0

مدارا با مردم و مردم داری

 
khodaeem1
khodaeem1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 89277
محل سکونت : خراسان رضوی

مدارا با مردم و مردم داری

مدارا با مردم و مردم داری

 

حوزه/ امام علی علیه السلام: ثَلَاثَةٌ یوجِبْنَ الْمَحَبَّةَ الدِّینُ وَ التَّوَاضُعُ وَ السَّخَاء. سه چیز موجب محبت دیگران می شود: دینداری، فروتنی و بخشندگی. آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش درمی گذرند. بلند نظری انسان، عامل محبت دل های دیگران است.[1]

اخلاق معاشرت، مدار با مردم و مردم داری
یکی از ضرورت های اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی، مردم داری است، یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهی و همدردی و همگامی و همخونی با دیگران و هر نام دیگری که بتوانی بر آن بگذاری، لیکن واقعیت، همه یکی است، یعنی خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن. این، رمز و راز حیات اجتماعی یک مسلمان است و برای او پایگاه مردمی و برخورداری از رافت و رحمت و مودت و حمایت مردم رافراهم می آورد. ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی، به حسن سلوک با دیگران. باید دید چه چیزهایی و چگونه رفتارهایی و چه روحیاتی این زمینه و موقعیت و پایگاه را برای انسان پدید می آورد؟ وقتی هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت. مردم داری، یکی از این رمزها است.

نمودهای مردم داری
بدون شناخت نمودها و شاخص های مردم داری و این خصلت نیکو، نمی توان به رمز آن دست یافت. چه روحیه ها و خصلت هایی سبب جذب دیگران می شود؟ جذبی که راهگشای توفیق بیشتر برای خدمت و همدلی باشد. برخی از این نمودها از این قرار است:

1-خوش اخلاقی
«حسن خلق، کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند. کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب چنین انسانی نشود؟ از امام صادق علیه السلام پرسیدند: حد و مرز اخلاق نیک، چیست؟ فرمود: آن است که: اخلاقت را نرم کنی، کلامت را پاکیزه سازی، و با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات روبه رو شوی[2] گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص پیامبر اسلام داشت. خداوند در باره این خصلت مردمی رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک[3]به خاطر رحمت الهی بود که برای مردم نرم شدی و اگر تندخو وخشن و سخت دل بودی، از دور تو پراکنده می شدند. در ادامه آیه می فرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار کن، و در کار با آنان مشورت نما. گویا که «عفو»، «استغفار» و مشورت، نمونه های دیگری از حسن خلق و رفتار مردم دارانه و جاذب است، چرا که نوعی اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است و چنین برخوردی، عامل جاذبه شخص می گردد.

2-عفو و گذشت
کینه توزی و لجاجت، ویژه روح های حقیر و همت های پایین است. برعکس، آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، ازخطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش درمی گذرند. بلندنظری انسان، عامل محبت دل های دیگران است. برای خود انسان نیز نوعی لذت روحی دارد و گفته اند: «در عفو، لذتی است که در انتقام نیست ». عفو و گذشت و چشم پوشی و نادیده گرفتن لغزشهای دیگران، دانه های جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و با محبت نگاه می دارد.
امام سجاد علیه السلام در دعای بلند «مکارم الاخلاق، از خداوند این گونه می طلبد: «خداوندا! ...مرا ثابت قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغلها، خیرخواهانه برخوردکنم، و هر کس از من دوری گزید، من به او نیکی کنم، و به کسی که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم، و با آن که با من قطع رابطه کرده، بپیوندم، و کسی را که غیبت مرا کرده است، به خوبی یاد کنم، توفیقم ده که نیکی را سپاسگزار باشم، و...از بدی، چشم پوشم و درگذرم »[4]
اینها گوهرهای تابناکی در شیوه های معاشرت است. گفتن اینها در زبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است و جز از همت های والا وروحیه های زیبا برنمی آید و باید توفیقش را از خدا طلبید.

3-بخشش و محبت
آدمیزاد، بنده احسان است. به هر کس نیکی کنی، او را رام و مطیع خویش می سازی و به هر کس محبت و لطف کنی، قلعه دلش را فتح کرده ای. به قول سعدی:
بنده حلقه بگوش، ار ننوازی، برود/لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه بگوش.
این تعلیم حضرت رسول(ص) است که: «ای مردم!می دانم که نمی توانید با اموالتان همه مردم را راضی کنید، ولی با چهره باز وگشاده رویی و خوش اخلاقی، می توانید»[5]و سخن مولایمان حضرت امیر علیه السلام چنین است: «بالایثار یسترق الاحرار»[6]آزادمردان، با ایثار، بنده و غلام می شوند. البته بنده و غلام خوبی ها و کرامت های اخلاقی. این هم گام دیگری در جذب دل ها و ایجاد الفت ها و تحکیم رابطه های عاطفی در جامعه بشری است.

4-تواضع و خاکساری
هم چنان در پی بیان نمونه هایی از روحیه «مردم داری هستیم. افتادگی و تواضع و فروتنی، یکی دیگر از این ویژگی هاست. چنین کسان می توانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن گونه که پیامبر خدا بود و انجام می داد. تکبر، پشت انسان ها را خالی می کند و زیرپا را هم! مردم، از پیرامون افراد مغرور و متکبر و خودخواه، پراکنده می شوند. بر عکس آن، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت می کشاند. امام علی علیه السلام فرموده است: سه چیز موجب محبت دیگران می شود: «الدین و التواضع والسخاء»[7]دینداری، فروتنی و بخشندگی. مغروران و خود بزرگ بینان، هرگز نمی توانند با جمعی کار کنند و حمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند. اگر هم چند صباحی مردم در پی آنان باشند، به تدریج رهایشان می کنند. می گویی نه؟ به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کاری در دستشان است دقت کن. ببین متکبران در میان مردم جا و محبوبیت دارند، یا متواضعان؟

5-حوصله و تحمل
«سعه صدر»، وسعت نظر و ظرفیت لازم داشتن، از نمونه های دیگرمردم داری است. گاهی افراد، بی حوصله اند، از جایی و چیزی ناراحتی دارند، یا ضرر و آسیبی دیده اند، یا تحت فشار و گرفتاری اند، توقع هایشان بالاست، عصبانی می شوند، حرف تند می زنند و...آن که صبور باشد و بردبار، می تواند با مردم کنار آید،
آن که تحمل حرف ها، تندی ها و بداخلاقی ها را در «مکتب صبر»، تمرین و تجربه کرده باشد، می تواند در ارتباط با مردم، به خدمت خویش و حضور کریمانه در کنارشان ادامه دهد. خود تحمل و مقاومت، برای انسان، هوادار درست می کند. از کوره در نرفتن، بردباری نشان دادن، خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیت است. کسی که از این ویژگی اخلاقی برخوردار باشد، از یاری و حمایت دیگران هم برخوردارخواهد بود. باز بشنویم از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود: «بالحلم تکثر الانصار»[8]و نیز این کلام نورانی آن حضرت: «بالاحتمال و الحلم یکون لک الناس انصارا و اعوانا»[9]که هر دو سخن، معنای مشابه دارد، یعنی: در سایه حلم و بردباری و تحمل است که دوستان شما زیاد می شوند و مردم، پشتیبان و حامی شما می گردند. این خصلت، بویژه برای کسانی که با مردم در تماس و ارتباط بیشتری اند و در معرض مراجعات، طرح سؤال ها، نیازها، توقعات و مشکلاتند، ضروری تر و از مهم ترین صفات شایسته برای مسؤولان است.

6-تفقد و رسیدگی
مردم، به ویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند احوالپرسی، رسیدگی، سرکشی و در یک کلمه «تفقد»ند. گاهی یک احوال پرسی و سلام، شادابی روح و نشاط زندگی فراوانی(برای هر دو طرف) پدید می آورد. گاهی نوشتن یک نامه یا تلفن کردن به یک آشنا و فامیل، محبت ها و صفاهای بسیاری ایجاد می کند. گاهی سر زدن به همسایه و عیادت یک بیمار و شرکت در یک مجلس ختم یا عروسی، مبدا بسیاری از دوستی های ماندگار می شود. دید و بازدیدهای خانوادگی، دل ها و زندگی ها را به هم مربوط می کند. پرسیدن از گرفتاریها و مشکلات دیگران و تلاش در حل و رفع آنها، در دل ها را به روی انسان می گشاید.
پس چه باید کرد؟ روشن است: با مردم زیستن، با همسایه ها و همشهری ها و همکاران و معاشران و هم نوعان، جوش خوردن، انس گرفتن، در رنج و راحت دیگران شریک شدن، فاصله ها را با دیگران کوتاه کردن، قطع رابطه ها را به «آشتی بدل کردن، اختلاف ها و کدورت ها رازدودن و...اینها همه عمل صالح است. و خداوند چنین نیکوکاران را دوست می دارد.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن/به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی.
«مردم داری، اخلاق زیبنده مسلمانی است که می خواهد از الگوهای دینی و ارزش های مکتبی الهام بگیرد و «زندگی اسلامی داشته باشد. باید با «عمل، دیگران را جذب کرد، نه با حرف! گفتار بی عمل، چک بی محل است. و مردم داری، اخلاق انبیا و اولیاست.

پی نوشت ها
[1] غررالحکم، ج 1، ص 360.
[2] معانی ‌الاخبار، صدوق، ص 253
[3] آل عمران/ 159
[4] صحیفه سجادیه، دعای 20 (دعای مکارم الاخلاق)
[5] مستدرک وسائل ‌الشیعه، ج 2، ص 83
[6] غررالحکم، ج 1، ص 329
[7] همان، ص 360
[8] همان، ص 329 و 335
[9] همان.
منبع : محدثی، جواد، اخلاق معاشرت، ص 15.

 

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ، طوفان زده ام راه نجاتی بفرست ، فرمود که با زمزمه ی یا مهدی ، نذر گل نرگس صلواتی بفرست

سه شنبه 13 بهمن 1394  9:20 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها