اسم من «سندروس» است!
از خونريزي معده جلوگيري ميكنم. دشمن كرم كدو هستم. اگر مرا با سكنجبين بخوريد از چاق شدنتان جلوگيري ميكنم. سرمه من با عسل تراخم را مداوا ميكند. ضد شب كوري هستم. فارسي و عربي من سندروس است. ولي عوام اشتباها مرا نوع كهربا ميدانند. در صورتي كه من صمغ نوعي سرو كوهي هستم كه در مراكش و اطراف اقيانوس اطلس زياد است و كساني كه مرا معدني تصور كرده و نوشتهاند كه من در وسط دريا از زمين ميجوشم صحيح نيست. گياه من در اسپانيا هم ميرويد ولي صمغ نميدهد علاوه بر مصرف دارويي و صنعتي با صمغ من دانههاي تسبيح، گردنبند و ساير قطعات زينتي ميسازند. صمغ من در روغن محلول است، مخصوصا اگر آن را بجوشانند. سابقا مرا در روغن بزرگ حل كرده و روغني به نام روغن كمان ميساختند كه از آن براي چرب كردن كمانها استفاده ميشد و هنوز هم براي كمان حلاجي مصرف ميشود. در هند مرا در روغن كنجد حل كرده و در نقاشي به كار ميبرند و بر پارچه حرير ميمالند و با آن موم جامع ميسازند. داروسازان سنتي ايران با من روغني ميساختند به نام دهن الصواني كه نسخه آن در قرابادين نوشته شده است. صمغ من خشك، شكننده شفاف به رنگ زرد ليمويي است و شبيه مصطكي ميباشد. بو و طعم آن رزيني است و داراي يك درصد اسانس ميباشد. كهربا ضمن معرفي خود اختلاف ضاهري خود را با من شرح داد و به همين جهت در اينجا تكرار نمينمايم. گاهي در قطعات من اجساد كرم و پشه ديده ميشود. زيرا اين حشرات وقتي من از درخت مترشح ميشوم روي من نشسته و ميچسبند.
من از خونريزي سينه و معده جلوگيري ميكنم، و درمان اسهال خوني ميباشم. بلغم معده و روده را از بين ميبرم. كرم روده و كرم كدو را ميكشم و قاعده زنان را باز مينمايم. براي درمان خفقان، تنگ نفس و بواسير مزمن مرا تجويز كردهاند. خوردن من با كمي سكنجبين جهت رفع چاقي مفيد است، و با سركه جهت اسقاط جنين مرده توصيه كردهاند. سرمه من با عسل جهت سفيدي و زخم چشم و تراخم مجرب است. براي درمان شب كوري كمي از مرا روي جگر گوسفند يا حيوان ديگر بپاشيد و آن را بر روي آتش بريان كنيد و آن كه از آن خارج ميشود گرفته، و در چشم بكشيد. چكاندن آن در گوش براي تسكين درد و ناشنوايي آن مفيد ميباشد صمغ من براي التيام جراحات مخصوصا محلول در روغن زيتون به كار ميرود. بخور من با «عود» يا به تنهايي جهت رفع سردرد و معالجه زكام و جلوگيري از سرما خوردگي نافع است، براي ساختن خمير دندانهاي طبي كه براي جلوگيري از خونريزي به كار ميرود، صمغ مرا داخل مينمايند. محلول من در روغن بادام جهت ترك پوست و شقاق مقعد مفيد ميباشد. فرزجه آن جهت اسقاط جنين مرده مجرب است. در صنعت از صمغ من در ساختن ورنيهاي مختلف استفاده ميشود.
صمغ ناشتار
درخت من در بلوچستان، اطراف تخت سليمان ميرويد. درخت من پنجاه متر طول و يك متر و نيم قطر دارد و بيش از پانصد سال عمر ميكند، و زبان محلي به آن ناشتار ميگويند. با ايجاد شكافي در تنه درخت من صمغي از آن خارج ميشود كه در صنعت داروسازي با آن مشمع ميسازند و چون در اثر گرما روان ميشود آن را مخلوط با موم مينمايند. صمغ من معطر و نيمه روان است، ولي پس از خارج شدن از درخت به سرعت منجمد ميشود و بوي قوي و مخصوص پيدا ميكند. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:54 AM
تشکرات از این پست