پاسخ به:شنیدنی های زیبا
چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم
بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم
جهان بى دوستان زندان جان است / صفاى زندگى با دوستان است
مخلص همه ی اونایی که چراغ رفاقتشون همیشه برای ما نفت داره!
میدونستی رفاقت معرفت نمیاره … این معرفت که رفاقت میاره … !
حکایت ما و دوستان حکایت ماه و برکه است! در دل هم جا دارند ولی از هم دورند.
اونقدر مرامت فابریکه که توى هیج نمایندگى قطعاتش پیدا نمیشه
مرو راهی که با ریگی بلغزی / مشو بیدی که با بادی بلرزی
تو را قدر و تو را قیمت گران است / مکن کاری که یک ارزن نیرزی
ما با نفس سلامت ای دوست ، خوشیم / از گرمی هر کلامت ای دوست ، خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست / با زنگ خوش پیامت ای دوست ، خوشیم
مردم شهری که همه در آن می لنگند به کسی که راست راه می رود می خندند
بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد .
یخ واسه اینکه آب رو خنک کنه خودش رو فدا میکنه ، آهای رفیق ، یخ روزگارتم !
نوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند
حکاکیهای روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگارانی ابدیند
“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”
دوستان من مثل گندمند یعنی یه دنیا برکت و نعمت ، نبودنشان قحطی و گرسنگی
و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند .
تو به پاکی عقیقی / مثل دریاها عمیقی
فهمیدی چرا میخوامت ؟ / آخه بهترین رفیقی