اسم من «سپستان» است!
فارسي من سبستان بر وزن دبستان است، ولي اين روزها مرا بر وزن زمستان ميخوانند. معرب من سبستان و عربي من دبق مخاطه مخيطات است. داروسازان سنتي ايران به من «اطباءالكليه» لقب دادهاند، چون بهترين دارو براي امراض كليوي ميباشم. در بندر عباس به من انبوه گويند. درخت من كه به شجر الدين معروف است، در سواحل خليج فارس، جزيره خارك و امارات خليج، مكران و بلوچستان ميرويد. ميوه من به شكل آلبالوست و داراي شيره لعابداري است كه براي اسهال و ناراحتيهاي دستگاه تنفس و سرفه مفيد است. پوست درختچه من قابض بوده و خاصيت مسهلي دارد. از برگهاي من ميتوان مانند گل گاو زبان استفاده كرد. دمكرده ميوه من چه تازه و چه خشك به عنوان نرم كننده به تنهايي يا همراه با داروهاي ديگر تجويز ميشود. من دو نوع دارم، نوع بزرگ من به اندازهاي آلو بوده، و تخم آن از گوشت مجزا ميشود، ولي در كوچك هسته به گوشت چسبيده، لعاب آن كمتر ولي شيرينتر است. و بهترين نوع آن بحريني است. گذاشتن ميوه من در دهان و مكيدن و فرو بردن آب آن و آشاميدن آب خيسانده آن و همچنين جوشانده آن سينه و گلو را نرم ميكند و گرفتگي آواز را برطرف مينمايد و سرفه را درمان ميكند. عطش را فرو مينشاند و سوزش ادار را تسكين ميدهد. ضماد جوشانده ميوه و برگ من در دوشاب جهت باز شدن دمل و مجرب است. مقدار خوراك ميوه من تا دو مثقال است و بهتر آن است كه هميشه با عناب با خطمي مصرف شود تا براي جگر مفيد باشد، و چون چهار تا پنج عدد برگ نورسته مرا ريزريز كرده و شب در آب بخيسانيد و صبح با فشار صاف كرده و بياشاميد، جهت جريان مني و سوزاك سودمند ميباشد. گياه من از خانواده گاو زبان ميباشد.
سگ زبان
فارسي من سگ زبان است، اعراب به من لسان الكلب ميگويند. نوع ديگر من در شهسوار «كاش» ناميده ميشود و عربي آن اذن الانب يعني گوش خرگوش ميباشد. چون داراي خار بوده و به لباس ميچسبد اعراب به آن لصيقي هم ميگويند. گياه من علفي و از خانواده گاو زبان و بيشتر در سنگلاخها و در اراضي خشك آذربايجان زياد ديده ميشوم. گياه من داراي ريشه ضخيم دوكي شكل دراز و گوشتدار است، گلهاي كوچك من در فاصله ارديبهشت تا خرداد باز ميشود و رنگ آنها قرمز مايل به بنفش است.
قسمت مورد استفاده گياه من بيشتر ريشه من است. رنگ ريشه خاكستري مايل به قرمز و داراي بوي مخصوص و طعام لعابي است. من آرام كننده و كمي مخدر هستم. ميوه من تخدير بسيار دارد. ريشه گياه من قابض و برگ من ملين، است، و ريشه برگ مرا جهت معالجه نزله و امراض ريه و درمان اسهال و پيچش روده و جلوگيري از خونريزي تجويز مينمايند. ضماد برگ تازه و ريشه له شده من و جوشانده آنها جهت تسكين درد سوختگي مصرف ميشود و همچنين جهت التيام جراحات و ترك پستان، بواسير و خارش مفيد بوده اولسرها را معالجه ميكند. مقدار خوراك من به طور جوشانده يا دمكرده برگ و ريشه 30 تا 60 گرم در ليتر يك فنجان در روز ميباشد. براي شستشوي زخمها و اولسرها از جوشانده پنجاه گرم در ليتر استفاده ميكنند.
ماش هندي
فارسي من ماش هندي و عربي آن «حب القلب» است و به يك نوع من «كاسرالحجر» گويند. زيرا هنديان را عقيده بر آن است كه چنانچه كوبيده آن را بر سنگ بمالند، آن را شكننده ميكند. در اطراف تهران نواحي البرز، جوستان طالقان و كوههاي لرستان به عمل ميآيم. گياه من از خانواده گاو زبان بوده و به آن علف مرواريد هم ميگويند. زيرا دانههاي من از قشري سخت به رنگ سفيد پوشيده ميباشد. برگهاي من بيضي نوك تيز و پوشيده از تار است، گلهاي من سفيد مايل به زرد است كه بر روي انشعابات ساق پيدا ميشود.
من علاوه بر ايران، درامريكاي شمالي و اروپا و قسمتهاي معتدل آسيا به عمل ميآيم، و بيشتر در جنگلها و اماكن مرطوب سنگلاخ و زمينهاي باير رشد ميكنم. پوشش خارجي دانههاي من تركيبي است از سنگهاي آهكي و سيليسي و ريشه من داراي مادهاي قرمز رنگ است كه با آن مواد غذايي مخصوصا كره و پنير را رنگ ميكنند مغز دانههاي من داراي روغني است كه طعمي ملايم داشته و در اثر ماندن تند ميشود. من كليه را تقويت كرده و ناراحتيهاي آن را برطرف كنم، سنگ كليه را شكسته و ميريزانم، و براي اين كار داروسازان سنتي ايران دستور دادهاند كه شش مثقال دانه مرا با شش مثقال تخم شلغم در هفتاد و پنج مثقال آب بجوشانيد و بگذارند تبخير شده، فقط بيست و پنج مثقال آب بماند. سپس صاف كرده نصف ديگر را شب نيم گرم كرده بنوشند. جوشانده دانههاي من براي درمان بياختياري ادرار نيز نافع است، و آن را براي درمان نزله و سهولت زايمان نيز تجويز مينمايند. برگ و سرشاخههاي گلدار مرا ميتوانيد مانند چاي دمكرده بنوشيد، اشتها را زياد و سكسكه را برطرف ميكند و قلب را قوي مينمايد. باز كننده ادرار و عادت ماهانه نيز ميباشد. از جوشانده 30 تا 45 گرم دانههاي من با شكر و دمكرده گل خطمي و كمي شوره براي معالجه نقرس تجويز ميشود.
فرش زمردين
شعراي خوش ذوق ايراني مرا فرش زمرد دين لقب دادهاند، من نوعي ماش هندي هستم كه بيشتر در شمال شرقي ايران مانند گرگان تا شمال غربي مانند آذربايجان مخصوصا در جنگلهاي ارسباران به عمل ميآيم و گياه مرواريد بيشتر به من گفته ميشود. گياه من دو نوع ساقه دارد يكي زمين را فرش ميكند و با سبزي زيبايي كه دارد، منظره زيبايي را بوجود ميآورد و هيچگونه گلي ندارد. ساقه ديگر من كه بطور قائم ميرويد، داراي گلهاي بزرگ به رنگ لاجوردي است كه در فاصله فروردين تا خرداد باز ميشوند، و رنگ گل آنها از ارغواني تا بنفش تغيير ميكند و به همين جهت در روي گياه من گلهاي رنگارنگ ميبينيد، دانههاي من سفيد و شبيه مرواريد است.
دانه برگ و سرشاخههاي گلدار من داراي تمام خواص درماني ماش هندي است و دمكرده برگ و سرشاخههاي گلدار من را ميتوانيد به جاي چاي مصرف نماييد. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:45 AM
تشکرات از این پست