0

عبادت عاشقانه

 
a433b6090c
a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 14919
محل سکونت : خراسان جنوبی

عبادت عاشقانه

 عبادت عاشقانه

64154426520221828112.jpg

اگرلذّتِ ترکِ لذّت بدانی دگر لذّت نفس، لذّت نخوانى او سر و سرّى با سجده، ورمز و رازى با رکوع، و قول و قرارى با قیام و قنوت داشت که شگفت آور بود وتا بود این راز میان دل سرگشته و صافى او و خدایش - که عاشقانه او را مى پرستید - سربسته و پوشیده بود و تنها پس از ارتحال او دهها داستان و صدها حکایت از آن عابد صافى دل به سر زبانها افتاد و این قصّه هم دلواره اى از آن داستان هاست:

بیشتر از آن که در علم اصول، اندیشه هاى تازه و افکاربکرش فرات فکرها باشد، در عالم عرفان، عارفى دلسوخته و عاشقى عاشورایى و شیعى مشرب بود. درس عرفانى که به صورت محدود و محرمانه در خانه خویش دایر کرده بود، از دیدگاه دیده ورانْ دایره اى بس دل انگیز و روح نواز داشت.

درسبه هنگام شبانگاهان، آن گاه که قیل و قالهاى طلبگى پایان مى یافت، در حلقهاهل حالى چند دایر مى شد. شبى از شبها شاگردان زودتر از وقت معمول حضور یافته و در خانه استاد گرد هم جمع شده بودند و لحظه شمارى مى کردند که استاد هر چه زودتر تشریف آورده و درس را شروع کنند. در این اندیشه ها بودندکه ناگهان ناله هاى استاد از اتاق دیگر شنیده شد و همه را در جاى خود غرق سکوت سنگینى کرد. هر کدام از حاضران با حیرت و ناباورى به روى یکدیگر نگاه مى کردند. گوشها تیز بود و نگاهها ابهام آمیز و حیرت انگیز مى نمود....

آرى، عارف نجف در نینواى نماز بود و بى خبر از آمدن شاگردان، در عبادت عاشقانه خویش حال و هوایى دیگر داشت. نه تنها از وجود شاگردان، که از همه چیز حتى از خود هم دیگر بى خود و بى خبر بود، جسم در میان جمع و جان در جاى دیگر داشت.

آیةاللَّهغروى از زندان تن و از این غربتکده دنیا نام، بلکه از هر چه غیر از حضرت دوست باشد رهیده بود و چنان غرق در اقیانوس قنوت بود که امواج آه و ناله اشتوانست صخره هاى سیاه غفلت زدگى را از پیش پاى شاگردانش بردارد و چشم دلشان را چنان باز کند که آنچه نادیدنى است آن بینند.

و ناخواسته چنان شد که شاگردان احساس کردند که در و دیوار و فرش و فضاى خانه، همگى با استاد هم آواز و هم ناله اند، و درس ناگفته آن روز همین که:

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنى است آن بینى (1)

1. عرفان اسلامى، ج 5، ص 166 (به نقل از آیةاللَّه ایروانى)؛ ر.ک: داستان نماز ابرار، از نگارنده، ج 1، ص 87.

جمعه 2 بهمن 1394  6:31 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها