0

دوستی خدا

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

دوستی خدا

کودک نجوا کرد: خدايا با من صحبت کن و يک چکاوک در چمنزار آواز خواند، ولي کودک نشنيد، پس کودک فرياد زد: خدايا با من صحبت کن! و آذرخش در آسمان غريد، ولي کودک متوجه نشد.
فرياد زد: خدايا يک معجزه به من نشان بده و يک زندگي متولد شد. ولي کودک نفهميد و در نااميدي گريه کرد و گفت: خدايا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم.
پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد، ولي کودک بالهاي پروانه را شکست و در حالي که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد.

 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 10 دی 1389  8:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها