0

منحنی فیلیپس در اقتصاد ایران چقدر صدق می‌کند؟/تحلیل رابطه علی بین نرخ تورم و بیکاری طی 3 دهه اخیر

 
er1372
er1372
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 207
محل سکونت : کرمانشاه

منحنی فیلیپس در اقتصاد ایران چقدر صدق می‌کند؟/تحلیل رابطه علی بین نرخ تورم و بیکاری طی 3 دهه اخیر

تیمور محمدی، استادیار دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی؛ عباسعلی ابونوری ، استادیار دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی و رویا محمد نژاد ، کارشناس ارشد علوم اقتصادی در تحلیلی به این موضوع پرداخته‌اند که آیا بین نرخ تورم و بیکاری در اقتصاد ایران رابطه علی وجود دارد؟

در چکیده این تحلیل آمده است: بیکاری، یکی از عارضه­‌های مزمن اقتصاد ایران است. به‌طوری که نرخ آن همواره با نرخ طبیعی بیکاری فاصله­‌ای قابل‌توجه دارد؛ اما طی سال­‌های اخیر، سیاست­‌هایی با اتکا به افزایش حجم نقدینگی برای تقویت اشتغال و کاهش بیکاری اتخاذ شده‌اند که آثار تورمی در پی داشته­‌اند. در این تحقیق تلاش می­‌شود تا با احتساب عوامل مشترک موثر بر تورم دستمزدی و میزان بیکاری در قالب سیستم معادلات همزمان به تحلیل رابطه علی بین این دو متغیر بر مبنای رابطه منحنی فیلیپس پرداخته شود. دو مدل مورد برآورد قرار گرفتند که در یکی نرخ تورم دستمزدی هر دوره، تابعی از نرخ بیکاری همان دوره و نرخ تورم دستمزدی دوره قبل و در مدل دوم نرخ تورم هر دوره ،تابعی از تولید و دستمزدهای همان دوره و تورم دوره قبل است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد رابطه منحنی فیلیپس طی دوره ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ در ایران بر قرار است.

همچنین درباره نتایج این مطالعه عنوان شده است:

افزایش نرخ بیکاری باعث کاهش در نرخ دستمزد سرانه شده و اثر نرخ بیکاری بر روی نرخ دستمزد، یک اثر معکوس است. به این صورت که هر چه نرخ بیکاری افزایش یابد (یعنی عرضه نیروی کار بیشتر و یا تقاضای نیروی کار کاهش یابد) تولیدکنندگان، کارفرمایان و یا به طور کلی خریداران و تقاضاکنندگان نیروی کار در قبال پرداخت دستمزد کمتری حاضر به استخدام و به‌کارگیری نیروی کار خواهند شد. چنانچه سیاستی در راستای کاهش نرخ بیکاری اعمال شود (مانند طرح‌های ضربتی اشتغال، اعطای وام و هر گونه سیاست انبساطی دیگر ...) چون موجب افزایش نقدینگی می‌شوند، در نهایت تورم را افزایش داده و در بلندمدت تأثیر چندانی روی متغیرهای حقیقی نخواهند داشت. بالعکس اعمال سیاست‌هایی در جهت کاهش نرخ تورم (عمدتاً سیاست‌های انقباضی) موجب کاهش تولید، کاهش تقاضای نیروی کار و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری خواهند شد. بنابراین سیاست‌گذاران باید رابطه معکوس بین این دو متغیر را در نظر داشته باشند. همچنین با ثابت در نظر گرفتن پیشرفت تکنولوژی و بهره‌وری، با افزایش دستمزد، قیمت کالا‌ها و خدمات افزایش می‌یابد. یعنی هر چه پرداختی به عوامل تولید افزایش یابد، تولیدکنندگان این افزایش پرداختی را با افزایش قیمت کالا و خدمات تولیدشده و فروش آن جبران می‌کنند و بنابراین باز هم تورم افزایش یافته و نرخ بیکاری بیشتر می شود. 

جمعه 11 تیر 1395  5:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها