نماز بهترین وسیله کسب قرب الهی است. هر اندازه نماز با توجه بیشتری باشد، قرب حاصل شده از آن فزونتر است. نزدیک شدن انسان به خدا و اتصال قلبی به او، برکاتی دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
شناختهای انسان به دو دسته قابل تقسیم است: شناخت غیر مستقیم یا با واسطه (علم حصولی) و شناخت مستقیم یا بیواسطه (علم حضوری). شناختهای ما از امور مادی جهان از نوع اول است. ما نسبت به ماه و خورشید وآسمان و ستارگان علم داریم؛ به این معنا که تصوری از آنها در ذهن یا نفس ما موجود است؛ اما خود این موجودات خارج از ما هستند. این نوع دانش، علم حصولی یا باواسطه نام دارند. اما برخی شناختها بیواسطهاند؛ مانند شناخت ما نسبت به خود و حالات خود؛ مانند ترس و غم و شادی خود. ما با شهود درونی از خود آگاه میشویم، نه از راه مفاهیم ذهنی. اما آگاهی ما نسبت به رنگ، شکل و سایر ویژگیهای بدنیامان، چنین نیست. آنها را از راه دیدن و لمس کردن و تصور ذهنی میشناسیم و لذا از اعضای درون بدن خود خبری نداریم چون آنها را نمیبینیم. شما وقتی میگویید "من خسته یا گرسنهام" درک شما نسبت به "من" از راه حواس ظاهری نیست؛ بلکه با علم حضوری است. گاهی به جای این واژه، از واژه "معرفت قلبی" استفاده میشود. در اینجا هم منظور از قلب، عضوصنوبری داخل سینه نیست؛ بلکه منظور همان نفس انسانی است.
یکی از لوازم قرب معنوی به خدا یا اتصال معنوی به او تقویت شناخت قلبی ما نسبت به اوست. به طور طبیعی وقتی کسی به چیزی نزدیک یا متصل میشود، او را بهتر میشناسد؛ لذا نزدیکی به خدا سبب معرفت بیشتر خدا میشود. بالاترین قرب به بالاترین درجه معرفت حضوری یا قلبی خدا منتهی میشود و وقتی خدا به درستی شناخته شود عظمت او و وابستگی تام ما به او شناخته میشود. در چنین حالی است که انسان بالاترین کمال را در عالیترین سطح عبودیت و بندگی خدا مییابد و رضای او را بر هر چیز ترجیح میدهد و بدینرو به اوج توکل، تفویض و رضا میرسد و خود را در او فانی میسازد.
از لوازم قرب الهی این است که انسان به صفات الهی نزدیکتر میشود و از صفات حیوانی فاصله میگیرد. البته بیتردید انسان هرگز نمیتواند صفات کمالی خدا را در سطح وجودی او کسب کند؛ زیرا او مانندی ندارد "لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْء"1؛بلکه منظور این است که انسان مرتبة بسیار نازلی از صفات غیر انحصاری خدا را میتواند کسب کند. برخی صفات مانند علم، قدرت، و اراده استقلالی خداوند، برای انسان قابل وصول نیستند؛ اما در سایه عبودیت میتوان به درجهای از قدرت، بخشش، رحمت و اراده غیر استقلالی و وابسته به خدا دست یافت. بدین ترتیب منظور از نزدیک شده به خدا، قرب وجودی به اوست؛ یعنی وجودما به گونهای شود که درجة بسیار نازلی از صفات الهی که اختصاص به خدا ندارد، در ما راسخ شوند.
[1] . هیچ چیز مانند او نیست. (شوری:42).