0

انقلاب در 9دي به گرد "حضرت ماه " طواف عشق را به جاي آورد

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

انقلاب در 9دي به گرد "حضرت ماه " طواف عشق را به جاي آورد

89/10/10 - 00:08
شماره:8910081486
 
نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
 

خبرگزاري فارس: آن روز يعني 9 دي همه آمده بودند تا به گرد "ماه انقلاب " طواف عشق را به جا بياورند و لبيك يا خامنه‌اي را نه در حرف بلكه با جان معنا كنند.


 

آن روزي كه مقام ولايت در كنار بارگاه ملكوتي سلطان سرير ارتضا از توطئه دشمنان براي ترديد در انتخابات پرده برداشت و تذكر داد كه «مبادا نامزدها جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند» حجت بر عوام و خواص زمانه تمام شد كه دشمن براي انتخابات نقشه در سر مي‌پروراند.
سيماي جهان به نظاره نشسته بود تا عمق حماسه آزادي را با جان و دل تضعيف كند و تعهد داشت در ادامه اين داستان از فتنه‌اي كه در راه بود تصوير انحلال انقلاب را به دنيا مخابره كند.
لحظه‌ها ثانيه‌اي پس از ثانيه‌اي ديگر خبر نزديك شدن دشمن به مرز افكار ملت ايران را مي‌رساند و دشمن براي تسخير "بيت " لحظه شماري مي‌كرد.
طرح انقلاب مخملي بر باد رفته بود ولي دشمن به همين آرزوها دلخوش كرده بود. به صحنه‌گردان‌هاي اصلي اين جنگ دل بسته بود.
تحليلش از سربازانش درست بود و به خوبي فهميده بود كه مدعيان خط امام براى جاه‌طلبى خودشان، براى دست يافتن به قدرت، براى رسيدن به اهدافى كه به صورت آرزو در وجود خودشان متراكم و انباشته كردند، حاضر مي‌شوند به مصلحت يك كشور، به حقانيت يك راه پشت كنند و لگد بزنند اما بسان گذشته در برآورد خود از ميزان ارادت و جان‌سپاري سربازان ولايت به حضرت ولايت‌پناه دچار اشتباه شده بودند.
مي‌پنداشتند با استفاده از خواص برجسته‌اي كه روزگاري در معيت حضرت امام (ره) جان و مال و فرزند خويش را صدقه سري انقلاب فدا كرده بودند مي‌توانند مردم را از كنار امامشان دور كنند و جام زهر را در كام ولايت بريزند.
اما به شهادت تاريخ طلحه و زيبر بر سر "امارت " با امام خويش بيعت كردند و چون از بيعت خويش با حضرت مولا به مقام و منصبي نرسيدند عازم مكه شدند و جنگ جمل را به راه انداختند.
زمان آغاز جنگ را ندا مي‌داد و از اتاق فرماندهي در بالاترين نقطه شهر پيام رسيد كه راي مردم با عنصر تقلب به سرقت رفته است.
حرف در ظاهر شبيه يك لطيفه بود زيرا اختلاف به اندازه يازده ‌ميليون برگه راي بود ولي حب دنيا و وام‌داري به جريان معاند و البته توهم پيروزي آتش تهيه دشمن را آماده كرد.
رسانه‌هاي دشمن كه در اين جنگ حكم تسليحات پيدا كرده بودند هم صدا با ستون پنجم نظام نداي تقلب و اغتشاش را سر مي دادند. يكي سعي بر انحراف افكار مردم داشت و ديگري در تلاش بود تا با نشر بيانيه مردم را به كف خيابان بكشاند.

از آنجايي كه انسان‌ها يا در دايره حزب‌الله تعريف مي‌شوند و يا در دايره حزب الشيطان، جبهه حق و باطل آرام آرام سربازان خود را شناخت.
جهل، سكوت، حب دنيا و وام‌داري ابزاري بود كه فرماندهان باسابقه دوران انقلاب را در جبهه باطل قرار داد و چون عظمت جبهه حق را ديدند نقشه دشمن را پياده كردند تا بتوانند با ايجاد فتنه و درهم‌آميختن حق و باطل جذب نيرو كنند.
تمام تلاش تحليل‌گران اين بود كه هيچ خط و ربطي بين مدعيان خط امام با سران استكبار برقرار نشود اما چگونه مي‌توانستند چشم بر حقايق ببندند وقتي كه جريان شكست‌خورده انتخابات دست بيعت با دشمنان ديرينه نظام داده بود و خوراك فكري خويش را از اتاق فكري صهيونيست تأمين مي‌كردند.
از دشمن انتظارى جز دشمنى نمي‌رفت اما مانده بوديم چگونه بابد واقعيات را باور كنيم؛ چه شده بود كه دوستان ديروز انقلاب سلامت انتخابات را كه خودشان هم در سلامتش شكي به دل نداشتند زير سوال مي‌برند و همان حرفى را كه دشمن مي‌زنند، آنها هم تكرار مي‌كنند.
فتنه بود و غبارآلوده كردن فضا تا عده‌اي بتوانند از آب گل‌آلود ماهي بگيرند و از گندم ري متنعم شوند و از اينجا بود كه نورانيت حضرت ماه و حقيقت راه انقلاب در پرتو ظلمت جبهه باطل، شك را براي كساني كه رسم ولايت‌مداري را در دفتر زندگي خويش مشق نكرده بودند ايجاد كرد.
در جدال حق و باطل ذي نفعان تلاش كردند تا نگذارند حق جلوه‌اي نمايي كند نه اينكه نتوانستند راه حق را تشخيص دهند، از روي عمد نخواستند كه حق و باطل از هم تفكيك شود زيرا بقاي خود را در همين راه مي‌پنداشتند.

انديشه قدرت‌طلبي انگيزه‌اي شد تا مدعيان خط امام به صحنه بيايند و براي رسيدن به پادشاهي "ري " خورشيد را در پشت ابرها پنهان كنند.
تفسير اينگونه بود، رهبري بسان ديده‌باني است كه اجازه سوءاستفاده از مملكت را به احد و ناسي نمي‌دهد و تا زمانيكه در نظام ايران، حاكم جامعه نقش امام را ايفا مي‌كند هيچ قدرتي تاب مبارزه با چنين ملتي را ندارد پس شرط رسيدن به قدرت ضربه زدن به نظام ولايي ايران است.
آنها كه از همان ابتداي پاي‌بندي خود را به انديشه‌هاي ليبراليستي اثبات كرده بودند براي ضربه زدن به نظام اسلامي شيوه مستقيم را راه عقلاني نپنداشتند و براي حذف اسلام از حاكميت ايران به دنبال زدن شاخه و برگ آن يعني ولايت پرداختند و در اين راه از جهل و ناداني و سكوت عده‌اي نهايت استفاده را بردند.

در نظر ملت ايران كه مقام ولايت همان امام "مفترض‌الطاعة " بود مكر سكوت و دو پهلو افازيه فيض دادن گروهي را نخوردند و چون كوه پشت امام خويش استوار ايستادگي كردند.
جنگ به مرحله حساسي رسيده بود و هر چه دشمن بيشتر حمله مي‌كرد غافل‌گيرتر مي‌شد و در حال باختن بازي بود.
زمزمه هاي شكست خواب را از مدعيان خط امام (كه حالا با جرات مي‌توان گفت همان سران فتنه 88) گرفته بود و روياي پيروزي را به كابوسي مبدل كرده بود كه تصويرش له شدن در زير گام‌هاي استوار ملت غيور ايران اسلامي بود.
تير آخر زده شد و در روزي كه سنگ نيز از مصيبت امام خون گريه مي‌كرد سران فتنه حكم هله هله بر پيكر امام را صادر و با افتخار هر چه تمام از هتك حرمتي كه در روز عاشورا صورت گرفته بود، حمايت كردند.

آن روز غبار فتنه از آسمان شهر رخت بربست و همگان ديدند درخشندگي وحقانيت "حضرت ماه " را و چون بغض انقلابي‌شان ديگر جايي در گلو نداشت با فرياد "واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد " ترس و وحشت را در جان دوستان نادان و دشمنان داناي اين انقلاب فزاينده كردند.

جنگ به پايان رسيد و صداي شكسته شدن استخوان‌هاي دشمن در زير گام هاي علوي ملت ايران بر فراز آسمان كشور به صدا درآمده بود.
آن روز يعني 9 دي همه آمده بودند تا به گرد ماه انقلاب طواف عشق را به جا بياورند و لبيك يا خامنه‌اي را نه در حرف بلكه با جان معنا كنند.
فتنه 88 مانند 8 سال دفاع مقدس برگ زريني در تاريخ انقلاب بود كه طبل رسوايي دشمنان اين نظام را در جهان به صدا درآورد و امروز نظام جمهوري اسلامي با تبيعيت محض از مقام ولايت در مسير پيشرفت و توسعه عدالت جهاني در حركت است.

جمعه 10 دی 1389  4:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها