اسم من «كره» است!
با عسل ذات الريه را رفع ميكنم.براي از بين بردن جوشهاي جلدي از من اسستفاده بريد. زياده روي در خوردن من، معده را خراب و ضعيف ميكند. به علت داشتن ويتامن «د» ضد نرمي استخوان هستم. از فساد دندان جلوگيري كرده، مانع امراض جلدي هستم!
فارسي من كره و مسكه است، اعراب به من «زبد» گويند. وقتي مرا حرارت داده و ذوب كنند، تا آب آن خارج شود، به آن روغن خوراكي و عدهاي روغن حيواني گويند، ولي نبايد روغن حيواني را با چربي حيواني مثل پيه، دنبه، پيه خوك و چربي بدن گاو اشتباه كرد. چه اين چربيهاي حيواني به دلايلي كه در اين قسمت خواهيد ديد، براي كبد كه سكان كشتي بدن انسان است زيان آورند و برعكس روغن حيواني كه ذوب شده من است، نه تنها مضر نيست بلكه منافع بسيار دارد.
برادر من سرشير است كه به آن اين روزها بيشتر خامه ميگويند و چون ما دو برادر خواص مشترك داريم اجازه ميخواهم خود را يكجا معرفي كنيم. چربيها بطور كلي جزو ساختمان سلولهاي بدن و اعصاب بوده و باعث نرمي آنهاست و جزو غذاهاي نيرو بخش بوده و ضعيفترين آنها دو برابر قويترين قندها نيرو بخش است. چربيها براي تكميل خاصيت نيروبخش مواد قندي نهايت لزوم را دارند، و كساني كه به زوربازو و نيروي بيشتري احتياج دارند، مانند جوانان و كارگران و همچنين كساني كه در نواحي سردسير زندگي ميكنند، حتما بايستي مواد چربي را به جيره غذايي خود اضافه كنند، ولي در مصرف مواد چربي بايستي هميشه متوجه نكات زير باشند:
1- تنها با خوردن مواد چربي ميتوان حرارت و نيروي لازم را براي بدن تهيه كرد، زيرا چربيها در بدن انسان خود به خود نميسوزند، بلكه همراه با مواد قندي سوخته و حرارت ميدهند. نيروي حاصله از مواد چربي زياد است، دير ميسوزند و قدرت توقف آنها در بدن بيشتر از مواد ديگر است، و چون حرارت فوري نميدهند، براي ورزشكاران و كساني كه كارهاي سخت دارند مناسب نيست. و بر عكس براي كارگران كه كار مداوم دارند مناسب ترند.
2- چربيها ميتوانند به مقدار زياد در سلولهاي بدن ذخيره شوند، يك مرد بالغ معمولا 13 درصد و يك زن 20 درصد وزن خود چربي دارد. اين چربيها كه بين پوست و گوشت ذخيره ميشوند، از خوردن مواد قندي ساخته ميشوند و به جرأت ميتوان گفت، خوردن چربي كسي را چاق نميكند.
3- تنها با مصرف مواد قندي نميتوان نيروي لازم را براي حرارت بدن به دست آورد، چه در اين صورت بايستي مواد قندي را زياد مصرف كرد و همين امر سبب ميشود كه دستگاه گوارش دچار اختلال شده، و شخص مبتلا به يبوست و نفخ گردد، و از طرفي مصرف زياد چربي سربار كبد بوده، و آن را كه انسان سي درصد حرارت لازم را از مواد چربي و هفتاد درصد ديگر را از مواد ديگر بگيرد، و براي محاسبه كافي است كه هر شخص بالغ روزانه يكهزارم وزن بدن خود روغن مصرف كند، يعني شخصي كه 75 كيلو وزن دارد، هفتاد و پنج گرم، يعني به يك سير روغن احتياج دارد.
4- معمولا غذايي كه با روغن تهيه شوند، خوشمزهتر بوده و انسان آنها را با اشتها ميخورد، ولي نسبت به غذاهاي خيلي چرب هم زده شده، اشتهاي خود را از دست ميدهد.
هضم چربيها
هضم چربيها در بدن به ذوب شدن و بعد ممزوج شدن آنها با آب مربئط است، يعني چربيها تا زماني كه ذوب نشده و با آن ممزوج نشوند، قابل هضم و جذب نيستند، و روي همين اصل هضم آنها متناسب با نقطه ذوب آنهاست، يعني هر چه روغن نقطه ذوبش پايينتر باشد، زود هضمتر است و به همين جهت است كه ما (كره خامه) و روغنهاي مايع زودتر از چربيهاي سفت مانند پيه، دنبه، پيه خوك و چربي دن گاو قابل هضم ميباشيم و فشارمان روي كبد كمتر از آنهاست.
چربيهاي حيواني كه نقطه ذوبشان بالاتر از 37 درجه است، سنگين بوده و به آساني هضم نميشوند و حتي ممكن است هضم نشده، و به اشكال از رودهها خارج شوند.
ممزوج شدن با آب
دومين مرحله هضم چربيها ممزوج شدن آنها با آب است. ما (كره و خامه) چون با آب ممزوج و مخلوط ميباشيم، از اين جهت فشاري بر روي كبد نداريم و از اين نظر بر روغن حيواني هم كه ذوب شده خود با آب احتياج به مواد ممزوج كننده دارد و اين مواد در بدن انسان املاح صفراوي ميباشند، و مبتلايان ببه كيسه صفرا نميتواند آنها را مصرف كنند و بايستي حتما از كره و خامه استفاده كنند.
منافع كره و خامه
ما بعد از روغن ماهي بزرگترين منبع ويتامينهاي «آ» و «د» هستيم و چون ذائقه انسان روغن ماهي را نميپسندد و در تابستان اصولا مطبوع نيست، لذا ميتوانيم ادعا كنيم كه بهترين منبع اين دو ويتامين ميباشيم و بعلاوه داراي ويتامين «ث» و و يتامين «اف» نيز هستيم.
ويتامين «آ» ضد بيماري شبكوري است، اين بيماري از زمان بقراط شناخته شد، مرضي كه هنگام شب انسان را كور ميكند و هميشه با خرابي چشم همراه است. پس از بقراط دو هزار سال وقت لازم بود تا انسان قرن بيستم كشف كند كه اين بيماري نتيجه كمبود اين ويتامين موجب توقف رشد جوانان ميگردد، و به همين مناسبت است كه در طول تاريخ كمبود اين ويتامين هميشه خطرات عظيم و مرگبار داده است. در چين و ژاپن اين بيماري در گذشته به صورت يك بيماري بومي وجود داشته و مانع رشد و نمو ساكنان آنها شده، و انبوهي از آنها را دچار كوري كرده است، ولي پس از كشف اين ويتامين، اين بيماري از آنجا رخت بر بسته و ريشهكن شده است.
ارتباط نابينايي با گرسنگي خيلي زودتر از كشف ويتامينها شناخته شده و حكماي سنتي ايران همواره مردم را به خوردن لبنيات تشويق كرده، و بسياري از بيماريها مخصوصا امراض جلدي را با تجويز كره و خامه درمان مينمودند.
خصوصا خوردن كره را با عسل بطور صبحانه توصيه كرده و معتقد بودند كه خوردن آن آعسل گواراتر، مفيدتر و زود هضمتر است، محمد بن زكرياي رازي ما را معزي و مملس ميداند، يعني تعزيه كننده و به غذايا دوايي ميگويند كه داراي رطوبت و چسبندگي باشد و منافذ جدار معده را پر كند و چون ما (كره و خامه) با آب سازگار بوده، و از رطوبت فرار نميكنيم، ميتوانيم به آساني روي پرزهاي معده را بپوشانيم. مملس به غذا يا دوايي گفته ميشود كه جدار معده و رودهها را روغن زده و نرم نمايد و اگر بخواهيد اين دو اصطلاح را بطور ساده بان نماييد، بايد بگوييد كه كره و خامه جدار معده و رودهها را گريسكاري و روغن مالي كرده، نرم و لطيف ساخته مانع خراب شدن آنها ميشوند و اين خاصيت در بين روغنها فقط در كره و خامه و شيره بادام موجود است، و ساير روغنها چون با آب سازگار نيستند، و از رطوبت فرار ميكنند، چنين خاصيتي را نداشته ببه سرعت رد شده و پس از هضم و تغيير ماهيت جذب ميشوند. ما كمي ملين بوده و خوردن ما با غذا به هضم آن كمك كرده و ضمنا اشتها به پرخوري را كم مينماييم. به علت داشتن ويتامين (د) ضد نرمي استخوان هستيم و از فساد دندان جلوگيري مينماييم و نيز به علت داشتن ويتامين «اف» ضد امراض جلدي ميباشيم، و به همين جهت پزشكان سنتي ايران ما را بهترين داروي قوبا (جوشهاي جلدي كه منشأ عصبي دارند) ميدانستند. ما زبري و خشونت پوست را از بين ميبريم و جذب آن را براي پوست آسان ميكنيم. ما بر خلاف جربيهاي سفت حيواني، كبد را خراب نمينماييم. در يك رژيم غذايي خوب انسان بايستي نصف چربي مورد نياز خود را از روغنهاي گياهي و نصف ديگر آن را از ما بگيرد و حتي المقدور از خوردن چربيهاي حيواني سفت، يعني پيه، پيه خوك و چربي بدن گاو اجتناب نمايد.
من ملين، باز كننده معده، صاف كننده آواز و نرم كننده قصب الريه، حلق و سرفه خشك ميباشم. با عسل جهت ذات الجنب و ذات الريه تجويز ميشوم، خوردن ما با عسل و دانه خشخاش اشخاص لاغر را فربه مينمايد و با ميوههاي گس اسهال را بند ميآورد. ماليدن من بريدن، باعث تغذيه پوست است و براي فرورفتن ورمها، مخصوصاورم بنا گوش مفيد است. چنانچه مرا گرم كرده گرما گرم روي محل نيش حشرات و افعي بگذاريد، درد آن را تسكين ميدهم، و ماليدن من بر لثه جهت تسريع در بيرون آمدن دندان اطفال سودمند ميباشد، براي معالجه جرب خشك و جوشهاي جلدي ابتدا بدن را با آب سرد بشوييد و بعد مقداري كره به آن بماليد و لباس پشمي بر تن كرده، در محل گرم بمانيد تا عرق كنيد و نتيجه آن را ببينيد. ضماد من با سورنجاني كه نرم كوبيده باشند، جهت قطع دكمه بواسير به تجربه رسيده است، و براي اين كار كره هرچه كهنهتر باشد مفيدتر است.
زياده روي در خوردن ما، معده را خراب و ضعيف ميكند و اشتها را سد مينمايد. |
| زبان خوراكيها جلد دوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 5:36 PM
تشکرات از این پست