
برگ درخت گناه
ابوعثمان می گوید:
با سلمان فارسی زیر درختی نشسته بودیم، که ناگاه وی شاخه ی خشکیده ای را گرفت و تکان داد تا آنکه تمام برگهایش به زمین ریخت.
سپسرو به من کرد و گفت: نپرسیدی چرا چنین کردم؟ پس از پرسش من، گفت: یک روز در خدمت پیامبر اکرم(ص) زیر درختی نشسته بودم. حضرت همین کار را انجام داد وسپس رو به من کرد و فرمود: نمی پرسی چرا چنین کردم؟
عرض کردم: بفرمایید.
فرمود:هنگامی که انسان وضو می سازد و نیکووضو می گیرد و به دنبال آن نمازهای پنجگانه را به جای می آورد، گناهان او فرو می ریزد؛ همان گونه که برگهای این شاخه فرو ریخت.
سپساین آیه را تلاوت فرمود: نماز را در دوطرف روز و اوایل شب به پادار. هماناحسنات، بدیها را برطرف می سازد. این تذکاری است برای آنان که اهل تذکرند.(سوره هود، آیه 114)
منبع: کتاب قصه های نماز، حسن جلالی عزیزیان، ص30