0

اسم من «كنگر» است

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «كنگر» است

در من املاح بسياري موجود است‏
ترشحات غدد را زياد مي‏كنم‏
خودم براي كليه و مثانه مضرم، اما ريشه‏ام براي آنها مفيد است‏
هضم غذا را آسان مي‏كنم و جراحات روده را التيام مي‏دهم براي آن‏ها كه بمرض پيسي گرفتارند مرا توصيه كنيد...
كنگر چو برآورد سر از خاك زمين گفت ----- خرما نتوان خورد ازين خار كه كشتيم‏
اسم من كنگر است. به عربي به من عكوب - سلبين و خربع گويند و در كتب قديم حرشف - كندل - جندل - كعيب - كعوب و عقوب ذكر كرده‏اند، زادگاه اوليه من صحاري خشك ايران و آسيا و آفريقا مي‏باشد. با اينكه شما ايرانيان در دنيا به وطن‏پرستي معروف مي‏باشيد، معذلك جاي بسي تعجب است كه در كتابهاي جديد مرتبا از «آرتيشو» كه يك گياه خارجي بوده و اكثر مردم آنرا نمي‏شناسند، و طرز پختن و خوردن آنرا نمي‏دانند، تعريف مي‏كنيد و هيچگونه اسمي از من و منافع سرشار من كه يك گياه ايراني بوده، و از قديم به صورت خورش و مخلوط با ماست و كشك مصرف داشته‏ام نمي‏بريد.
غذاشناسان اروپايي مرا نمي‏شناسند و چون مخصوص بيابانهاي خشك و لم يزرع بوده و تاكنون اهلي نشده، و از كودهاي شيميايي بهره‏مند نشده‏ام، در اروپا بعمل نمي‏آيم و در بازار آنجا وارد نشده‏ام و با اين وصف جاي تعجب است كه بعضي‏ها نوع بزرگ مرا كنگر فرنگي مي‏خوانند و عده‏اي هم آرتيشو را كنگر فرنگي مي‏دانند و اين هم صحيح نيست. زيرا خواص ما با هم فرق بسيار دارد. من انواع و اقسام دارم و خواص ما تقريبا يكسان است. به انواع ماشكاعي - طوبه و كافيلو و كنگر خر مي‏گويند.
البته خر به معني بزرگ است. من داراي ويتامين‏هاي «آ» «ب» و «ئي» هستم و املاح زيادي همراه دارم و نيز داراي هورمونهاي گياهي بوده، و ترشحات غدد را تقويت مي‏نمايم و از اين رو در معالجات هورموني مي‏توانم خدمات شايان و برجسته‏اي بنمايم. شهرت من در تقويت غرايز جنسي است، ولي تنها يك مقوي ساده نيستم بلكه محرك شهوت بوده، و آن را لذت بخش مي‏نمايم...
دومين استفاده‏اي كه در معالجات هورموني مي‏توان از من كرد، معالجه برص است. اين بيماري نتيجه بر هم خوردن تعادل ترشحات غدد داخلي بوده، و در طب جديد تاكنون راه معالجه‏ي قطعي پيدا نشده است. در حاليكه در گذشته، پزشكاني بودند كه اين بيماري را معالجه كرده و اسرار آنرا براي خانواده‏ي خود حفظ نموده و به ديگران نياموخته‏اند و چون اين اسرار بر زبان خوراكيها پوشيده نيست بر خوانندگان آن نيز بتدريج فاش خواهد شد. يكي از طرق معالجه پيسي در گذشته اين بود كه آب مرا گرفته، با يك سوم آن موم و روغن مخلوط كرده و روي لكه‏هاي برص مي‏گذاشتند.
من بادشكن و پيشاب آور بوده، و از شكم روش جلوگيري مي‏كنم. به درمان مرض قند كمك مي‏نمايم، هضم غذا را آسان مي‏كنم - كليه و مثانه را گرم مي‏نمايم زخم ريه و جراحات روده را التيام مي‏دهم. ضماد من جهت معالجه «گري» مفيد بوده، و از ريزش مو جلوگيري مي‏نمايد. ضماد من جهت خوشبو كردن عرق بدن توصيه شده است. براي معالجه اورام سخت و خارش‏هاي پوستي مي‏توانيد از مرهمي كه جهت معالجه پيسي دستور دادم استفاده كنيد و اثر فوري آنرا ببينيد. ضماد ريشه من جهت سوختگي آتشس و پيچيدگي عصب نافع است. صمغ بوته‏ي من كه پيشينيان به آن كنگرزد مي‏گفتند، ايجاد قي مي‏كند و همراه آن صفرا و بلغم را خارج مي‏نمايد. ضماد آن اورام را فرو مي‏نشاند. مقدار خوراك آن از سه گرم تا هفت گرم است.
حال براي اين كه تصور نشود، زبان خوراكيها تعصب ملي داشته و فقط از خوراكيهايي بحث مي‏كند كه ايراني‏الاصل باشند، عنان سخن را بدست آرتيشو مي‏دهم تا او هم خود را بشما معرفي كند.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  5:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها