پاسخ به:شنیدنی های زیبا
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم / بی دیدنش از دیده نیاساید چشم
ما را ز برای دیدنش باید چشم / ور دوست نبینی به چه کار آید چشم
ثانیه ها ، روزها ، ماهها ، حقیرتر از آنند که بهانه ای
برای از یاد بردنت باشند ...
قطار ! راهت را بگیر و برو
نه کوه توان ریزش دارد !
نه ریز علی پیراهن اضافه !
دیگه هیچ چی مثل سابق نیست
بـــــــاقلبـــــــے ازعــــــشق
بـــــــاخطـــــے ازحریرمحبت
بر روی یک برگ کهنه از یاس مینویسم دوستت دارم
به یکى گفتم قلب شکسته نمى خرى گفت اکه ارزش داشت نمى شکستش
عجب موجود سخت جانیست دل!
هزاربارتنگ میشود،میشکند،میسوزد،میمیرد وبازهم برایت میتپد
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست / بلکه هر لحظه دلم مست تماشایی توست
بهترین آرایش ها در زندگی :
حقیقت برای لب ها
بخشش برای چشم ها
نیکوکاری برای دست ها
لبخند برای صورت
عشق برای قلب
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم
ثانیه ها ، روزها ، ماهها ، حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند ...
دوستی را که چشم انتخاب کند ممکن است محبوب دل نشود ولی آن را که دل انتخاب کند بی گمان نور چشم خواهد شد ...
پس از این بى وفایى ها نمى خواهم تورا هرگز،تو باش و هرچه خواهى کن که من رفتم"خداحافظ"
ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با موافق هستند
اما
زمانی رشد میکنیم با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند . . .
سرم خاک کف پای رفیق است / دلم مجنون صحرای رفیق است
بهشت ارزانی خوبان عالم / بهشت من تماشای رفیق است