0

قرآن در نگاه مستشرقان

 
meysam1200
meysam1200
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1394 
تعداد پست ها : 596
محل سکونت : فارس

قرآن در نگاه مستشرقان

** مقدمه
* کاربرد واژه‌ی "کتاب" در آیات قرآن از نگاه مستشرقان
در مقام مفهوم‌شناسی واژگان قرآن، با پاره‌ای از الفاظ یا تعابیر خاص مواجه می‌شویم که به رغم سادگی بدوی و کثرت کاربرد آن‌ها در ادبیات عرب و آیات قرآن و متون دینی، نمی‌توان تعریفی جامع و فراگیر از آن‌ها ارائه داد که اجماعی و همگانی باشد و واژه‌ی"کتاب" یکی از مهم‌ترین آن‌ها است.
به سخن دیگر، شاید بتوان اذعان نمود که مفهوم هیچ واژه‌ای در درک قرآن، به اهمیت تعبیر "کتاب" نیست و در عین حال، مفهوم آن پیچیده‌تر از مفاد ساده و ترجمه‌ی عمومی آن است. قرآن این واژه را بیش از 250 بار استعمال کرده است؛ نه تنها در مقام توصیف خود قرآن، بلکه در اشاره به کتب مقدس پیشین، و در موارد گوناگون دیگر این واژه را در ارتباط با آفرینش به کار برده است.
قرآن کریم برای کتب آسمانی و نیز برای سخن مکتوب، ارزش و اهمیت فوق العاده‌ای قائل شده است یا برای مثال، بیان می‌کند که خداوند برای موسی بن عمران انواع و اقسام مواعظ و تشخیص هر چیزی را در "الواحی" نوشته بود که در طور سینا به او داده شد:
"و بیقین به موسى کتاب (تورات) دادیم"؛ "و به او، کتاب و حکمت و تورات و انجیل، مى‏آموزد" .
همچنین قرآن کریم یهودیان را "اهل الکتاب" معرفی می‌نماید تا بیانگر این ارزش باشد که آن‌ها کسانی هستند که از قبل، وحی الهی را به صورت مکتوب دریافت کرده‌اند.
واژه‌ی "کتاب" گاه به معنای مصدری (نوشتن) و گاه به معنای اسم مفعول (مکتوب: نوشته شده) به کار رفته است، و هر دو معنا در ارتباط با قرآن کریم صادق است؛ زیرا قرآن باید در کاغذها نوشته شود و هم این‌که در لوح محفوظ نوشته شده است؛ و نیز ممکن است اشاره به نوشتن شانی باشد؛ یعنی چیزی که شایسته‌ی نوشتن است.
یکی دیگر از معانی واژه‌ی "کتاب"، جمع است؛ یعنی به این لحاظ، قرآن را "کتاب" خوانده‌اند که انواع دانش‌ها و خبرها و قصه‌ها، در این کتاب آسمانی جمع شده است؛ از این رو در سوره‌ی ص آیه‌ی 29 می‌خوانیم: " کتابی که به تو نازل کردیم..."
همچنین در آیه‌ی سوم از سوره‌ی آل‌عمران آمده است: " (خدا) بر تو (این‏)کتاب را به حق فرو فرستاد."
معانی دیگر این واژه در قرآن عبارت‌اند از:
نامه‌ی عمل:
"وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَاباً یَلْقَاهُ مَنشُوراً اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً؛ نامه (اعمالى) براى او بیرون مى‏آوریم که آن را گشوده مى‏یابد.(و به او گفته مى‏شود:) نامه‏ات را بخوان! امروز، حسابرسى خودت بر تو کافى است."
نامه‌ی نوشته شده:
"اذْهَب بِکِتَابِی هذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ...؛ این نامه‌ی مرا ببر و به سوى آنان بیفکن."
لوح محفوظ:
"...وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ؛ و هیچ تر و هیچ خشکى نیست جز اینکه در کتاب روشنگر (علم خدا ثبت) است."
قضا و قدر الهی:
"لَوْلاَ کِتَابٌ مِنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیَما أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ اگر قبلاً از جانب خدا مقرر نشده بود، (که بدون ابلاغ کیفر ندهد،) به‌خاطر آنچه (از اسیران) گرفتید، حتماً عذاب بزرگى به شما مى‏رسید."
سند قانونی (سند حرّیت):
"...وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً؛ کسانى که خواستار (قرارداد آزادى =) مُکاتبه هستند، پس با آنان (قرارداد) مُکاتبه ببندید" و جز این‌ها.

** پژوهش دانیال مادیگان
وی که از نویسندگان دائرةالمعارف قرآن لایدن می‌باشد، در مدخل "کتاب" این واژه را از ابعاد گوناگون در ارتباط با علم الهی، قدرت خداوند، وحی الهی و... بررسی کرده و نوشته است:
ادیان خاور نزدیک در این عقیده مشترک هستند که خداوند لیست تمام مخلوقات و نیز ثبت مفصّل همه‌ی اعمال بشر را در اختیار دارد.
قرآن به شنوندگان خود به گونه‌ای که گویا کاملا با این افکار آشنا هستند، خطاب می‌کند: "آیا ندانسته‏اى که خدا آنچه را در آسمان و زمین است مى‏داند؟! (چرا)که اینها در کتابى (ثبت) است؛ به‌راستى که این (امور) بر خدا آسان است."
نکته‌ی مهم، رابطه‌ی نزدیک میان کتاب و علم است. "کتاب" بیانگر چیزی است که فقط خدا می‌داند:
" و کلیدهاى (منابعى که از حسّ) پوشیده است تنها نزد اوست؛ جز او کسى آنها را نمى‏داند. و آنچه را در خشکى و دریاست مى‏داند؛ و هیچ برگى فرو نمى‏افتد، مگر (اینکه) از آن آگاه است؛ و هیچ دانه‏اى در تاریکى‏هاى زمین، و هیچ تر و هیچ خشکى نیست جز اینکه در کتاب روشنگر (علم خدا ثبت) است."
همچنین ایده‌ی کتابت در کاربرد قرآنی با اعمال قدرت الهی آمیخته شده است؛ برای مثال می‌گوید:
"...و هیچ کهنسالى عمر طولانى نمى‏کند، و از عمرش کاسته نمى‏شود، مگر اینکه در کتاب (علم الهى ثبت) است؛ در حقیقت آن (کارها) بر خدا آسان است".
"و (اهل) هیچ آبادى را هلاک نکردیم مگر در حالى که براى آن، (مدّتِ) نوشته شده معینى بود."
به نظر می‌رسد کاربرد واژه‌ی "کتاب" در ارتباط با این موارد قدرت الهی، حاکی از آن است که این گونه امور، پیشاپیش در کتاب احکام و مقدّرات الهی ثبت و ضبط شده‌اند.
در ارتباط با وحی نیز یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در قرآن به کار رفته، مفهوم "کتاب" است. در چندین آیه با تعابیر مختلفی بیان شده که هر گاه خداوند انبیا و رسولانی را برای انذار و تبشیر فرستاده، با آنان کتاب نیز همراه کرده است:
"...و خدا، پیامبران را مژده‏آور و هشدار دهنده برانگیخت؛ و با آنان کتاب (خدا) را، که به سوى حق دعوت مى‏کرد، فرو فرستاد؛ تا میان مردم، در بار‌ه‌ی آنچه در موردش اختلاف داشتند، داورى کند."
به منظور پی بردن کامل به مراد قرآن از واژه‌ی "کتاب" در آیات وحی، بررسی تمام واژگانی که "کتاب" همراه آن‌ها استعمال شده، ضرورت دارد.
* اهل الکتاب:
مراد از اهل الکتاب، یهود و نصارا و صابئان (و مجوس) است. قرآن علاوه بر دعوت به کتاب پیامبر اسلام، همگان را به ایمان آوردن به کتب پیامبران پیشین دعوت می‌کند.
*امّ الکتاب:
قرآن در سه مورد به واژ‌ی "ام" (که در لغت به معنای مادر، اصل و منبع آمده) اشاره کرده است: (آل عمران - 7، رعد -39 و زخرف - 4) که دو مورد اخیر به نسخه‌ی اصلی کتاب آسمانی اشاره دارد؛ یعنی متنی که منبع اصلی کتبی را که به حضرت محمد(ص) و سایر انبیا داده شده، در بردارد.
* قرآن به عنوان کتاب:
یکی از دشوارترین مسائل درباره‌‌ی قرآن این است که هرگاه با واژه‌ی"کتاب" به آن اشاره می‌شود، چه مفهومی دربردارد؟
"نولدکه" و "شوالی" (در جلد دوم تاریخ قرآن) مطرح کرده‌اند که آیات وحیانی که بر حضرت محمّد(ص) نازل شده؛ به عنوان جایگزینی برای تورات و انجیل فرستاده شده تا سند معیّنی از اراده‌ی الهی و نیز شکل مدوّنی به منظور محفوظیّت آن‌ها باشد.
براساس روایات، هدف پیامبر(ص) فراهم آوردن نسخه‌ی مدوّنی از قرآن بوده است لیکن روایات درباره‌ی تدوین و کتابت قرآن، اهداف دو جانبه‌ای را ذکر کرده‌اند.
از یک سو برخی از آن‌ها این اطمینان را می‌دهند که نسخه‌ی دست‌نویس معتبر و غیرقابل نقضی از قرآن در زمان حیات پیامبر وجود داشته است، ولی از سوی دیگر، سایر روایات از انجام شدن این کار پس از رحلت پیامبر حکایت دارند.
هواداران نظریه‌ی نخست گاهی به آیه‌ی "ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ" استناد می‌کند که تعبیر "ذلک" به کتابی اشاره دارد که قبلاً کامل شده بوده است.

** پژوهش جوزف آدامز
وی در بخشی از مدخل "قرآن" با عنوان "متن قرآن و تاریخ آن" درباره‌ی "کتاب" می‌نویسد:
واژه‌ی دیگری که برای وحی غالباً توام با قرآن به کار رفته، واژه‌ی کتاب است. در لغت، این واژه به معنای چیزی نوشته شده، یا هر قطعه‌ی نگارشی نظیر یک نامه یا سند می‌باشد و مواردی از این کاربرد در قرآن وجود دارد.
این واژه همچنین در ارتباط با روز قیامت به کار رفته است؛ هنگامی که نامه‌ی عمل هر شخصی (همان گونه که در آیه‌ی 71 سوره‌ی اسراء مطرح شده) بسته به این‌که رفتار او در زندگی دنیوی‌اش چگونه بوده، به دست راست یا دست چپ یا از پشت سرش به او داده خواهد شد.
شاید این واژه به معنای اعم خود بیانگر علم و نظارت پروردگار نسبت به هر آنچه اتفاق خواهد افتاد، باشد. سرنوشت افراد بشر و کل عالم قبلا در کتابی مقدر و نوشته شده است؛ همچنان‌که در آیه‌ی 22 سوره حدید می‌فرماید: "هیچ مصیبتى در زمین و در (وجود) خودتان (به شما) نمى رسد، جز اینکه قبل از آنکه آن را بیافرینیم، در کتابى (ثبت) است."
بدین سان قرآن، از چندین کتاب با انواع متفاوت یاد می‌کند. اکثر این موارد را" آرتور جفری" در کتاب قرآن، متن مقدس بیان کرده است.
رایج‌ترین کاربرد کتاب مربوط به کتاب مقدس است؛ اعم از کتاب مقدسی که به پیامبر یا افراد پیش از او (اهل کتاب) داده شد. در این کاربرد "کتاب" با وحی معادل است.
به علاوه، کتابی که به حضرت محمّد(ص) داده شد، در کتب آسمانی دیگر امت‌های دینی مورد تصدیق قرار گرفته، همان گونه که قرآن کریم خود آن‌ها را تصدیق کرده است؛ بنابراین همه‌ی آن‌ها از سوی خداوند فرستاده شده‌اند.
به یک معنا "کتاب" به عنوان متن مقدس، با قرآن مترادف است، در تمام مواردی که هر دو، وحی هستند ـ البته در برخی از آیات ـ واژه‌ی کتاب مفهومی وسیع‌تر دارد؛ زیرا قرآن صرفا آن بخش‌هایی از کتاب است که به زبان عربی بر حضرت محمد(ص) نازل گردیده است.
"ریچارد بل" و "مونتگمری وات"هر دو درباره‌ی چیزی که آن را "دوران کتاب" می‌خوانند، بحث و مناظره دارند؛ البته باید آن را از "دوران قرآن" که تقدم زمانی داشت و عقیده بر این است که در حدود جنگ بدر یا زمان قطع رابطه‌ی پیامبر(ص) با یهودیان در مدینه آغاز شده، تفکیک نمود.
نظریه‌ی مزبور مبتنی بر این واقعیت است که مفهوم "کتاب" اغلب در سوره‌هایی به کار رفته که این پژوهشگران، تاریخ آن را به بخش پایانی حیات پیامبر(ص) مربوط می‌دانند، و حال آنکه واژه‌ی "کتاب" به ندرت در آن فرازها به کار رفته است.
به هر حال، "قرآن" رایج‌ترین عنوان وحی در آغاز برهه‌ای معروف به دوران قرآن می‌باشد. گفته‌اند که رقابت و منازعه‌ی پیامبر(ص) با یهودیان و مسیحیان در مدینه، وجه تمایزی برای اسلام به عنوان دینی مستقل از یهودیت و مسیحیت است که در آن زمان تحقق یافت و اوضاع و احوال جدید در مدینه ایجاب می‌کرد که مسلمانان نیز همچون سایر امت‌های دیگر واجد کتاب باشند.
در خود قرآن دلیل متقنی وجود دارد حاکی از آنکه حضرت محمد(ص) در مدینه، به رسالت خود، به عنوان مطالبی که فقط در عبادت باید خوانده شود، نمی‌نگریست بلکه به صورت دستاورد کتابی که با کتاب دینی پیشینیان متفاوت بود، نگاه می‌کرد.
آیاتی چند از قرآن کریم (مانند آیات 77 تا 79 سوره‌ی واقعه، آیات 1 تا 4 سوره‌ی زخرف، آیه‌ی 21 سوره‌ی بروج و نظایر آن‌ها) به کتابی آسمانی و اسرارآمیز اشاره دارند که اندیشمندان مسلمان دریافته‌اند که این گونه آیات، بیانگر منشا الهی قرآن زمینی هستند؛ برای نمونه، می‌توان عناوینی همچون "کتاب الله"، "لوح محفوظ" و "کتاب پنهان" که تنها افراد پاک می‌توانند به آن دسترسی یابند، و "أم الکتاب" یا "مادر کتاب" را نام برد که قرآن ذکر کرده است.
افزون بر این، از نگارش (کتابت) نیز فراوان سخن به میان آمده است: خداوند در قرآن این گونه سوگند یاد کرده است: "نون، سوگند به قلم و آنچه مى‏نویسند" و سوره‌ی علق از بشری سخن می‌گوید که "(همان) کسى که با قلم بیاموخت" تفسیر این آیات فوق العاده دشوار است، هر چند پژوهشگران مسلمان خواسته‌اند آن‌ها را به لحاظ لغوی ناظر به قسمت‌هایی از کتاب آسمانی موجود (نه تمام بخش‌های آن) بدانند که بر پیامبر(ص) نازل گردیده است. اکثر پژوهشگران غربی از جمله جفری بر این باورند که این ارجاعات قرآنی، به کتابی موجود در آسمان اشاره دارند، ولی "آلفورد ولش" دلیل روشنی در قرآن برای اثبات این اعتقاد که در آسمان، نمونه بارز و الگویی حقیقی برای قرآن باشد، نمی‌یابد.

** پژوهش ریچارد بل
وی بر این باور است که تعبیر "کتاب" به مرحله‌ی مستقلی از وحی قرآنی اشاره دارد که در این مرحله از وحی، به جای واژه‌ی"قرآن"، واژه‌ی "کتاب" به کار رفته است و این نشانگر استمرار جریان وحی می‌باشد، و دیگر این‌که پیام‌های وحیانی مدتی پس از آنکه بر حضرت محمّد(ص) نازل می‌شد، به نگارش در می‌آمدند.
به یقین می‌توان گفت که وظیفه‌ی پیامبر در این دوره، جمع و تدوین کتاب بوده، نه هشدار دادن به مردم از عذاب الهی؛ بنابراین، هر برداشت و تصوری که از مرحله‌ی قرآن (قرائت بدون کتابت) داشته باشیم، در بخش‌های اخیر قرآن، چنان واقعیتی را ملاحظه نمی‌کنیم بلکه به جای آن به "کتاب"، اشاراتی شده است؛
برای نمونه در سوره‌ی مریم آیه‌ی 16 به پیامبر امر می‌شود که: "و در کتاب (قرآن)، مریم را یاد کن، هنگامى که از خانواده‏اش به مکان شرقى (بیت المقدس) کناره گرفت"
و در آیه‌ی 41 همین سوره آمده است: "و در کتاب (قرآن) ابراهیم را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود"...
البته در برخی از آیات، واژه‌ی "کتاب" به معانی دیگری استعمال شده است، ولی بحث ما در آن آیاتی است که این واژه صرفاً بر قرآن مدوّن دلالت دارد.
وقتی واژه‌ی "کتاب" در ارتباط با یهود و نصاری به کار می‌رود، به هیچ کتاب آسمانی اشاره ندارد، بلکه بر متونی که به صورت مدوّن نزد آنان است، دلالت می‌کند.
در مورد آیین اسلام، واژه‌ی "کتاب" با دوره‌ی مدنی وحی مناسب‌تر است؛ چرا که پیام‌های وحیانی نازل شده بر پیامبر در این دوره شامل اوامر و نواهی و پند و اندرز و احکام است که مناسب با خواندن در عبادت جمعی نیست.
رقابت با یهودیان و ادعای این‌که اسلام مکتبی مستقل دارد و غیر از مکتب یهود و نصاری است، اقتضا می‌کرد مسلمانان سرانجام دارای کتابی قابل مقایسه با کتب آسمانی پیشین باشند. این نکته در آیه‌ی سوم سوره‌ی آل عمران مطرح شده است: "(خدا) بر تو (این‏) کتاب را به حق فرو فرستاد، در حالى که مؤید آنچه از (کتاب‏هاى الهى است که) پیش از آن بود."
بدین ترتیب "کتاب" بیانگر مجموعه‌ی کامل وحی، مشتمل بر داستان‌های عذاب و وحی قرآنی می‌باشد. در نتیجه، مفهوم "کتاب" با مفهوم کنونی "قرآن" یکسان است.

* جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که مورد قرآن پژوهی مستشرقان قرار گرفته و آن را به گونه‌ای مفصل مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند، مفهوم‌شناسی واژه‌ی "کتاب"در کاربردهای قرآنی می‌باشد که البته در بسیاری از موارد به نتیجه‌ای یکسان و مشترک دست نیافته‌اند.
به یقین می‌توان گفت که یکی از دلایل اساسی لغزش آنان در این حوزه‌ی پژوهشی این است که نگاه بیشتر آنان به قرآن کریم نگاه وحیانی و آسمانی نبوده و در پاره‌ای از موارد هم که این ویژگی یا لقب را برای قرآن به کار برده‌اند، از باب مماشات با مسلمانان بوده نه آنکه از روی ایمان و اعتقاد قلبی خویش اظهار نظر کرده باشند؛ از همین رو، در داوری‌های خود در باب استعمالات واژه‌ی "کتاب" برای خداوند که نازل کننده‌ی قرآن و این کتاب آسمانی می‌باشد، نقشی قائل نشده‌اند.
به سخن دیگر، پیامبر(ص) را در امر جابجایی آیات قرآن و جمع و تدوین آن کاملاً مستقل از دستور پروردگار در نظر گرفته‌اند و در زمینه‌ی خلقت و سرنوشت آدمیان قائل به جبر شده‌اند. گاهی نیز به انکار وجود لوح محفوظ و منبع اصلی وحی پرداخته‌اند.
"ریچارد بل" دوران کتاب را مستقل از دوران قرآن تلقی کرده و آن را مربوط به دوران وحی مدنی دانسته است، ولی در این‌جا مستشرق دیگری به نام "جوزف آدامز" نقد بسیار جالبی به او کرده و گفته است: نظریه‌ی مزبور مبتنی بر این واقعیّت است که مفهوم "کتاب" اغلب در سوره‌هایی به کار رفته است که تاریخ آن به بخش پایانی حیات پیامبر مربوط می‌شود، و حال آنکه واژه‌ی "کتاب" به ندرت در آن فرازها به کار رفته است.
نقد عام و مشترکی که نسبت به اکثر پژوهشگران غربی در فعالیت‌های قرآن‌پژوهی وارد می‌باشد، این است که در بررسی مفاهیم واژگان یا آیات قرآنی به منابع اصیل اسلامی مراجعه نکرده بلکه در موارد زیادی، سخنان و نظریات مستشرقان دیگر را مستند خویش قرار داده‌اند. پیداست که چنین پژوهش‌هایی از نظر متدولوژی واجد اعتبار و اتقان نخواهد بود.
نویسنده: دکتر محمدجواد اسکندرلو

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها