0

اسم من «گوجه فرنگي» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «گوجه فرنگي» است!

رقيب سرسخت زعفران هستم‏
هزار و يك اسم روي من گذارده‏اند.
اشتهاآور و مقوي اعصابم و بينايي چشم را تقويت مي‏كنم‏
اگر مي‏خواهيد از من استفاده كامل ببريد، مرا خام خام بخوريد...
من گوجه فرنگي رقيب سرسخت زعفران مي‏باشم - آذربايجاني به من بادمجان قرمز و عرب تماته مي‏گويد و فرنگيها هم مرا تمات ناميده‏اند. اما در كتابهاي علمي مرا «ميوه گرگ» ايران مي‏دانند.
ايراني بودن من با اينكه ايرانيان مرا فرنگي لقب داده‏اند، خيلي عجيب است. اما اگر به تاريخچه مهاجرت من از آمريكا به اروپا و آسيا توجه كنيد، علت اين وجه تسميه را پيدا خواهيد كرد.
من يك برادر كوچك ايراني دارم به نام تاجريزي كه زادگاه اوليه‏اش ايران بوده، و اعراب آن را «عنب الثعلب» انگور روباه مي‏دانند و چون سابقا آنرا از ايران به اروپا مي‏بردند، و نوع ايراني آن بسيار مرغوب بود، در كتب علمي خارجي، به نام ميوه‏ي روباه ايراني مشهور شد و همينكه پس از كشف آمريكا مرا از كشور پرو در آمريكاي جنوبي به اروپا آوردند، چون شبيه تاجريزي بودم همه تصور كردند كه من تاجريزي پرورش يافته مي‏باشم كه در سايه‏ي پرورش بزرگ شده و حجمم چندين برابر آن شده است، و به همين جهت مرا هم ميوه ايراني تصور كردند و چون برادر كوچكم منسوب به روباه ايران بود، مرا هم به گرگ ايراني نسبت دادند. در كشور فرانسه، مرا سيب عشق مي‏دانند، زيرا رنگ سرخ من عشق آفرين است و غذاها را رنگين مي‏كند و به سفره‏ي شما رنگ و بوي مخصوص مي‏دهد و چون من اين رنگ قرمز را در نور مهتاب مي‏گيرم، و اين نور دلخواه عاشقان است، اگر مرا سيب عشاق بدانند اشتباه نكرده‏اند. قبل از من براي رنگين كردن غذاها از زعفران استفاده مي‏كردند، ولي من با قيمت ارزان و فراوان، رقيب سرسخت زعفران گرديدم، و تاكنون ميوه‏اي كه بتواند از اين جهت جانشين من شود پيدا نشده است.
به علت داشتن ويتامين «آ»، از شبكوري جلوگيري مي‏كنم و حس بينايي را تقويت مي‏نمايم و به سبب داشتن ويتامينهاي «ب» مقوي اعصاب بوده، اشتهاآور شده و به هضم غذا كمك فراوان كرده و از يبوست و نفخ جلوگيري مي‏نمايم، و به شما نيرو و نشاط مي‏بخشم. به علت داشتن ويتامين «ث» فراوان، در برابر امراض عفوني بدن شما را حفظ و نگاهداري مي‏نمايم. از التهاب و گرمي مواد قندي و چربيها مي‏كاهم. در برابر اين همه صفات و مزايا، من از شما مي‏خواهم كه با من مثل يك ميوه رفتار كنيد. مرا در سبد ميوه كنار سيب و انار پذيرايي نماييد. و به اطفال خود توصيه كنيد كه مرا خام خام مانند يك ميوه بخورند.
هرگز مرا در روغن سرخ نكنيد، زيرا در اين صورت هضم من مشكل مي‏شود بلكه مرا در آب خودم بپزيد و بعد كره به آن اضافه كنيد. در موقع تهيه املت هم مرا با تخم مرغ و روغن نپزيد، بلكه اول املت ساده تهيه كنيد و بعد مرا قاچ قاچ كرده، كنار آن، پچينيد و كمي روي آتش بگذاريد. همينكه كمي گرم شدم مرا ميل نماييد.
هنگامي كه من سبز و كال هستم هرگز مرا نخوريد و در غذاي خود و اطفالتان نريزيد. زيرا در اين حالت من يك غذاي نامطبوع و سمي هستم. براي هر معده نامناسب نبوده و ثقيل و دير هضم مي‏باشم. به كساني كه مبتلا به نفخ معده هستند، و همچنين آنهايي كه معده‏شان نمي‏تواند مواد نشاسته‏اي را هضم كند توصيه كنيد كه هميشه بعد از غذا از من به عنوان دسر بسيار اعلا استفاده كنيد و به آنهايي كه دچار يبوست بوده، و از بي‏اشتهايي رنج مي‏برند، توصيه كنيد كه مرا قبل از غذا به عنوان اشتهاآور نوش جان نمايند. و براي اين كار بهتر است كه گوشت مرا با مقدار مساوي ماست مخلوط كرده، و در يخچال بگذاريد و نيم ساعت قبل از غذا نوش جان كنيد.
عده‏اي بدون جهت مرا متهم كرده‏اند كه داراي اسيد اگزاليك بوده و براي كساني كه مبتلا به سنگ كليه و مثانه بوده و بيماراني كه نقرس و روماتيسم دارند خطرناك مي‏باشم، من از اين بابت خود را بيگناه مي‏دانم و چنين اتهامي را تكذيب مي‏كنم و فقط مي‏دانم كه اشخاص سودايي مزاج نسبت به دانه‏هاي من حساسيت دارند. خوردن گوشت بدون دانه من براي هيچكس ضرر ندارد و بر عكس چون ادرار را زياد مي‏كنم براي اين دسته از بيماران بسيار مفيد هستم.
من خونهاي ترش را قليايي مي‏كنم - سنگ كليه و مثانه را رد مي‏نمايم و ورم روده را شفا مي‏بخشم. اگر مبتلا به جوش غرور هستيد حتما از ورقه‏هاي نازك من به عنوان يك ماسك زيبايي استفاده كنيد. اين ماسك از زياد شدن جوش غرور جلوگيري مي‏كند و پوست را نرم و لطيف و شفاف مي‏نمايد و چربي زيادي پوست را مي‏گيرد.
پشه، مگش و زنبور از بوي برگ من خوششان نمي‏آيد و فرار مي‏كنند از اين هنر من به هر صورت كه مي‏توانيد استفاده كنيد و بدانيد كه كاشتن من در باغچه منزل علاوه بر قشنگي و فوايد زيادي كه دارد، مي‏تواند اين حيوانات موذي را فراري دهد. از رب من و آب من براي چاشني غذا استفاده نماييد و به من مثل يك دوست صميمي نگاه كنيد.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  6:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها