0

توبه؛ رمز رستگاری!(محتوای سوره مریم)

 
aminsky
aminsky
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 936
محل سکونت : خوزستان

توبه؛ رمز رستگاری!(محتوای سوره مریم)

توبه؛ رمز رستگاری!(محتوای سوره مریم)

قرآن

توبه در قرآن‏

إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ شَیْئاً (مریم60)؛ مگر آنان كه توبه كنند، و ایمان بیاورند، و كار شایسته انجام دهند چنین كسانى داخل بهشت مى‏شوند، و كمترین ستمى به آنان نخواهد شد.

از آنجا كه برنامه قرآن در همه جا این است كه راه بازگشت به سوى ایمان و حق را باز بگذارد در اینجا نیز بعد از ذكر سرنوشت نسلهاى ناخلف راه توبه را نشان می دهد.

بنابر این چنان نیست كه اگر كسى یك روز در شهوات غوطه‏ور شود براى همیشه مُهر یاس و نومیدى از رحمت خدا بر پیشانى او كوفته شود، بلكه تا نفسى باقى است و انسان در قید حیات دنیا است، راه بازگشت و توبه باز است.

معمولًا قرآن كریم بدنبال آیات عذاب، جمله‏ى «إِلَّا الَّذِینَ تابُوا» یا جمله‏ى «إِلَّا مَنْ تابَ» را آورده تا بگوید: راه اصلاح، هرگز بر كسى بسته نیست.

توبه، واجب است. زیرا فرمان خداوند است. «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ» (تحریم، 8)

قبول توبه‏ى واقعى قطعى است، زیرا نمى‏توان باور كرد كه ما به امر او توبه كنیم ولى او نپذیرد. «هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ» (شورى، 37)

«هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» (بقره، 37) خداوند هم توبه را مى‏پذیرد و هم كسانى را كه بسیار توبه مى‏كنند دوست دارد. «یُحِبُّ التَّوَّابِینَ» (بقره، 222)

توبه، باید با عمل نیك و جبران گناهان همراه باشد. «تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً» (فرقان، 71)«تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ» (انعام، 54)، «تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا» (بقره، 160)

توبه، رمز رستگارى است. «تُوبُوا ... لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (نور، 31)

توبه، وسیله‏ى تبدیل سیئات به حسنات است. «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» (فرقان، 70)

توبه، سبب نزول باران است. «تُوبُوا ... یُرْسِلِ السَّماءَ» (هود، 52)

توبه، سبب رزق نیكو است. «تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً» (هود، 3)

توبه در هنگام دیدن آثار مرگ و عذاب پذیرفته نمى‏شود. «حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ» (نساء، 18)

خداوند علاوه بر قبول توبه، لطف ویژه نیز دارد. «هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» (بقره، 37) «ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (انعام، 54)، «ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ» (توبه، 117) «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» (مریم، 60) «ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ» (هود، 90) در این آیات در كنار توبه به مسئله رحمت و رأفت و محبّت الهى اشاره شده است.

قرآن ترك توبه را ظلم و هلاكت دانسته است. «وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (حجرات، 11) «ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ» (بروج، 10)

و در آخر دو نكته اساسی طبق آیه 60 سوره مریم كه مورد بحث است:

توبه، یك تحول است نه تظاهر. «تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» 

شرط رستگارى و ورود به بهشت، توبه و ایمان و عمل صالح است. «تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ... یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ»

چنان نیست كه اگر كسى یك روز در شهوات غوطه‏ور شود براى همیشه مُهر یاس و نومیدى از رحمت خدا بر پیشانى او كوفته شود، بلكه تا نفسى باقى است و انسان در قید حیات دنیا است، راه بازگشت و توبه باز است

سه قاعده تربیتى‏

توبه

وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا (مریم- 55)؛ او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود. در این آیه سه مسئله مهم است:

یكى آن كه مهمترین اركان تربیت خانوادگى تربیت فرزندان است به اداى نماز. زیرا نماز پایه و اساس دیگر اعمال نیك است و نماز موجب تقرب انسان به خدا مى‏شود.

هیچ لزومی ندارد كه ما كودك خود را به انجام همه واجبات و اخلاقیات وادار كنیم، بلكه اگر میان او و خدا یك رابطه ایمانى ایجاد كنیم بقیه كارها خود بخود درست می شود. این رابطه فقط به وسیله نماز است و بس.

اگر فرزند ما در كودكى، مؤمنى صادق گردد هنگامى كه بزرگ شود علاوه بر واجبات، مستحبات را هم به جاى خواهد آورد. اما اگر ایمانش بر پایه استوارى قرار نداشته باشد، مسلم است، اگر از تعالیم دینى هم بر خوردار باشد به حالش سودمند نخواهد بود.

نماز كارى منظم است و هر شبانه روز، پنج بار انجام دادن آن كارى دشوار است. اگر كسى از كودكى به نماز عادت كرده باشد نماز جزیى از زندگى‏اش خواهد بود، چنان كه گویى هرگز از آن احساس بى‏نیازى نخواهد كرد.

مطلب دوم زكات است. به معنى یك فریضه خاص كه به غلات چهارگانه و ستوران سه گانه و طلا و نقره تعلق مى‏گیرد. گاهی زكات به معنى مطلق انفاق و عطاست. در هر حال خود تمرینی است براى این كه به انسان  بیاموزد فقط به خود فكر نكند بلكه به مردم دیگر نیز توجه داشته باشد.                    

مطلب سوم كه برداشت می شود، مسئله رضا و خشنودى است كه بارها در این سوره تكرار شده و از زورگویى نهى گردیده است و این به دو علت است:

اول این كه: هر كس موظف است كه كودك خود را طوری تربیت كند كه داراى شخصیتى كمال یافته باشد تا مردم از معاشرت با او و از اعمال و رفتارش راضى باشند. نه به گونه‏اى كه هیچ به فكر دیگران نباشد.

دوم: طبیعت انسان اقتضا مى‏كند كه انسان در جامعه داراى مقبولیت اجتماعى باشد. از وظایف والدین این  است كه فرزند خود را طورى تربیت كنند كه در عین مقبولیت در نزد مردم در نزد خدا هم آبرومند و مقبول باشند. یعنى در محدوده پرهیزگارى، به راه و روش پیامبرش سیر كنند.

هیچ لزومی ندارد كه ما كودك خود را به انجام همه واجبات و اخلاقیات وادار كنیم، بلكه اگر میان او و خدا یك رابطه ایمانى ایجاد كنیم بقیه كارها خود بخود درست می شود. این رابطه فقط به وسیله نماز است و بس

قوم هلاكت یافته، بنى امیّه اند!

وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً (مریم98)

و چه بسیار نسل‏هایى كه پیش از آنان هلاك كردیم. آیا كسى از آنها را مى‏یابى یا كمترین صدایى از ایشان مى‏شنوى؟

این آیه‏ى شریفه، مایه‏ى تسكین و دلدارى پیامبر اكرم (صلى اللَّه علیه و آله) است و تلویحاً به او نوید مى‏دهد كه دشمنان لجوج تو به زودى نابود خواهند شد چنان كه بسیارى از حقّ ستیزان در گذشته به هلاكت رسیدند.

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ جابر درباره آیه فرمودند: قوم هلاكت یافته بنى امیّه هستند، هیچ یك از آنان را به حالى كه امیدى داشته باشد و یا در ترس و وحشت نباشد نبینى. جابر مى‏گوید: عرض كردم آیا این شدنى است؟ فرمودند: بسیار زود اتفاق خواهد افتاد. (بحار، ج 46، ص 30)

 www.amin71.blogfa.com

 

" بر روی بالشـی که از مــرگ پرنده ها پـر است

نمی تـوان خواب پــرواز را دیـد "

 

AmInO

چهارشنبه 8 دی 1389  12:56 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها