89: آيا عقيده به مهدويت ناشى از پياده نشدن حكومت جهانى اسلام بوده است؟
دكتر ((سلمان بدور)) - رئيس بخش فلسفه در دانشگاه اردن - درباره منشا رواج پيدا كردن عقيده مهدويت در تاريخ مسلمين مى گويد: ((حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله صورت مجسم مدينه فاضله اى بود كه اسلام و اديان و مكاتب نويد آن را داده بودند. آرزوى بسيارى از مسلمانان اين بود كه در همان عصر، اين مدينه فاضله در سرتاسر عالم گسترش پيدا كند ولى اين آرزو تحقق نيافت، اما هرگز از ذهن متفكرين اسلامى خصوصا جامعه شيعه امامى بيرون نرفت)).(50)
* پاسخ: گرچه اسلام در عصر رسول اكرم صلى الله عليه و آله بر تمام عالم گسترش پيدا نكرد ولى
اولا:
خبر اسلام و دعوت آن به گوش غالب بلاد اسلامى رسيد و شخص رسول اكرم صلى الله عليه و آله مردم الم را به اسلام دعوت نمود.
ثانيا:
خود قرآن و شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر از تحقق اسلام در سطح گسترده و در تمام روى زمين داده است، نه اينكه مسلمانان بعد از ياءس از فراگيرى اسلام به اين عقيده روى آورده باشند.
دكتر عبدالجبار شراره مى گويد: ((آنچه جاى تعجب است اينكه برخى از مدعيان علم و معرفت از قديم الايام و در اين زمان در صدد ايجاد تشكيك در جامعه اسلامى برآمده و موجبات تشويش افكار جامعه را فراهم كرده اند، و اين تنها به جهت قصور فهم آنان از درك اسرار اين عقيده (مهدويت) و مقاصد عالى آن است، و يا اينكه اسباب و اغراض ديگرى دارند كه ما از آن آگاهى نداريم. از جمله اين افراد، مستشرقين و شاگردان آنانند از قبيل: ((جولد زيهر))، ((فلهاوزن))، ((فان فلوتن))، ((مك دونالد))، ((برنارد لويس)): ((مونتگرى))، ((وات و ماسينيون)) و ديگران از كسانى كه از افكار مستشرقين پيروى كرده اند، با وجود آنكه ادعاى مسلمان بودن دارند و خوشبختانه هيچ گونه دليل بر مدعاى خود ندارند، بلكه دليل بر خلاف مدعاى آنان دلالت دارد. و نيز برهان آشكار و قطعى بر صحت عقيده مهدويت قائم است زيرا به طور متواتر ثابت شده كه در آخرالزمان مهدى عليه السلام ظهور خواهد كرد، همان گونه كه جماعتى از اهل سنت از قبيل برزنجى و شوكانى و ديگران بر تواتر آن تاكيد دارند...)).(51)
90: آيا عقيده مهدويت مورد اجماع مسلمين است؟
عقيده به مهدويت از عقايدى است كه مسلمانان با اختلافات مذهبى كه دارند بر آن اتفاق دارند و هرگز به مذهب خاصى اختصاص ندارد. زيرا جميع شيعه اماميه، زيديه، ملاكى ها، حنفى ها، شافعى ها، حنبلى ها و وهابيان بر اين مساءله اتفاق نظر دارند كه شخصى از عترت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قيام كرده و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، آن گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.
جماعتى از علماى اهل سنت تصريح كرده اند كه اين عقيده مورد اتفاق مسلمين است و حتى برخى از فقهاى اهل سنت به وجوب قتل منكر آن فتوا داده اند.
احمد امين مصرى با آنكه منكر اصل مهدويت است، ولى اين عقيده را از عقايد مسلم اهل سنت مى شمارد كه به آن ايمان دارند.(52)
91: آيا كسى از علماى اهل سنت ادعاى تواتر در احاديث مهدويت كرده است؟
گروهى از علماى اهل سنت كه در علم حديث تخصص دارند تصريح به تواتر احاديث در موضوع مهدويت نموده اند كه از آن جمله مى توان به افراد زير اشاره نمود:
1- ابن قيم جوزيه.(53)
2- جلال الدين سيوطى.(54)
3- ابوالحسن محمد بن حسين بن عاصم سحرى.(55)
4- علامه مناوى.(56)
5- حافظ ابن حجر عسقلانى.(57)
6- قاضى شوكانى.(58)
7- ابن حجر هيتمى.(59)
8- تفتازانى.(60)
9- قرمانى دمشقى.(61)
10- مبار كفورى.(62)
11- احمد بن محمد بن صديق.(63)
12- سفارينى حنبلى.(64)
13- سيد محمد صديق حسن.(65)
14- ابوالخطيب محمد شمس الحق عظيم آبادى.(66)
15- شيخ ابوالحسين آبرى.(67)
16- برزنجى.(68)
17- شيخ محمد خضر حسين.(69)
18- ابو الاعلى مودودى.(70)
19- احمد زينى دحلان.(71)
20- شيخ منصور على ناصف.(72)
21- شيخ ناصر الدين البانى.(73)
92: آيا مى توان به مضمون حديث غير متواتر اعتقاد پيدا نمود؟
اهل سنت، از آنجا كه موضوع ظهور حضرت مهدى عليه السلام را از جمله خبرهايى مى دانند كه پيامبر اكرم به آن بشارت داده است، لذا به جهت وجود روايات صحيح السند در اين موضوع، اعتقاد و ايمان به آن را واجب مى دانند، گر چه - بر فرض - روايات در حد تواتر نباشد.
حمود بن عبدالله تويجرى مى گويد: ((هر چه به طريق صحيح از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آن خبر داده شده، ايمان به آن بر هر مسلمانى واجب است، زيرا در راستاى اعتراف و شهادت به رسالت اوست...)) . آن گاه تويجرى از احمد بن حنبل و موفق ابومحمد مقدسى نيز همين ادعا را نقل مى كند.(74)
از در جاى ديگر مى گويد: ((در ايمان به خبرهاى غيبى تواتر شط نيست... بلكه هر خبر غيبى كه به سند صحيح از رسول خدا صلى الله عليه و آله ثابت شده ايمان به آن واجب است، خواه آن خبر متواتر باشد يا واحد، و اين قول اهل سنت و جماعت است...)) . آن گاه براى مدعاى خود به آيه نباء تمسك كرده است.(75)
دكتر محمد احمد اسماعيل مقدم مى گويد، ((هر حديثى كه به طور صحيح از رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده ايمان به آن بر هر مسلمانى واجب است، و اين از لوازم شهادت به نبوت و رسالت پيامبر اسلام است...)).(76)
93: چه كسانى قائل به صحت احاديث مهدويت شده اند؟
گروهى از علماى اهل سنت به صحت يا حسن احاديث مهدى عليه السلام تصريح نموده و برخى نيز به تواتر آن اعتراف دارند. اينك به اسامى برخى از آنها اشاره مى كنيم:
1- ترمذى.(77)
2- ابوجعفر عقيلى.(78)
3- بربهارى(79)
4- محمد بى حسين آبرى.(80)
5- حاكم نيشابورى.(81)
6- بيهقى.(82)
7- بغوى.(83)
8- ابن اثير.(84)
9- قرطبى.(85)
10- ابن منظور.(86)
11- ابن تيميه.(87)
12- جمال الدين مزى.(88)
13- ذهبى.(89)
14- ابن قيم جوزيه.(90)
15- ابن كثير.(91)
16- تفتازانى.(92)
17- نورالدين هيثمى.(93)
18- شيخ محمد جزرى شافعى.(94)
19- احمد بن ابى بكر بويصرى.(95)
20- ابن حجر عسقلانى.(96)
21- سيوطى.(97)
22- شيخ عبدالوهاب شعرانى.(98)
23- ابن حجر هيتمى.(99)
24- متقى هندى.(100)
25- شيخ مرعى بن يوسف مقدسى حنبلى.(101)
26- محمد بن عبدالرسول برزنجى.(102)
27- محمد عبدالباقى زرقانى.(103)
28- ابوالعلاء عراقى.(104)
29- شيخ محمد بن احمد سفارينى حنبلى.(105)
30- سيد محمد مرتضى زبيدى.(106)
31- شيخ محمد بن على صبان.(107)
32- محمد امين سويدى.(108)
33- شوكانى.(109)
34- محمد بن حسن بن مؤ من شبلنجى.(110)
35- احمد بن زينى دحلان.(111)
36- شهاب الدين احمد بن اسماعيل حلوانى شافعى.(112)
37- ابوالبركات آلوسى حنفى.(113)
38- محمد بلبسى شافعى.(114)
39- ابوالطيب عظيم آبادى.(115)
40- مباركفورى.(116)
41- شيخ منصور على ناصف.(117)
42- شيخ خضر حسين مصرى.(118)
43- ابوالاعلى مودودى.(119)
44- ناصرالدين البانى.(120)
45- شيخ عبدالمحسن بن حمدالعباد.(121)
46- شيخ حمودبن عبدالله تويجرى.(122)
47- شيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز.(123)
94: چه كسانى از صحابه احاديث مهدويت را نقل كرده اند؟
راويان احاديث مهدويت از صحابه بسيارند كه از آن جمله مى توان به اين افراد اشاره كرد:
امام اميرالمؤ منين عليه السلام، ابوامامه باهلى، صدى بن عجلان، ابوايوب انصارى، ابو سعيد خدرى، ابو سلمى، ابوالطفيل عامر بن واثله، ابوليلى، ابووائل، ابوهريره، انس بن مالك، ثوبان مولى رسول الله صلى الله عليه و آله، جابر بن سمره، جابر بن عبدالله انصارى، جابربن عبدالله صدفى، امام حسن بن على عليه السلام، امام حسين عليه السلام، سلمان فارسى، طلحة بن عبيدالله، عباس بن عبدالمطلب، عبدالرحمن بن عوف، عبدالرحمن بن حرث، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر بن خطاب، عبدالله بن عمرو بن عاص، عبدالله بن مسعود، عثمان بن عفان، عثمان بن ابى العاص، علقمة بن عبدلله، على الهلالى، عمار بن ياسر، عمر بن خطاب، عمران بن حصين، عمرو بن عاص، عمرو بن مره جهنى، عوف بن مالك، قتادة بن نعمان، قرة بن اياس مزنى، كعب بن علقمه، معاذ بن جبل، فاطمه زهرا عليهاالسلام، ام سلمه، عايشه، ام حبيبه و ديگران.
95: حكم منكر حضرت مهدى عليه السلام و ظهور او، در نزد اهل سنت چيست؟
برخى از علماى اهل سنت ايمان به خروج حضرت مهدى عليه السلام را واجب دانسته و برخى ديگر منكر آن را كافر به حساب آورده اند:
احمد بن محمد بن صديق مى گويد: ((ايمان به خروج مهدى واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصديق پيامبر صلى الله عليه و آله حتمى و ثابت است...)).(124)
همين تعبير از سفارينى حنبلى (125)، ناصرالدين البانى (126)، عبدالمحسن بن حمد العباد (127)، نيز رسيده است.
فقيه شافعى ابن حجر تصريح كرده كه انكار مهدى اگر موجب انكار سنت از اصل و اساس گردد، سبب كفر مى شود، و هر كس چنين كند قتلش واجب است. و اگر انكار، تنها به جهت عناد و دشمنى با ائمه اسلام است نه سنت، لازم است كه او را تعزير آشكار و اهانت نمود تا دست از اين كار بردارد...)).(128)
احمد بن محمد بن صديق غمارى ازهرى در رابطه با احاديث مهدويت مى گويد: ((اين احاديث متواترند و منكرين آنها بدعت گزار و گمراه به حساب مى آيند)).(129)
96: چه كسانى در طول تاريخ اسلام مهدويت را به شعر درآورده اند؟
يكى از علائم و قرائن قطعى بودن يك موضوع آن است كه كار به جايى رسد كه شعرا آن موضوع را به شعر در آورند. قضيه مهدويت از اين قبيل است. شعراى اسلامى در طول تاريخ اين قضيه را به شعر در آورده اند. اينك به اسامى برخى از آنها اشاره مى كنيم:
1- امام على عليه السلام.(130)
2- زيد بن على بن الحسين عليه السلام.(131)
3- امام صادق عليه السلام.(132)
4- امام رضا عليه السلام.(133)
5- امام حسن عسكرى عليه السلام.(134)
6- ابن ابى الحديد معتزلى.(135)
7- محيى الدين بن عربى.(136)
8- محمد بن طلحه شافعى.(137)
9- صدرالدين قونوى.(138)
10- شيخ عبدالرحمن بسطامى.(139)
11- فضل بن روزبهان.(140)
12- محمد بن طولون (م 953 هق).(141)
13- كميت بن زيد اسدى.(142)
97: تاءليف در قضيه مهدويت از چه زمانى بوده است؟
با مراجعه به كتب تراجم و رجال پى مى بريم كه تاءليف درباره مهدويت حركتى بنيادين بوده كه نه تنها قبل از ولادت حضرت مهدى عليه السلام در بين شيعه رواج داشته، بلكه حركتى مقدس نزد شيعه و سنى بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است و اين به نوبه خود دليل بر آن است كه اصل قضيه از مسلمات مسائل اسلامى است كه مورد اتفاق بين مسلمين قرار گرفته است، و از مسائلى نبوده است كه بعد از عصر حيرت پديد آمده باشد كه جامعه شيعى بعد از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام به آن مبتلا شده باشد.
به طور جزم مى توان گفت كه شروع حركت تاءليف در قضيه مهدويت به ظهور حركت تدوين حديث در تاريخ اسلامى يعنى اوايل قرن دوم هجرى باز مى گردد؛ زيرا از كتب رجال استفاده مى شود كه شروع تاءليف در اين زمينه در جامعه شيعى در عصر امام صادق عليه السلام بوده است.
شيخ طوسى در كتاب ((الفهرست)) نقل مى كند كه على بن يقطين بن موسى بغدادى اسدى كوفى الاصل، كتابى در ملاحم تاءليف نموه است.
98: تاءليفات درباره مهدويت با چه روش هايى بوده است؟
در موضوع مهدويت به روش هاى گوناگون و متنوعى علماى فريقين دست به تاءليف و تصنيف زده اند از قبيل:
1- روش روايى
زيرا جزئيات قضيه مهدويت از مصاديق بارز ايمان به غيب به حساب مى آيد اين روش به نوبه خود از خصوصياتى برخوردار است: برخى تنها احاديثى را درباره مهدويت نقل كرده اند كه تفسير آيات قرآن به حساب مى آمده و روايات تفسيرى بوده اند. برخى نيز عموم احاديث مهدويت را در كتاب خود جمع آورى كرده اند. روش دوم نزد شيعه و اهل سنت هر كدام به نوبه خود به شيوه اى خاص تدوين شده است.
زد علماى شيعه اماميه تاءليف موضوعى درباره مهدويت سه گونه بوده است:
الف: استناد به احاديثى كه از طرق شيعه نقل شده است. همانند كتاب ((كفاية المهتدى فى معرفة المهدى عليه السلام)) و ((بحارالانوار)) .
ب: تقويت و تاءييد روايات شيعه به رواياتى كه از طرق اهل سنت نقل شده است. همانند تاءليف على بن عيسى اربلى در ((كشف الغمه)) و سيد بن طاووس در ((الطرائف)) و شيخ حر عاملى در ((اثبات الهداة)) .
ج: استناد به روايات اهل سنت براى قبولاندن موضوع مهدويت به آنان بدون توجه به روايات شيعى همانند كتاب ((المهدى)) از سيد صدر الدين صدر، و كتاب ((المهدى الموعود المنتظر)) از نجم الدين عسكرى.
اهل سنت نيز در اين زمينه روش هاى مختلف حديثى داشته اند از قبيل:
الف: اكتفا به احاديث از طرق خود همانند كتاب ((اخبار المهدى)) از عباد بن يعقوب رواجنى (م 250 ه) و كتاب ((جمع الاحاديث الوارده فى المهدى)) از حافظ ابى بكر بن ابى خيثمه احمد بن زهير نسائى (م 279 ه)
ب: نقل از مصادر شيعه و اهل بيت عليهم السلام همانند كتاب ((الملاحم)) از نعيم بن حماد (م 228 ه) و كتاب ((عقد الدرر فى اخبار المنتظر)) از يوسف بن يحيى شافعى و كتاب ((البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان)) از متقى هندى.
ج:
اثبات عقيده اماميه در مساءله مهدويت با استناد به روايات اهل بيت عليهم السلام، همانند كتاب ((ينابيع المودة)) از قندوزى، و كتاب ((فرائد السمطين)) از جوينى شافعى.
2- روش برهانى و كلامى
در اين روش مولف در صدد عرضه كردن مباحث مهدويت به صورت استدلالى و برهانى است. اين روش در صدد تثبيت ايمان به مهدويت و دفع شبهات در اين موضوع است. كتاب هاى متعددى كه شيخ مفيد در اين زمينه تاءليف كرده همگى از اين قبيل است. و نيز كتاب ((المقنع فى الغيبة)) از سيد مرتضى و ((بحث حول المهدى)) از شهيد سيد محمد باقر صدر را مى توان از اين قبيل به حساب آورد.
3- روش مقارنى
از جمله تاليفاتى كه در مورد موضوع مهدويت شاهد آن بوده و هستيم روش بحث مقارنى بين عقيده شيعه امامى و ديگر طوايف مسلمين است. اين گونه بحث را در لابلاى كتاب هاى شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى رحمة الله عليه به خوبى مشاهده مى كنيم. و از جمله كتاب هاى مستقل در اين زمينه كتاب ((بيان الاشكال فيما حكى من امر المهدى من الاقوال)) از ابو عبدالله حميدان بن يحيى قاسمى حسنى از علماى قرن هفتم است. و نيز از كتاب ((مع المهدى المنتظر فى دراسة منهجية مقارنة بين الفكر الشيعى و السنى)) از شيخ مهدى فتلاوى و كتاب ((المهدى الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامية)) از نجم الدين عسكرى مى توان نام برد.
4- روش تحليلى تاريخى
در اين روش مولفان در صدد ترسيم قضيه مهدويت از ابعاد گوناگون تاريخى آن مى باشند كه مى توان از بارزترين اين نوع تاءليف به كتابهاى شهيد سيد محمد صدر، ((تاريخ الغيبة الصغرى، تاريخ الغيبة الكبرى و تاريخ ما بعد الظهور)) اشاره كرد.
5- روش مقارنى بين اديان
برخى ديگر در صدد عرضه موضوع مهدويت در سطحى وسيع تر بر آمده و اين موضوع مهم را در محدوده اديان الهى دينى و شبه دينى مورد بحث و بررسى قرار داده اند كه از آن جمله مى توان به كتاب ((بشارات العهدين)) از دكتر صادقى، و كتاب ((المسيح الدجال)) از سعيد ايوب اشاره كرد.
6- روش تحليل فلسفه تاريخ
برخى ديگر از مولفان مهدويت در اين زمينه از زاويه فلسفه تاريخ و يا به تعبير ديگر از ديدگاه تكامل تاريخ به موضوع مهدويت نگريسته اند كه از آن جمله به كتاب ((قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ)) اثر شهيد مطهرى رحمة الله عليه مى توان اشاره كرد.
99: آيا پديد آمدن مدعيان مهدويت بر حتمى بودن ظهور مهدى عليه السلام دلالت دارد؟
عقيده مهدويت به حدى در جامعه اسلامى رسوخ كرده بود كه حتى برخى افراد از اين عقيده مسلم سوء استفاده كرده و ادعاى مهدويت نمودند ولى خوشبختانه با گذشت زمان مفتضح شدند.
احمد امين مصرى در كتاب ((المهدية فى الاسلام)) در صدد برآمده كه مدعيان مهدويت را از عوامل و اسباب طعن بر عقيده مهدويت و اصالت آن به حساب آورد، ولى صحيح عكس آن است؛ زيرا ادعاى مهدويت در طول تاريخ از افراد، دليل بر حقانيَّت اصل اين عقيده و رسوخ آن در ميان جامعه است.
اگر اين نظريه صحيح باشد كه ادعا سبب بطلان يك حقيقت است بايد نبوت انبيا را نيز انكار كنيم زيرا در طول تاريخ انبيا افرادى پيدا شدند كه به دروغ ادعاى نبوت كردند.
100: چه كسانى ادعاى مهدويت كرده يا در حق آنها ادعاى مهدويت شده است؟
اين گونه افراد در طول تاريخ اسلام بسيار بوده اند كه برخى از آنها عبارتند از:
1- محمد بن حنفيه؛ كه مختار در حق او ادعاى مهدويت كرد.(143)
2- موسى بن طلحه؛ كه مردم در حق او ادعاى مهدويت كردند.(144)
3- ابوهاشم بن محمد بن حنفيه؛ كه گروهى معتقد به مهدويت او بودند.(145)
4- عمر بن عبدالعزيز.(146)
5- عبدالله بن معاوية بن عبدالله بن جعفر.(147)
6- اسماعيل فرزند امام صادق عليه السلام؛ گروهى مرگ او را انكار كرده و قائل به مهدويت او شدند.(148)
7- محمد بن عبدالله بن حسن؛ او در سال صد هجرى ادعاى مهدويت نمود. بزرگان خط اعتزال مردم را به بيعت با او دعوت مى نمودند.(149) ابوالفرج اصفهانى مى گويد: ((كسى شك نداشت كه او مهدى است و حتى گروهى از بنى هاشم نيز با او بيعت كردند)).(150)
8- مهدى عباسى؛ منصور عباسى لقب فرزندش را مهدى گذاشت تا مردم را از اين طريق اغفال كرده و به اعتقاد مهدويت با او بيعت كنند.(151)
101- آيا زيديه منكر مهدى عليه السلام هستند؟: احمد امين مصرى در كتاب ((ضحى الاسلام)) ادعا مى كند كه زيديه به طور شديد مهدى
عليه السلام را انكار مى كنند.(152)
پاسخ: ادعاى احمد امين به طور حتم باطل است زيرا با مراجعه به كتاب هاى زيديه پى مى بريم كه آنها هم مانند ساير فرق اسلامى به ظهور و قيام حضرت مهدى عليه السلام اعتقاد كامل دارند.
مجد الدين بن محمد بن منصور حسنى مويدى از بزرگان علماى زيديه است كه در كتاب ((لوامع الانوار)) بابى را تحت عنوان ((اخبار المهدى)) بيان كرده و احاديث بسيارى درباره آن حضرت عليه السلام آورده است.(153)
او در بخشى از كلمات خود مى گويد: ((امامان از آل محمد كه درودهاى خداوند متعال بر آنها باد به حضرت مهدى بشارت مى دادند و فرج او را از خداوند انتظار مى كشيدند. اول امامان آخر امامان را به اين موضوع وصيت مى نمودند، و سابق آنان به كسانى كه بعد از آنها مى آمدند موضوع حضرت مهدى عليه السلام را ابلاغ مى نمودند)).(154)
او نيز بعد از نقل اخبار و روايات بسيار درباره حضرت مهدى عليه السلام مى گويد: ((روايات درباره مهدى و اينكه او از اهل بيت است به حد تواتر مى باشد)).(155)
و نيز مى گويد: ((خبرهاى نبوى و بشارت هاى علوى به امام امت و خاتمه امامان (مهدى) بيش از آن است كه شماره شود. و امر درباره او همان چيزى است كه شارح نهج البلاغه (ابن ابى الحديد) در شرح كلام وصى (امام على) صلوات الله عليهقد لبس للحكمة جنتهاگفته است. كلامى كه نص آن اين است. و به تحقيق اتفاق تمام فرقه هاى مسلمانان بر آن است كه دنيا و تكليف تمام نمى شود مگر بر او (ظهور او))).(156)
همين مضامين را امام زيديه، ابن حمزه، در كتاب ((الشافى)) نقل كرده است.(157)
از عبارات ابن حمزه استفاده مى شود كه او حتى به ولادت حضرت مهدى عليه السلام اعتقاد دارد، نه اينكه در آخرالزمان متولد مى شود.(158)
و نيز قاضى حسين بن ناصر مهلا از علماى زيديه در كتاب ((مطمح الامال)) به اصل قضيه مهدويت تصريح كرده است. او مى گويد: ((درباره مهدى احاديثى است كه به حد تواتر رسيده است)).(159)
102: آيا اعتقاد به مهدويت مردم را از عمل خير باز مى دارد؟
قبل از هر چيز بايد عقيده به مهدويت و انتظار مهدى موعود عليه السلام را معنا كرد.
اگر مقصود از عقيده مهدويت آن باشد كه انسان به انتظار ظهور كسى بنشيند كه به سبب فراگير شدن ظلم با ظهورش به تنهايى همه امور را اصلاح مى كند و ما هيچ نقشى در ظهور او نداريم بلكه مى توانيم با گسترش ظلم در ظهور او تعجيل كنيم، با اين ديدگاه مى توان گفت كه اعتقاد به مهدويت انسان را از عمل خير باز مى دارد.
ولى اگر برداشت ما از اعتقاد به مهدويت عقيده به ظهور كسى است كه ما مى توانيم با زمينه سازى براى او در ظهورش تعجيل كنيم و اگر تاءخير در آن شده به جهت كوتاهى ما است، نه تنها اين عقيده انسان را از عمل باز نمى دارد بلكه در عمل كردن به خير نيز تشويق خواهد نمود. زيرا منتظران مصلح خود افرادى صالح هستند. لذا در روايات اسلامى انتظار فرج از مقوله عمل و از افضل اعمال امت اسلامى به حساب آمده است.