اسم من «فلوس» است!
فشار خون را كم ميكنم. گل من، لينت دهنده خوبي است. جوشاندهام برفك دهان كودكان را از بين ميبرد. ضماد شهد من درد مفاصل و نقرس را درمان ميكند. و اگر از درد گلو ناراحتيد، از من استفاده كنيد...
فارسي من سابقا «خيار چنبر» بود كه اعراب به آن خيار شنبر ميگفتند. ولي از موقعي كه خيار چنبر نامگذاري كردند، مرا فلوس ناميدند. در بلوچستان به من چونتور چيكماني ميگويند. عربي من «خرنوبهندي» است. در كتب مختلف به من اسامي خيار شنبه، كريال، كرداله، املتاس، سيال و لاتهي دادهاند.
درخت من در بلوچستان 10 تا 15 متر بلندي پيدا ميكند، و خودرو ميباشد. گلهاي درخت من زرد و خوشهاي است. ميوه من نيامي است كه وسط آن به وسيله پردههاي نازك چوبي به چند حجره تقسيم شده، و در هر حجره يك دانه و وسط آن شهد غليظي وجود دارد. قسمت مورد استفاده من شهد ميوه ناشكفته من است. طول ميوه من گاهي به شصت سانتيمتر ميرسد. پوست آن سخت، خاردار و به رنگ تيره است. شهد من شيرين ولي نامطبوع است، داراي مواد قندي صمغي و لعابي است، شهد ميوه من ملين سينه و معده است. فشار خون را كم ميكند، مضمضه آب جوشانده آن، جوشهاي دهان را از بين ميبرد، و برفك اطفال را پاك مينمايد. مسهل خوبي براي پيران، اطفال و زنان باردار است. و خوردن آن هيچگونه عوارض و زيان ندارد. غرغره با آب گشنيز تازه، و شيره من براي گلودرد نافع ميباشد. ضماد شهد من درد مفاصل و نقرس را از بين ميبرند، و ورمهاي سخت را نرم ميكند. گل من نيز ملين است. مخصوصا اگر با آن مانند گلقند گلنگبين تهيه نمايند. برگ نورسته درخت من نيز ملين است.
مقدار خوراك مغز ميوه من سي تا شصت گرم به عنوان مسهل و چهار تا هشت گرم به عنوان ملين است. مقدار خوراك آن براي اطفال سه گرم بر حسب، هر سال از عمر آنها است. مغز ميوه من به عنوان مسهل توليد ناراحتي نمينمايد و بسيار خنك ميباشد.
لرگ
فارسي من «لرگ» است. به من لارگالارگي ميگويند. در رودبار به درخت من كوچي و كوج در آستارا موتالي و در سياهكل كوهول ميگويند. درخت من در تمام جنگلهاي شمال ايران بطور خودرو ميرويد و به آن لرخ و دله كوچي ميگويند. در باغها و پاركها هم مرا به عنوان درخت زينتي ميكارند. در جنگلهاي مازندران گيلان قامت درخت من به بيست متر ميرسد.
درخت من از خانواده گردو است، و صاحب كتاب مخزن الادويه به علت شباهت زياري كه درخت من با خرنوب بستاني دارد آن را يكي دانسته است، و اين اشتباه است. خرنوب بستاني از خانواده پروانه و من از خانواده گردو ميباشم. ولي به هم شباهت زيادي داريم.
برگ درختان من مانند برگ درخت گردو سمي است، و ماهي كوچك را ميكشد و به همين جهت ماهيگيران در شمال از آن براي صيد ماهي استفاده ميكنند. بايد اين كار را قدغن كرده، و از آن جلوگيري نمايند. خوردن اين ماهيها براي مبتلايان به سرطان مفيد ميباشد. به شرطي كه مسموميت زياد نباشد، من از آن جهت وارد زبان خوراكيها شدهام كه به شما بگويم من منافع بسيار دارم، ولي بدون تجويز پزشك نبايد از من استفاده كرد. له شده برگهاي درخت من كچلي و امراض جلدي را از بين ميبرد، و تومورهاي سرطاني را كوچك كرده و از پيشترفت سرطان مخصوصا سرطان حنجره جلوگيري ميكند. پزشكان و داروسازان نبايد از منافع سرشار من در معالجه سرطان غافل شوند. جوشانده برگهاي من از رشد سلولهاي سرطاني جلوگيري مينمايد. عصاره برگ من اثر معجزهآسا در جلوگيري از رشد تومورهاي سرطاني دارد. خوردن مقدار كمي از آن كرمهاي گرد روده را ميكشد. به موسسات علمي كه در راه معالجه سرطان مطالعه و تحقيق ميكنند، بگوييد كه هر چه زودتر دست به كار شده و با طرق علمي از برگ و ميوه من بهرهبرداري نمايند. هر وقت از داروهاي ديگر جهت امراض قارچي پوست استفاده نكرديد، به سراغ من بياييد، من شما را درمان خواهم نمود.
مبتلايان به سرطان با تجويز پزشك معالج خود ميتوانند از جوشانده برگ و ميوههاي من همراه با داروهاي قابض استفاده كرده، دم كرده برگ من درمان مرض قند است. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 4:33 PM
تشکرات از این پست