0

اسم من «نيشكر» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «نيشكر» است!

من داراي انواع و اقسام هستم. اثر ضد سم دارم. براي مبارزه با ضعف، از من استفاده ببريد. خوردن مغز نوع خيزران من، پيشرفت سرطان را متوقف مي‏كند. ضماد سوخته نوعي ديگر از من براي باد سرخ مفيد است. و اگر برگ نورسته آن را در آب خيسانده بنوشيد، از خونريزي سينه جلوگيري مي‏كند...
فارسي من نيشكر و عربي آن «قصب السكر» است و در دنياي گياهان، نباتات قند دار مثل انگور و خرما زياد است، ولي هيچكدام مقام من و چغندر را در تهيه قند ندارند. من تا قرن نوزدهم كه استخراج قند از چغندر كشف شد، يگانه منبع تهيه قند و شكر بودم. من انواع و اقسام سفيد و سرخ دارم. براي استخراج قند از من، معمولا ساقه‏ي مرا از نقطه مجاور زمين قطع كرده و آن را تكه تكه نموده تحت فشار، شيره آن را گرفته و پس از تصفيه آن را غليظ كرده مي‏گذارند تا شكر آن متبلور شود.
از پساب آن كه در حقيقت ملاس من مي‏باشد، پس از تخمير مشروباتي به نام «رم» و «تافيا» درست مي‏كنند. عده‏اي گياه مرا بخيل و خود خواه دانسته و معتقدند من در هر كجا كاشته شوم، تمام اراضي مجاور را تصرف كرده و به هيچ گياهي اجازه رشد و نمو در جوار خود نمي‏دهم، در نتيجه كشاورزان و ساكنان محل دچار كمبود مواد غذايي شده از بين مي‏روند. اين اتهام روزي به من زده مي‏شد كه سود جويان به كشت من مبادرت كرده و براي بدست آوردن محصول بيشتر، از كشت غلات و سبزيجات، جلوگيري كرده و تمام اراضي را به كشت من اختصاص داده بودند.
ني من برخلاف نيهاي ديگر توپر بوده و بعضي از انواع من نرم و شيرين و لطيف بوده و جرم كمتر داشته و قابل خوردن است.
با شكر و شيره من علاوه بر ساختن انواع شيريني و شيرين كردن غذاها و نوشابه‏ها، داروها را نيز شيرين كرده و در مداواي بيماران از شكر و قند استفاده مي‏شود و مخصوصا شربتها و پاستيلهايي كه براي درمان انواع سينه درد و ضد سرفه ساخته مي‏شوند، به آنها شكر فراواني مي‏زنند.
شكر ضد سم نيز بوده و پاد زهر املاح سرب و مس مي‏باشد و چنانچه با تركيبات سيانور مخلوط شود، اثر اين سهم مهلك را خنثي مي‏كند و به همين دليل بود كه وقتي سيانور را شيريني زده و به راسپوتين خوراندند، سم در بدن او اثر نكرد و عده‏اي آن را به معجزه و كرامت او نسبت دادند. شكر، معده را نرم مي‏كند و رطوبات آنها را از بين مي‏برد. زود جذب بدن شده و باعث تقويت سريع مي‏گردد. بادشكن بوده و مقوي شهوت است. در مواقع ضعف مفرط هيچ دارويي چون شكر اثر آني ندارد. مكيدن نبات و آب نبات، جهت تسكين سرفه و از بين بردن سختي سينه سودمند بوده و با آب گرم جهت گرفتگي صدا كه در اثر سرماخوردگي باشد مفيد است.
نوشيدن آب تازه نيشكر، سينه، گلو و معده را نرم مي‏كند و بعد از هضم غذا باعث نرمي شكم شده، ثقل را از بين مي‏برد. ولي بلافاصله بعد از غذا نوشيدن آن خوب نبوده، توليد بلغم و نفخ و قراقر مي‏كند.
علاوه بر شكر در روي ني من، يك ماده مومي وجود دارد كه در كارخانه‏ها آن را استخراج كرده و به جاي موم مصرف مي‏كنند. سرمه كردن اين موم جهت جلاي چشم مفيد است.
انواع ني‏
فارسي ما (ني) است. به ما ناي هم مي‏گويند. عربي ما قصب و غاب بوده و تركي ما قميش است. ما انواع و اقسام توپر، توخالي، ضخيم، باريك، كوتاه و بلند داريم و با انواع ما فرش حصيري پرده‏اي، سبد و ني لبك مي‏سازند. نوع مرغوب ما خيزران است كه با آن صندلي و مبل هم مي‏سازند. بعضي از انواع ما داراي مواد قندي نشاسته‏اي مي‏باشند، ولي تاكنون فقط از انواع نيشكر قند استخراج شده و از انواع ديگر قند گرفته نمي‏شود. معروفترين انواع ما كه در ايران مي‏رويند عبارتند از:
1- ني باتلاقي‏
كه ساقه بلند آن به مصرف علوفه حيوانات مي‏رسد و در غالب اماكن مرطوب و سواحل رود خانه‏ها به عمل مي‏آيد.
2- ني بوريا
بيش از صد نوع دارد و در اراضي مرطوب شني به عمل مي‏آيد. از ساقه آن فرشهاي مخصوصي به نام حصير يا بوريا مي‏بافند و به آن ساز و خونك، سمارالحصر كربه و كرته هم مي‏گويند. فرش حصير گرما را به خود نمي‏گيرد و هميشه خنك و سرد به نظر مي‏رسد، خواباندن بيماران تبدار روي حصير در پايين آوردن تب آنها مؤثر است.
3- ني خيزران‏
قامت من به 20 تا 25 متر مي‏رسد. در ساقه من مقدار زيادي سيليس وجود دارد و همين امر باعث شده است كه استقامت زيادي پيدا كرده و با آن صندلي و مبل هم مي‏سازند. در مغز خيزران املاح منيزي نيز به حد وفور وجود دارد و به همين جهت به آن طباشير هندي و «طباشير قلم» مي‏گويند. خوردن مغز خيزران سرطان را ترمز مي‏كند.
4- ني رومي
در اطراف تهران، دوشان تپه و نواحي البرز، در كوههاي اطراف كرج، در بعضي از نقاط شمال، شهبازان و همچنين در اطراف مسجد سليمان و بلوچستان زياد مي‏رويد. به آن غاب رومي و غاب بلدي و ني دوناكس هم مي‏گويند. قسمت مورداستفاده آن ساقه‏هاي زير زميني است كه نوشيدن جوشانده بيست در هزار آن شير را در پستان خشك مي‏كند، و با آن داروهايي به همين منظور مي‏سازند.
5- ني نهاوندي
من از خانواده ني نمي‏باشم، بلكه از خانواده جنتيانا هستم. ريشه من مقوي بوده و خاصيت تب بر دارد. به من جراته هم مي‏گويند. عربي من «قصب الذريره» است. گياه من باريك و بلند بوده، و گل من شبيه گل بنفشه است. در جوف من چيزي شبيه پنبه و تار عنكبوت بوده و لعابدار است و طعم آن گس مي‏باشد. رنگ ظاهر ساقه‏هاي من سرخ مايل به زردي است، و دو نوع كوچك و بزرگ دارم و در فارس و كهكيلويه زياد مي‏رويم. عرق من باز كننده گرفتگيها و مقوي دل و جگر مي‏باشد. درمان خفقان و استسقا و درد سينه و كبد و رحم است. سختي و قطره قطره آمدن ادرار را معالجه مي‏كند، ورمها را از بين مي‏برد و شكاف بيخ ران را التيام مي‏دهد. جوشانده آن با تخم كرفس جهت درمان جنون و امراض كليه و رقع سرفه كهنه و درد كبد تجويز مي‏شود. نشستن در جوشانده آن جهت درد رحم مؤثر است، استنشاق دود آن جهت سرفه خلط دار سودمند است. پاشيدن گرد كوبيده آن جهت خوشبو كردن زير بغل و خشك كردن عرق آن نافع است، سرمه آن جهت جلاي چشم و تقويت بينايي مفيد است.
6- ني قلم‏
به من ني كلك هم مي‏گويند. بهترين نوع من در قريه واسطه از روستاهاي شوشتر به عمل مي‏آيد. رنگ آن سرخ و تيره است. از من بهترين نوع قلم، براي خوش نويسي مي‏سازند.
خواص ديگر ني‏هاماليدن سوخته ني به دندان باعث سفيد شدن آن و مانع خونريزي لثه مي‏شود. سرمه آب برگ آن جهت از بين بردن لكه‏هاي سفيدي چشم تجويز شده است، خوردن ساييده برگ من با عسل جهت سرفه سودمند است و چون برگ نورسته مرا در آب خيس كرده و پس از كوبيدن صاف نمايند، نوشيدن آن از خونريزي سينه جلوگيري مي‏كند. ضماد سوخته ني جهت خارش - جرب و زخمهاي چركدار مفيد است. ضماد بيخ كوبيده من با سركه مسكن درد كمر و اعصاب است، پاشيدن كوبيده ني نيم رس از خونريزي جلوگيري مي‏نمايد. خضاب بيخ سوخته من با حنا جهت روياندن مو و بلندي آن مفيد مي‏باشد.
چنانچه گل ني در گوش رود، به علت چسبندگي كه دارد باعث سنگيني آن خواهد شد.
تباشير
همانطور كه خيزران در معرفي خود گفت، به مغز نوعي از آن كه جسمي فوق العاده سفيد است، تباشير هندي يا تباشير قلمي مي‏گويند.
اعراب تباشير را طباشير مي‏نويسند و به كنايه هر شي‏ء سفيد را در ادبيات تباشير گويند. چنانكه سفيدي صبح را تباشير گفته‏اند. تباشير قلمي كه از جوف نوعي خيزران به دست مي‏آيد، تركيبي از سيليكات منيزي است. پيشينيان را عقيده بر آن بود كه اگر مقدار كمي از آن را در كوزه آب بريزند، آب آن بهتر رفع عطش مي‏كند. مقوي قلب و مسرت آفرين بوده و خوردن آن با سكنجبين جهت از بين بردن وحشت و غم و اندوه تجويز شده است، مسكن معده و جگر بوده و مسكن التهاب عطش است، صفرا بر و درمان اسهال خوني است. ضماد آن با عسل ورمهاي چشم را از بين مي‏برد و مكيدن آن جوش دهان اطفال را درمان مي‏كند.
در داروسازي جديد به گربنات منيزي كه شباهت به تباشير دارد، تباشير فرنگي لقب داده‏اند. فلز منيزي در سبزينه گياهان به جاي آهن در خون انسان است. املاح منيزي مسهل بوده و مقدار كم آنها ملين است، كبد را پاك و مجاري دفع سموم را لاروبي مي‏كنند و بهترين نقش آنها جلوگيري از پيشرفت سرطان بوده وترمز سرطان لقب گرفته‏اند.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  10:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها