اسم من «كنگر» است
در من املاح بسياري موجود است
ترشحات غدد را زياد ميكنم
خودم براي كليه و مثانه مضرم، اما ريشهام براي آنها مفيد است
هضم غذا را آسان ميكنم و جراحات روده را التيام ميدهم براي آنها كه بمرض پيسي گرفتارند مرا توصيه كنيد...
كنگر چو برآورد سر از خاك زمين گفت ----- خرما نتوان خورد ازين خار كه كشتيم
اسم من كنگر است. به عربي به من عكوب - سلبين و خربع گويند و در كتب قديم حرشف - كندل - جندل - كعيب - كعوب و عقوب ذكر كردهاند، زادگاه اوليه من صحاري خشك ايران و آسيا و آفريقا ميباشد. با اينكه شما ايرانيان در دنيا به وطنپرستي معروف ميباشيد، معذلك جاي بسي تعجب است كه در كتابهاي جديد مرتبا از «آرتيشو» كه يك گياه خارجي بوده و اكثر مردم آنرا نميشناسند، و طرز پختن و خوردن آنرا نميدانند، تعريف ميكنيد و هيچگونه اسمي از من و منافع سرشار من كه يك گياه ايراني بوده، و از قديم به صورت خورش و مخلوط با ماست و كشك مصرف داشتهام نميبريد.
غذاشناسان اروپايي مرا نميشناسند و چون مخصوص بيابانهاي خشك و لم يزرع بوده و تاكنون اهلي نشده، و از كودهاي شيميايي بهرهمند نشدهام، در اروپا بعمل نميآيم و در بازار آنجا وارد نشدهام و با اين وصف جاي تعجب است كه بعضيها نوع بزرگ مرا كنگر فرنگي ميخوانند و عدهاي هم آرتيشو را كنگر فرنگي ميدانند و اين هم صحيح نيست. زيرا خواص ما با هم فرق بسيار دارد. من انواع و اقسام دارم و خواص ما تقريبا يكسان است. به انواع ماشكاعي - طوبه و كافيلو و كنگر خر ميگويند.
البته خر به معني بزرگ است. من داراي ويتامينهاي «آ» «ب» و «ئي» هستم و املاح زيادي همراه دارم و نيز داراي هورمونهاي گياهي بوده، و ترشحات غدد را تقويت مينمايم و از اين رو در معالجات هورموني ميتوانم خدمات شايان و برجستهاي بنمايم. شهرت من در تقويت غرايز جنسي است، ولي تنها يك مقوي ساده نيستم بلكه محرك شهوت بوده، و آن را لذت بخش مينمايم...
دومين استفادهاي كه در معالجات هورموني ميتوان از من كرد، معالجه برص است. اين بيماري نتيجه بر هم خوردن تعادل ترشحات غدد داخلي بوده، و در طب جديد تاكنون راه معالجهي قطعي پيدا نشده است. در حاليكه در گذشته، پزشكاني بودند كه اين بيماري را معالجه كرده و اسرار آنرا براي خانوادهي خود حفظ نموده و به ديگران نياموختهاند و چون اين اسرار بر زبان خوراكيها پوشيده نيست بر خوانندگان آن نيز بتدريج فاش خواهد شد. يكي از طرق معالجه پيسي در گذشته اين بود كه آب مرا گرفته، با يك سوم آن موم و روغن مخلوط كرده و روي لكههاي برص ميگذاشتند.
من بادشكن و پيشاب آور بوده، و از شكم روش جلوگيري ميكنم. به درمان مرض قند كمك مينمايم، هضم غذا را آسان ميكنم - كليه و مثانه را گرم مينمايم زخم ريه و جراحات روده را التيام ميدهم. ضماد من جهت معالجه «گري» مفيد بوده، و از ريزش مو جلوگيري مينمايد. ضماد من جهت خوشبو كردن عرق بدن توصيه شده است. براي معالجه اورام سخت و خارشهاي پوستي ميتوانيد از مرهمي كه جهت معالجه پيسي دستور دادم استفاده كنيد و اثر فوري آنرا ببينيد. ضماد ريشه من جهت سوختگي آتشس و پيچيدگي عصب نافع است. صمغ بوتهي من كه پيشينيان به آن كنگرزد ميگفتند، ايجاد قي ميكند و همراه آن صفرا و بلغم را خارج مينمايد. ضماد آن اورام را فرو مينشاند. مقدار خوراك آن از سه گرم تا هفت گرم است.
حال براي اين كه تصور نشود، زبان خوراكيها تعصب ملي داشته و فقط از خوراكيهايي بحث ميكند كه ايرانيالاصل باشند، عنان سخن را بدست آرتيشو ميدهم تا او هم خود را بشما معرفي كند. |
| زبان خوراكيها جلد يك |
دكتر غياث الدين جزايري |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 5:45 PM
تشکرات از این پست