نميدانم در اتفاقاتي كه برايتان رخ ميدهد يا مسايلي كه پيش ميآيد تا چه حد خودتان را مقصر ميدانيد؟
آيا مسووليت اشتباهاتتان را به گردن ميگيريد يا به دنبال مقصر ميگرديد تا تمامي بارها را به دوش او افكنده و خود را محق نشان دهيد؟! از آن دسته كه وقتي همه تقصيرات را به دوش ديگري انداخت شروع ميكند براي خود به دلسوزي پرداختن و جوسازي عليه طرف مقابل! و آنقدر نيز در اين ذهنيت غير مسوولانه خود فرو ميرود كه خودش هم باورش ميشود كه تمامي شرايط بر عليه او بوده و او هيچ نقشي نداشته، كاملا پاك پاك است!!!
آيا گمان ميكنيد با چنين رفتاري هرگز به رشدي در زندگي فردي و اجتماعي خود دست خواهيد يافت؟!
شما كه همواره در بروز هر مشكلي نگاهتان معطوف به ديگري است و انگشت گناه را به سمت اين و آن نشانه ميرويد پس كي فرصت خواهيد كرد تا خودتان را بشناسيد؟!
متاسفانه بسياري از ما حتي به دو قدمي خودمان هم نزديك نميشويم! ميدانيد چرا؟! چون به خوبي واقفيم با خود چه كردهايم و از سر همين بيمسووليتيها در قبال اعمالمان چه خلاء تاريك و وحشتناكي در درونمان ايجاد كردهايم!
وجودمان شبيه كيسه مارگيرها شده! جرات نزديك شدن به آن را هم نداريم!!
اما دوستان خوبم:
ما براي رشد كردن خواه ناخواه به اين رويارويي نيازمنديم. آخر كسي كه جرات دست و پنجه نرم كردن با خودش را ندارد پس چگونه ميتواند در قبال همسر و فرزندانش عهدهدار مسووليت گردد، فراموش نكنيد اين تنها كليد رمز قدرت انسانهاي قدرتمند با ديگران است.
ايشان يك بار در زندگي تصميم گرفتهاند كه ديگر همسايهها، دوستان، دنيا و روزگار را مسبب بدبختي خود ندانند و كاسه كوزه بيتحركي و نابساماني خود را بر سر ديگري نشكنند و نتيجه اين تصميم را ديدهاند، من و شما هم شاهدش هستيم.
همواره به خاطر بسپاريد وقتي مسووليت بدبختيهاي خود را به گردن ديگري مياندازيد تصوير ذهني حقيري از خود ارايه ميدهيد كه تا پايان عمر گريبانگيرتان خواهد بود.
بياييد به جاي مرغابي بودن همانند عقابها عمل كنيد!
عقابها سعي ميكنند در هر شرايطي تواناييهاي منحصر به فرد خود را كشف كرده و به نمايش بگذارند. هرگز به دنبال تقليد از ديگران نيستند، خصوصيات خود را ميشناسند و همين شناخت باعث منحصر به فرد بودن و مورد توجه قرار گرفتنشان در هر محيطي ميگردد.
عقاب هرگز در پي جلب توجه و ترحم نيست. به هر محيطي كه وارد ميشود شرايطش را ميسنجد، عقايد و خواستههايش را با قدرت بيان ميكند و بعد تصميم ميگيرد كه در آن محيط بماند يا نماند.
اما مرغابي به خودش ايمان ندارد چرا كه خودش را نميشناسد و از به نمايش گذاشتن خود واقعياش واهمه دارد، در بركه كوچكش گير كرده كسي به او توجه نميكند، بنابراين از سر خشم شروع به دست و پا زدن در بركه كرده و گل و لاي آن را به اطراف پرتاب ميكند غافل از اينكه باز هم بركه خودش را كثيف ميكند! عقاب آنقدر اوج گرفته كه حتي ذرهاي هم از آن آلودگيها به او نميرسد.
يادتان باشد! هر عمل بهايي دارد كه بايد پرداخت. تهمت زدن، دروغ گفتن، يك طرفه به قاضي رفتن و در ذهن كسي را محكوم كردن كار مرغابيهاي بركههاي تنگ و بسته است كه دايم در همان ديد بسته و محدود خود ميچرخند و غر ميزنند و بهانه ميآورند كه تو چرا به من درياچهاي نشان نميدهي تا در آن شنا كنم؟ در حالي كه اگر چند قدم دورتر را ميديد دريا در انتظارش بود اما از بس در حال دور خود چرخيدن و غر زدن بوده كه دامنه ديدش از خودش فراتر نرفته و ناگزير هرگز دريا را نميبيند.
عزيز من! تو بايد باور كني كه اين خود تو هستي كه اجازه ميدهي هر كس با تو چگونه برخورد كند. اين خود تو هستي كه نشانهها را جدي نميگيري، اين خود تو هستي كه قابليتي از خود نشان نميدهي، اين خود تو هستي ...
هر وقت خواستي كسي را محكوم كني، از خودت بپرس: سهم من در اين ماجرا چقدر بوده است؟ بعد كه منصفانه همه چيز را بررسي كردي، پيش برو.
قدرتمند، عادل و دريا دل باشيد
احمد حلت
مدير مسوول و صاحب امتياز