0

داستانک

 
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

داستانک

 

داستانک

 

 


:heart:....وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.... ﴿۳﴾ سوره طلاق:heart:

توپ بسکتبال توی دست من تقریبا 19دلار می ارزه
توپ بسکتبال توی دست مایکل جوردن تقریبا 33میلیون دلار می ارزه
بستگی داره توی دست کی باشه...:basketball:

عصا توی دست من شاید بتونه فقط سگ هارو دور کنه
عصا توی دست موسی دریای بزرگ رو می‌شکافه
بستگی داره توی دست کی باشه...

تیر و کمون توی دست من اسباب بازی بچه گانه ایه
تیر و کمون توی دست داوود اسلحه ای قدرتمنده که باهاش جالوت رو در جنگ میکشه
بستگی داره توی دست کی باشه...

دو تا ماهی و پنج تیکه نون توی دست من،دو تا ساندویچ ماهی میشه
دو تا ماهی و نون توی دست عیسی هزاران نفر رو سیر می کنه
بستگی داره توی دست کی باشه...:fish:

همانطور که میبینی،بستگی داره توی دست کی باشه
پس...
دلواپسی ها،نگرانی ها، ترس ها،امیدها،رویاها،خانواده و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار
چون
بستگی داره توی دست کی باشه.:wink:

این پست توی دستان توست
باهاش چی کار میکنی؟
بستگی داره توی دست کی باشه...

 

 
شنبه 28 فروردین 1395  3:39 PM
تشکرات از این پست
sobhan_hk
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستانک

 

مردی با عالمی یهودی صحبت می کرد.
از او پرسید:"چرا خدا از راه بوته ی خاری با موسی(ع) صحبت کرد؟"
عالم یهودی پاسخ داد:"اگر هم درخت زیتون یا بوته ی تمشکی را انتخاب میکرد، همین سوال را میکردید.اما سوالتان را بی جواب نمی گذارم.خدا بوته ی خار بیچاره و کوچکی را انتخاب کرد تا نشان دهد بر روی زمین جایی نیست که او حضور نداشته باشد."

 

شنبه 28 فروردین 1395  3:41 PM
تشکرات از این پست
sobhan_hk
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستانک

 

روزی حضرت علی(ع)با جمعی از پیروان از معبری می گذشت.
پیرزنی را دید که با چرخ نخ ریسی خود مشغول ریسیدن پنبه بود.
از او پرسید:"خدا را به چه چیز شناختی؟"پیرزن به جای جواب، دست از دسته ی چرخ برداشت.
طولی نکشید که چرخ پس از چند بار چرخیدن از حرکت ایستاد.

پیرزن گفت:"یا علی، چرخی بدین کوچکی برای گردش به چون منی نیاز دارد.آیا ممکن است افلاک به این عظمت و کرات به این بزرگی بدون مدیری دانا و حکیم و سازنده ای توانا و علیم با نظم معینی به گردش افتد و از گردش خود باز نایستد؟"

علی(ع) به اصحاب خود رو کرد و گفت:"مانند این پیرزن خدا را بشناسید ".

 

شنبه 28 فروردین 1395  3:42 PM
تشکرات از این پست
sobhan_hk
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستانک

 

"داستانی کوتاه اما خواندنی" :steam_locomotive:


چرا فاصله ریل های قطار 143.5 سانتیمتر یا 4فوت و 8 و نیم اینچ است؟
چرا یک عدد صحیح رُند (مثلاً 150 یا 144 سانتیمتر یا 5 فوت) نیست؟!! سوال فوق در واقع پرسشی است که برای قهرمان داستان کتاب «زهیر» اثر "پائولو کوئلیو" پیش آمد و جواب آن به یک سری پرسش و پاسخ زنجیروار ختم شد
متن ذیل نتیجه این واکاوی می باشد: - چرا فاصله ریل های قطار 143.5 سانتیمتر است؟
چون در آغاز واگن های قطار توسط کسانی ساخته شد که قبلاً سازندگان تراموا و کالسکه بودند بنابر این از همان معیارهایی برای ساخت محور واگن ها استفاده کردند که در ساخت محور تراموا و کالسکه به کار می رفت. - چرا فاصله چرخ های کالسکه این قدر بود؟
چون خیابان های قدیم (کالسکه رو) مطابق با این فاصله ساخته شده بود. - چه کسی تعیین کرده عرض خیابان این قدر باشد؟
رومی ها ٬نخستین مهندسان راهساز در اروپا ٬این طور تصمیم گرفته بودند.
- دلیلش چه بود؟
ارابه های جنگی را دو اسب می رانند و وقتی دو اسب را از نژادی که آن زمان به کار می رفت٬ کنار هم بگذاریم٬ فضایی معادل ۱۴۳.۵ سانتیمتر را اشغال می کند.

بدین ترتیب رومی های باستان فاصله ی ریل های قطار امروز را تعیین کرده اند٬ ریل هایی که برای مدرن ترین قطارهای سریع السیر هم به کار می رود و وقتی مهاجران اروپایی به ایلات متحده رفتند و شروع کردند به کشیدن خط آهن٬ فکر نکردند شاید بهتر باشد این فاصله را تغییر دهند و همان نسبت را رعایت کردند.
اين موضوع بر ساخت سفینه های فضايی هم تاثير گذاشت؛ زیرا مهندسان امريکايی میخواستند مخازن سوخت را بزرگتر بسازند، اما اين مخازن در ايالت یوتا ساخته می شد و بايد آن ها را با قطار به مرکز فضايی فلوريدا می رساندند ، و تونل ها گنجايش شيئی به اندازه ی بزرگ تر را نداشت ؛ در نتيجه ، مجبور شدند تسليم نظر روميان درباره ی فاصله ی مناسب بين دو ريل بشوند.
و اینگونه فاصله بین دو اسب از نژاد رایج در زمان رومیان بر نحوه ساخت سفینه ای فضایی در قرن 20 تاثیر گذاشت.
باور کنید هر تصمیمی که در زندگی میگیرید یک روزی در یک زمانی و در جایی از کائنات تاثیر خواهد گذاشت.
سرنوشت تمام عالم هرچند اندک هرچند بینهایت ناچیز ،به تصمیم امروز تو بستگی دارد.

...................................................

 

شنبه 28 فروردین 1395  3:45 PM
تشکرات از این پست
ma1393
ma1393
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 1942
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستانک

 

کافری از ابراهیم طعام خواست.
ابراهیم گفت: اگر ایمان آوری تو را طعام دهم.
کافر رفت.
خدای عزوجل وحی فرستاد:ای ابراهیم ما هفتاد سال است که این کافر را روزی میدهیم.اگر تو شبی او را غذا میدادی و از دین او نمی پرسیدی،چه می شد؟؟؟
ابراهیم در پی آن کافر رفت و او را باز آورد و طعام داد.
کافر گفت: چه شد که از حرف خود برگشتی و پی من آمدی و برایم سفره گستردی؟
ابراهیم ماجرا را گفت.
کافر گفت: اگر خدای تو چنین کریم و مهربان است دین خود را بر من عرضه کن تا ایمان بیاورم و در زمره هدایت شوندگان قرار گیرم.

✍🏻رساله قشیریه.ص201

 

سه شنبه 31 فروردین 1395  9:40 PM
تشکرات از این پست
sobhan_hk
دسترسی سریع به انجمن ها