نگاهي به خطبه 83 نهج البلاغه
ترجمه و شرح از : علي اكبر مظاهري
سرودن سخنان خوشاهنگ , چونان سرودن اشعار خوشنوا , هنري است كه كار هر كس نيست و اگر آن سخن و شعر , عارفانه و حكيمانه و واعظانه نيز باشد , كاري است سترگ و اعلي , كه سرايندگان آن بسيار كم شمارند.
امير سخنرايان و مولاي عارفان و پيشواي حكيمان و استاد اديبان , امام المتقين , علي عليه السلام , دراين خطبه كم نظير , چنان سخن رانده كه دلها را لرزانده و اشكها را افشانده و جانها را گداخته و انديشه ها را برانگيزانده و عقلها را حيران گردانده و ضميرها را واله و شيدا ساخته است .
كساني اين خطبه را « غرا » ناميده اند , يعني درخشان و نورافشان , زيرا برق كلمات مولا عليه السلام چنان درخشيده كه تاريكيهاي اوهام و جهل ها و غفلت ها را زدوده و آتشي در بيشه انديشه ها افكنده :
ستودن خدا و پيامبر
ستودن سزاي آن خداوند است كه :
صاحب رفعت و بلنداي مرتبت است به قدرت خويش ,
و نزديك به آفريدگان است به احسان و نعمت خويش .
بخشاينده هر فضيلت و غنيمت است ,
و گشاينده هر ناگواري و زداينده هر مشقت است .
مي ستايمش بر :
نوازشهاي كريمانه اش ,
و نعمتهاي سرشار و فراگيرنده اش .
به او ايمان مي ورزم , به همو كه آغاز است و آغازنده , و آشكار است و آشكاركننده . و از وي راه مي جويم , از همو كه نزديك است و راهنماينده . و او را به ياري مي طلبم , همو را كه سيطره دار است و تواننده . و بر او توكل مي كنم , بر همو كه كفايتگر است و ياري كننده .
و گواهي مي دهم كه محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ او را بنده است و پيغام آورنده , وي را فرستاد براي
اجراي فرمانش , و ابلاغ حجت و برهانش , و هراساندن مردمان از عصيانش .
تقواپيشگي
بندگان خدا! سفارشتان مي كنم به تقواي خدا , همو كه :
براي تان مثلها آورد (تا از آن ها پند آموزيد).
آغاز و فرجام حيات اين جهاني تان را معين كرد (تا در آن توشه اندوزيد).
لباستان پوشانيده (و در هياتي برازنده , در مكانتي ارزنده تان نشانيد).
روزي تان را فراخ گردانيد (تا از نعمتهاي اين جهاني بهره ستانيد و خويشتن را به منزلتي ارجمند رسانيد).
سيطره اش را بر شمايان گسترانيد و كردارهاتان را به حساب كشانيد.
جزا و پاداشتان را مهيا گردانيد.
شمايان را با عطاي نعمتهاي گسترده و عطيه هاي فراگيرنده , گرامي داشت و بر ديگر آفريدگان , برترتان گردانيد.
با حجتها و برهانهاي رسا و آشكار , هشدارتان داد (تا خفته نمانيد).
شما را به شمار آورد (و يكايكي تان را در مكانتي ويژه نشانيد).
و براي هر كدامتان زماني را و فرجامي را (و وظيفه اي را و مقامي را) معين گردانيد , در اين جهاني كه :
الف ) سراي پندگير و عبرت است ,
ب ) و جايگاه آزمون و محنت است .
ج ) شمايان را « در آن » مي آزمايند ,
د) و بر آن محاسبه تان مي نمايند.
اوصاف دنيا
هان ! (پرواي خداي را بداريد و تقوامنشي را پيشه آريد) كه اين جهان (و دنياي نامومنان و ناپارسايان ) :
تيره و گنديده است چشمه سار آن .
ناصاف و گل آلوده است آبگاه و جويبار آن
شگفت انگيز و دلاويز است تماشاگاه آن .
و هلاكبار و زيانخيز است به آن درآمدن و آزمونگاه آن .
فريبايي است گوناگون شونده و در حال گذرا.
و پرتوي است به خاموشي گرانيده و ناپايدار.
و سايه اي است روبه زوال و ناماندگار.
و تكيه گاهي است لرزان و نااستوار.
آري ! اين عفريته مكاره , چنان خود رامي آرايد كه پاره اي از زيركان را نيز مي فريبد و هلاكشان مي سازد , بدانسان كه دنياگريزان دنيا ناشناس , به آن رغبت مي ورزند , اما تا آيند كه با آن انس گيرند و آرامش و اطمينان پذيرند , ناگاه چونان اسبان چموش برمي جهد و سواران خود را بر خاك هلاك مي افكند و به دامهايشان گرفتارشان مي آرد و آماج تيرهاشان مي سازد. و سرانجام , كمند مرگ بر گلوگاه آدمي مي افكند و او را به تنگناي گور مي كشاند.
رستاخيز مردمان آن هنگام است كه خداوندسبحان , بيرون آرد ايشان را از اندرون گوران و از آشيانگان پرندگان و از لانگان درندگان و از افتادنگاه هلاك شدگان ( و از هر جاي ديگر كه اجزاي آدميزادگان , پراكنده شده باشد در آن , فراهم شان مي آرد و به صورت نخستينشان مي سازد و چنانشان برمي انگيزاند كه ) شتابندگان اند به سوي فرمان او , و تندروندگان اند به سوي معاد و بازگشتگاه او , گروه گروهاني اند خاموشان (و هراسان ) , ايستادگاني اند صف بستگان , همگان در ديدگاه خداوند سبحان , و شنواي نداي مناديان , جامه خاكساري بر قامتهاشان , و غبار فروشكستگي و تسليم بر حالتهاشان , چاره انديشگيها , بي چاره گشته و رشته هاي اميد , گسيخته و دلها ترسان است و فروافتاده و صداها فروشكسته است و آهسته . عرق , گونه ها را پوشانده و ريزان است و ترس و هراس , عظيم گشته (و آدمي از هيبت و سطوت آن مقام و مكانت , پريشان ) است . بانگي رعدآسا , گوشها را سخت مي لرزاند و مردمان را به حسابگاه فرا مي خواند , تا جزاي خويش را بنگرند و كيفر خود را بچشند و پاداش خويشتن را دريابند. |