0

اسم من «مرغ» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «مرغ» است!

خون را تصفيه مي‏كنم.
دشمن سرسخت سنگ كليه و مثانه هستم.
براي معالجه يرقان و نقرس مرا توصيه كنيد.
شيره ساقه مرا براي رفع سرفه مصرف كنيد.
اختلالات معدي را از بين مي‏برم.
بذر مرا براي جلوگيري از قي و اسهال تجويز كرده‏اند.
من مرغ هستم، همان مرغي كه در مرغزار مي‏رويد نه آن مرغي كه مي‏پرد و همسر خروس است. در فارسي به من بيدگياه - بيد گياه كرك - جوداش علف قوشك هم گفته‏اند. در كتاب‏هاي قديم از من به نام‏هاي ثيل - ابريق اوتي - عرق النجيل - خومه - فرز - فرزد - مرج و سبزه چمن ياد شده است. فرنگي‏ها به من «شين دان» يعني «دندان سگ» گويند و اينكه عده‏اي از مترجمين «شين - دان» را علف هفت بند ترجمه كرده‏اند، اشتباه است زيرا علف هفت بند گياه ديگري است كه بعدا خود را معرفي خواهد كرد. من معمولا در مناطق متعدله از جمله ايران در كنار جويها و زمينهاي نمناك روييده و توليد چمن مي‏كنم و از چمنهاي اصيل ايراني هستم. سرعت انتشار من به قدري زياد است كه تمام سطح مزارع را ميگيرم اخيرا براي محكم كردن اطراف جويها در بلوچستان مرا به آن استان برده و كاشتند و من در آنجا شروع به رشد و تكثير كردم، بطوري كه مجال رشد به ديگر گياهان ندادم و روي اين اصل مدت‏ها كوشيدند تا مرا كنده و از بين برند. گلهاي من در فاصله خرداد و تيرماه ظاهر مي‏شوند و سبز رنگ بوده و به شكل سنبله مي‏باشد و شما در تهران هم مرا در كنار جويها مي‏بينيد. قسمت مورد استفاده من بيشتر ساقه‏ي زيرزميني من است كه عده‏اي به غلط آنرا ريشه مي‏دانند، برگ و ساقه هوايي من بي‏مزه و ساقه زيرزميني من كمي شيرين - تند و گس است، اين ساقه زيرزميني دو درصد قند، كمي لعاب و چند تركيب دارويي دارد، سيد ضياء الدين طباطبايي مرا در باغ الهيه كاشته بود و به مبتلايان سنگ مثانه مجانا مي‏داد.
ساقه هوايي مرا براي چرندگان بگذاريد، زيرا آنها آنرا با ولع مي‏خورند و براي استفاده دارويي به سراغ ساقه زيرزميني من برويد. اين ساقه‏ها داراي گره‏هايي هستند كه فاصله آنها 2 تا 3 و حتي چهار سانتي متر است. رنگ آنها زرد و كمي شيرين و لعابدار مي‏باشد. اين ساقه‏ها داراي چند عامل دارويي املاح و پتاس است و به علت داشتن پتاس ادرار را زياد مي‏كند. خون را تصفيه مي‏نمايد و قلب را تقويت مي‏كند. زيادكننده‏ي عرق و نرم كننده‏ي پوست مي‏باشد. پس بهتر است شما اين ساقه‏ها را در آورده، شسته و ريشه‏هاي آنها را كنده و خشك كنيد و در موقع لزوم از آنها استفاده كنيد. اگر اين ساقه‏ها را با مقداري ريشه شيرين بيان دم كنيد، درمان خوبي براي رفع خشكي زبان و تقويت دستگاه دفع ادرار و معالج قولنج كبدي و سنگ كليه و مثانه است. عصاره اين ساقه‏هاي زيرزميني براي مبتلايان به مرض قند مفيد است. از اين ساقه‏ها به صورت جوشانده و دمكرده بيست در هزار مي‏توان استفاده كرد. شيره برگ و ساقه‏هاي جوان هوايي من در قولنج كبدي، يرقان و سنگهاي صفراوي سودمند مي‏باشد.
آشاميدن جوشانده‏ي ساقه‏هاي زيرزميني من براي پيچش شكم و زخم‏ها و التهابات مثانه و سختي ادرار و خرد كردن سنگهاي داخلي مفيد مي‏باشد. اين جوشانده در تبهاي شديد و بيماري سل تجويز شده و بسيار نافع است، ضماد ساقه زيرزميني من جهت التيام زخمهاي تازه و ورمهاي گرم و جلوگيري از آبريزش بيني تجويز شده است. ضماد خاكستر گياه من جهت بند آوردن خون بواسير و فرو بردن ورمها و بهبود زخم‏هاي چركي و خوني سودمند مي‏باشد.
بذر من نيز پيشاب‏آور بوده از قي و اسهال جلوگيري مي‏كند و براي سنگهاي داخلي و التيام زخم‏ها و رفع التهابات نافع است. من براي كليه‏ي امراض كه نتيجه كمي ترشح غدد داخلي باشد، مفيد مي‏باشم و در بيماريهاي كبدي، يرقان و نقرس مرا توصيه كرده‏اند. حساسيت‏هاي مزمن و اختلالات هاضمه و امراض جلدي با نوشيدن جوشانده‏ي من برطرف مي‏شوند. براي درمان برنشيت كهنه، شيره ساقه مرا بگيريد و روزي سه قاشق چايخوري نوش جان كنيد، شيره و ساقه و برگ تازه من خاصيت نرم‏كننده دارد و سرفه‏هاي پي در پي را معالجه مي‏كند و ضد ورم مي‏باشد. سي گرم از ساقه زيرزميني خشك من در يك ليتر آب و هشت گرم ريشه شيرين بيان و مقداري پوست ليمو براي كليه اختلالات معدي، يبوست و نفخ مفيد است. حال براي اطلاع آن دسته از مترجماني كه «شين دان» را علف هفت بند ترجمه كرده‏اند، اجازه فرماييد عنان سخن را بدست آن بسپارم.
علف هفت بند
من گياهي هستم از تيره ترشك‏ها كه به حالت وحشي در مزاع و اراضي باير روييده، سطح گردشگاه‏ها را با برگ و ساقه‏هاي خود فرش زمردين مي‏نمايم. به من برنشيان - صد پيوند - سرخ مرز و سرخ مرد هم مي‏گويند. در گيلان به خاك تيره معروف مي‏باشم. بعضي مرا عصاي حضرت موسي لقب داده‏اند - عربي من عصي الراعي و شبط الغول است. جلوگيري از خون ريزي سينه و معده - زخم معده و روده مرا تجويز مي‏كنند. ضماد من ورمهاي خوني را فرو مي‏برد. جوشانده‏ي من مسكن درد است.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  6:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها