اسم من «سنجد» است!
بوييدن گل من براي اشخاص فلج نافع است. من مسكن قي و صفرا هستم. ميوه من، نرمي استخوان را از بين ميبرد. برگ من دملهاي چركين را التيام ميدهد. در ميوهام خايت تقويت لب وجود دارد...
در فارسي به من سنجد و در عراق «غبيده بادام» گويند و چون رنگ پشت برگ من سفيد و نقرهاي بوده غبار گفته به نظر ميرسد. اعراب به من «غبيرا» گويند. ميوه من با اينكه كمي گس است، معذلك عدهاي به خوردن آن علاقه دارند و با آرد آن حلواي غبيده بادام و قاووت درست ميكنند. برگ درخت و ميوه خشك من شكم و دهان را جمع ميكند. گلهاي من بسيار معطر ببوده و به شعاع بيش از پنجاه متر منتشر ميشود و چون شهوت زنان را زياد ميكند، بوييدن آن براي دختران و زنان جوان بيشوهر جايز نيست و عدهاي هم نسبت به بوي آن حساسيت داشته ناراحت ميشوند.
در صنعت داروسازي از گلهاي من جهت معطر كردن بعضي از شربتها استفاده ميشود و اثر، تببر دارد.
بوييدن گل من براي اشخاص فالج و لقوهاي مفيد است. ميوه من مقوي معده بوده، و آن را جمع مينمايد. مسكن قي آور و صفرا بوده و مخصوصا براي اطفال خيلي مفيد است. ميوه من بادشكن و مقوي دماغ و قلب است و نيز ضد يرقان و استسقا ميباشد. چون برگ درخت مرا بر روي دمل بگذارند، باعث رسيدن آن شده و چرك آن را از بين ميبرد و زخم آن را التيام ميدهد بطوري كه احتياج به دارويي ديگر نيست، و اگر برگ تازه من نباشد از برگ خشك من هم ميتوان استفاده كرد و چنانچه برگ مرا د روغن زيتون بجوشانيد تا له شود، ماليدن اين روغن جهت درد و ورم مفاصل بي حس شده نافع است و چون اين روغن را بر سربمالند باعث بلندي موي آن خواهد شد.
مقدار خوراك گل من يك مثقال و ميوه من تا پنجاه دانه ميباشد. ميوه من سرشار از ويتامينهاي «آ» و«ب» بوده و كمي ويتامين «كا» دارد. به اين جهت ضد اسهال خوني و بواسير است و همچنين از نظر املاح غني بوده، كليهها را گرم و معده را دباغي كرده، و ادرار را زياد ميكند و نرمي استخوان را مانع ميشود. اگر مبتلا به سلسله بول هستيد يعني ادرار زياد ميكنيد، براي درمان آن دارويي بهتر از سنجد نيست.
سنجد صحرايي
فارسي من «كام» است و بعضيها «كهام» گويند. در اطراف تهران به من سنجد صحرايي گويند و عربي من «شوك القصار» است و چون با ريشه من ميتوان همانند چوبك جامه شست عدهاي از اعراب به من غاسول رومي تقب دادهاند (غاسول به معني چوبك است)ولي در كتب دارويي قديم از من به نام «ابوقانس» ياد شده است. ميوه من گرد به رنگ زرد نارنجي است و طعم آن ترش ميباشد. اين ميوه سرشار از ويتامين«ث» بوده، واكنون آن را جهت استخراج اين ويتامين، بيشتر ميكارند. در اروپا از ميوه من مارمالادمي سازند. درختچه من در ايران در دامنه البرز، مخصوصا اطراف تهران، ونك، شهرستانك، سپهسالار، ميگون، كرج و گچسر بطور خودرو به عمل ميآيد. در دامپزشكي از ميوه و پوست درخت من براي معالجه امراض جلدي استفاده مينمايند.
ريشه درخت مرا چون قطع كنند، شيره زيادي از آن خارج ميشود كه براي شستشوي جامه و بدن به كار رفته و آن را خوشبو مينمايد. اين شيره براي معالجه امراض كبدي مخصوصا تشمع آن به كار رفته، و ميگويند همانگونه كه جامه را پاك ميكند، كبد را نيز شستشو داده و پاك مينمايد. عدهاي ميوه درخت مرا ضد كرم هم ميدانند ولي بهترين اثر دفع كمبود ويتامين «ث» در بدن بوده، و خوردن آن انسان را از ابتلا به امراض عفوني حفظ مينمايد. |
| زبان خوراكيها جلد دوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
بوييدن گل من براي اشخاص فلج نافع است. من مسكن قي و صفرا هستم. ميوه من، نرمي استخوان را از بين ميبرد. برگ من دملهاي چركين را التيام ميدهد. در ميوهام خايت تقويت لب وجود دارد...
در فارسي به من سنجد و در عراق «غبيده بادام» گويند و چون رنگ پشت برگ من سفيد و نقرهاي بوده غبار گفته به نظر ميرسد. اعراب به من «غبيرا» گويند. ميوه من با اينكه كمي گس است، معذلك عدهاي به خوردن آن علاقه دارند و با آرد آن حلواي غبيده بادام و قاووت درست ميكنند. برگ درخت و ميوه خشك من شكم و دهان را جمع ميكند. گلهاي من بسيار معطر ببوده و به شعاع بيش از پنجاه متر منتشر ميشود و چون شهوت زنان را زياد ميكند، بوييدن آن براي دختران و زنان جوان بيشوهر جايز نيست و عدهاي هم نسبت به بوي آن حساسيت داشته ناراحت ميشوند.
در صنعت داروسازي از گلهاي من جهت معطر كردن بعضي از شربتها استفاده ميشود و اثر، تببر دارد.
بوييدن گل من براي اشخاص فالج و لقوهاي مفيد است. ميوه من مقوي معده بوده، و آن را جمع مينمايد. مسكن قي آور و صفرا بوده و مخصوصا براي اطفال خيلي مفيد است. ميوه من بادشكن و مقوي دماغ و قلب است و نيز ضد يرقان و استسقا ميباشد. چون برگ درخت مرا بر روي دمل بگذارند، باعث رسيدن آن شده و چرك آن را از بين ميبرد و زخم آن را التيام ميدهد بطوري كه احتياج به دارويي ديگر نيست، و اگر برگ تازه من نباشد از برگ خشك من هم ميتوان استفاده كرد و چنانچه برگ مرا د روغن زيتون بجوشانيد تا له شود، ماليدن اين روغن جهت درد و ورم مفاصل بي حس شده نافع است و چون اين روغن را بر سربمالند باعث بلندي موي آن خواهد شد.
مقدار خوراك گل من يك مثقال و ميوه من تا پنجاه دانه ميباشد. ميوه من سرشار از ويتامينهاي «آ» و«ب» بوده و كمي ويتامين «كا» دارد. به اين جهت ضد اسهال خوني و بواسير است و همچنين از نظر املاح غني بوده، كليهها را گرم و معده را دباغي كرده، و ادرار را زياد ميكند و نرمي استخوان را مانع ميشود. اگر مبتلا به سلسله بول هستيد يعني ادرار زياد ميكنيد، براي درمان آن دارويي بهتر از سنجد نيست.
سنجد صحرايي
فارسي من «كام» است و بعضيها «كهام» گويند. در اطراف تهران به من سنجد صحرايي گويند و عربي من «شوك القصار» است و چون با ريشه من ميتوان همانند چوبك جامه شست عدهاي از اعراب به من غاسول رومي تقب دادهاند (غاسول به معني چوبك است)ولي در كتب دارويي قديم از من به نام «ابوقانس» ياد شده است. ميوه من گرد به رنگ زرد نارنجي است و طعم آن ترش ميباشد. اين ميوه سرشار از ويتامين«ث» بوده، واكنون آن را جهت استخراج اين ويتامين، بيشتر ميكارند. در اروپا از ميوه من مارمالادمي سازند. درختچه من در ايران در دامنه البرز، مخصوصا اطراف تهران، ونك، شهرستانك، سپهسالار، ميگون، كرج و گچسر بطور خودرو به عمل ميآيد. در دامپزشكي از ميوه و پوست درخت من براي معالجه امراض جلدي استفاده مينمايند.
ريشه درخت مرا چون قطع كنند، شيره زيادي از آن خارج ميشود كه براي شستشوي جامه و بدن به كار رفته و آن را خوشبو مينمايد. اين شيره براي معالجه امراض كبدي مخصوصا تشمع آن به كار رفته، و ميگويند همانگونه كه جامه را پاك ميكند، كبد را نيز شستشو داده و پاك مينمايد. عدهاي ميوه درخت مرا ضد كرم هم ميدانند ولي بهترين اثر دفع كمبود ويتامين «ث» در بدن بوده، و خوردن آن انسان را از ابتلا به امراض عفوني حفظ مينمايد. |
| زبان خوراكيها جلد دوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:53 AM
تشکرات از این پست