اسم من «نيشكر» است!
من داراي انواع و اقسام هستم. اثر ضد سم دارم. براي مبارزه با ضعف، از من استفاده ببريد. خوردن مغز نوع خيزران من، پيشرفت سرطان را متوقف ميكند. ضماد سوخته نوعي ديگر از من براي باد سرخ مفيد است. و اگر برگ نورسته آن را در آب خيسانده بنوشيد، از خونريزي سينه جلوگيري ميكند...
فارسي من نيشكر و عربي آن «قصب السكر» است و در دنياي گياهان، نباتات قند دار مثل انگور و خرما زياد است، ولي هيچكدام مقام من و چغندر را در تهيه قند ندارند. من تا قرن نوزدهم كه استخراج قند از چغندر كشف شد، يگانه منبع تهيه قند و شكر بودم. من انواع و اقسام سفيد و سرخ دارم. براي استخراج قند از من، معمولا ساقهي مرا از نقطه مجاور زمين قطع كرده و آن را تكه تكه نموده تحت فشار، شيره آن را گرفته و پس از تصفيه آن را غليظ كرده ميگذارند تا شكر آن متبلور شود.
از پساب آن كه در حقيقت ملاس من ميباشد، پس از تخمير مشروباتي به نام «رم» و «تافيا» درست ميكنند. عدهاي گياه مرا بخيل و خود خواه دانسته و معتقدند من در هر كجا كاشته شوم، تمام اراضي مجاور را تصرف كرده و به هيچ گياهي اجازه رشد و نمو در جوار خود نميدهم، در نتيجه كشاورزان و ساكنان محل دچار كمبود مواد غذايي شده از بين ميروند. اين اتهام روزي به من زده ميشد كه سود جويان به كشت من مبادرت كرده و براي بدست آوردن محصول بيشتر، از كشت غلات و سبزيجات، جلوگيري كرده و تمام اراضي را به كشت من اختصاص داده بودند.
ني من برخلاف نيهاي ديگر توپر بوده و بعضي از انواع من نرم و شيرين و لطيف بوده و جرم كمتر داشته و قابل خوردن است.
با شكر و شيره من علاوه بر ساختن انواع شيريني و شيرين كردن غذاها و نوشابهها، داروها را نيز شيرين كرده و در مداواي بيماران از شكر و قند استفاده ميشود و مخصوصا شربتها و پاستيلهايي كه براي درمان انواع سينه درد و ضد سرفه ساخته ميشوند، به آنها شكر فراواني ميزنند.
شكر ضد سم نيز بوده و پاد زهر املاح سرب و مس ميباشد و چنانچه با تركيبات سيانور مخلوط شود، اثر اين سهم مهلك را خنثي ميكند و به همين دليل بود كه وقتي سيانور را شيريني زده و به راسپوتين خوراندند، سم در بدن او اثر نكرد و عدهاي آن را به معجزه و كرامت او نسبت دادند. شكر، معده را نرم ميكند و رطوبات آنها را از بين ميبرد. زود جذب بدن شده و باعث تقويت سريع ميگردد. بادشكن بوده و مقوي شهوت است. در مواقع ضعف مفرط هيچ دارويي چون شكر اثر آني ندارد. مكيدن نبات و آب نبات، جهت تسكين سرفه و از بين بردن سختي سينه سودمند بوده و با آب گرم جهت گرفتگي صدا كه در اثر سرماخوردگي باشد مفيد است.
نوشيدن آب تازه نيشكر، سينه، گلو و معده را نرم ميكند و بعد از هضم غذا باعث نرمي شكم شده، ثقل را از بين ميبرد. ولي بلافاصله بعد از غذا نوشيدن آن خوب نبوده، توليد بلغم و نفخ و قراقر ميكند.
علاوه بر شكر در روي ني من، يك ماده مومي وجود دارد كه در كارخانهها آن را استخراج كرده و به جاي موم مصرف ميكنند. سرمه كردن اين موم جهت جلاي چشم مفيد است.
انواع ني
فارسي ما (ني) است. به ما ناي هم ميگويند. عربي ما قصب و غاب بوده و تركي ما قميش است. ما انواع و اقسام توپر، توخالي، ضخيم، باريك، كوتاه و بلند داريم و با انواع ما فرش حصيري پردهاي، سبد و ني لبك ميسازند. نوع مرغوب ما خيزران است كه با آن صندلي و مبل هم ميسازند. بعضي از انواع ما داراي مواد قندي نشاستهاي ميباشند، ولي تاكنون فقط از انواع نيشكر قند استخراج شده و از انواع ديگر قند گرفته نميشود. معروفترين انواع ما كه در ايران ميرويند عبارتند از:
1- ني باتلاقي
كه ساقه بلند آن به مصرف علوفه حيوانات ميرسد و در غالب اماكن مرطوب و سواحل رود خانهها به عمل ميآيد.
2- ني بوريا
بيش از صد نوع دارد و در اراضي مرطوب شني به عمل ميآيد. از ساقه آن فرشهاي مخصوصي به نام حصير يا بوريا ميبافند و به آن ساز و خونك، سمارالحصر كربه و كرته هم ميگويند. فرش حصير گرما را به خود نميگيرد و هميشه خنك و سرد به نظر ميرسد، خواباندن بيماران تبدار روي حصير در پايين آوردن تب آنها مؤثر است.
3- ني خيزران
قامت من به 20 تا 25 متر ميرسد. در ساقه من مقدار زيادي سيليس وجود دارد و همين امر باعث شده است كه استقامت زيادي پيدا كرده و با آن صندلي و مبل هم ميسازند. در مغز خيزران املاح منيزي نيز به حد وفور وجود دارد و به همين جهت به آن طباشير هندي و «طباشير قلم» ميگويند. خوردن مغز خيزران سرطان را ترمز ميكند.
4- ني رومي
در اطراف تهران، دوشان تپه و نواحي البرز، در كوههاي اطراف كرج، در بعضي از نقاط شمال، شهبازان و همچنين در اطراف مسجد سليمان و بلوچستان زياد ميرويد. به آن غاب رومي و غاب بلدي و ني دوناكس هم ميگويند. قسمت مورداستفاده آن ساقههاي زير زميني است كه نوشيدن جوشانده بيست در هزار آن شير را در پستان خشك ميكند، و با آن داروهايي به همين منظور ميسازند.
5- ني نهاوندي
من از خانواده ني نميباشم، بلكه از خانواده جنتيانا هستم. ريشه من مقوي بوده و خاصيت تب بر دارد. به من جراته هم ميگويند. عربي من «قصب الذريره» است. گياه من باريك و بلند بوده، و گل من شبيه گل بنفشه است. در جوف من چيزي شبيه پنبه و تار عنكبوت بوده و لعابدار است و طعم آن گس ميباشد. رنگ ظاهر ساقههاي من سرخ مايل به زردي است، و دو نوع كوچك و بزرگ دارم و در فارس و كهكيلويه زياد ميرويم. عرق من باز كننده گرفتگيها و مقوي دل و جگر ميباشد. درمان خفقان و استسقا و درد سينه و كبد و رحم است. سختي و قطره قطره آمدن ادرار را معالجه ميكند، ورمها را از بين ميبرد و شكاف بيخ ران را التيام ميدهد. جوشانده آن با تخم كرفس جهت درمان جنون و امراض كليه و رقع سرفه كهنه و درد كبد تجويز ميشود. نشستن در جوشانده آن جهت درد رحم مؤثر است، استنشاق دود آن جهت سرفه خلط دار سودمند است. پاشيدن گرد كوبيده آن جهت خوشبو كردن زير بغل و خشك كردن عرق آن نافع است، سرمه آن جهت جلاي چشم و تقويت بينايي مفيد است.
6- ني قلم
به من ني كلك هم ميگويند. بهترين نوع من در قريه واسطه از روستاهاي شوشتر به عمل ميآيد. رنگ آن سرخ و تيره است. از من بهترين نوع قلم، براي خوش نويسي ميسازند.
خواص ديگر نيهاماليدن سوخته ني به دندان باعث سفيد شدن آن و مانع خونريزي لثه ميشود. سرمه آب برگ آن جهت از بين بردن لكههاي سفيدي چشم تجويز شده است، خوردن ساييده برگ من با عسل جهت سرفه سودمند است و چون برگ نورسته مرا در آب خيس كرده و پس از كوبيدن صاف نمايند، نوشيدن آن از خونريزي سينه جلوگيري ميكند. ضماد سوخته ني جهت خارش - جرب و زخمهاي چركدار مفيد است. ضماد بيخ كوبيده من با سركه مسكن درد كمر و اعصاب است، پاشيدن كوبيده ني نيم رس از خونريزي جلوگيري مينمايد. خضاب بيخ سوخته من با حنا جهت روياندن مو و بلندي آن مفيد ميباشد.
چنانچه گل ني در گوش رود، به علت چسبندگي كه دارد باعث سنگيني آن خواهد شد.
تباشير
همانطور كه خيزران در معرفي خود گفت، به مغز نوعي از آن كه جسمي فوق العاده سفيد است، تباشير هندي يا تباشير قلمي ميگويند.
اعراب تباشير را طباشير مينويسند و به كنايه هر شيء سفيد را در ادبيات تباشير گويند. چنانكه سفيدي صبح را تباشير گفتهاند. تباشير قلمي كه از جوف نوعي خيزران به دست ميآيد، تركيبي از سيليكات منيزي است. پيشينيان را عقيده بر آن بود كه اگر مقدار كمي از آن را در كوزه آب بريزند، آب آن بهتر رفع عطش ميكند. مقوي قلب و مسرت آفرين بوده و خوردن آن با سكنجبين جهت از بين بردن وحشت و غم و اندوه تجويز شده است، مسكن معده و جگر بوده و مسكن التهاب عطش است، صفرا بر و درمان اسهال خوني است. ضماد آن با عسل ورمهاي چشم را از بين ميبرد و مكيدن آن جوش دهان اطفال را درمان ميكند.
در داروسازي جديد به گربنات منيزي كه شباهت به تباشير دارد، تباشير فرنگي لقب دادهاند. فلز منيزي در سبزينه گياهان به جاي آهن در خون انسان است. املاح منيزي مسهل بوده و مقدار كم آنها ملين است، كبد را پاك و مجاري دفع سموم را لاروبي ميكنند و بهترين نقش آنها جلوگيري از پيشرفت سرطان بوده وترمز سرطان لقب گرفتهاند. |
| زبان خوراكيها جلد دوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 10:54 PM
تشکرات از این پست