چشم انتظار

سحر رسيده و دل بيقرار خواهد شد
دوباره دامن من پر بهار خواهد شد
صداي خوب اذان ميرسد و يک احساس
درون سينهي من بيقرار خواهد شد
و بعد در سر سجادههاي سوز و گداز
بهانههاي دلم بيشمار خواهد شد
ستارهها به تماشاي شعله ميآيند
و چشم عاصي من اشکبار خواهد شد
چنان لطيف و سبک ميشود جهان که وجود
به روي رايحه گل سوار خواهد شد
و تا دوباره بيايد صداي خوب اذان
دلم غريبه چشم انتظار خواهد شد
[کتاب نور مومن؛ صفحه 58]
مصطفي محدثي خراساني