0

معاویه و ابلیس

 
a433b6090c
a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 14919
محل سکونت : خراسان جنوبی

معاویه و ابلیس

27773193817794712559.jpg

معاویه و ابلیس

معاویه در کاخ خود خوابیده بود. ناگهان مردی اورا بیدار کرد. وقتی که معاویه او را دید، به پشت پرده ی کاخ رفت و در آنجا پنهان شد.

معاویه فریاد زد: تو کیستی که اینگونه گستاخی کرده و بی اجازه وارد کاخ شده ای؟!

اوگفت: من ابلیس هستم.

معاویه گفت: چرا مرا بیدارکرده ای؟

شیطان در پاسخ گفت: هنگام نماز است. تو را بیدار کردم که سروقت به مسجد برای نماز بروی.

معاویه گفت: تو شیطان هستی و شیطان خیر بندگان را نمی خواهد. آیا ادعای دزد بر این که برای پاسبانی خانه آمده ام درست است؟

پاسخداد: تو را از خواب بیدار کردم که مبادا بخوابی و نمازت قضا شود و با دل شکسته، آه سوزان بکشی، که نمازم قضا شد و به مسجد نرفتم. ارزش این آه، از صده نماز معمولی که عادت انسان شده، بالاتر است. خواستم چنین آه و ناله نصیب تو نشود که مشمول رحمت حق تعالی گردی!

 منبع: داستانهای مثنوی، ج2، ص16-15

 

 
جمعه 25 دی 1394  7:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها