0

اسم من «شمشاد» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «شمشاد» است!

پوست و چوب من، خون را تصفيه مي‏كنند. تب بر هستم و برگم اثر مسهلي دارد. جوشانده پوست و ريشه‏ام را براي معالجه تب و نوبه به كار بريد. عرق شكوفه من دل را تقويت مي‏كند. خاك اره چوبم اگر با حنا به سر ماليده شود، باعث تقويت مو مي‏گردد.
فارسي من شمشاد است. در گيلان و طوالش به من كيش، در آستارا شومشاد، در رامسر و رودسر و شهسوار شوشار و ششار در مازندران و نوشار و آلشر، در آمل و كجور مرا شهر مي‏نامند. در كتب قديمي به من بقس، شجره اليس - عتق - كتم تنتم و نقش مي‏گفتند، به شاخه‏هاي نازك من كه با طراوت بوده و از غايت نازكي به سوي زمين ميل مي‏كند و شعرا آن را به زلف خوبان تشبيه مي‏كنند، شمشاد اناري مي‏گويند. گياه من به مقدار زياد در جنگلهاي شمال ايران مي‏رويد، درختچه من به ارتفاع 5/1 تا 7 متر قامت دارد و بيش از هفتصد سال عمر مي‏كند. چوب درخت من سخت و سفيد است و چون خشك شود رنگ آن كمي زرد مي‏شود و در گيلان معمولا با آن - شانه - تاشق - عصا - سيني و ظروف چوبي و چوب سيگار درست مي‏كنند برگهاي من هميشه سبز است و خزان نمي‏نمايد. برگ من براي حيوانات مخصوصا شتر سمي است و ضماد خاك اره چوب من با حنا بر سر جهت تقويت مو و دفع سر درد و درمان شوره مفيد است، و با سفيده تخم مرغ و آرد جهت استحكام مفاصل تجويز مي‏شود. ميوه من، يعني دانه‏هاي من قابض معده و روده‏هاست و سيلان آن دهان را بر طرف مي‏كند، عرق شكوفه من در تقويت دل و دماغ قويتر از عرق بهار - نارنج است. برگ و پوست ريشه درخت من داراي مواد رزيني لعابي و عوامل دارويي مختلف است، پوست و چوب درخت من معرق تصفيه كننده خون - تب بر - ضد مالاريا و صفرابر است. برگهاي من داراي اثر مسهلي است و مصرف زياد اعضاي مختلف من سمي است. جوشانده پوست و ريشه و چوب من براي معالجه تب و نوبه تجويز مي‏شود و براي اين كار معمولا جوشانده 30 تا 60 گرم در هزار تهيه كرده، يك فنجان قبل از غذا مي‏خورند. پودر خشك برگهاي من به مقدار 2 تا چهار گرم با عسل به عنوان ملين مي‏دهند.
شمشاد نعنايي، شمشاد اناري نوع ديگر آن است، و با اينكه در جنگلهاي شمال از قديم به عمل آمده معذلك بعضيها به آن شمشاد ژاپني هم مي‏گويند.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  4:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها