اسم من «مرغ» است!
خون را تصفيه ميكنم.
دشمن سرسخت سنگ كليه و مثانه هستم.
براي معالجه يرقان و نقرس مرا توصيه كنيد.
شيره ساقه مرا براي رفع سرفه مصرف كنيد.
اختلالات معدي را از بين ميبرم.
بذر مرا براي جلوگيري از قي و اسهال تجويز كردهاند.
من مرغ هستم، همان مرغي كه در مرغزار ميرويد نه آن مرغي كه ميپرد و همسر خروس است. در فارسي به من بيدگياه - بيد گياه كرك - جوداش علف قوشك هم گفتهاند. در كتابهاي قديم از من به نامهاي ثيل - ابريق اوتي - عرق النجيل - خومه - فرز - فرزد - مرج و سبزه چمن ياد شده است. فرنگيها به من «شين دان» يعني «دندان سگ» گويند و اينكه عدهاي از مترجمين «شين - دان» را علف هفت بند ترجمه كردهاند، اشتباه است زيرا علف هفت بند گياه ديگري است كه بعدا خود را معرفي خواهد كرد. من معمولا در مناطق متعدله از جمله ايران در كنار جويها و زمينهاي نمناك روييده و توليد چمن ميكنم و از چمنهاي اصيل ايراني هستم. سرعت انتشار من به قدري زياد است كه تمام سطح مزارع را ميگيرم اخيرا براي محكم كردن اطراف جويها در بلوچستان مرا به آن استان برده و كاشتند و من در آنجا شروع به رشد و تكثير كردم، بطوري كه مجال رشد به ديگر گياهان ندادم و روي اين اصل مدتها كوشيدند تا مرا كنده و از بين برند. گلهاي من در فاصله خرداد و تيرماه ظاهر ميشوند و سبز رنگ بوده و به شكل سنبله ميباشد و شما در تهران هم مرا در كنار جويها ميبينيد. قسمت مورد استفاده من بيشتر ساقهي زيرزميني من است كه عدهاي به غلط آنرا ريشه ميدانند، برگ و ساقه هوايي من بيمزه و ساقه زيرزميني من كمي شيرين - تند و گس است، اين ساقه زيرزميني دو درصد قند، كمي لعاب و چند تركيب دارويي دارد، سيد ضياء الدين طباطبايي مرا در باغ الهيه كاشته بود و به مبتلايان سنگ مثانه مجانا ميداد.
ساقه هوايي مرا براي چرندگان بگذاريد، زيرا آنها آنرا با ولع ميخورند و براي استفاده دارويي به سراغ ساقه زيرزميني من برويد. اين ساقهها داراي گرههايي هستند كه فاصله آنها 2 تا 3 و حتي چهار سانتي متر است. رنگ آنها زرد و كمي شيرين و لعابدار ميباشد. اين ساقهها داراي چند عامل دارويي املاح و پتاس است و به علت داشتن پتاس ادرار را زياد ميكند. خون را تصفيه مينمايد و قلب را تقويت ميكند. زيادكنندهي عرق و نرم كنندهي پوست ميباشد. پس بهتر است شما اين ساقهها را در آورده، شسته و ريشههاي آنها را كنده و خشك كنيد و در موقع لزوم از آنها استفاده كنيد. اگر اين ساقهها را با مقداري ريشه شيرين بيان دم كنيد، درمان خوبي براي رفع خشكي زبان و تقويت دستگاه دفع ادرار و معالج قولنج كبدي و سنگ كليه و مثانه است. عصاره اين ساقههاي زيرزميني براي مبتلايان به مرض قند مفيد است. از اين ساقهها به صورت جوشانده و دمكرده بيست در هزار ميتوان استفاده كرد. شيره برگ و ساقههاي جوان هوايي من در قولنج كبدي، يرقان و سنگهاي صفراوي سودمند ميباشد.
آشاميدن جوشاندهي ساقههاي زيرزميني من براي پيچش شكم و زخمها و التهابات مثانه و سختي ادرار و خرد كردن سنگهاي داخلي مفيد ميباشد. اين جوشانده در تبهاي شديد و بيماري سل تجويز شده و بسيار نافع است، ضماد ساقه زيرزميني من جهت التيام زخمهاي تازه و ورمهاي گرم و جلوگيري از آبريزش بيني تجويز شده است. ضماد خاكستر گياه من جهت بند آوردن خون بواسير و فرو بردن ورمها و بهبود زخمهاي چركي و خوني سودمند ميباشد.
بذر من نيز پيشابآور بوده از قي و اسهال جلوگيري ميكند و براي سنگهاي داخلي و التيام زخمها و رفع التهابات نافع است. من براي كليهي امراض كه نتيجه كمي ترشح غدد داخلي باشد، مفيد ميباشم و در بيماريهاي كبدي، يرقان و نقرس مرا توصيه كردهاند. حساسيتهاي مزمن و اختلالات هاضمه و امراض جلدي با نوشيدن جوشاندهي من برطرف ميشوند. براي درمان برنشيت كهنه، شيره ساقه مرا بگيريد و روزي سه قاشق چايخوري نوش جان كنيد، شيره و ساقه و برگ تازه من خاصيت نرمكننده دارد و سرفههاي پي در پي را معالجه ميكند و ضد ورم ميباشد. سي گرم از ساقه زيرزميني خشك من در يك ليتر آب و هشت گرم ريشه شيرين بيان و مقداري پوست ليمو براي كليه اختلالات معدي، يبوست و نفخ مفيد است. حال براي اطلاع آن دسته از مترجماني كه «شين دان» را علف هفت بند ترجمه كردهاند، اجازه فرماييد عنان سخن را بدست آن بسپارم.
علف هفت بند
من گياهي هستم از تيره ترشكها كه به حالت وحشي در مزاع و اراضي باير روييده، سطح گردشگاهها را با برگ و ساقههاي خود فرش زمردين مينمايم. به من برنشيان - صد پيوند - سرخ مرز و سرخ مرد هم ميگويند. در گيلان به خاك تيره معروف ميباشم. بعضي مرا عصاي حضرت موسي لقب دادهاند - عربي من عصي الراعي و شبط الغول است. جلوگيري از خون ريزي سينه و معده - زخم معده و روده مرا تجويز ميكنند. ضماد من ورمهاي خوني را فرو ميبرد. جوشاندهي من مسكن درد است. |
| زبان خوراكيها جلد يك |
دكتر غياث الدين جزايري |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 6:43 PM
تشکرات از این پست