
لزوم تبیین قواعد
بسماللهالرحمنالرحیم
امور معنوى و اسرارى که در سابق نه تنها مردم بلکه علما هم برای یکدیگر کمتر نقل می کردند، امروزه در دسترس همه مردم است. امور معنوی در گذشته، شبیه روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در زمان تقیّه بوده است که خواص، شبانگاه و پشت درهای بسته روایتی در فضایل امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ مى خواندند؛ ولی در این زمان از طریق رسانه، مطالب عمیقی در مورد معنویات و اسرار نقل می شود؛ از این رو انسان، الآن وظیفه سنگین تری در مقابل مردم بر عهده دارد.
ما باید یک ساختاری در امور معنوى تشکیل بدهیم تا اینکه جوان های با استعداد بتوانند خود را به واسطه آن ساختار، تهذیب کنند. خیلى از این مطالب به جوانان، نرسیده است. در زندگی بزرگان، اطلاعات مفیدى برای جوان ها وجود دارد.
برای نمونه، مرحوم آیه الله بهجت ـ رحمه الله علیه ـ می فرمودند: «مرحوم سید جمال الدین گلپایگانى ـ رحمه الله علیه ـ می فرمودند: زمانی که از حوزه اصفهان به نجف رفتم، حالات معنوی من به کسالت و بى حالی تبدیل شد. خیلى تعجب کردم که در شهر نجف حالات من باید بهتر شود؛ ولى حالات معنویام برعکس شده است. مدت ها متوسل بودم تا این که بعد از مدتى متوجه شدم قصاب هایی که ما از آن ها گوشت تهیه می کنیم یک چوبى دارند مانند تنه درخت که گوشت و استخوان را بر آن چوب گذاشته و آنها را قطعه قطعه می کنند. این چوب همیشه بیرون از مغازه است؛ لذا سگ ها شب مى آیند و به آن تخته زبان مى زنند، به همین خاطر، آن گوشت و استخوان، نجس مى شود و حالات معنوی ما به خاطر خوردن گوشت نجس، دگرگون شده است».
حاج آقا [آیه الله ناصری ـ حفظه الله تعالی ـ] مى فرمودند: «قصابها گوشت را طوری قطعهقطعه مىکردند که چوب هاى کوچکی از آن تنه درخت در گوشت ها مى رفت؛ لذا کسانى که اهل احتیاط بودند، این چوب های کوچک را بیرون مى آوردند و بعد گوشت را مصرف می کردند».