0

فروغی از کوثر(2)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8847
محل سکونت : اصفهان

فروغی از کوثر(2)

صفحه15

پیشینه فرهنگی ، سیاسی شهر قم

مردم قم چنان اهمیّت و عظمت یافتند که گوئی در کشور نیمه مستقلّ کوچکی در « قلب دارالاسلام » زندگی می کردند ، چنانچه از آغاز ظهور خلفای عباسی در سال 132هـ . ق تا اواخر دوره خلافت هارون از دادن خراج به حکومت وقت خودداری می کردند و هیچ یک از خلفا توان و جرأت مقابله با آنان را نداشت .
در زمان هارون عباسی که فرمانروایی اسلامی ، حدّاکثر توسعه را یافت و در سال 184هـ . ق هارون تصمیم گرفت صحابه و دوستداران اهل بیت(علیهم السلام)را تحت فشار قرار دهد و قم این کانون ضدّ ظلم و ستم را سرکوب نماید .
لذا هارون « عبدالله بن کوشید قمی » را به حکومت اصفهان ( که قم از توابع آن بود ) گماشت تا مالیات پنجاه و چند ساله قم را وصول نماید .
او هم برادر خود « عاصم » را عامل قم قرارداد ، عاصم پس از شکنجه و اذیّت و آزار مردم حتّی یکدرهم از مالیات معوّقه را هم وصول نکرد ولی همچنان بر فشار خود افزود تا اینکه عدّه ای از اهالی و بزرگان شهر زبان به شفاعت گشودند و لی به نتیجه ای نرسیدند .
بعد از بی نتیجه بودن این وساطتها « عاصم » به دست عدّه ای ، از جان گذشته به هلاکت رسید .
همین حادثه باعث عزل عبدالله از حکومت اصفهان شد ولی عبدالله به دارالخلافه شتافت و با پرداخت یک میلیون درهم خواستار بازگشت به سمت قبلی خود شد ، به شرط اینکه قم از تابعیّت اصفهان خارج شود . سرانجام با توضیحات قانع کننده او و بیانات « حمزة بن الیسع » ـ از بزرگان قم ـ و عهده دار شدن خراج شهر ، هارون استقلال شهر قم را پذیرفت و بدینسان این شهر استقلال سیاسی یافت و پس از تعیین حدود آن ، مسجد جامع با منبری برای امام جمعه ( که نشانه استقلال هر ناحیه بود ) در آن ساخته شد .(1)
صفحه16
هنگام استقلال در این سرزمین دو شهر وجود داشت یکی شهر جدید اسلامی بنام « قم » و دیگری شهر زردتشتیان بنام « کمیدان » که عمّال حکومتی و زندان شهر در آنجا بودند چرا که اهل قم عمّال حکومت را به شهر خود راه نمی دادند .

مبارزه بی امان مردم قم با ستمگران

مردم قم با حاکمان ستمگر زمان خود همیشه سر ناسازگاری داشتند ، و در زمانهای مناسب در برابر آنان دست به شورش و انقلاب می زدند و از پرداخت مالیات و حمایت اقتصادی حکومت مرکزی خودداری می کردند . بعد از شهادت حضرت رضا(علیه السلام) در سال 203هـ . ق و پی بردن مردم قم به جنایت مأمون و دستگاه خلافت ، به عنوان اعتراض به این فاجعه عظیم و اعلان حمایت از حریم مقدّس ولایت و امامت ، مردم دست به انقلابی بی سابقه زدند و در برابر حاکمان عباسی دست به تمرّد زدند ، و از دادن خراج و مالیات سالانه شهر خودداری کردند .
پاورقی
1 ـ گنجینه آثار قم ، عباس فیض ، ج1 ، ص154 .
صفحه17
این انقلاب همگانی حدود 10 سال ادامه داشت و سرانجام با یورش سپاهیان حکومتی به فرماندهی « علی بن هشام » به شهر ، عدّه ای از سران شهر همراه « یحیی بن عمران » ـ بزرگ قمّیّین که این نهضت عظیم مردمی را سازماندهی می کرد ـ کشته شدند و قسمتی از شهر خراب گردید و مالیاتهای گذشته وصول شد. مردم به تدریج به عمران شهر پرداختند و تا سال 216هـ . ق شهر اوضاع آرامی داشت .
در همین سال ، « زمان خلافت معتصم » بود که مردم به دارالحکومه قم حمله کردند و عامل حکومت ( طلحی ) را از شهر بیرون رانده و عَلَم مخالفت برافراشتند .
معتصم به تحریک ( طلحی ) سپاهی را به فرماندهی « وصیف ترک » مأمور سرکوبی اهالی کرد ، و او همراه حاکم رانده شده قم به هر حیله ای بود به داخل شهر رخنه نمود وسپاهیانش به قتل و غارت اهالی پرداختند و خانه ها و باغ های افراد انقلابی را آتش زدند و شهر را به تلّی از خاکستر مبدّل نمودند .
ولی این همه ، نتیجه ای جز برافروخته شدن خشم عمومی مردم نداشت . لذا پس از مواجه شدن سپاه با اعتراض و مخالفت مردمی ، فردی به نام « محمّد بن عیسی بادغیسی » ـ که فردی خوشخو و صدیق بود ـ به حکومت قم گماشته شد ; حاکم جدید با درایت خاصّی که داشت رضایت مردم را جلب نمود و بذر مودّتی بین آنها پاشید که تا سال 245هـ . ق در این شهر حادثه خونینی پیش نیامد .
بالاخره در زمان خلافت متوکّل ، ـ که او فردی جسور و لاابالی بود و از اهانت به مقدّسات دین و بزرگان اسلام هراسی نداشت « مانند تظاهر او به سبّ علی(علیه السلام) و صدیقه طاهره(علیها السلام) در مجالس عمومی و تخریب مرقد سیّدالشّهداء(علیه السلام) » ـ مردم عاشق ولایت و امامت قم با دیدن این جسارتها و اهانت ها که به ساحت مقدّس بزرگان دین می شد ، آنچنان برآشفتند که در فرصت مناسب با تقویت معارضین حکومت عباسی همچون حسین کوکبی ـ که از اشراف سادات علوی بود ـ دولت علوی کوچکی تشکیل دادند و عمّال حکومتی را خلع ید کردند و تا سه سال این حکومت برقرار بود . که سرانجام معتمد عباسی حاکم « بلاد جبل » را مأمور براندازی حکومت علویّون و سرکوب نهضت قمیون کرد و او با سپاهی فراوان پس از سرنگون کردن حکومت حسین کوکبی ، اهالی قم را سرکوب و سران آنها را کشت و عدّه ای را زندانی کرد و در ظلم و ستم به مردم تا آنجا پیش رفت که آنها برای در امان ماندن از شرّ او به امام حسن عسکری(علیه السلام)پناهنده شدند و حضرت برای رهایی از این شرّ عظیم دعایی به آنان تعلیم فرمود که در نماز شب بخوانند .
صفحه18
این سرکوبهای خونین هیچ تأثیری در خاموشی شعله های انقلاب و قیام علیه ظلم و ستم نداشت و لذا مردم قم به مجرّد درگیری معتمد با یعقوب لیث ( در سال 263هـ . ق ) و ضعف نیروهای تهاجمی او مجدّداً در برابر او به قیام برخاستند .
این انقلاب و شورش گاه و بیگاه وجود داشت تا اینکه در زمان معتضد عباسی ، « یحیی بن اسحاق » که از طائفه امامیه بود به عنوان حاکم قم منصوب شد و او که شخصی ملایم و پرتجربه بود کوشش کرد تا از بغض و کینه مردم نسبت به خلفا بکاهد و از بوجود آمدن شورش های متوالی جلوگیری نماید . او در این راه موفق شد و با آرامش نسبی شهر ، و با همکاری او ، اقدامات اساسی در شهر صورت گرفت که از آن جمله : خاموش کردن آخرین آتشکده این سرزمین و بنای مأذنه و مناره عظیمی در کنار مسجد « ابوالصّدیم اشعری » بود که صدای اذان را به هر دو قسمت شهر می رساند .(1)
صفحه19

انقلاب فرهنگی ، سیاسی

در همین زمان بود که « علی بن بابویه » با ریاست و مرجعیّت عامّه خود مکتب پربرکت و بی نظیری را در قم تأسیس کرد که آمار تربیت شدگان آن مرکز بزرگ علمی ومحدّثین عصرایشان ، تا دویست هزار تن نقل شده است .(2)
با طلوع ستاره « بابویهی » بود که روش مبارزه مردم با دستگاه خلافت تغییر کلّی یافت و آنها به مبارزات اصولی پرداختند ، از طرفی پسران ( بویه ) را تقویت کرده و با قدرت ایشان خلفا را یکی پس از دیگری برکنار می کردند و حکومتهایی از آل علی(علیه السلام) را در طبرستان به نام ناصر کبیر ، و ناصر صغیر روی کار آوردند . از طرفی گروهی از دانشمندان اسلامی برای تبلیغ و ترویج مبانی و معارف دینی از قم به خدمت امرا شتافته و اکثر ایشان به مقام وزارت و امارت و ریاست رسیدند و نام وزرای قمی ، زینت بخش تاریخ سیاست و حکومت شد .
پاورقی
1 ـ گنجینه آثار قم ، ج1 ، ص153 .
2 ـ همان ، ج1 ، ص162 .
صفحه20
وزارت « استاد ابن العمید » در حکومت « رکن الدوله دیلمی » پس از مشورت با مرحوم ابن بابویه و صلاحدید آن بزرگوار بود ; که هجرت علمی مرحوم شیخ صدوق از قم به ری ( بنا به دعوت استاد ابن العمید) و آثار گرانقدر علمی ، فرهنگی این هجرت مقدّس همه از برکات این اقدام سیاسی زعیم بزرگ شیعه در آن دوران می باشد .
چنانچه سفر مرحوم « ابن قولویه » به بغداد و تأسیس مکتب فقه جعفری در مسجد « براثا » و دهها اقدامات علمی ، فرهنگی که در سراسر عالم اسلام صورت گرفت همه و همه از برکات مکتب « مرحوم ابن بابویه » در قم بود .
و سرانجام این مکتب پربار بود که انقلاب عظیم فرهنگی ، سیاسی را جایگزین انقلاب های محلّی کرد و پست های کلیدی سیاست و فرهنگ جامعه را در اختیار تربیت یافتگان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) قرار داد تا بشریَت تشنه حکومت عدل و معارف شیعه را به سرچشمه گوارای اسلام حقیقی و تشیّع علوی رهنمون سازند(1).
و در طول تاریخ همواره قم به عنوان منبع جوشان علم و معارف اسلامی بوده و تربیت یافتگان حوزه پر برکت آن به عنوان پاسداران امین اصالت دینی و فرهنگی ، سیاسی جامعه دینی شناخته شده اند و تا به امروز قم چون ستاره ای نورانی و مشعلی فروزان دلیل راه میلیونها مسلمان بوده و رهپویان راه حقیقت را به سر منزل مقصود رهنمون ساخته است و سرانجام این دیار خون و قیام بود که خاستگاه انقلابی شکوهمند به رهبری قائد عظیم الشأن حضرت امام خمینی شد و ثمره آن نظامی اسلامی گردید که امروز پایگاه عظیم حق طلبان مسلمان و نقطه امید مستضعفان و محرومان سراسر جهان به شمار می آید و اکنون به حقیقت می توان گفت که : ایران اسلامی ام القرای عالم اسلام و قم قبّة الاسلام و حرم اهل بیت و کاشانه آل رسول است .
پاورقی
1 ـ گنجینه آثار قم ، ج1 ، ص162 «با تصرّف» .
صفحه21

پیشینه درخشان مذهبی شهر قم

جایگاه ممتاز و بی نظیر قم از نظر مذهبی و روحانی غیر قابل انکار است ; چرا که این شهر از آغاز موجودیّت تا امروز در طول سیزده قرن پایتخت شیعه امامیّه خوانده شده و مهد دانش و فضیلت و سرچشمه جوشان حکمت و معرفت بوده است .
خدمات برجسته و مساعی ارزنده دانشمندان قم در راه احیای آیین تشیّع و نشر معارف دینی و فرهنگ پربار اسلامی به حدّی بود که تاج کرامت ابدی دینی بر تارک شریف آنان نهاده شد که : « لَوْلاَ الْقُمِیُّونَ لَضَاعَ الدِّینُ » .(1)
آری قم شهری است که خشت اوّل معنویت آن را گروهی از صحابه و دوستان ائمّه(علیهم السلام) از اعراب اشعری با مصالح ایمان و ملات تولّی بکار گذاشته و شالوده این شهر مقدّس را از سال 83هـ . ق(2) و در دوران امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) طرح ریزی نمودند .
این شهر در مرکز فرمانروایی اسلامی چون کشوری مستقلّ و با مقرراتی خاص اداره می شد و از مزایا و ویژگیهایی برخوردار بود و حتّی در دوران اختناق حاکم بر امامیّه هم مردم قم بدون تقیّه با کمال آزادی عقیده در این دیار مقدّس به جمع آوری آثار و اخبار آل محمّد و تدوین آنها پرداختند و در سرود آسمانی اذان برفراز ارتفاعات با صدای رسا بر ولایت علیّ(علیه السلام)شهادت می دادند . مکتب امامیّه اولین بار توسط اعراب اشعری در قم افتتاح گردید که فقه شیعه به طور رسمی و علنی در آن تدریس می شد و مشعل هدایت و ارشاد در این شهر فروزان گردید و تربیت یافتگان این مکتب الهی بر سایر بلاد اسلامی نور افشانی کردند .(1)
پاورقی
1 ـ بحار ، ج60 ، ص217 .
2 ـ معجم البلدان ، ج4 ص397 .
صفحه22
بدین جهت اهل قم همیشه مورد عنایات خاصّه ائمّه معصومین(علیهم السلام)بودند و سخنان ارزشمندی را در بیان عظمت و فضیلت قم و اهل آن فرمودند که برگزیده ای از آنها را در اینجا ذکر می کنیم :
1 ـ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) : « لَمّا اُسْرِیَ بِی اِلَی السَّمآءِ حَمَلَنِی جِبْرَئِیلُ عَلی کِتْفِهِ الاَْیْمَنِ فَنَظَرْتُ اِلی بُقْعَة بِأَرْضِ الْجَبَلِ حَمْرَآءَ اَحْسَنُ لَوْناً مِنَ الزَّعْفَرانِ وَاَطْیَبُ رِیحاً مِنَ الْمِسْکِ ، فَاِذا فِیهَا شَیْخٌ عَلی رَأْسِهِ بُرْنُسٌ ، فَقُلْتُ لِجِبْرَئِیلَ : ما هذِهِ الْبُقْعَةُ الْحَمْرآءُ الَّتِی هِیَ اَحْسَنُ لَوْناً مِنَ الزَّعْفَرانِ وَاَطْیَبُ رِیحاً مِنَ الْمِسْکِ ؟
قَالَ : بُقْعَةُ شِیعَتِکَ وَشِیعَةِ وَصِیِّکَ عَلِیٍّ . فَقُلْتُ : مَنِ الشَّیْخُ صاحِبُ الْبُرْنُسِ ؟
قالَ : اِبْلیسُ . قُلتُ : فَما یُریدُ مِنْهُمْ ؟ قالَ : یُریدُ اَنْ یَصُدَّهُمْ عَنْ وِلایَةِ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَیَدْعُوهُمْ اِلَی الْفِسْقِ وَالْفُجُورِ . فَقُلْتُ : یا جِبْرَئِیلُ اَهْوِ بِنا اِلَیْهِمْ ، فَاَهْوی بِنا اِلَیْهِمْ اَسْرَعُ مِنَ الْبَرْقِ الْخاطِفِ وَالْبَصَرِ اللاّمِعِ .
فَقُلْتُ : قُمْ یا مَلْعُونُ ! فَشَارِکْ اَعْدائَهُمْ فی اَمْوالِهِمْ وَاَوْلادِهِمْ وَنِسائِهِمْ ، فَإِنَّ شیعَتی وَشیعَةَ عَلِیٍّ لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ . فَسُمِّیَتْ قُمْ » :(1)
پاورقی
1 ـ گنجینه آثار قم ، عباس فیض ، ج1 ، ص88 .
صفحه23
رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید : « هنگامی که خداوند مرا به آسمانها عروج داد ، جبرئیل مرا بر شانه راستش حمل می کرد ; در این هنگام به سرزمینی در « ارض جبل » نگاه کردم که سرخ رنگ و خوش رنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشک بود . ناگهان دیدم در آن سرزمین پیری قرار دارد که کلاه درازی بر سر نهاده است . از جبرئیل پرسیدم : این سرزمین سرخ رنگ و خوش رنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشک کجاست ؟ گفت : جایگاه شیعیان تو و شیعیان وصیّ تو علی(علیه السلام) است . گفتم : این پیرمرد کیست ؟ گفت : ابلیس است . گفتم : از آنها چه می خوهد ؟ گفت : می خواهد تا آنان را از دوستی و ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) بازدارد و به نافرمانی و گناه دعوتشان کند .
گفتم : ای جبرئیل ما را به آن مکان ببر . با حرکتی سریع تر از برق ما را به آنجا رساند .
گفتم : ای ملعون برخیز و برو ، و در اموال و اولاد و زنان دشمنان ایشان شرکت کن ، زیرا ، تو را بر شیعیان من و علی فرمانروایی نیست . « از این رو ، آن مکان قم نامیده شد » .
2 ـ قالَ الإمام الصّادِقُ(علیه السلام) : « اِنَّما سُمِّیَ قُمْ لاَِنَّ اَهْلَهُ یَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّد وَیَقُومُونَ مَعَهُ وَیَسْتَقِیمُونَ عَلَیْهِ وَیَنْصُرُونَهُ :(2)
امام صادق(علیه السلام) می فرماید : « قم را ، قم نامیده اند زیرا اهل قم ، با قائم آل محمّد(علیه السلام)اجتماع می کنند و با آن حضرت ( بر ضدّ طاغوتها ) قیام می نمایند ، و با کمال استقامت و استواری به یاری او می پردازند » .
3 ـ قالَ الامام الْکاظِمُ(علیه السلام) : « قُمْ عُشُّ آلِ مُحَمَّد وَمَأْوَی شیعَتِهِمْ » :(3)
پاورقی
1 ـ بحار ، ج60 ، ص207 .
2 ـ همان ، ص216 .
3 ـ همان ، ص214 .
صفحه24
امام کاظم(علیه السلام) فرمود : « قم آشیانه آل محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) و پناهگاه شیعیان آنهاست » .
4 ـ قالَ الامام الرِّضا(علیه السلام) : « اِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیَةَ اَبْوَاب ، وَلاَِهْلِ قُمْ وَاحِد مِنْهَا ، فَطُوبَی لَهُمْ ، ثُمَّ طُوبَی لَهُمْ ، ثُمَّ طُوبَی لَهُمْ » :(1)
حضرت رضا(علیه السلام) می فرماید : « بهشت دارای هشت در است ، یکی از آنها برای قمی هاست . پس سه مرتبه فرمود : خوشا به حالشان » .
5 ـ قالَ الامام الصّادِقُ(علیه السلام) : « سَیَأْتِی زَمانٌ تَکُونُ بَلْدَةُ قُمْ وَاَهْلُها حُجَّةً عَلَی الْخَلائِقِ وَذلِکَ فی زَمانِ غَیْبَةِ قائِمِنا اِلی ظُهُورِهِ » :(2)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « زمانی می آید که شهر قم و اهل آن حجّت بر تمام مردم خواهند بود و این ( موضوع ) در زمان غیبت امام زمان(علیه السلام) می باشد تا ظهور آن حضرت » .
6 ـ قالَ الإمام الصّادِقُ(علیه السلام) : « تُرْبَةُ قُمْ مُقَدَّسَةٌ وَاَهْلُهامِنّا وَنَحْنُ مِنْهُمْ لایُریدُهُمْ جَبّارٌ بِسُوء اِلاّ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ مالَمْ یَخُونُوا اِخْوانَهُمْ » :(3)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « تربت قم مقدّس است و مردم قم از ( شیعیان ) ما هستند ، و ما هم از آنها هستیم ، هیچ ستمگری قصد بد ، به اهل قم نمی کند مگر اینکه در عذاب او تعجیل می شود تا وقتی که مردم به برادران ( دینی ) خود خیانت نکنند » .
7 ـ قالَ الإمام الصّادِقُ(علیه السلام) : « مَحْشَرُ النّاسِ کُلِّهِمْ اِلَی بَیْتِ الْمَقْدِسِ اِلاّ بُقْعَةً بِاَرْضِ الْجَبَلِ یُقالُ لَها : قُمْ فَإِنَّهُمْ یُحاسَبُونَ فی حُفَرِهِمْ وَیُحْشَرُونَ مِنْ حُفَرِهِمْ اِلی الْجَنَّةِ » :(4)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « جایگاه حشر همه مردم به سوی بیت المقدس است ; مگر ( مردم ) سرزمینی از بلاد « جبل » که آن را « قم » گویند ، آنها در قبرهایشان ( در همان سرزمین ) به حسابشان رسیدگی می شود و از همانجا به سوی بهشت محشور خواهند شد » .
پاورقی
1 ـ بحار ، ج60 ، ص215 .
2 ـ همان ، ص213 .
3 ـ همان ، ص218 .
4 ـ همان .
صفحه25
8 ـ عَنِ الإمام الصّادِقِ(علیه السلام) : ( اَنَّهُ(علیه السلام) اَشارَ اِلی عِیسَی بْنِ عَبْدِ اللهِ ) فَقالَ : « سَلامُ اللهِ عَلی اَهْلِ قُمْ ، یُسْقِی اللهُ بِلادَهُمْ الْغَیْثَ وَیُنْزِلُ اللهُ عَلَیْهِمُ الْبَرَکاتِ وَیُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات ، هُمْ اَهْلُ رُکُوع وَسُجُود وَقِیام وقُعُود ، هُمُ الْفُقَهاءُ الْفُهَماءُ ، هُمْ اَهْلُ الدِّرایَةِ وَالرِّوایَةِ وَحُسْنِ الْعِبادَةِ » :(1)
امام صادق(علیه السلام) ( به عیسی بن عبد الله قمی اشاره کرد ) و فرمود : « سلام خدا بر اهل قم ، خدا شهرهایشان را از باران رحمتش سیراب گرداند و برکاتش را بر آنان فرود آرد و گناهانشان را به خوبیها و حسنات مبدّل فرماید ، آنها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند . آنان فقیه و دانشمند هستند . آنان اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو می باشند » .
9 ـ قالَ اَبُو الصَّلْتِ الْهِرَوِی کُنْتُ عِنْدَ الرِّضا(علیه السلام) فَدَخَلَ عَلَیْهِ قَوْمٌ مِنْ اَهْلِ قُمْ فَسَلَّمُوا عَلَیْهِ فَرَدَّ عَلَیْهِمْ وَقَرَّبَهُمْ . ثُمَّ قالَ لَهُمْ : « مَرْحَباً بِکُمْ وَاَهْلاً ! فَاَنْتُمْ شِیعَتُنا حَقّاً » :(2)
اباصلت می گوید : خدمت امام رضا(علیه السلام) بودم ، گروهی از اهل قم بر ایشان وارد شدند ، به امام سلام کردند . امام(علیه السلام) جواب سلامشان را داد و آنان را نزدیک خود نشاند سپس فرمود : « مرحبا بر شما ، خوش آمدید ! شما شیعیان راستین ما هستید » .
10 ـ قالَ الإمام الصّادِقُ(علیه السلام) : سَتَخْلُو کُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَیَأْزِرُ عَنْهَا الْعِلْمُ کَما تَأْزِرُ الْحَیَّةُ فی جُحْرِهَا ، ثُمَّ یَظْهُرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَة یُقَالُ لَهَا قُمْ ، وَیَصیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَالْفَضْلِ » :(3)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « کوفه بزودی از مؤمنان خالی می شود و علم از آن جمع می شود
پاورقی
1 ـ بحار ، ج60 ، ص217 .
2 ـ همان ، ص231 .
3 ـ همان ، ص213 .
صفحه26
همانطور که مار در لانه اش جمع می شود ، سپس علم و دانش در شهری که به آن « قم » می گویند ، ظاهر می شود و آنجا مرکز علم و فضیلت می گردد » .
11 ـ رَوی بَعْضُ اَصْحابِنا قالَ : کُنْتُ عِنْدَ اَبی عَبْدِاللهِ(علیه السلام) جالِساً اِذْ قَرَءَ هذِهِ الاْیَةَ : « فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُولَیهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا اُولی بَأْس شَدید فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَکانَ وَعْداً مَفْعُولاً »(1) . فَقُلْنا : جُعِلْنا فِداکَ ، مَنْ هؤُلاءِ ؟ فَقالَ ثَلاثَ مَرّات : « هُمْ وَاللهِ اَهْلُ قُمْ » :(2)
یکی از اصحاب نقل کرده است : خدمت امام صادق(علیه السلام) نشسته بودم . امام(علیه السلام)این آیه را خواند : ( فاذا جاءَ وَعْدُ اُولَیهُما . . . » : « هنگامی که نخستین وعده فرارسد مردانی پیکارجو را بر شما ( بنی اسرائیل ) فرستیم تا شما را سخت درهم کوبند تا بدانجا که برای بدست آوردن مجرمان خانه ها را جستجو کنند ، و این وعده قطعی الهی است » .
پس ما گفتیم : فدای شما شویم ، این پیکارجویان الهی کیانند ؟ امام سه بار فرمود : « بخدا قسم آنان مردم قم خواهند بود » .
12 ـ قالَ الإمام الکاظِمُ(علیه السلام) : « رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ قُمْ یَدْعُو النّاسَ اِلَی الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدیدِ ، لاتَزِلُّهُمُ الرِّیاحُ الْعَواصِفُ وَلا یَمُلُّونَ مِنَ الْحَرْبِ وَلا یَجْبُنُونَ وَعَلَی اللهِ یَتَوَکَّلُونَ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ » :(3)
امام کاظم(علیه السلام) فرمود : « مردی از قم ، مردم را بسوی حق دعوت می کند ، گروهی با او همراه می شوند که همانند پاره های آهن هستند ، تندبادهای حوادث آنان را نلغزاند ، و از جنگ خسته نشوند و نترسند ، و بر خدا توکّل کنند ، و عاقبت خیر برای پرهیزکاران خواهد بود » .
پاورقی
1 ـ اسراء ، آیه 5 .
2 ـ بحار ، ج60 ، ص216 .
3 ـ همان .
صفحه27
13 ـ قالَ الاِْمامُ الصّادِقُ(علیه السلام) : « اِنَّ اللهَ احْتَجَّ بِالْکُوفَةِ عَلی سائِرِ الْبِلادِ وَبِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَهْلِها عَلی غَیْرِهِمْ مِنْ اَهْلِ الْبِلادِ وَاحْتَجَّ بِبَلْدَةِ قُمْ عَلَی سائِرِ الْبِلادِ وَبِاَهْلِها عَلی جَمیعِ اَهْلِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ وَلَمْ یَدَعِ اللهُ قُمْ وَاَهْلَهَا مُسْتَضْعَفاً بَلْ وَفَّقَهُمْ وَاَیَّدَهُمْ » :(1)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « خداوند « کوفه » را بر سایر شهرها حجّت قرارداد و مردم با ایمان آن را برای مردم دیگر شهرها حجّت قرار داده ، و شهر قم را حجّت بر شهرهای دیگر و مردم آن را حجّت بر تمام مردم مشرق و مغرب ( از جنّ و انس ) قرارداد ، خداوند قم و مردم آن را رها نکرده تا مستضعف ( فکری و فرهنگی ) شوند بلکه آنان را موفق و تأیید کرده است » .
14 ـ قالَ الاِْمامُ الصّادِقُ(علیه السلام) : « اِنَّ ِللهِ حَرَماً وَهُوَ مَکَّةُ وَاِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَهُوَ الْمَدینَةُ ، وَاِنَّ لاَِمِیرِ الْمُؤْمِنینَ حَرَماً وَهُوَ الْکُوفَةُ وَاِنَّ لَنا حَرَماً وَهُوَ قُمْ وَسَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأَةٌ مِنْ اَوْلادِی تُسَمّی فَاطِمَةَ ، فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» . ( قالَ الرّاوِی : وَکانَ هذَا الْکَلامُ مِنْهُ قَبْلَ اَنْ یُولَدَ الْکاظِمُ(علیه السلام) ) :(2)
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « براستی برای خدا حرمی است و آن مکّه است و برای رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم)حرمی است و آن مدینه می باشد ، و برای امیر المؤمنین(علیه السلام) حرمی است و آن کوفه است ، و برای ما حرمی می باشد و آن شهر قم است . و در آینده ای نزدیک زنی از فرزندان من « به نام فاطمه » در آنجا دفن می شود ، کسی که او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود » .
راوی می گوید : این فرمایش حضرت زمانی بود که هنوز موسی بن جعفر(علیه السلام) به دنیا نیامده بود .
پاورقی
1 ـ بحار ، ج60 ، ص213 .
2 ـ همان ، ص216 .
صفحه28
علاوه بر این روایات ، ائمّه معصومین(علیهم السلام) اهل قم و بعض بزرگان آنها را مورد عنایات خاصه خود قرار می دادند و برای آنان هدایا و خلعتی هایی مثل انگشتری و پارچه کفنی می فرستادند ،(1) و درباره بعضی از بزرگان آن دیار سخنان ارزنده ای فرمودند که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود :
1 ـ حضرت رضا(علیه السلام) به زکریّا بن آدم ، که قصد بیرون رفتن از شهر قم را داشت فرمود : « از قم بیرون نرو همانا خداوند به خاطر تو بلا را از اهل قم دور می سازد همانطور که به وجود مبارک موسی بن جعفر(علیه السلام) ، بلا را از اهل بغداد دور نمود » .(2)
2 ـ امام صادق(علیه السلام) درباره عیسی بن عبدالله قمی فرمود : « تو از ما اهل بیتی » .
و باز حضرت فرمود : « عیسی بن عبدالله ، مردی است که زندگی و مرگ او با زندگی و مرگ ما هماهنگ بوده و گره خورده است » .(3)
3 ـ امام صادق(علیه السلام) به عمران بن عبدالله قمی فرمود : « از خدا می خواهم که تو را و خانواده ات را در روز قیامت ( که هیچ سایه ای نیست ) در زیر سایه « رحمت » خود قرار دهد » .(4)
پاورقی
1 ـ سفینة البحار ، ج2 ، ص447 .
2 ـ بحار ، ج60 ، ص217 .
3 ـ معجم رجال الحدیث ، ج13 ، ص214 .
4 ـ همان ، ص158 .
صفحه

 

2- انقلاب همگانی مردم قم از چه زمانی آغاز گردید وچند خلیفه در این قیام ها تا زمان( یحیی بن اسحاق » ) وجود داشته است؟

 
       
سه شنبه 12 مرداد 1395  9:45 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ehsan007060 nargesza reza8888 fazli1184r132 borkhar omiddeymi1368 rasekhoon_m SABOORI Nimbostratus mehdi0014 emamedavazdah eramau mansoor67 v_saeidi124 abolfazl_785 aza1393 alirezazaeri ma1393 fatemehza 13321342 aziz1352 mehdi2594 aliada zaker7007 rezamzd zhalemzd hermes65
دسترسی سریع به انجمن ها