شمارهٔ ۱۶۶
از خر و پالیک آن جای رسیدم که همی
موزهٔ چینی میخواهم و اسب تازی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
شمارهٔ ۱۲۰
گرفته روی دریا جمله کشتیهای بر تو
ز بهر مدح خواهانت زشروان تا به آبسکون
شمارهٔ ۱۴۱
جعدی سیاه دارد، کز کشی
پنهان شود بدو در سرخاره
شمارهٔ ۱۶۸
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
شمارهٔ ۱۵۳
ایا خورشید سالاران گیتی
سوار رزم ساز و گرد نستوه
شمارهٔ ۱۱۶
کیر آلوده بیاری و نهی در کس من
بوسه ای چند برو بر نهی و بر نس من
شمارهٔ ۱۷۷
ای مایهٔ خوبی و نیک نامی
روزم ندهد بی تو روشنایی
شمارهٔ ۱۳۴
گاه آرامیده و گه ارغنده
گاه آشفته و گه آهسته
شمارهٔ ۱۲۸
چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
نماند فزون تر ز سالی پرستو؟
شمارهٔ ۱۱۲
خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
شمارهٔ ۱۳۳
نیست از من عجب که: گستاخم
که تو کردی باولم دسته
شمارهٔ ۱۲۱
هر آن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
سر از دریچهٔ رنگین برون کند زرین
شمارهٔ ۱۰۲
چون برگ لاله بودهام و اکنون
چون سیب پژمرده بر آونگم