0

قصه با فقر آغاز می‌شود/ مواجهه یک زن با مرزهای اخلاقی+تصاویر

 
hasanvand
hasanvand
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 963
محل سکونت : خوزستان

قصه با فقر آغاز می‌شود/ مواجهه یک زن با مرزهای اخلاقی+تصاویر

وجه غالب فیلم‌های سینما اجتماعی است زیرا جوهره اثر از اجتماع و مسایل مربوط به آن از جمله فقر، اعتیاد و هنجارهای اجتماعی شکل می گیرد.
 

محمد پرویزی برای اولین ساخته خود قصه ای را طراحی و ساخته  که کمتر در سینمای ایران به آن توجه شده است. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم این نوع پردازش و قصه گویی در حوزه «درام روانشناسی» اولین بار است که درسینمای ایران دیده می شود. پرویزی موضوع فیلمش درباره بحران های عاطفی در رویا رویی با خاطرات گذشته و چگونگی گذار از آنهاست. داستان زندگی نسلی که زندگی شان میان انبوهی از آدمها جا مانده است.

در گونه درام روانشناسی فقیر هستیم

محمد پرویزی  درباره این مهم که چرا برای اولین اثر به سراغ یک قصه با مضمون روانشناسی رفته است گفت: قصه فیلم، در گونه سایکو درام  می گنجد. حال  این که چرا به سراغ این ژانر رفتم باید بگویم ما در برخی از گونه ها در سینمای ایران هنوز فقیر هستیم  و تجربه‌هایمان در آن سمت وسو شکل نگرفته یا اگر شکل گرفته میزانش بسیار ناچیز  است. اساسا گونه سایکودرام جزء تجربه های معاصر است و   به این مهم بازمی گردد که فیلمساز چقدر در این زمینه اطلاعات دارد.

 

 

 

قصه با فقر آغاز می‌شود/ مواجهه یک زن با مرزهای اخلاقی+تصاویر

 

توجه به روانشناسی به عنوان چاشنی فیلم

وی ادامه داد: وجه غالب فیلم های سینما اجتماعی است زیراجوهره اثر از اجتماع و مسایل مربوط به  آن از جمله فقر، اعتیاد و هنجارهای  اجتماعی ( آنها را می شناسیم)،  شکل می گیرد اما در حوزه روانشناسی – که یک قرن از آن می گذرد -  جهان سوم کمتر از این تجربه ها حرف می زند و اگر به این دانش اشاره شود  بیشتر به عنوان چاشنی قصه از آن بهره‌برداری می شود نه این که براساس این دانش، جوهره  فیلم شکل بگیرد.

قصه دراماتیک با فقر آغاز می شود/ کمتر به ابعاد روانشناسانه توجه داریم

وی درپاسخ به این سوال که اکثر آثاری هم که در این حوزه (روانشناسی) تولید شده بیشتر تجربیات سازنده اثر از نمونه هایی بوده است که در زندگی شخصی مشاهده کرده  و  بخشی از داستان را به خود اختصاص داده است  گفت: درست است و موافقم بیشتر فیلم هایی که در سینمای ایران ساخته می شود را می توان  قرائت رواشناسانه از آن داشت ، روانشناسی چاشنی است و قصه بر اساس  یک تجربه «روانی» شکل نگرفته است. دلیل هم فقر در بن مایه روانشناسی است به طور مثال ما در مورد اعتیاد آگاهی کافی داریم و  هر قدر بخواهیم می توانیم فیلم بسازیم به این دلیل که شناخت کافی از آن داریم یا معضلات دیگر اجتماعی از جمله فقر، خیانت، قصاص (به مفهوم سنتی )و...  زیرا این معضلات را در بستر اجتماعی تجربه کردیم  اما اگر بخواهیم درباره ابعاد روانشناسانه یک زن فیلم بسازیم می بینیم که چقدر دانش  ما کم است. از لحاظ آکادمیک هم به این موضوع کمترپرداختیم و در کل این موضوع نتوانسته به ناخودآگاهی ما تبدیل شود. نمی دانیم فقر روحی ما چند دسته است. اگر بخواهیم قصه دراماتیک بسازیم اول به سراغ  فقر سنتی می رویم و آن را پررنگ می کنیم .به زعم من در مورد تجربه های معاصر، بن مایه های فقیری داریم. 

مواجهه یک زن با مرزهای اخلاقی

پرویزی درباره اینکه چرا به داستان یک زن در حوزه روانشناسی پرداخته است گفت: موضوع من خاطره بود. شکل گیری چالش های اجتماعی مواجه شدن یک زن با مرزهای اخلاقی اش در یک قصه معاصر مساله ام بود. نمی خواستم اخلاق به مفهوم سنتی مطرح شود بلکه قصد داشتم اخلاق معنوی یک زن در رویارویی با یک تجربه مدرن آشکار گردد.  زن در این مواجهه باعواقب تجربه ذهنی اش رویا رو می شود که  نتایج اخلاقی معاصر آن در فیلم تحلیل شده است. حال چقدر موفق هستم باید مخاطب تشخیص بدهد.

 

 

 

 

 

فلسفه اخلاق در مفهوم معاصر دانش نوپایی است

کارگردان «سمفونی تولد» درباره تحقیق درباره ساخت اثر گفت: جوهره قصه من گذشته به مفهوم خاطره است. برای همین تا جایی که ممکن بود تلاش کردم  درباره سازو کار خاطرات در زندگی تحقیقق کنم . پروسه خاطرات چگونه به یاد می آید، کجا  خاطرات از مرز به یادآمدن می گذرد؟ کجا تجربه می شود؟ مرزهای اخلاقی درخاطرات کجاست؟  وقتی درباره خاطرات مطالعه کردم به این مهم رسیدم که خاطرات چقدر  مرزهای اخلاقی دارد . چقدر پروسه اخلاقی آن مهم است. این  تجربه که  کسی را به ذهنت می آوری چقدر دچار چالش های اخلاقی به مفهوم مدرن می شویم. معتقدم  فلسفه اخلاق در ایران به مفهوم معاصرش دانش نوپایی است و  آثار مهم به زبان فارسی ترجمه شده (در خور بحث) به انگشتان دستان هم نمی رسد.

وی ادامه داد: سعی کردم بدانم خاطرات در زندگی چند دسته هستند، خاطرات ارادی، غیرارادی و تاثیرات درونی آنها بر رفتار شخصیت چگونه است؟ کجا افراد پنهان کار می شوند، کجا وسوسه می شوند که بازگردند، کجا خاطرات ما را می بلعند.

تاثیرات خاطرات در حوزه عمومی زندگی

پرویزی در پاسخ به این سوال که خاطرات خیلی شخصی هستند چگونه تحقیقات در این حوزه صورت گرفت گفت:  بله این نکته مهم است، خاطرات شخصی هستند اما  نکته عجیب این است که چگونه مرز تجربه های شخصی به حوزه های عمومی سرایت می کند؟ اتفاقی که در ذهن می افتد ، به عنوان یک تجربه ذهنی تا این حد فردی است اگر به آن  میدان بدهید، و مجال بروز پیدا کند و  ندانید با آن چگونه رفتار کنید ، خاطره  شما را می بلعد و مطمئناً تاثیراتش در حوزه عمومی  زندگی آشکار می شود  و نتایج آن قابل بررسی و گاهاً هولناک است .به طور مثال زنی که با خاطراتش زندگی می کند تا اینجا مرزهای اخلاقی شخصی است اما سوال اینجاست که  تا چه اندازه تجربه ذهنی را به خودش نزدیک می کند ؟ مرزهای اخلاقی این نزدیک شدن( تصویر ذهنی) در زندگی تا کجاست؟

 

 

 

قصه با فقر آغاز می‌شود/ مواجهه یک زن با مرزهای اخلاقی+تصاویر

 

«سمفونی تولد» درباره لایه های درونی/ مرزهای اخلاقی ابتدا در ذهن شکسته می شود

وی ادامه داد:  خاطرات خیلی دم دستی نیست اگر به‌ آن ها نزدیک شویم و اجازه دهیم خاطرات ما را ببلعد آن تجربه  ذهنی را دوباره تجربه کرده ایم به عبارتی از مرزهای اخلاقی آن  عبور کردیم در اینجاست که چالش ها آشکار می شود.  من سعی کردم بگویم علیرغم این که  با سکوت کنار هم زندگی می کنیم اما اگر به طور ذهنی، درگیر جای دیگری هستیم به وجدان و پرسش ذهنی باید پاسخ بدهیم. موضوع  فیلم احترام به ذهن است  و قصد دارم بگویم حیات اصلی انسان حیات ذهن است به عبارتی آنچه در درون ما می گذرد در زندگی معاصر رئالیسم حقیقی است. فیلم درباره لایه های درون است رئالیسم را کنار می زند و مخاطب را وادار می کند به این مهم توجه کند که آنچه که در ذهنش پرورش می دهد و از مرزهای اخلاقی عبور می کند رئال تر از زندگی واقعی است که آن را تجربه می کند و باید به این مهم پاسخگو باشد. معتقدیم اگر در ظاهر زندگی مرزهای اخلاقی را می شکنیم پیش از این در ذهن مان مرزها را شکسته ایم .

وی درباره داستان فیلم توضیح داد: فیلم درباره زنی است که به احترام گذشته درگیر و سوگوار آن است اما نمی داند که خاطرات همیشه بی دردسر نیستند با قدم گذاشتن و یادآوری کردن آن زن با پرسش های تازه ای رویارو می شود. برای چنین قصه ای می بایست از فلاش بک استفاده نمی کردم چون معتقدم فلاش بک بیان زمان مرده است کوشیدم فرمی را بیابم که هر دو تجربه زن را به صورت رئال نشان دهم.

پرویزی در پاسخ به این پرسش با توجه به فضایی که از فیلم ترسیم کردید چقدر به مخاطب و دنبال کردن اثر امیدوار هستید گفت: ما باید مخاطب را دنبال خودمان بکشیم .نه این که به دنبال ذائقه مخاطب برویم.  به نظرم اگر فیلم  از یک چاشنی و قصه خوبی برخوردار باشد مخاطب را به چنگ می اندازد و حرفهایش را می گوید. قرار نیست چنین فیلمی  فیلم ساده ای برای دیدن باشد. «از یک متفکر می پرسند چرا اینقدر کتابی که نوشتید پیچیده است می گوید  من برای روشن شدن مساله کتاب را نوشتم نه برای ساده کرن مساله. » وقتی موضوعی به پیچید گی های وجودی انسان نزدیک می شود خود به خود پیچیده می شود. اما به این مهم هم معتقدم نباید از فرمی در این آثار بهره ببریم که  هیچ کس قادر به فهم اثر نباشد. سعی کردم  از قصه عادی تولد  فیلم را شروع کنم .  معتقدم فیلمساز دو کار باید انجام دهد اول اینکه  قصه را به خوبی بازگو کند و حوزه مخاطبانش را بشناسد. اما کار دیگری که باید انجام دهد این که  برای خود سینما کاری صورت دهد و فرمی را اتخاذ کند  که  چشم انداز خودش به آن بن مایه و جوهره باشد اگر نباشد  بی توجه به تاریخ سینمافیلم ساخته  است. بارها خوانده ایم «اگر تجربه ای بدون پشتوانه تاریخ ساخته شود همان تاریخ به آن تجربه پشت می کند.»

 

 

 

 

 

فیلم ها به تاریخ سینما پشت کرده اند

وی ادامه داد: فیلم های ما بیش از 80 درصد به تاریخ سینما پشت کردند به همین خاطر است که برخی از آثار جایی در تاریخ سینما پیدا نخواهند کرد. من با فیلم اولم مشق کردم که حواسم به تاریخ سینما باشد و به کار دیگران در تاریخ سینما هم توجه داشتم امیدوارم تاریخ نیز به چنین تجربه هایی بی تفاوت نباشد.

پرویزی درباره صداگذاری و موسیقی فیلم توضیح داد: قصد ما این بود که براساس صداهای طبیعی صحنه ، موسیقی نوشته شود  به صورت روال عادی در حوزه سینما  این اتفاق نمی افتد . ما قصد داشتیم صداگذار براساس صداگذاری انجام شده، موسیقی متن را  بنویسد به همین دلیل از صادق تسبیحی خواستیم تا این کار را انجام دهد شاید برخی از صداها مبنای شروع یک نت باشد. می خواستیم در موسیقی  ریتم های تکرار شونده  داشته باشیم زیرا سایکو یک کار تکرار شونده است.خاطرات مدام رفت و آمد دارد. فیلم هم خاطرات را لوپ می کند و از زوایای مختلف آن را می بینیم . موسیقی هم  می تواند به ابعاد چنین نگرشی بعد دهد.  سمفونی تولد کار مشترک من و احسان رسول اف است بابت این تجربه مشترک به خودم می بالم.

منبع:فارس

یک شنبه 26 اردیبهشت 1395  5:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها