54: مقصود از روايات مطلق در باب انتظار فرج چيست؟
در برخى از روايات كه از طرق شيعه و اهل سنت رسيده به صورت مطلق به انتظار فرج اشاره شده است بدون آنكه مقيد به فرج حضرت مهدى عليه السلام در آن شده باشد. در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى خوانيم:اءفضل العبادة انتظار الفرج (18)؛ ((برترين عبادت، انتظار فرج است.))
و نيز از آن حضرت مى خوانيم:انتظار الفرج عبادة (19)؛ ((انتظار فرج عبادت است.))
و همچنين در روايت ديگرى از آن حضرت مى خوانيم:اءفضل اعمال امتى انتظار فرج الله عزوجل (20)؛ ((افضل اعمال امت من انتظار فرج خداوند عزوجل است.))
شيخ صدوق به سندش از امام رضا عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:ما احسن الصبر و انتظار الفرج اما سمعت قول الله عزوجل:
وارتقبوا اءنى معكم رقيب (21)، فانتظروا انى معكم من المنتظرين (22) فعليكم بالصبر فانه انما يجى ء الفرج على الياس، فقد كان الذين من قبلكم اصبر منكم (23)؛ ((چقدر نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا نشنيده اى گفتار خداوند عزوجل را كه فرمود: (شما انتظار بكشيد من هم در انتظارم) و (پس شما منتظر باشيد من هم با شما انتظار مى كشم) پس بر شما باد به صبر؛ زيرا فرج بعد از ياس و نااميدى است. به راستى كسانى كه قبل از شما زندگى مى كردند از شما صبورتر بودند.))
مرحوم مجلسى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:من دين الائمة الورع و العفة و الصلاح... و انتظار الفرج بالصبر (24)؛ ((از دين ائمه پرهيزكارى، عفت، رستگارى... و انتظار فرج به صبر است.))
ترمذى نيز به سندش از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:... و افضل العبادة انتظار الفرج (25)؛ ((... و برترين عبادت انتظار فرج است.))
در ظاهر مراد از انتظار فرج همان انتظار فرج حضرت مهدى عليه السلام است كه در اين روايات متعلق آن يعنى حضرت مهدى عليه السلام به جهت وضوح بيان نشده است؟ چون در احاديث فريقين آن حضرت به عنوان نجات دهنده مردم از ظلم و بى عدالتى معرفى شده است.
شيخ صدوق رحمة الله عليه به سندش از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته (26)؛ ((خوشا به حال شيعيان قائم ما كسانى كه منتظر ظهور او در عصر غيبت اويند.))
اين معنا براى روايات مطلق با نظر اهل سنت نيز موافقت دارد؛ زيرا آنان گر چه عموما به ولادت مهدى موعود عليه السلام اعتقادى ندارند ولى او را منجى بشريت از ظلم و بى عدالتى مى دانند كه بايد مستضعفين انتظار او را بكشند.
و نيز از جمله قرائنى كه مى تواند مصداق احاديث مطلق را مشخص كرده و بر حضرت مهدى عليه السلام و قيام او تطبيق دهند مساءله لزوم تناسب بين حكم و موضوع است؛ زيرا انتظار فرجى كه تا اين حد مهم برشمرده شده و تا اين حد مورد تاكيد واقع شده است به طور حتم همان انتظار روز موعود است از آن جهت كه در آن روز وعده الهى به نصرت مظلومين در سرتاسر عالم تحقق مى يابد و حكومت عدل توحيدى در روى كره زمين گسترش خواهد يافت. انتظار با آن آثار و بركاتى كه دارد تنها در انتظار چنين فرجى قابل پياده شدن است و نيز چنين انتظار است كه مى تواند از اساس دين شمرده شود، نه انتظار رفع هر گرفتارى ولو جزئى و با هر سبب باشد.
55: چه امتيازى در انتظار منجى موجود است؟
اهل سنت گر چه اصل انتظار فرج مهدى عليه السلام را قبول دارند ولى اعتقاد به ولادت او ندارند ولى شيعه اماميه و برخى ديگر از مذاهب اسلامى و غير اسلامى به انتظار ظهور شخصى به عنوان منجى نشسته اند كه او موجود است و ناظر اعمال و رفتار و گرفتارهاى مسلمانان است. اين نوع انتظار به طور قطع و حتم، اثرات بيشترى در زنده نگه داشتن جامعه و ايجاد روح و اميد بيشتر دارد. زيرا كسى كه معتقد به اصل فرج است بدون آنكه نجات دهنده را در قيد حيات و در كنار خود ببيند و او را احساس كند و ناظر اعمال خود بداند، چندان تاءثيرى در وجود او ندارد، بر خلاف كسى كه معتقد است او زنده بوده و بر تمام احوالش ناظر است و هنگام گرفتارى هاى شديد به فرياد او خواهد رسيد. به طور حتم اعتقاد به چنين منجى و انتظار چنين شخصى تاءثير به سزايى در روحيه انسان منتظر دارد، تاءثيرى كه قابل مقايسه با تاءثير نوع اول نيست.
لذا شيعه به جهت اعتقاد به اين چنين انتظارى هميشه در طول تاريخ خود زنده بوده و هيچ گاه با اين همه فشارها كه بر او وارد شده اميد خود را از دست نداده است.
شيعه هميشه خويش را در كنار منجى و مصلح خود احساس مى كند و اين نوع احساس آثار تربيتى و ايمانى بيشترى دارد.
56: آيا تاءخير در فرج موجب قساوت قلب مى شود؟
آنچه كه بر هر مومنى بلكه بر هر انسانى لازم است، اينكه هيچ گاه از تاءخير فرج و ظهور منجى نااميد نباشد، بلكه بايد به ريسمان صبر چنگ زده تا به سر منزل مقصود رهنمون شود و اين تنها از راه ايمان قلبى به خداوند متعال و اينكه او خلف وعده نمى كند ميسر است و نيز با سير و بررسى سرگذشت امت هاى پيشين كه چگونه بعد از هر عسر و گرفتارى شديد، خداوند آخرالامر براى آنها يسر و فرجى حاصل نمود، به دست مى آيد. و همچنين با مراجعه به فطرت و ميل درونى خود كه چگونه به ظهور منجى بشريت متمايل است مى تواند خود را از ياءس و نااميدى رهانيده و به ظهور منجى اميدوار باشد.
در ذيل آيه شريفهو لايكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم (27)؛ از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:تاءويل هذه الاية جاء فى اهل زمان الغيبة و ايامها دون غيرهم من اهل الازمنه و ان الله تعالى نهى الشيعة عن الشك فى حجة الله تعالى او ان يظنوا ان الله تعالى يخلى ارضه منها طرفة عين (28)؛ ((تاويل اين آيه براى مردم عصر غيبت است و روزهاى زمان غيبت غير از روزهاى اهل زمان هاى ديگر است. خداوند متعال شيعيان را از شك در حجت خود نهى كرده است و نيز نهى كرده از اينكه گمان كنند كه خداوند زمين را يك چشم بر هم زدن از حجت خالى مى گردند.))
57: آيا انتظار طولانى فرج، خسته كننده و ملالت آور است؟
انتظار اگر از قسم مثبت آن باشد كه همراه با آمادگى كامل منتظر براى ظهور حضرت مهدى عليه السلام است نه تنها ملامت آور نيست بلكه دائما در انسان روحيه اميد را شعله ور كرده و او را سرحال و زنده نگه مى دارد. شخص منتظر دائما در فكر آمدن محبوب خود است و اين بهترين حالتى است كه به او دست مى دهد، او دائما به عشق رسيدن محبوب خود شب را به روز و روز را به شب مى رساند.
از طرفى ديگر، از آنجا كه انتظار منجى حقيقى يعنى امام زمان عليه السلام در حقيقت يك نوع توسل و ارتباط باطن با او نيز هست لذا با اين ارتباط هر لحظه فيوضاتى از ناحيه آن حضرت به انسان مى رسد كه او را از خستگى و ملالت بيرون مى آورد.
بر انتظار موعود حقيقى آثار و بركاتى بسيار مترتب است كه در جاى خود به آن اشاره مى نماييم.
58: چه آثارى بر انتظار منجى مترتب است؟
ضرورت و اهميت انتظار را مى توان از زواياى مختلف مورد بررسى قرار داد:
1- انتظار، دوره آماده سازى و زمينه سازى براى يك نهضت به شمار مى آيد و هر انقلاب و حركتى كه اين دوره را پشت سر نگذاشته باشد ناقص و بى ثمر است.
2- در اهميت انتظار همين بس كه دشمنان آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمرده اند. ميشل فوكر، كلر برير در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى ابتدا قيام امام حسين عليه السلام و بعد انتظار امام زمان عليه السلام را دو عامل پايدارى شيعه معرفى مى كنند. در كنفرانس تل آويو نيز افرادى مثل برنارد لوييس، مايكل ام جى، جنشر، برونبرگ و مارتين كرامر بر اين نكته تكيه فراوان داشتند. آنان در توصيف شيعه گفته اند: ((شيعيان به نام امام حسين قيام مى كنند و به اسم امام زمان قيامشان را حفظ مى نمايند)).(29)
ماربين، محقق آلمانى مى گويد: ((از جمله مسائل اجتماعى بسيار مهمى كه موجب اميدوارى و رستگارى شيعه مى باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است)).(30)
پتروشفسكى، تاريخدان و ايران شناس علوم شوروى سابق در اين زمينه مى نويسد: ((چشم به راه مهدى بودن در عقايد عمومى مردمى كه نهضت هاى قرن سيزدهم را در ايران برپا داشتند مقام بلندى را داشته است)).(31)
3- دوران انتظار، دوران هجوم فتنه ها و مشكلات و گرفتارى ها است و آنچه مى تواند آرامش قلبى و قدرت روحى به شيعه منتظر بدهد ياد منجى حى و حاضر است.
4- پيراستن از خصايص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نيكو از فوايد ديگر انتظار است. امام صادق عليه السلام فرمود:من سر ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق (32)؛ ((... هر كس دوست دارد كه از ياران حضرت قائم عليه السلام گردد بايد كه منتظر باشد و در عين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو مشغول گردد.))
5- از نتايج انتظار تلاش فكرى مومن منتظر و بصيرت و آگاهى اوست. فتنه ها علاوه بر آنكه غفلت مى آورد، شبهه و ترديد و تزلزل را نيز در افكار جامعه ايجاد مى كند و آن منتظر واقعى است كه چون به هوشيارى فكرى رسيده بيدار است و به شبهات پاسخ مى گويد.
امام صادق عليه السلام فرمود:طوبى لمن تمسك بامرنا فى غيبة قائمنا فلم يزغ قلبه بعد الهداية... (33)؛ ((خوشا به حال كسى كه در زمان غيبت قائم ما به فرمان ما تمسك جويد كه در نتيجه قلب او هرگز به طرف باطل متمايل نخواهد شد.))
6- انتظار از آنجا كه انسان را به عمل وا مى دارد و در جامعه اى كه حالت انتظار منجى الهى حاكم است، تحرك و پويايى حكم فرماست و بشر را به زمينه سازى و اصلاح فردى و اجتماعى وا مى دارد، عاملى ارزشمند براى حفظ و بقاى شريعت است.
7- انتظار از آن جهت كه محرك عمل است زمينه ساز ظهور منجى عالم بشريت خواهد بود.
---------------------------
1-الغيبة، طوسى، ص 285، ح 245؛ احتجاج، ج 2، ص 278؛ بحار الانوار، ج 53، ص 178، ح 9
2-كمال الدين، ص 644، ح 3.
3-بحارالانوار، ج 75، ص 208، ح 77.
4-بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146.
5-بحارالانوار، ج 52، ص 131، ح 29.
6-مكيال المكارم، ج 2، ص 425.
7-سوره آل عمران، آيه 200.
8-تفسير على بن ابراهيم، ج 1، ص 129.
9-الغيبة، نعمانى، ص 199.
10-بحارالانوار، ج 52، ص 129، ح 23.
11-كتاب مقدس، سفر مزامير داوود.
12-متّى، 3/2.
13-انتظار مسيحا در آيين يهود، ص 65.
14-هوشع، 5/3؛ ارميا، 9/30؛ حزقيال، 37/24 و 25.
15-اشعيا، 11/10؛ صفنيا، 3/9
16-صفنيا، 2/2-4.
17-انتظار مسيحا در آيين يهود، ص 65.
18-بحارالانوار، ج 52، ص 125، ح 11؛ كمال الدين، ص 287، ح 6.
19-بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 3؛ جامع الصغير، ج 1، ص 416، ح 2717؛ كنزالعمال، ح 6509.
20-بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 2.
21-سوره هود، آيه 93
22-سوره اعراف، آيه 71.
23-كمال الدين، ص 645، ح 5.
24-بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 54.
25-سنن ترمذى، ج 5، ص 225، ح 3642.
26-كمال الدين، ص 357، ح 54.
27-سوره حديد، آيه 16.
28-الغيبة، نعمانى، ص 24؛ المحجة، ص 219 و 220.
29-مجله بازتاب انديشه، خرداد هشتاد، ص 193.
30-سياست اسلام، اثر ماربين، ص 49 و 50.
31-نهضت سربداران خراسان، اثر پتروشفسكى.
32-بحارالانوار، ج 52، ص 140، ح 50.
33-بحارالانوار، ج 52، ص 123، ح 6.
-----------------------
علی اصغر رضوانی