اسم من «سرخس» است!
مرباي من با عسل، از حاملگي جلوگيري ميكند. براي دفع انواع انگلهاي بدن از من استفاده كنيد. ساقههاي من اثر لينت دارد. مبتلايان به ماليخوليإ؛88 ميتوانند از من سود بسيار برند. براي جذاميان مفيدم و اگر به دل درد كهنه گرفتاريد مرا به كار بريد...
فارسي ما سرخس است. به ما بطاريس و ديشار هم ميگويند. ما داراي انواع و اقسام نر و ماده تيغي و آبي هستيم و روي هم رفته نوع نر ما در دفع كرم كدو اثر بيشتري دارد. در دوران اول پيدايش زمين، انواع ما رشد بيشتري داشت، ولي امروزه انواع بزرگ ما از بين رفته است.
سرخس نر
در فارسي به من سرخس ميگويند. در گيلان و مازندران به من جماز و كليدارو ميگويند. در بعضي از نقاط بسوره و شرده هم گفتهاند. در داروخانهها اسم فرنگي من كه فوژومال ميباشد بيشتر مشهور است. گياه من بيساق بدون ميوه و بدون گل است. از بيخ من برگ بزرگي ميرويد كه نيم متر تا 5/1 متر طول دارد و منقسم به برگچههاي كوچكي ميشود كه بريدگي آنها دو طرفه است، منظره قشنگي داشته و تقريبا شبيه به پر مرغان ميباشد. من در سواحل مازندران بين درختان خالودشت بين قزوين و لنگرود در آذربايجان بين حسن بگلو و قره داغ ميرويم.
قسمت مورد استفاده من بيخ من است كه در حقيقت يك شاخه زيرزميني است و انواع كوهي من كه بين سنگلاخها ميرويند، بهترين نوع ميباشند. بهترين موقع برداشت محصول من شهريورماه است كه ماده موثر آن زياد است و در ايران تا نوزده درصد ديده شده است. من بهترين دارو براي انداختن كرمهاي كبد، و روده، مخصوصا كرم كدو و كرمهاي دراز معده هستم، و بعلاوه كرم كبد را هم ساقط مينمايم. داروسازان سنتي ايران دستور دادهاند كه قبل از خوردن من بهتر است مقداري سير خشك ميل نمايند، و بهتر است مرا با خريق سياه و صمغ محموده (سقمونيا) ميل نمايند، ولي در طب جديد دستور ميدهند كه دو ساعت بعد از خوردن بيخ من، يك مسهل غير روغني خورده شود تا كرمهاي فلج شده با زيادي دارو دفع گردد. خوردن مسهلهاي روغني مثل روغن كرچك جايز نيست. براي اسقاط كرم كدو و پس از خوردن مسهل بيمار بايستي بر روي طشتي كه در آن آب جوش ريخته باشند بنشيند، تا كرمهاي كدو پشت سر هم نوار مانند در آن بيفتند. مرباي من با عسل مانع آبستني و باعث سقط جنين است، و به همين جهت نبايد از بيخ من بدون تجويز پزشك استفاده شود، چه من براي مبتلايان به امراض قلبي و كبدي خطرناك ميباشم و چنانچه زيادتر از مقدار خوراك خورده شوم، توليد عوارض معدي و اختلالات چشمي خواهم كرد، و گاهي ممكن است باعث مرگ شوم، مقدار خوراك ساقه زيرزميني من به صورت آن براي اطفال دو تا سه گرم ميباشد. در داروسازي جديد عصاره اتره من بيشتر مصرف ميشود، و مقدار خوراك آن براي اشخاص بالغ 2 تا 8 گرم است كه معمولا در كپسولهاي سربسته عرضه ميشود. اثر اين عصاره در كشتن انواع كرم قطعي است، مشروط بر اينكه از بيخ تازه تهيه شده باشد.
بسپايه
فارسي من بسپايه و بس پايك است. معرب آن كه بيشتر در كتب دارويي قديم به كار بردهاند، بسفايج ميباشد. در مازندران و گيلان به من وارجماز گويند. عربي من اضراس الكلب، ثاقب الحجر، و تشميز است. در مصر به من اشتران گويند.
گياه من سرخص كوچكي است كه بيش از 20 تا 30 سانتي متر قد نميكشد. ساقه زيرزميني من شبيه هزارپا ميباشد و به همين جهت است كه به آن بسپايه گفتهاند. بيخ من به صورت افقي و با ضخامت كم بوده و پوشيده از فلسهاي نازك است كه پس از خشك شدن داراي برجستگي و خار ميشود. برجستگي در محل پيدايش برگها و خار بقاياي ريشه من است. من بيش از دويست گونه دارم، برگهاي من مركب از برگچههاي متعددي است كه ممكن است تعداد آنها در حدود بيست عدد باشد.
رنگ ساقه زيرزميني من قرمز تيره است، و پس از خشك شدن سياه ميشود. بيخ من داراي بويي ناپسند و طعمي شيرين است كه به تدريج گس ميشود. من در روي ديوارها و تخته سنگها و تنه درخت ميرويم. در ايران بيشتر در گرگان، مازندران، گيلان، آذربايجان بين خزههاي نواحي سنگلاخي حسن بگلو و قرهداغ به عمل ميآيم. بهترين نوع من در بندر گز و كهرزنگ مازندران است.
ساقه زيرزميني من داراي تانن، صمغ، مواد لعابي و يك ماده موثر دارويي است. ساقه زيرزميني من خلطآور، ملين بوده و اثر ساقه خشك بهتر از تازه است.
جوشانده من اخلاط و نفخ را از بين ميبرد، و آن را براي سودا و جذام هم تجويز كردهاند. نوشيدن جوشانده من همراه با شيرين بيان و انيسون جهت سرفه، تنگ نفس مفيد و مداومت در خوردن جوشانده من با عناب براي افتادن دانههاي بواسير توصيه شده است. جوشانده سه مثقال من با 4 تا 5 تا مثقال فلوس يا ترنجبين جهت نفخ معده و دل درد كهنه و هيستري مفيد بوده و براي درمان بواسير نيز موثر است. چنانچه مبتلايان به ماليخوليا و جذام هر روز 5/1 گرم بيخ مرا با 30 گرم مغز فلوس هفت روز بخورند، به درمان مرض كمك خواهم كرد. براي معالجه قولنج و نفخ معده ميتوانيد، جوشانده مرا با ماءالشعير (جوشانده جو) و عسل ميل نماييد. ضماد من جهت پيچ خوردگي عصب و ترك بين انگشتان نافع است. من براي سينه خوب نيستم، مگر مرا با پرسياوشان همراه نموده بجوشانيد. صاحب كتاب شفاء الاسقام نوشته شده است كه استاد من عقيده داشت كه بايد پوست بسپايه را تراشيده و مغز آن را كوبيده و بعد استعمال نمايند تا اثر آن بهتر باشد.
گرف
من نوعي سرخس زينتي هستم كه در جنگلهاي كنار درياي مازندران ميرويم. در گيلان به من كرف ميگويند. ساقه زيرزميني من راست و خزنده است، و تاكنون خواص دارويي آن مطالعه نشده است. فقط آن را به عنوان بك گياه زينتي در باغچهها ميكارند. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:46 AM
تشکرات از این پست