطمه معصومه به قم و دفن آن بزرگوار در حرم اهل بیت جزء اسرار غیبی بوده و تحقّق آن خود دلیل روشنی بر حقّانیّت مکتب امامان معصوم(علیهم السلام)می باشد .
پاورقی
1 ـ همان ، ص267 .
صفحه47

بخش چهارم : روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)

 

اشاره

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) :
« اِنّی تارِکٌ فِیْکُمُ الثِّقْلَیْنِ أَما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا کِتابَ اللهِ وَعِتْرَتی . . . » (1).
پیامبر اسلام در واپسین روزهای عمر خویش در حالی که امواج سهمگین فتنه و نفاق را فرا روی امّت اسلامی نظاره می کرد و نگران آینده جامعه اسلامی بود با ابلاغ پیامی هدایتگر پرده های فریب و نفاق را کنار زد و کشتی نجات را به گاه هجوم امواج فتنه ها معرّفی فرمود و ساحل نجات را بر همگان ارائه نمود .
آخرین پیام حضرت چیزی جز همان حدیث ثقلین نبود ; که در آن هدایت رهروان خویش را در گرو تمسّک به قرآن و عترت قرارداد و آن دو را تنها محور اساسی شریعت و یگانه عامل بقای دیانت دانست .
این همه نبود جز برای این که راه دست یابی به احکام و معارف نورانی قرآن کریم روشن شود و راه ورود بدعت ها و اندیشه های شیطانی دنیا پرستان در متن دین مسدود گردد . چرا که این معارف قرآنی برگرفته از عارفان راستین حقایق دینی است که جامعه دینی را از سرچشمه حیاتبخش آن کتاب انسان ساز سیراب و منافقان و دین سازان طول تاریخ را از رسیدن به اهداف شوم خود محروم می سازد .
پاورقی
1 ـ بحار ، ج23 ، ص141 .
صفحه49
با این همه ، شب پرستان روزگار نبوی بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به همراهی و همآوایی مردمانی سست باور ، ندای شوم « حسبنا کتاب الله » سردادند و از همراهی قرآن و عترت جلوگیری کردند و در راه نیل به اهداف شیطانی ایشان چه سخنان نورانی نبوی که سوخته شد و چه دُرهای گرانبهایی که ناگفته در سینه ها ماند و چه فریادگران حدیث نور که از جور زمانه لب فروبسته و از دیار وحی رانده شده و در صحرای غربت جان سپردند . زبان بریده میثم بر دار رفته و پیکر بی دست و پای رشید هجری و تن تفتیده ابوذر در غربت آباد ربذَه خود گواه بی نهایت ستمی است که در حقّ اهل بیت و پیروان راستینش روا داشتند .
امّا در این دوران غمبارِ غربت عترت هم ، منادیان حقّ و راویان آگاه شیعه از پای ننشسته و چوبه دار بر دوش سخنان نورانی و فضایل اهل بیت را ترویج می نمودند . تا آن که دوران جدایی قرآن و عترت به سر آمد و هر کدام جایگاه حقیقی خویش را یافت و برای حاملان راستین وحی الهی فرصتی فراهم آمد و در عصر صادقین (علیهما السلام) سرچشمه فیاض علوم اهل بیت جوشیدن گرفت و تشنگان معارف الهی از آب زلال کوثرِ قرآن و عترت سیراب گردیدند .
از آن دوران ، تربیت یافتگان مکتب امامت بر ثبت و نشر سخنان درربار خاندان رسالت همّت گماشتند و با ترویج آثار ارزشمند امامان معصوم (علیهم السلام)مبانی اعتقادی جامعه و پایگاه ارزشهای دینی را تحکیم بخشیدند ، و در طول قرون و اعصار هویت دینی امّت مسلمان را حفظ و از شریعت نبوی و مکتب علوی پاسداری نمودند .
صفحه50
که از جمله این پاسداران امین گنجینه های گرانقدر ولایت و امامت محدِّثه آل طه حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) است که چندین روایت را درباره ولایت نقل فرموده است که به بیان آنها می پردازیم :

حدیث غدیر و منزلت

1 ـ . . . عَنْ فاطِمَةَ بِنْتِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضا ، حَدَّثَتْنی فاطِمَةُ وَزَیْنَبُ وَاُمُّ کُلْثُوم بَناتُ مُوسَی بْنِ جَعْفَر(علیه السلام) قُلْنَ حَدَّثَتْنا فاطِمَةُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد الصّادِقِ ، حَدَّثَتْنی فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ، حَدَّثَتْنی فاطِمَةُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ، حَدَّثَتْنی فاطِمَةُ وَسَکینَةُ اِبْنَتا الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ اُمِّ کُلْثُوم بِنْتِ فاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِیِّ(صلی الله علیه وآله وسلم) عَنْ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) . . . قالَتْ : « اَنَسیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ : « مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ » . وَقَوْلَهُ(صلی الله علیه وآله وسلم) : « اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی » :(1) « فاطمه دختر حضرت رضا نقل می کند از فاطمه ( معصومه(علیها السلام) ) و زینب و امّ کلثوم ( دختران موسی بن جعفر(علیه السلام) ) و آنها از فاطمه ( دختر امام صادق(علیه السلام) ) و او از فاطمه ( دختر امام باقر(علیه السلام) ) و ایشان از فاطمه ( دختر امام سجّاد(علیه السلام) ) و او از فاطمه و سکینه ( دختران امام حسین(علیه السلام) ) و آنها از امّ کلثوم ( دختر فاطمه زهراء(علیها السلام) ) و او از فاطمه زهراء(علیها السلام) نقل می کند که آن حضرت ( به مردم ) فرمود : « آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را « در روز غدیر » ؟ که ( به شما ) فرمود : هرکس من مولی ( و رهبر ) اویم پس علی ( بعد از من ) مولی ( و رهبر ) اوست . و آیا فراموش کردید این فرمایش حضرت را ؟ که فرمود : ( یا علی ) نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی(علیه السلام) است » . ( یعنی : تویی وصیّ و جانشین من ) .
پاورقی
1 ـ الغدیر ، ج1 ، ص196 .
صفحه51

حدیث دوستی آل محمّد (علیهم السلام)

2 ـ حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) از فاطمه دختر امام صادق(علیه السلام) و او از فاطمه دختر امام باقر(علیه السلام) و او از فاطمه دختر امام سجّاد(علیه السلام) و او از فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام) و او از زینب دختر امیرالمؤمنین(علیه السلام) و او از فاطمه زهراء(علیها السلام) نقل می کند که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : « اَلا مَنْ ماتَ عَلَی حُبِّ الِ مُحَمَّد ماتَ شَهیداً » :(1) « بدانید که هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد ، شهید مرده است » .

مقام و منزلت امام علی (علیه السلام) و شیعیان آن حضرت

3 ـ فاطمه معصومه(علیها السلام) ( به همان سند روایت اوّل ) نقل می کند از فاطمه زهراء(علیها السلام) که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : « در شب معراج ، داخل بهشت شدم ، آنجا قصری دیدم از دُرّ میان خالی ، که دارای دری بود آراسته به دُرّ و یاقوت و بر آن در پرده ای آویخته بود ; من سرم را بلند کردم ، دیدم بر آن نوشته شده است : « لا اِلهَ اِلاّ اللهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ ، عَلِیٌّ وَلِیُّ الْقَوْمِ » : « خدایی جز خدای یکتـا نیست ; محمّد فرستاده خدا است ; علیّ ولیّ ( و رهبـر ) مردم اسـت » .
پاورقی
1 ـ آثار الحجة ، محمّد رازی ، ص9 ، به نقل از اللؤلؤة الثمینة ، ص217 .
صفحه52
و بر پرده نوشته بود : « بَخٍّ ، بَخٍّ ، مَنْ مِثْلُ شیعَةِ عَلِیٍّ ؟ » : « بَه ، بَه ، کیست مانند شیعه علی(علیه السلام) ؟ » ; داخل آن قصر شدم ، در آنجا قصری از عقیق سرخ میان خالی دیدم که دری داشت از نقره که به « زبرجد » سبز مزیّن بود و بر آن در نیز پرده ای آویخته بود ، به بالا نگاه کردم ، دیدم بر آن در نوشته شده : « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ ، عَلِیٌّ وَصِیُّ الْمُصْطَفی » : « محمّد رسول خداست ، علی جانشین « محمّد » مصطفی است » . و بر پرده نوشته شده بود : « بَشِّرْ شیعَةَ عَلِیٍّ بِطیبِ الْمَوْلِدِ . . . » . « بشارت بده شیعیان علی را به ( حلال زادگی ) » ; داخل آن قصر شدم ، قصری از زبرجد سبز میان خالی دیدم که بهتر از آن ندیده بودم ; این قصر دری داشت از یاقوت سرخ که آراسته به لؤلؤ بود و بر آن در پرده ای آویخته بود ; سرم را بلند کردم ، دیدم بر پرده نوشته شده : « شیعَةُ عَلِیٍّ هُمُ الْفائِزُونَ » . « تنها شیعیان علی رستگارند » . گفتم : ای جبرئیل این قصر برای کیست ؟ گفت : برای پسر عمو و جانشین تو علی بن ابی طالب است و همه مردم در روز قیامت عریان و پابرهنه محشور می شوند مگر شیعیان علیّ . . . »(1) .

قم دیار ابرار

4 ـ حضرت معصومه(علیها السلام) وقتی در ساوه مریض شد به همراهانش فرمود : مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمود : « قم مرکز شیعیان ما می باشد » .(2)
پاورقی
1 ـ بحار ، ج68 ، ص76 .
2 ـ ودیعه آل محمّد ، ص12 ; به نقل از : دریای سخن ، سقازاده تبریزی .
صفحه53
صفحه54

بخش پنجم : کرامات کریمه اهلبیت (علیهم السلام)

 

کرامات کریمه اهلبیت (علیهم السلام)

از آنجا که فاطمه معصومه(علیها السلام) از خاندانی است که در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است : « عادَتُکُمْ الاِْحْسانُ وَسَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ »(1) کرامات و عنایات آستان مقدّسش فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است : از بزرگانی همچون ملاّ صدرا و آیة الله بروجردی گرفته تا آن مسلمان عاشقی که از دور افتاده ترین کشور اسلامی به عشق زیارت و به امید عنایت به حریم قدس او راه یافته ، همگی را مورد لطف و عنایت کریمانه خود قرار داده است ; ولی با کمال تأسف این کرامات تا کنون ثبت و ضبط نشده است ، ما هم نمونه هایی برگزیده از کرامات آن حضرت را در اینجا می آوریم ; به امید آن که مجموع کرامات آن حضرت در اثری مستقل گردآوری شود .

کراماتی به نقل از آیة الله العظمی اراکی (رحمه الله)

* ایشان درباره خودشان فرمودند : « دستم ورم می کرد و پوست آن ترک برمی داشت به طوری که نمی توانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم کنم و معالجات هم بی اثر بود تا اینکه به حضرت معصومه(علیها السلام)متوسل شدم و به من الهام شد که دستکش بدست کنم ، همین کار را کردم ; دستم خوب شد » .
پاورقی
1 ـ بحار ، ج102 ، ص132 .
صفحه55
* ایشان فرمودند : « آقا حسن احتشام ( فرزند مرحوم سید جعفر احتشام که هر دو از منبری های قم بودند ) نقل می کرد از آ شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی ( که مرد با اخلاصی بود ) که من شبی در خواب دیدم بحرم مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است برای اینکه فاطمه زهرا(علیها السلام) و حضرت معصومه(علیها السلام) در سر ضریح خلوت کرده اند و کسی را راه نمی دهند . من گفتم : مادرم سیّده است و من محرم هستم ، به من اجازه دادند ، رفتم دیدم که بله این دو نشسته اند و در بالای ضریح با هم صحبت می کنند از جمله صحبت ها این بود که حضرت معصومه(علیها السلام) به حضرت زهرا(علیها السلام) عرض کرد : حاج سید جعفر احتشام برای من مدحی گفته است و ظاهراً آن مدح را برای حضرت می خواند .
آ شیخ ابراهیم این خواب را در جلسه دوره ای اهل منبر که حاج سید جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل می کند ; حاج احتشام می گوید : از آن شعرها چیزی یادت هست ؟ گفت : بله در آخر آن شعر داشت ( دخت موسی بن جعفر ) تا این را گفت ، حاج احتشام شروع کرد بگریه کردن و گفت : بله توی اشعار من این کلمه است » .(1)
« حاج سید جعفر احتشام منبری با حالی بود و موقع روضه خواندن خودش هم گریه می کرد و بکّاء بود و بسیار گریه می کرد » .
پاورقی
1 ـ سروده ایشان در بخش اشعار ، خواهد آمد .
صفحه56
آقا حسن احتشام فرزند ایشان می گوید : « به ایشان گفتیم شما در آخر شعرتان یک تخلّصی داشته باشید مانند سایر شعرا » ، قبول نکرد تا با اصرار این شعر را گفت :
ای فاطمه بجان عزیز برادرت
بر احتشام لطف نما قصر اخضری
ایشان گفت : « قصر اخضر را لطف کردند » . گفتم : « چطور ؟ » گفت : « همانجا که آقای مرعشی(رحمه الله) سجاده می انداختند ، آنجا را گج کاری کردند و سنگ مرمر سبز رنگ قراردادند ، و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است این بود قصر اخضری که به ایشان عطا شد » .
* آقای حاج شیخ حسن علی تهرانی(رحمه الله) ( جدّ مادری آقای مروارید ) که از علماء بزرگ و شاگردان فاضل میرزای شیرازی محسوب می شدند و حدود 50 سال در نجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند ، ایشان برادری داشت بنام حاج حسین علی شال فروش که از تجار بازار بوده در تمام مدّتی که حاج شیخ مشغول تحصیل بودند ایشان ماهی 50 تومان به او شهریه می داد تا اینکه برادر تاجر فوت می کند و جنازه او را به قم حمل می کنند و در آنجا دفن می نمایند .
حاج شیخ حسن علی ( که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند ) تلگرافی از فوت برادر مطلع می شود ، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا عرض می کنند : « من خدمت برادرم را یکبار هم نتوانستم جبران نمایم جز همین که بیایم اینجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت معصومه(علیها السلام)سفارش ایشان را بفرمایید : تا کمک کاری ، بکند از برادرم » .
همان شب یکی از تجار که از قضیه اطلاع نداشت خواب می بیند که به حرم حضرت معصومه(علیها السلام) مشرف شده و آنجا می گویند : که حضرت رضا (رضی الله عنه) هم به قم تشریف آوردند : یکی جهت زیارت خواهرشان ، و یکی جهت سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی به حضرت معصومه(علیها السلام) .
او معنای خواب را نمی فهمد و آن را با حاج شیخ حسنعلی در میان می گذارد و ایشان می فرمایند: «همان شب که شما خواب دیدی من ( در رابطه با برادرم ) به حضرت رضا متوسل شدم و این خواب شما درست است » .
صفحه57
« مرحوم آقا سید محمدتقی خوانساری پس از شنیدن این خواب فرمود : از این خواب استفاده می شود که قم در حریم حضرت معصومه(علیها السلام)است ; باید حضرت امام رضا(علیه السلام) به قم تشریف فرما شوند و سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی را به حضرت بفرمایند و الاّ خود حضرت امام رضا(علیه السلام)مستقیماً در کار مداخله نمی کند چون این در محدوده حضرت معصومه است و مداخله در این محیط نمی شود » .(1)

جلال و جبروت فاطمه زهرا (علیها السلام)

آقای شیخ عبدالله موسیانی(2) نقل فرمودند به این که حضرت آیة الله مرعشی نجفی به طلاّب می فرمود : « علّت آمدن من به قم این بود که پدر آسید محمود مرعشی نجفی ( که از زهّاد و عبّاد معروف بود ) چهل شب در حرم حضرت امیر(علیه السلام) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند ، شبی در ( حال مکاشفه ) حضرت را دیده بود که به ایشان می فرماید : سید محمود چه می خواهی ؟ عرض می کند : می خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء(علیها السلام)کجاست ؟ تا آن را زیارت کنم
پاورقی
1 ـ ضبط صوتی ، تصویری این کرامات به نقل آیة الله اراکی در واحد فرهنگی آستانه موجود است .
2 ـ ایشان از شاگردان آیة الله مرعشی(قدس سره) بودند .
صفحه58
حضرت فرموده بود : من که نمی توانم « بر خلاف وصیت آن حضرت » ، قبر او را معلوم کنم .
عرض کرد : پس من هنگام زیارت چکنم ؟ حضرت فرمود : خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(علیها السلام) را به فاطمه معصومه(علیها السلام) عنایت فرموده است ، هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا(علیها السلام) را درک کند به زیارت فاطمه معصومه(علیها السلام) برود .
آیة الله مرعشی می فرمودند : پدرم مرا سفارش می کرد که من قادر به زیارت ایشان نیستم امّا تو به زیارت آن حضرت برو ، لذا من به خاطر همین سفارش ، برای زیارت فاطمه معصومه(علیها السلام) و ثامن الأئمّه(علیهم السلام)آمدم و به اصرار مؤسس حوزه علمیه قم ، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم .
آیة الله مرعشی در آن زمان می فرمودند : « شصت سال است که هر روز من اوّل زائر حضرتم » .

عنایت حضرت به زوّار مرقدش

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل کردند از حضرت آیة الله مرعشی نجفی : « که شب زمستانیی بود که من دچار بی خوابی شدم ; خواستم حرم بروم ، دیدم بی موقع است ، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد خواب نمانم ، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد « که قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی کنم » به من فرمود : سیّد شهاب ! بلند شو و به حرم برو ; عدّه ای از زوّار من پشت در حرم از سرما هلاک می شوند ، آنها را نجات بده
صفحه59
ایشان می فرمایند : من به طرف حرم راه افتادم ، دیدم پشت در شمالی حرم ( طرف میدان آستانه ) عدّه ای زوّار اهل پاکستان یا هندوستان ( با آن لباسهای مخصوص خودشان ) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می لرزند ، در را زدم ، حاج آقا حبیب ( که جزء خدّام حضرت بود ) با اصرار من در را باز کرد ، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و در کنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند ; من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجّد وضو ساختم » .

عنایت حضرت به زائر برادر

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل می کند : « که ما عازم مشهد مقدّس بودیم در حالی که در آنجا به جهت جمعیّت زیاد زوّار ، منزل به سختی پیدا می شد . من با اطّلاع از این جهت به حرم حضرت معصومه(علیها السلام)مشرّف شدم و خیلی خودمانی گفتم : بی بی جان ما عازم زیارت برادر شماییم ، خودتان عنایتی بفرمائید . ما عازم مشهد شدیم ، دیدیم منزل بسیار کمیاب است نزدیک حرم از تاکسی پیاده شدیم ، ناگهان دیدم جوانی از داخل کوچه به طرف من آمد و به من گفت : منزل می خواهید ؟ گفتم : بله ، گفت دنبال من بیا ، با او رفتم مرا داخل خانه اش برد ، اطاق بزرگ و خوبی را به ما داد ، ما وقتی در آنچا مشغول جابجایی وسایل بودیم ، خانم ایشان ما را برای نهار دعوت کرد ، بعد از تشرّف به حرم و زیارت و نماز ، نهار را با آنها خوردیم .
صفحه60
صبح روز بعد ، خانم از ما سؤال کرد : شما چند روز در اینجا هستید ؟ گفتم ده روز . گفت ما به تهران می رویم ، این کلید خانه ، هر وقت که خواستید بروید ، کلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی ( یا رضوانی ) .
گفتم کرایه منزل چه می شود ؟ گفت ما صحبت آن را کرده ایم .
ما خیال کردیم مقصود ایشان صحبت درباره کرایه است با آقایی که بنا شد کلید را به او بدهیم .
چند روزی گذشت کسی آمد در خانه و گفت : من رضوی ( یا رضوانی ) هستم ، شما هر وقت که خواستید به قم بروید ، کلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید .
گفتیم : کرایه چه می شود ؟ گفت درباره کرایه با من صحبتی نکردند .
ده روز ما تمام شد ، خواستیم برگردیم ، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه می کردیم و الآن تهیّه بلیط امکان ندارد ، خیلی ناراحت بودیم که من از صاحب ماشینی ( که در نزدیک منزل ما ، ماشین خودش را پارک می کرد و در مسیر « تهران ـ مشهد » مسافر جا به جا می کرد ) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد . او گفت : من فردا حرکت نمی کنم ولی فردا شما را به قم می فرستم ; فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و به مسئول دفتر گفت : اینها از ما هستند و می خواهند به قم بروند ، او هم موافقت کرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه « بی بی » وسیله برگشت مان را هم مانند « منزل در مشهد » فراهم کرد » .(1)
صفحه61

شفای طلبه جوان نخجوانی

حضرت آیة الله مکارم شیرازی « دام ظلّه » می فرماید : « بعد از فروپاشی شوروی سابق و آزاد شدن جمهوریهای مسلمان نشین ( و از آن جمله جمهوری نخجوان ) مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند ، که عدّه ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند . مقدّمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد . از بین ( سیصد نفر داوطلب ) پنجاه نفری که معدّل بالایی داشتند و جامعترین آنها بودند برای اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند . در این میان جوانی ـ که با داشتن معدّل بالا ، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود ـ با اصرار فراوان پدر ایشان ، مسئول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد ، ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از این کاروان علمی ، مسئول فیلمبرداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته ای از آن را به نمایش گذاشت . جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته شد . وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند این جوان به حرم مشرّف شده و با اخلاص تمام متوسّل به حضرت می شود ، و در همان حال خوابش می برد . در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می بیند چشمش سالم و بی عیب است .
پاورقی
1 ـ کرامات نقل شده از آقای شیخ عبدالله موسیانی توسط واحد سمعی ، بصری حرم ضبط صوتی ، تصویری شده است .
صفحه62
او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمی گردد ، دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا ، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه(علیها السلام)مشرّف شده و ساعتها مشغول دعا و توسّل می شوند .
وقتی این خبر به نخجوان می رسد آنها مصرّانه خواهان این می شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آنجا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد » .(1)

منبع فیض الهی

مرحوم محدّث قمی می فرماید از بعض اساتید خود شنیدم که : « مرحوم ملاصدرای شیرازی به خاطر بعضی مشکلات از شیراز به قم مهاجرت فرمود و در قریه کهک اقامت نمود ; آن حکیم فرزانه هرگاه مطالب علمی بر او مشکل می شد به زیارت حضرت فاطمه معصومه می آمد و با توسل به آن بزرگوار مشکلات علمی برای ایشان حلّ می شد و از آن منبع فیض الهی مورد عنایت قرار می گرفت » .(2)
پاورقی
1 ـ ضبط صوتی ، تصویری این کرامت به نقل حضرت آیة الله مکارم « دام ظلّه » در واحد فرهنگی آستانه موجود است .
2 ـ فوائد الرضویه ، ص379 ، با تصرف .
صفحه63

شفای مرد نصرانی

مرحوم محدّث نوری نقل فرمودند که : « در بغداد مردی نصرانی به نام « یعقوب » مبتلا به مرض استسقاء بود که از معالجه آن ناامید شده بودند و به طوری بدنش ضعیف شده بود که توان راه رفتن نداشت . او می گوید : مکرّر از خدا مرگم را خواسته بودم تا آنکه در سال 1280هـ . ق در عالم خواب سیّد جلیل القدر نورانی را دیدم که کنار تختم ایستاده ، و به من گفت : اگر شفا می خواهی باید به زیارت کاظمین بیایی . از خواب بیدار شدم و خوابم را به مادرم گفتم . مادرم که مسیحی بود گفت : این خواب شیطانی است . دو مرتبه خوابم برد . این مرتبه زنی را در خواب دیدم با چادر و روپوش که به من گفت : برخیز که صبح شد آیا پدرم با شما شرط نکرد که او را زیارت کنی و ترا شفا بخشد ؟ گفتم پدر شما کیست ؟ گفت : « موسی بن جعفر » . گفتم شما کیستی ؟ فرمود : من معصومه خواهر رضا هستم . از خواب بیدار شدم و متحیّر بودم که به کجا بروم ; به ذهنم آمد که بخدمت « سیّد راضی بغدادی » بروم . به بغداد رفتم تا به در خانه او رسیدم ، در زدم ، صدا آمد کیستی ؟ گفتم در را باز کن . همین که سیّد صدایم را شنید به دخترش گفت : در را باز کن که یک نفر نصرانی است آمده مسلمان شود . وقتی بر او وارد شدم گفتم : از کجا دانستید که من چنین قصدی دارم ؟ فرمود : جدّم در خواب مرا از قضیّه خبر داد . او مرا به کاظمین نزد شیخ عبدالحسین تهرانی برد ; داستان خود را برایش گفتم ، دستور داد مرا به حرم مطهر حضرت کاظم(علیه السلام) بردند و مرا دور ضریح طواف دادند عنایتی نشد ; از حرم بیرون آمدم احساس تشنگی کردم ; آب آشامیدم ،
صفحه64
حالم منقلب شد و روی زمین افتادم ، گویا کوهی بر پشتم بود و از سنگینی آن راحت شدم . ورم بدنم از بین رفت و زردی صورتم به سرخی مبدّل شد و دیگر اثری از آن مرض ندیدم . خدمت شیخ بزرگوار رفتم و به دست ایشان مسلمان شدم . . . » .(1)

شفای مفلوج

حجة الاسلام والمسلمین آقای شیخ محمود علمی اراکی نقل کرد که : «من خودم مکرّر دیدم شخصی را که « از پا عاجز و ناتوان بود که پاهایش جمع نمی شد وقسمت پایین بدن را روی زمین می کشید و با تکیه به دو دست حرکت می کرد » از حالش پرسیدم اهل یکی از شهرهای قفقاز شوروی بود ، گفت : رگهای پایم خشکیده است و قادر به راه رفتن نیستم ; رفتم مشهد از حضرت رضا شفا بگیرم نتیجه ای نگرفتم ; آمده ام اینجا ( قم ) انشاء الله شفا بگیرم .
در یکی از شبهای ماه رمضان بود ، شنیدیم نقارخانه حرم ( طبق معمول ) به صدا درآمد و گفتند : بی بی شخص فلجی را شفا داده است ; ما که بعداً با درشکه با چند نفر از همراهان به اراک می رفتیم در شش فرسخی اراک ، همان شخص ناتوان را دیدم که با پاهای صحیح و سالم عازم کربلا است و معلوم شد که آن روز او بوده که شفا گرفته ، او را به درشکه سوار کردیم و تا اراک همراه ما بود » .(2)
پاورقی
1 ـ دار السّلام ، ج2 ، ص169 .
2 ـ زندگانی حضرت معصومه ، سیّد مهدی صحفی ، ص47 .

 

4- فضیلت زیارت حضرت معصومه (س)از کدام امامان معصوم (علیهم السلام)نقل گردیده و حضرت معصومه (س)چند حدیث در مورد ولایت بیان فرموده اند؟

 
       
سه شنبه 12 مرداد 1395  9:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 nazaninfatemeh nargesza ehsan007060 lotfi64431 SABOORI hadis836 borkhar mansoor67 v_saeidi124 rasekhoon_m eramau abolfazl_785 Nimbostratus emamedavazdah aza1393 alirezazaeri ma1393 fatemehza 13321342 aliada zaker7007
دسترسی سریع به انجمن ها