در اين نوشتار با عنايت به فرمايش مقام معظم رهبري كه حماسه 9 دي را برخاسته از همان عوامل خيزش قيام 19 دي ماه معرفي كردند بر آنيم تا با ملحوظ داشتن شاخصه ها و مولفه هاي قيام 19 دي 59 و حماسه 9 دي 88 به مقايسه و مشابهت سازي اين دو رويداد مهم تاريخ انقلاب اسلامي بپردازيم.

اشاره:
در اين نوشتار با عنايت به فرمايش مقام معظم رهبري كه حماسه 9 دي را برخاسته از همان عوامل خيزش قيام 19 دي ماه معرفي كردند بر آنيم تا با ملحوظ داشتن شاخصه ها و مولفه هاي قيام 19 دي 59 و حماسه 9 دي 88 به مقايسه و مشابهت سازي اين دو رويداد مهم تاريخ انقلاب اسلامي بپردازيم.
9 دي ماه در كلام رهبري
----------------------------
حماسه بي نظير 9 دي ماه نه از جهت كثرت جمعيت- كه حدود 50 ميليون نفر در سراسر كشور تخمين زده مي شد- داراي اهميت است، بلكه آنچه بر اهميت و ماندگاري روز 9 دي ماه در تاريخ انقلاب اسلامي موثر بود مفاهيم و پيام هايي بود كه در 9 دي پديدار شد و بعد از 9دي بيش از پيش مجال رخ نمايي پيدا كرد رهبر انقلاب در ديدار سال گذشته مردم قم با ايشان فرمودند كه 9 دي ماه برخاسته از همان عواملي است كه 19 دي ماه سال 56 را تشكيل داد. در اين نوشتار با توجه اين تشبيه و مقايسه مقام معظم رهبري در اجتماع مردم قم در تاريخ 19 دي ماه سال 88 يعني 10 روز پس از حماسه 9 دي 88 به تبيين و توضيح حماسه 9 دي مي پردازيم.
تحليل عميق وقايع و رويدادها، چيزي است كه جز با سير در پارادايم هاي فكري، تجربه هاي تاريخي و قالب هاي هويتي، فرهنگي و اجتماعي نمي توان به آنها دست يازيد. سطح و روبناي تحليلي حوادث را سياستمداران تازه كار مي بينند و عمق تحليلي و نگاه ريشه اي به رخدادها از دست تحليلگران كهنه كار، تيزبين و با بصيرت برآيد؛ و از برآيند آن دومي است كه مي توان ريشه ها و اعماق واقعيت هاي اجتماعي را درك كرد، و در عين تحليل رويدادها، نيم نگاهي به آينده پيش رو هم داشت. حماسه 9 دي ماه يك سطح دارد و يك عمق. سطح آن به مدد حواس و احساس و مشاهدات قابل تشخيص و تفهيم است. و بطن و عمق حماسه 9 دي نياز به چارچوب تحليلي جداگانه اي دارد بطن و ريشه حماسه 9 دي ماه را رهبر فرزانه انقلاب ديدند كه در اجتماع عظيم مردم قم در 19 دي ماه 88 فرمودند:
1- اين مردمند كه ناگهان با يك حركت- كه آن حركت برخاسته از همان عواملي است كه نوزدهم دي قم را تشكيل داد. يعني برخاسته از بصيرت است، از دشمن شناسي است، از وقت شناسي است، از حضور در عرصه مجاهدانه است- روز نهم دي را هم متمايز مي كنند.
2- هر چه انسان در اطراف اين قضايا فكر مي كند، دست خداي متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن علي(عليه السلام) را مي بيند. اين كارها كارهايي نيست كه به اراده امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهي است همان طور كه امام در يك موقعيت حساسي كه من بارها اين را نقل كرده ام. به بنده فرمودند: "من در تمام اين مدت، دست قدرت الهي را در پشت اين قضايا ديدم. "
3- دشمن مي خواهد با اين حوادث، چرخ هاي كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن مي خواهد با اينگونه حوادث، چرخ پيشرفت اقتصادي متوقف بشود، دشمن مي خواهد چرخ پيشرفت علمي كه بحمدالله دور برداشته است و حركت علمي خوبي آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن مي خواهد حضور سياسي قدرتمندانه جمهوري اسلامي در عرصه هاي بين المللي را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اين جوري؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاي خود را در زمينه هاي اقتصادي، در زمينه هاي علمي، در زمينه هاي سياسي، در زمينه هاي اجتماعي، در همه زمينه هايي كه مسئوليتي دارند، وظيفه اي دارند، با قدرت، باقوت و بادقت انجام بدهند.
ماجراي 19دي ماه قم
-------------------------
روز دوشنبه 17دي ماه روزنامه اطلاعات مطلبي داشت تحت عنوان "ايران و استعمار سرخ و سياه " به قلم احمدرشيدي مطلق كه درآن به صراحت به حضرت امام خميني (ره) اهانت شده بود. در مقاله رشيدي مطلق آمده بود: " تنها (امام) خميني با دولت و قوانين و انقلاب كه همه با اسلام همراه است، به تحريك مالكين برخاست! وگرنه روحانيون ديگر همه با اين قوانين موافقند و احترامشان نيز محفوظ است. " نويسنده با وقاحت تمام نسبت به وابستگي به استعمارگران، شهرت طلبي، جاه طلبي و ماجراجويي به شخصيتي مي داد كه تمام وجودش را درخدمت اسلام و مردم گذاشته بود و او را شاعري عاشق پيشه عامل استعمار و سيد هندي معرفي مي كرد...
ده روز بعداز اين واقعه دوشنبه 19دي ماه 56- طلاب جلوي مدرسه خان و ميدان آستانه جمع شدند. رفته رفته با تعطيلي با زار جمعيت شركت كنندگان افزون شد. وحماسه با شكوه مردم قم درحمايت از مرجعيت و ارزش هاي ديني رقم خورد. ساواك دراين راهپيمايي حدود 90نفر از مردم را به شهادت رساند. مدتي بعد در 29بهمن و در روز چهلم شهداي قم مردم تبريز، بپاخاستند. در تبريز نيز عمال شاه برخي افراد را به شهادت رساندند. درپي قيام مردم تبريز مردم يزد چهلم شهداي تبريز را در نهم و دهم فروردين57 برگزار كردند كه تعدادي ازمردم يزد نيز به شهادت رسيدند. بازتاب و نتايج قيام 19دي قم، محدود به تبريز و يزد نماند و به صورت "دومينو " دربسياري از شهرهاي ديگر نيز ادامه يافت تا اينكه النهايه به انقلاب اسلامي ايران درسال 57 متصل شد.
تحليل هاي امنيتي و سياسي از اقدام نوشتن مقاله اهانت آميز دولت جمشيد آموزگار به حضرت امام خميني اين بود كه رژيم مي دانست مشكل اصلي كجاست و ازطريق تخريب امام، كه نماد اسلام سياسي فقاهتي بود، مي خواست دريك برنامه طولاني و مستمر شخص اول حركت انقلابي مردم ايران را منزوي و تحقير سازند و مقاله 17 دي ماه اولين اقدام آزمايشي دراين باره بود كه ديگر فرصت براي اقدامات بعدي پيدا نشد و قيام 19 دي ماه به عنوان يك عامل شتاب دهنده و سريع در تحقق نظام اسلامي نقش ايفا كرد.
ماجراي 9دي ماه سال 88
------------------------------
بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم، برخي از كساني كه مخالفت هاي خود را با نظام اسلام فقاهتي آشكار كرده بودند، به بهانه وقوع تقلب مردم را به آشوبهاي خياباني دعوت كردند. مدتي كوتاه اين به ظاهر تجمعات به سمت ساختارشكني و هنجارشكني سوق پيدا كرد. رفتارهاي ساختارشكنانه و آمريكا پسند فتنه گران تا آنجا ادامه پيدا كرد كه در روز قدس با روزه خواري به نفع اسرائيل شعار سردادند؛ در روز 13آبان به حضرت امام اهانت كردند؛ و در روز عاشورا با فضاحت تمام به حضرت امام حسين(ع) بدترين اهانت ها را روا داشتند. و در تمام اين موارد سران فتنه از ساختارشكنان دين و انقلاب حمايت كردند. مثلا ميرحسين موسوي بعد از حادثه بي حرمتي به روز عاشورا با صدور بيانيه شماره 18 خود از آشوبگران روز عاشوراي حسيني با عنوان "مردان خداجو " ياد كرد!
از همان ابتدا دلسوزان نظام اسلامي، با طرح اين سؤال مطرح كردند كه شعارهاي ساختارشكنانه در روز قدس و 13آبان، اهانت، به حضرت امام (ره) در 16آذر، حرمت شكني روز عاشورا، حمله به پايگاه بسيج و آتش زدن اموال عمومي و شخصي و... چه ارتباطي مي تواند با موضوع تقلب در انتخابات داشته باشد؟!
در نهايت مردم مسلمان ايران با درك درست زمان و مكان و با هوشياري و بصيرت در روز 6 دي حماسه اي را خلق كردند كه تمام نقشه هاي فتنه گران و حاميان خارجي آنها را برهم زد. حماسه 9دي از دو جهت قابل توجه است نخست حضور بي سابقه و دهها ميليوني مردم در تاريخ انقلاب اسلامي ايران و دوم ايستادگي و پاي فشاري بر همان عوامل پيروزي انقلاب يعني ولايتمداري، يكپارچگي و دين گرايي.
9دي: نفي گفتمان ليبراليسم
----------------------------------
تاريخ يكصدسال اخير در ايران نزاع بين دو انديشه و گفتمان بوده است، و در فرازهاي مختلف اين دو رويكرد گفتماني پنجه در پنجه يكديگر انداخته اند. يكي به نام تجدد و مدرنيته و ديگري به نام سنت و اسلام گرايي. حادثه 19 دي ماه سال 56 و 9دي ماه 88، از آن حماسه ها بود كه خروش باشكوه و عظيم جمعيتي را نشان داد كه به مخالفت با ليبراليست ها و متجددين غربگرا، و به نام دفاع از مظاهر اسلامي و نشان دادن نفرت از اهانت كنندگان به ساحت ارزشهاي ديني، برخاسته بودند.
اگر در روز 19دي ماه غيرت ديني مردم بخاطر اهانت به امام و مرجعيت مبارز و انقلابي شكل گرفت، 9دي ماه سال88 هم تجلي گاهي شد تا خروش انقلابي نسل هاي قديم و جديد ايران را به اهانت كنندگان به مقدسات ديني مردم به تصوير بكشد.
فتنه 88 هماورد مدافعين واقعي انقلاب اسلامي و ولايت فقيه با كساني بود كه متأثر از گفتمان مدرنيته و تجددخواهي ليبراليسم درصدد عبور از ولايت مطلقه فقيه بودند. ساختارشكني هاي بعد از انتخابات سال88، خروجي انديشه و تفكر ليبراليسم بود كه جريان دوم خرداد منادي آن بود! ايدئولوژي هاي سياسي محصول يك فرآيند طولاني مدت است و در گذر زمان عمق و گستردگي پيدا مي كند و ايدئولوژي ليبراليسم و اباحه گري در ماجراهاي سال88 به نقطه سرريز رسيده بود كه ديگر توان ماندن در حصار افكار و تئوري ها را نداشت. نزاع بين مدرنيته و ليبراليسم با انديشه اسلام فقاهتي به سالها قبل از انقلاب اسلامي برمي گردد، و در دوره هايي اين نزاع آنچنان وضعيتي پيدا كرده كه مسير تاريخ را عوض كرده است. 19 دي ماه مسير تاريخ را عوض كرد، تغييري كه منجر به پيروزي انقلاب اسلامي ايران شد. 9دي ماه هم كه جلوه ديگري از نزاع بين گفتمان ليبراليسم با اسلام مبتني بر ولايت بود، خط انحراف گونه اي كه انديشه غائب و حاكم بر دوم خرداد در مسير انقلاب ايجاد كرده بود را مسدود كرد.
فتنه سال88 چهارمين شكاف يا فتنه اي بود كه در طول حيات سي ساله انقلاب اسلامي اتفاق افتاده است آرايش قبل از انقلاب سه گفتمان اساسي مطرح بودند كه صف بندي هاي موجود را دچار تغييرات اساسي كرده است ضمن اينكه اين گفتمان ها رقابت و اختلافات اساسي باهم داشتند اما وجه مشترك همه آنها مخالفت با شاه بود در اين ميان گفتمان ها اسلام سياسي فقاهتي، اسلام ليبراليسم و اسلام ماركسيسم بود و حضرت امام گفتمان اسلام سياسي فقاهتي را تئوريزه، عملياتي و مديريت مي كرد. در نهايت به دلائل گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي گفتمان اسلام سياسي فقاهتي توانست در سال 57 حاكميت را در اختيار بگيرد.
اولين شكاف و فتنه اساسي، كشور در حوزه گفتماني از سال 57 شروع و تا سال 60 ادامه داشت و اين شكاف، تقريباً سه ساله، به منازعه بين گفتمان اسلام سياسي فقاهتي با اسلام ليبراليسم تبديل شد، و در نهايت گفتمان ليبراليسم به دليل سخن امام در نامه عزل منتظري منافات و ناسازگاري با اهداف اصولي انقلاب از سوي امام و مردم طرد شد.
دومين شكاف در سال66 هم در بين طرفداران اسلام سياسي فقاهتي بوجود آمد، درپي اين شكاف مجمع روحانيون مبارز به دليل اختلافات بر سر مديريت اقتصادي كشور و مجادله درباره فقه مدرن و سنتي از جامعه روحانيت مبارز انشعاب پيدا در واقع اين مرحله آغاز زاويه گرفتن برخي از اعضاي مجمع روحانيون با ولايت مطلقه فقيه هم بوده است.
در همين مرحله و دوران دو مركز فكري و انديشه اي، مجدداً مباحث مربوط به ليبراليسم را در بدنه نخبگي و دانشگاهي ايران مطرح كردند و اولين مكان مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري است كه رياست آن را موسوي خوئيني ها (چهره شاخص مجمع روحانيون) برعهده داشت؛ كه اين مركز در طول مسئوليت اين فرد به پاتوق افرادي تبديل مي شود كه بعداً در دوره آقاي خاتمي مسئول فرهنگي و سياسي كشور مي شوند؛ و همين افراد در فتنه 88 از مسئولين و مسببين اصلي اغتشاشات و آشوب ها مي شوند.
دومين مكان تجديدنظر طلبان، براي تغيير در حوزه انديشه و فرهنگ، حلقه كيان است. حلقه كيان از حيث انديشه اي به بسط ليبراليسم و روشنفكري مدرن و تجدد خواهي در دين در اين سالها مي پردازد، كه با طرح موضوعاتي چون پلوراليسم ديني، تجربه ديني، صراط هاي مستقيم، هرمنوتيك به كار فكري و تئوريك در سطح جامعه و مشخصا نخبگان مي پردازد.
سومين فتنه با آغاز سال 76 خود را نشان مي دهد. در اين مرحله گفتمان ليبراليسم كه در اوائل انقلاب از سوي امام طرد شده بود و در دوره سازندگي به تئوري پردازي مشغول بودند، مجال اجرايي شدن و عملياتي شدن پيدا مي كند شكاف بين اصولگرايي و اصلاح طلبي در سال 81 به عنوان پنجمين شكاف سياسي در جمهوري اسلامي بود كه در نهايت اصولگرايان توانستند با شعار بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامي در سال 81 شوراها، در سال 82 مجلس هفتم و در سال 84 رياست جمهوري نهم را در اختيار بگيرد و گفتمان ليبراليسم دوم خرداد ظاهراً از حاكميت سياسي و فرهنگي كنار رفت و اما فتنه 88 پنجم مهمترين شكاف سياسي نظام جمهوري اسلامي است.
در اين روند و بسترسياسي و بهانه انتخاباتي، طيف ليبرال دوم خرداد، گفتمان ماركسيسم، بهائيان، سلطنت طلبان، برخي قدرتهاي غربي، آمريكا و رژيم صهيونيستي، حول يك محور، هجمه مشترك خود به گفتمان انقلاب اسلامي و مركز ثقل آن از اين رو، شكاف و فتنه 88 جديد هماورد مدافعين واقعي انقلاب. يعني ولايت مطلقه فقيه را در دستور كار قرار داده بودند اسلامي و ولايت فقيه با كساني است كه متاثر از گفتمان مدرنيته وتجدد خواهي ليبراليسم، درصدد عبور از اسلام سياسي فقاهتي بودند.
واضح است كه مردم به دليل پايبندي به دين و ارزشهاي اسلامي، و تبعيت از مقام معظم رهبري هرگز اجازه عبور از گفتمان اسلام و انقلاب اسلامي را به افراد و گروههاي سياسي نخواهند داد، و فتنه سال 88 تا مدتها انقلاب را از گزند تئوري هاي تجددطلبي و مدرنيته خواهي ليبراليسم بيمه كرد و جايگاه تابنده ولايت فقيه بيش از گذشته رخ نمايي و پرتوافكني كرد.و اين گونه بود كه همان دو گفتمان رايج و موجود (گفتمان اسلام فقاهتي و گفتمان ليبراليسم) در كشاكشي دشوار و فتنه گون، به مصاف هم رفتند و اين بار نيز چون باور و عقايد عمومي مردم، مبتني بر الگو و منطق ايراني- اسلامي بود و خاستگاه ديني داشت، گفتماني كه دين را دغدغه و آرمان خود مي پنداشت، غالب آمد. جنس حضور با معناي مردم در نهم دي ماه از جنس قيام 19 دي 56 بود. هر دو حضور هدفمند به حمايت از يك چارچوب گفتماني شكل گرفت و خاستگاه و مباني كاملا مشترك داشت. اگر مباني حضور مردم در 19 دي 56 به وقوع پرشتاب انقلاب اسلامي كمك كرد؛ مولفه ها و عوامل حضور مردم در 9 دي 88 نيز به يقين به تثبيت پايه هاي انقلاب اسلامي منجر شد. در 9 دي باز ملت مسلمان، برنايي و پويايي انقلابي را ثابت كردند كه بر مبناي شاخصه ها و هنجارهاي ديني و اصلي مترقي ولايت فقيه و نقشه راه امام عزيز و خلف صالح امام، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- بنيان نهاده شده بود. مردم در سال اول دهه چهارم انقلاب به بهترين وجه ممكن ثابت كردند كه از در فضاي مفهومي و چارچوب گفتماني اسلام سياسي فقاهتي تامل و تدبر مي كنند، و نسبتي با گفتمان و باورهاي ليبراليسم و تجددگرايي سكولار نداشته و ندارند.
نويسنده:عزيز غضنفري
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه