0

خاتمي پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات 88 را به طور قطعي پيش‌بيني كرده بود

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

خاتمي پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات 88 را به طور قطعي پيش‌بيني كرده بود

89/10/10 - 14:36
شماره:8910100522
 
نسخه چاپي ارسال به دوستان
صفار هرندي در نشست‌ تخصصي مركز مطالعات وزارت كشور:

خبرگزاري فارس: وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: خاتمي در ديداري با علي‌احمدي وزير اسبق آموزش و پرورش پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات 88 را قطعي دانسته و تأكيد كرده بود كه احمدي‌نژاد خيلي بيشتر از انتخابات 84 رأي مي‌آورد.


 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد حسين صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي طي سخناني در نشست تخصصي مركز مطالعات وزارت كشور به مناسبت جريان فتنه و حماسه نهم دي با موضوع " طيف شناسي اپوزيسيون‌هاي نظام " گفت: مهم‌تر از شناسائي خيزش مردم، كاوش بر روي دلائل بوجود آمدن آن وضعيتي است كه دل آزار و ناخوشايند بود و رسيد به جائي كه مردم با يك اقدام بزرگ تنفر خود را از شرايط ابراز و اعلام كردند.

وي با اشاره به بحث اپوزيسيون‌هاي ملي‌گرا ادامه داد: يك واقعيت در مورد انقلاب اسلامي و نظام برآمده از انقلاب اسلامي اين است كه از ابتدا اين نظام يك اپوزيسيون خيلي قابل و به درد بخوري نداشت. يك روزي يكي از دوستان مي‌گفت؛ شاه بايد خيلي افتخار مي‌كرد به اينكه رقيب و اپوزيسيون او يك كسي مثل امام بود، فردي مقتدر و با شخصيت و با ابهتي مثال زدني، اما جمهوري اسلامي رقيب و اپوزيسيون جدي و قابلي ندارد و ما از اين جهت ضعف داريم.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه مخالفان نظام قد و قواره‌شان آنقدري نيست كه بتوانند با نام بلند انقلاب اسلامي هماوردي كنند، يادآور شد: اما در ساحت واقعي، البته از همان ابتدا يك عده‌اي آمدند و صف‌آرايي كردند و خيلي زود افول كردند. افول زود هنگام آنان خود نشانه بارزي است كه شدت ضعف و ناتواني آنها در مقابل جمهوري اسلامي را نمايان مي‌سازد و اينكه وزن آنها چقدر پائين است. مثل جبهه ملي- مجاهدين خلق يعني همان منافقين، حزب توده و چريك‌هاي فدائي خلق و... كه در مقابل انقلاب اسلامي خيلي زود مات شدند و از گردونه خارج گرديدند.

صفارهرندي در خصوص اپوزيسيون‌هاي سلطنت‌طلب و منافقين نيز خاطرنشان كرد: هر چه جلوتر مي‌آئيم مي‌بينيم مثلاً سلطنت‌طلب‌ها كه بيشترين انگيزه را دارند عموماً نوع مبارزه و مقابله‌شان بيشتر شبيه جُك است. براي مثال پيام مي‌دهند كه مثلاً در فلان شب چراغ خودروهايشان را بعنوان اعتراض روشن كنند و... يا چراغ منازلشان را زودتر خاموش كنند و... منافقين هم كه سابقه‌ و سازمان و برنامه‌اي داشتند هيچ كاري از پيش نبردند و هيچ كدام از آنها عملا به عنوان اپوزيسيون به رسميت شناخته نشدند.

وي افزود: آن روزها با وجود آنكه درگير جنگ بوديم، خيلي از اين گروه‌ها، در راس‌شان منافقين فكر كردند كه چنانچه به دشمنان خارجي و ضد انقلاب خارج نشين پناه ببرند و به آنها بپيوندند و به اصطلاح يك جبهه آزاديبخش تشكيل دهند و قسمتي از مناطق خاص مرزي را تسخير كنند، زمينه موفقيت‌هاي آتي برايشان فراهم مي‌شود و مي‌توانند بر روي آن مانور تبليغاتي كنند. اما آنها و عمدتاً منافقين به عنوان دارندگان صلاحيت اپوزيسيوني به طور جدي كاري از پيش نبردند و منافقين هم كه از سوي دشمنان خارجي به اين عنوان پذيرفته شدند هم به جز يك مورد توفيقي نيافتند.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي منافقين را پروژه غرب معرفي و تاكيد كرد: منافقين علي رغم آنكه اميد بسته بودند كه شايد از اين طريق بتوانند نقشي بيافرينند به جز يك زماني كه با كمك ارتش عراق در قالب عمليات فروغ جاويدان و به قول بچه‌ها همان فروغ ابديت بود و منتهي به عمليات مرصاد و تار و مار شدن آنها شد هيچ وقت توفيق نيافتند نقش اپوزيسيوني بازي كنند.

صفارهرندي شكست پي‌درپي اپوزيسيون در مقابله با نظام اسلامي را دليل بازنگري اپوزيسيون در روش‌هاي براندازي دانست و با اشاره به اينكه پس از جنگ جريانات مخالف نظام و جريانات اپوزيسيون، به نوعي بازنگري در نوع و روش‌هاي براندازي و حركتهاي ضد نظام اسلامي دست زدند، گفت: حزب توده در خارج از كشور دچار بازنگري شد و بعد از پايان جنگ در نشست كميته سالانه خود كه منتهي به پلونيوم بيستم كميته مركزي حزب توده شد، وضعيت جمهوري اسلامي ايران را بررسي و بازنگري مي‌كنند و مي‌گويند جمهوري اسلامي قابل حذف و نابودي نيست، پايدار و ماندني است. لذا نتيجه‌گيري مي‌كنند كه طرفداران آنها و كلاً ضد انقلاب و عوامل اپوزيسيون بايد به داخل كشور برگردند و نظام هم به چند شرط به رسميت شناخته شود.

وي ادامه داد: آنها مي‌گفتند اگر اين چند شرط پذيرفته شود و اصلاحات مورد نظر آنها انجام شود، نظام جمهوري اسلامي از پتانسيل كافي برخوردار خواهد بود كه بتوان آن‌ را به عنوان يك نظام مترقي پذيرفت. شرط آنها انجام اصلاحات در قانون اساسي راجع به رهبري و اختيارات ايشان بود كه بايد محدود مي‌شد.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ابراز داشت: در شاخه ملي‌گراها هم تقريباً همين روند و رويه آغاز گرديد و عملاً حاصلش آن شد كه موجي از بازگشت به كشور آغاز گرديد. به صاحبان سرمايه گفته شد كه در عصر سازندگي مي‌توانيد وارد كشور شويد، به صاحبان انديشه، هنرمندان، موسيقي‌دان‌ها و كساني كه در اصل روزنامه‌نگار و شاعر و نويسنده بودند هم توصيه شد راه بازگشت به كشور را در پيش گيرند.

اين نويسنده و كارشناس مسائل سياسي گفت: سعيدي سيرجاني كه از اعضا بنياد كيان بود (اين بنياد تحت حمايت و هدايت آمريكاست) در جلسه‌اي در اوائل دهه 70 به اعضا جلسه مي‌گويد وضعيت كشور مناسب است، همه به كشور برگرديد. عده‌اي او را فرستاده هاشمي رفسنجاني وخائن معرفي مي‌كنند اما او با حوصله و تامل مي‌گويد شما اگر به ايران بيائيد خودتان متوجه مي‌شويد كه من درست مي‌گويم، حداقل ديگر در خيابان‌هاي تهران خبري از خيل عظيم چفيه به گردن‌ها نيست. عناصر چريك‌هاي فدائي خلق يعني كسانيكه معتقد به مبارزه مسلحانه بودند نيز در اين دوره با ارتباطاتي كه با داخل كشور مي‌گيرند رسماً به هواداران خود مي‌گويند كه به داخل كشور برگردند و بروند كنار افراد صاحب نفوذ و منتظر شوند.

وي با اشاره به اينكه "در يك مرحله كه وزارت اطلاعات آنها را شنود مي‌كرد عضو مقيم خارج به عضو داخلي مي‌گويد 14-13 سال عقبيم. اصل كار، سياسي، نظامي نيست بلكه بايد كار فرهنگي بكنيم. مثلاً يك قطعه شعري كه احمد شاملو سروده به اندازه 16-15 سال مبارزه ما و بيشتر از آن موثر بوده و اثر داشته است. بنابراين به رفقا بگوئيد بروند به داخل كشور و ضمن حفظ پوشش و ماهيت خودشان در كنار افراد و اشخاص حكومتي و صاحب نفوذ قرار گيرند و اثر بگذارند " عنوان كرد: عين اين حرف را شجاع الدين شفا در جمع مشروطه خواهان در آلمان مطرح كرده و گفته بود ما از اين پس با جمهوري اسلامي مبارزه سياسي نداريم بلكه مبارزه از نوع ديگر آن، مبارزه فرهنگي خواهد بود و راه آن نوشتن است و ترجمه و تاريخ نگاري.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي يادآور شد: در ايران زماني رسم شده بود كه تاريخچه انقلاب ايران در خارج از ايران نوشته مي‌شد و راحت وارد كشور مي‌شد و به آساني ترجمه مي‌گرديد. روايت‌گري انقلاب را از زبان ضد انقلاب معني مي‌كردند نه به اسم ضد انقلاب بلكه به عنوان يك صاحب نظر و استاد دانشگاه. اگر اين راه انتخاب شود يعني اگر مردم ذهن و دلشان به وسيله نوشته‌هائي اين چنين تصرف شود به مبارزه سياسي نيازي نيست و مردم خودشان عليه حكومت مبارزه خواهند كرد و سردمداري حركت توسط جريان اپوزيسيون هم لازم نخواهد بود.

صفار هرندي در خصوص كاتاليزورهاي اپوزيسيون نيز تصريح كرد: در سال 74 يك مقاله‌اي در نشريه " پَر "كه يكي از نشريات ارگان‌هاي خارج نشين است توسط آقاي رامين احمدي نوشته شده بود كه در آن مقاله، ايشان با اذعان به اينكه نظام جمهوري اسلامي اپوزيسيون ندارد و ماندني است و نابود شدني هم نيست، گفته است ما بايد از طريق جريان سومي بعنوان ميانجي وارد حكومت (سيستم ) شويم. ما بايد جرياني را انتخاب كنيم كه بتوانيم به عنوان جرياني كه با نظام مسئله دارد و در عين حال عضو نظام هم محسوب مي‌شود به او دل ببنديم، او مي‌گويد ميانجي (تسهيل كننده، كاتاليزور و ...) بايد دو خصوصيت داشته باشد. اول اينكه؛ آن ميانجي داخل نظام و مقبول آن باشد. دوم اينكه؛ قابليت اميدبخشي داشته باشد، يعني بتوانيم به او دل ببنديم به عنوان جرياني كه با نظام در عين عضويت در آن مسئله دارد دو گروه را كه داراي قابليت‌هاي دوگانه فوق الذكرند را بيش از ديگران مستعد نقش ميانجي مي‌داند كه بهتر از ديگران اين نقش را بازي كنند.

وي ادامه داد: گروه اول نهضت آزادي و دوستان مهندس بازرگان (مهندس بازرگان به هر حال در درون نظام بود و هميشه انقلاب اسلامي را تاييد مي‌كرد)، گروه دوم تيم طرفداران انديشه سروش و محفل كيان كه از اول دهه 70 نشريه كيان را منتشر كردند. حالا نسبت نشريه كيان با موسسه كيان آمريكا يكي است يا نه؟ فعلاً مشخص نيست. و اين مسئله از رموزي است كه هنوز كشف نشده است.

اين كارشناس مسائل سياسي يادآورشد: او (رامين احمدي) مي‌گويد بين اين دو حلقه، حلقه دوم نقش موثرتري را مي‌تواند داشته باشد. (بچه‌هائي كه كيان را اداره و نشريه كيان را منتشر مي‌كردند در واقع تسويه شده‌هاي روزنامه كيهان بودند. در آن موقع آقاي خاتمي هم هنوز در روزنامه كيهان بود به همراه چهره‌هاي شاخص آنها مثل رضا تهراني و.. )

صفارهرندي افزود: رامين احمدي در هر حال مي‌گويد اين حلقه كيان كه قطب فكري‌شان سروش است مناسب‌تر از گروه اول مي‌باشند؛ زيرا گروه نهضت آزادي ارتباطي با حوزه و دانشجويان و ساير مراكز فرهنگي، سياسي، ندارند اما گروه دوم با افراد ذينفوذ دولت و حوزه و دانشگاه آمد و شد دارد و حتي سروش براي طلبه‌ها درس هم مي‌داده است. يكي از كسانيكه امام به او حكم عضويت در ستاد انقلاب فرهنگي داد سروش يعني همين حسين حاج فرج بود. به او در آن سال‌ها هنوز اعتماد وجود داشت و تا دهه 70 حتي برنامه‌هاي طولاني در راديو داشت و خطبه حمام او از حضرت علي (ع) بسيار جذاب بود و خيلي‌ها در كلاس‌هايش شركت مي‌كردند، حتي او از تريبون‌هاي رسمي حاكميت هم استفاده مي‌كرد.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي به نقل از رامين احمدي ادامه داد: اين سروش و طيف او به عنوان يك عنصر واسط، تسهيل كننده يا به اصطلاح ميانجي مي‌تواند موثرتر از بقيه باشد.

صفار هرندي با بيان اينكه از دهه هفتاد عنصر نفوذ بوسيله عناصر مرتبط با نظام در متن نظام در دستور كار اپوزيسيون قرار داشت، گفت: خيلي از طلاب از شاگردان سروش در درس فلسفه غرب وي بودند. كساني پاي درس سروش مي‌رفتند كه افراد بعضاً قابلي بودند مثل دكتر بانكي كه يك زمان رئيس سازمان برنامه‌ريزي و از نزديكان سروش بود. سروش مدعي بود كه جزء بنيانگذاران سپاه بوده (البته يك مدت واقعا او در شوراي سپاه مي‌آمد ولي بعد او را طرد كردند). علاوه بر دكتر بانكي كه بعدها وردست بهزاد نبوي هم شد برخي مديران مياني هم به كلاس درس سروش مي‌رفتند.

وي خاطرنشان كرد: با آمدن پشتوانه انتشاراتي و مطبوعات، نفوذ سروش وجه خاصي مي‌يافت كه يك عنصر كليدي آن جهانگير صالح‌پور يعني همان سعيد حجاريان بود كه آنموقع زياد آشكار نبود. حجاريان محور فعاليت‌هاي سياسي مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري بود. جائيكه قبلاً موسوي خوئيني‌ها مسئوليت آن‌ را بعهده داشت.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اينكه عناصري از سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت از عناصر حلقه كيان بودند، اظهار داشت: آنها در نشست‌هايشان تصميم به تغيير در درون نظام گرفتند.

صفار هرندي ادامه داد: آقاي سعيد حجاريان مي‌گفت ما در مركز مطالعات استراتژيك بحث طولاني در مورد چالش‌ها و شكاف‌هاي نظام داشتيم و مي‌گفتيم با مديريت بر روي اين شكاف‌ها ما مي‌توانيم انتخابات را ببريم. (اين سرمايه‌هائي كه به امانت در اختيارشان بود را پاي انتخابات خودشان هزينه كرده بودند و با افتخار خودشان هم مي‌گفتند)

وي يادآور شد: اين شركت سهامي كه پشت مجموعه سياسي كه حالا آمده‌اند و مقدرات نظام را به دست گرفته‌اند، جبهه‌اي تشكيل داده بودند متشكل از تفكرات و انديشه‌هاي متفاوت من جمله تفكرات اپوزيسيون، جبهه‌اي به قول سعيد حجاريان بين‌العباسين.

اين كارشناس مسائل سياسي قسمتي از اظهارات سعيد حجاريان مبني براينكه: "جبهه دوّم خرداد جبهه‌اي بين‌العباسيني است زيرا از تفكرات متفاوتي از جمله عباس‌دوز دوزاني گرفته تا عباس عبدي كه تقريباً به مرحله خروج از نظام رسيد در آن حضور داشتند "، را بيان و تاكيد كرد: جبهه‌اي به گستردگي طيفي كه يك طرف آن يك عده افراد معتقد به اسلام و آداب اسلامي و انقلاب و وفادار به نظام قرار داشتند و در طرف ديگر سوسياليست‌هاي بيروني، منفعل و منفك و مخالف نظام و انقلاب اسلامي قرار داشتند. دقيق‌تر از اين را يك وقتي محمدرضا خاتمي گفت كه جبهه دوم خرداد متشكل از همه طيف‌هاي موافق و مخالف نظام و اسلام و انقلاب بود.

صفار هرندي ادامه داد: بنده هر جوري كه گذشته‌ها و سوابق را بررسي مي‌كنم عنصري را پيدا نمي‌كنم كه در سال 88 بيايد و معركه‌گردان جريان بشود به جز همان جرياني كه يك روزي در قالب كيان آمدند زمينه حضور ضد انقلاب را در انقلاب پياده كردند و حالا همانها به اين نتيجه رسيده‌اند كه ديگر كاره‌اي نيستند و كار دست مهمان تازه وارد قرار گرفته است كه اگر بيايد حرف‌هاي خودش را مي‌زند و هيچ‌ وقت مقيد نمي‌ماند به اينكه آقاي موسوي در انجام يك چيزي مطلبي گفته و لذا بايد مقيد به چارچوب فكري او باشيم و ايستادگي كنيم!

وي تصريح كرد: آنها حالا مي‌گويند فقط در حد مباحثي چون دمكراسي، آزادي، ايران و مواردي از اين دست مي‌بايست مانور مي‌داديد و نه مواردي مانند بحث رهبر كبير انقلاب و...،‌ بعدها حضرت آقا فرمودند بعضي‌ها دنبال آن بودند كه جمهوري اسلامي را از درون تغيير دهند ولي اسم آن بماند. محتوا را از درون طوري تغيير داده و سامان بدهند كه از درون تهي گردد؛ اين را نتيجه حضور ضدانقلاب در حيات خلوت انقلاب مي‌دانم.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه زماني كساني آمدند زمينه را براي حضور ضدانقلاب فراهم كنند حالا آنها خود قافيه را باخته‌اند، ابراز داشت: اين همه گواه صدق ادعاي كساني بود كه مي‌گفتند "اين جريان در شرف اتفاق در سال 88، كار جريان داخل نيست و سرچشمه‌اش در خارج است و جريان ضدانقلابي است.

صفار هرندي ادامه داد: سال گذشته وقتي در عاشورا عده‌اي اهانت كردند؛ برخي از اين آقايان مرثيه‌ سرائي كردند و گفتند اينها از ما نيستند و.... شركاء خارجي اينها گفتند اين كارها يعني چي؟ پس شما در همان معادلات و قيود گذشته‌ايد؟ به نظر مي‌رسد واسطه‌ها گفته بودند ديگر وضعيت عوض شده و ديگر كسي مبحث وفاداري به انقلاب را مطرح نخواهد كرد؟!

وي در عين حال افزود: درآن شرايط موسوي مي‌گويد: شما به ما مي‌گوئيد ضدانقلاب حال آن كه ما.... ولي ما مي‌گوئيم ما حرف شما را مي‌پذيريم، حكم شما كه از امام گرفته‌ايد را ديده‌ايم، چه بسا صادقانه عمل مي‌كرديد ولي از وقتي شما اين باب را گشوديد كه عناصرضد انقلاب وارد نظام شوند، چرا؟ چون احساس كرديد وزن شما در وزن‌كشي با رقيب كم است، خواستيد سنگ بگذاريد تا وزنتان زياد شود ولي پاره سنگ‌ها را از آن طرف (خارج) انتخاب كرديد، چون در داخل كساني كه بيايند و وزن شما را زياد كنند نبود و اگر هم كسي بود به طرف رهبري بود. لذا ناچاراً شما توسل به بيرون كرديد و اتفاقاً متوسل به هر دو جريان بيروني كرديد. شما ضد انقلاب خارج‌نشين را وارد كرديد فقط براي آن كه با توسل به بيرون (ضدانقلاب) و (قدرت‌هاي برون) وزن اپوزيسيوني خودتان را افزايش دهيد.

اين كارشناس مسائل سياسي گفت: يك وقت يك نويسنده مصري نوشته بود من نمي‌دانم استكبار جهاني چگونه مي‌تواند عليه ايران بگويد! هرچه بگويد قابل باور نيست زيرا ايران و مصر زير چتر آمريكا هم‌رديف بودند. 30 سال پيش ايران خود را از مدار آمريكا خارج كرد و حالا به جائي رسيده كه ماهواره مي‌سازد و... اما مصر در همان اندازه و وضعيت مانده است. احساس مي‌شود اين وقايع به نفع مردم بوده حتي براي دنياي مردم هم خوب بوده است. بعضي‌ها اين ملت را بدشناخته‌اند و فكر كردند اين ملت استعداد تغيير و براندازي پيدا كرده است.

صفار هرندي يادآور شد: واقعاً هم در فاصله 25 خرداد تا 29 خرداد كه مقام معظم رهبري آن خطبه را در نمازجمعه ايراد فرمودند مي‌توان گفت احساس غربي‌ها پر بي‌راه نبوده است. (اگر فقط تهران را مي‌ديدند) واقعاً اين طور شده بود. اما با ايراد خطبه‌ها توسط حضرت آقا 90 درصد از مردمي كه به حمايت از موسوي در خيابان‌ها بودند برگشتند زيرا بحث آنان امام و ولايت و رهبري بود. آنها حالا مسئله را خلاف شرع مي‌دانستند و از اين مسئله دشمن غافل بود و از اينجا بود كه استعداد خلق حماسه 9 دي پرورده شد و اين مركز ثقل پتانسيلي بود كه جوهره و ذات توليدي و مولدش نقش رهبري، امامت و ولايت امري است.

وي با تاكيد براينكه ظرفيتي كه 9 دي به صحنه آمد بخش قابل توجهش همان ظرفيتي است كه در خيابان بود، تصريح كرد: در كربلا هزارها نفر حقانيت امام را پذيرفته بودند و وفادار به امام بودند و نامه نوشتند و او را دعوت كردند و با او بيعت كرده بودند بعد حوادثي اتفاق افتاد آنها غفلت كردند و به فرستاده و پيك امام نارو زدند و با او جنگيدند امّا دو يا سه سال كمتر گذشت تا ظرفيت توبه يافتند و قيام توابين كه خودشان را ملامت مي‌كردند چرا امامي را كه خود دعوت كرده بوديم كشتيم و... ظرفيت تا مرز خودكشي آمد. تا بلكه اين ننگ پاك شود.

به گفته وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي آن ظرفيت 9 دي بخش اعظمش ظرفيت كساني بود كه آمده بودند غفلت خود را جبران كنند كه چطور اجازه دادند عده‌اي در عاشورا بد كنند.

صفارهرندي اظهارات مقام معظم رهبري در خصوص بسيج مبني بر اينكه "عنصر بسيجي امتيازش نسبت به ديگران آنست كه كار شايسته را در زمان خودش انجام مي‌دهد. آن ديگران هم ممكن است كار شايسته بكنند ولي با تأخير و خارج از زمان. كاري خوب است كه با بصيرت و در زمان خودش انجام شود ". را مورد اشاره قرار داد و گفت: در سال 78 خيلي‌ها باورشان نمي‌شد آنچه در خيابان‌ها در حال وقوع است قصدش تيشه به ريشه نظام و اسلام زدن است تا يك وقت ديدند هر كسي هيبت حزب‌الهي و ديني دارد، با چاقو به پهلويشان مي‌زنند آنگاه متوجه شدند كه مسئله مسئله حب بغض است. مسئله كينه و انتقام است. بحث انقلاب در مقابل انقلاب است. انقلاب اغنياء و انتقام‌گيري از انقلاب ضعفا و انقلابيون سال 57 و جرياني انحرافي و برانداز و انتقام‌گير است.

وي تاكيد كرد: بنده كاملاً مطمئن هستم ماجرائي كه سال 88 اتفاق افتاد الزاماً همه ابعاد آن يك جوري برآورد قبلي شده بود بدين معني كه كساني كه وارد صحنه انتخابات شدند ابتدا دل به سازوكارهاي انتخاباتي بسته بودند و فكر مي‌كردند پيروز انتخابات خواهند بود. مثلاً آقاي موسوي ابتدا فكر مي‌كرد پيروز انتخابات خواهد بود و در آن موقع مواضعش درست مثل مواضع دهه 60 او بود و حتي جبهه اصلاحات و پيشنهادات آنها را نمي‌پذيرفت و به آنها مي‌گفت اگر مي‌خواهيد از من حمايت كنيد عيبي ندارد ولي در كنار من نباشيد چطور ممكن است حزب و گروه بدنامي مثل شما در كنار من باشد! تا اينكه چند سفر كرد و ديد از او استقبالي نشد براي همين رو به جبهه اصلاحات و مشاركت و... كرد و در اين مرحله آنها برايش شرط گذاشتند.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به خاطره علي احمدي وزير دولت نهم از همسفري با محمد خاتمي اظهار داشت: در يك سفري قبل از برگزاري انتخابات 88 در هواپيمائي كه از ژنو برمي‌گشته است خاتمي تصادفاً با علي احمدي وزير دولت نهم احمدي‌نژاد همراه بوده‌، آنجا خاتمي به علي احمدي مي‌گويد شما در انتخابات آتي موفقيد زيرا در دولت نهم موفق عمل كرديد، هم هر 3 قوه يكدست و همراه بودند و هم از حمايت رهبري برخوردار بوديد و ديگر اينكه احمدي‌نژاد يك زرنگي كرد و سفرهاي استاني راه‌انداخت و محبت خودش را به دل همه مردم در اقصي نقاط كشور نشاند لذا رأي مي‌آوريد حتي خيلي بيشتر از رأي انتخابات قبل.

صفار هرندي ادامه داد: مشاركتي‌ها خيلي به خاتمي فشار آوردند تا وارد صحنه انتخابات شود ولي او زير بار نمي‌رفت زيرا زرنگ بود و فضا را مناسب براي پيروزي نمي‌ديد. اما مشاركت او را تهديد كرد كه اگر وارد نشود او را به عنوان فردي كه باعث باخت آنها شده به مردم معرفي خواهد كرد. خاتمي هم مماشات مي‌كرد ولي قصد ورود نداشت تا اينكه موسوي وارد انتخابات شد لذا خاتمي فوراً كنار كشيد.

وي با بيان اينكه خاتمي خودش گفته بود كه دوكار بين رفقاي ما اتفاق افتاد كه عامل ضربه بود "يكي اينكه رفقاي ناباب‌ ما ( عوامل نفوذي‌ ) با پريشان‌گوئي‌هائي كه بوي زيرسؤال بردن نظام و اعتقادات ديني مردم را مي‌داد و برخي كارهائي كه كردند، دل مردم را به درد آوردند " و " اشتباه دوم رفقاي ما، توسل آنها به خارج بود. به آنها دل بستند كه بسيار پيامد منفي داشت ". گفت: يك زماني در انتخابات، شوراي نگهبان صلاحيت عده‌اي را رد كرد جمعي از نمايندگان اعتصاب كردند وهمزمان اروپا هم تهديد به تحريم كرد. فرمانده نيروهاي آمريكائي در منطقه بنام آنتوني گفته بود براي حمايت از اصلاح‌طلبان هر كاري كه لازم باشد بايد بكنيم و مي‌كنيم. و پيشنهاد داده بود كه بايد لشكركشي كنيم. اين نشاندهنده يك اتحاد استراتژيك و پيچيده بود.

اين كارشناس مسائل سياسي افزود: يونسي وزير اطلاعات دوره اصلاحات كه در قالب هيئتي از سوي رهبري براي رسيدگي به وضعيت رد صلاحيت شدگان انتخاب شده بود رسماً اعلام كرده بود "كساني كه مستقيماً از صحن مجلس به صورت تلفني با كنگره آمريكا تماس مي‌گيرند و داد و ستد اطلاعاتي مي‌كنند و اسرار نظام را فاش مي‌كنند ما آنها را تاييد نمي‌كنيم. موسوي خودش تبري مي‌جست اما وارد جرياني شد كه بخشي از آن در اختيار خودش بود و بخش عمده آن در دست ديگران (خارجي‌ها و اپوزيسيون). هر دو جريان به نوعي اشتراك منافع (خواسته با ناخواسته) پيدا كرده بودند.

صفار هرندي خاطرنشان كرد: دو جريان همزمان راه افتاده بود؛ يك جريان بيروني كه مدلش انقلاب رنگي بود. و يك جريان داخلي كه آن هم عناصرش اميدوار به برد با حمايت خارجي بود و البته اين جريان ابتدا با اعتماد به سوابق گذشته و مدل دهه 60 فكر مي‌كرد جواب برنده انتخابات خواهد بود يعني دچار توهم شده بود. اشتباه آن بود كه فكر مي‌كردند با توسل به بيرون، آن ظرفيت داخلي‌شان حفظ مي‌شود. ولي اشتباه كرده بودند اشتباهي كه همين حالا هم عده‌اي مي‌كنند. فكر مي‌كنند اگر با فلان هنر پيشه و يا خواننده عكسي بگيرند برايشان خوب مي‌شود. اين قاعده هميشگي است كه به همان ميزاني كه وابستگي به خارج بيشتر مي‌شود به همان نسبت ظرفيت داخلي كاهش خواهد يافت.

 
 
جمعه 10 دی 1389  3:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها