0

دو مؤذن و سوء عاقبت

 
a433b6090c
a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 14919
محل سکونت : خراسان جنوبی

دو مؤذن و سوء عاقبت

دو مؤذن و سوء عاقبت

56975236334902165843.jpg;

در تفسیر روح البیان نقل شده است که سه برادر بودند. برادر بزرگتر ده سال مؤذن مسجدی بود و در مناره آن اذان می‏گفت. پس از فوت او، برادر دوم منصب او را اشغال کرد. برادر دوم هم پس از چند سال از دنیا رفت. متصدیان مسجد به برادر سوم روی آوردند و پیشنهاد اذان گفتن در مسجد را نمودند ولی او قبول نکرد. به ناچار وعده افزایش حقوق به چندین برابر دادند. گفت: اگر صد برابر هم بدهید، نمی‏پذیرم.
گفتند: مگر اذان گفتن، بد است. جواب داد: نه! ولی در مناره و مأذنه حاضر نیستم اذان بگویم. جویای علت شدند. گفت: این مناره جایی است که دو برادر مرا بی‏ایمان از دنیا برد. زیرا هنگام احتضار برادر بزرگم، در بالینش حضور داشتم و خواستم سوره یس برایش بخوانم. بر من نهیبی زد و گفت: قرآن چیست و برادر دومم نیز دم مرگ به همین صورت جان داد.
در خانه خدا استغاثه کردم که خدایا این دو بدبخت سالها نماز جماعت را ملتزم بودند و در مأذنه اذان می‏گفتند، چه شد که بی‏ایمان از دنیا رفتند؟! خداوند بر من منت نهاد و در عالم رؤیا برادر بزرگم را دیدم در حال عذاب. گفتم: تو را رها نمی‏کنم تا بگویی چه شد که بی‏ایمان از دنیا رفتی؟ خداوند متعال برای این که به من بفهماند ماجرا از چه قرار است، زبانش را گویا کرد، او گفت: ما در مأذنه که می‏رفتیم و دور آن چرخ می‏خوردیم، داخل حیاط خانه مردم را تماشا می‏کردیم.(1)

1) کتاب ایمان کامل، ص 210، نوشته مرحوم دستغیب رضوان الله علیه.

پنج شنبه 22 بهمن 1394  7:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها