0

اسم من «دارچين» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «دارچين» است!

من اشتها آورم. نشاط آور بوده، نفس را باز مي‏كنم. پادزهر خوبي براي سموم حيواني و نباتي هستم. دلهره و وسواس رااز بين مي‏برم. كبد و معده را تقويت مي‏كنم. ضد سكسكه هستم و رعشه را نيز تسكين مي‏دهم.
نام من دارچين، مخصوص پوستهاي معطري است كه بهترين آنها در سيلان به مل مي‏آيد و انواع ديگر آن كه در خارج از سيلان مي‏رويد به مرغوبي دارچين سيلان نيست.
فارسي من دارچين سفيد است. به من دارچيني هم مي‏گويند. اعراب اسم مرا دارصيني گذاشته‏اند. سلخه نوع چيني من است كه به آن دارچين ختابي هم مي‏گويند و در هند و عمان هم كاشته مي‏شود. بوي آن كمتر از من بوده و رنگ آن كمي سرخ است ودر خواص مانند من مي‏باشد. منتها كمي ضعيف‏تر. «قرفه» نوع ديگري از من است كه خارج از سيلان روييده و داراي پوست ضخيمي مي‏باشد و در لغت عرب قرفه به معني پوست درخت است و اختصاصا نام اين پوست مي‏با شد. قرفه نيز داراي تمام خواص من بوده و قدرت آن در تقويت معده بيشتر از من است، ولي منافع ديگر كمتر از من مي‏باشد. من اشتها آور بوده، غذاهاي سنگين را لطيف مي‏كنم. ايرانيان مرا مانند چاي دم كرده و قبل و بعد از غذا مي‏نوشند و چاي دارچين معروف است.
من نفس را باز مي‏كنم و تنفس را آسان مي‏نمايم و نشاط آور بوده، قلب را جلا مي‏دهم. من پادزهر سموم حيواني و نباتي و معدني، حافظ قواي نفساني و مقوي شهوت و ضد خفقان و وحشت هستم. دلهره، وسواس را از بين مي‏برم و براي درمان جنون تجويز شده‏ام. كار من تقويت اعضاي رئيسه بدن، مخصوصا معده و كبد مي‏باشد. من بوي بد دهان را از بين مي‏برم، تنگ نفس و سرفه خلطي را درمان مي‏كنم و آواز را تصفيه مي‏نمايم. پخته من با سركه و مصطكي جهت معالجه استسقاي گوشتي توصيه شده است. ماليدن مخلوط كوبيده من با عسل، زخمهاي چركي را خشك مي‏كند و كك و مك را پاك مي‏نمايد و چنانچه با سركه همراه شود، باز هم مفيد است.
اگر مرا در روغن بجوشانيد، ماليدن اين روغن به تنهايي يا بازرده تخم مرغ پخته، جهت رعشه و تسكين درد عضلات مفيد است و براي درمان اعضاي بي حس شده به كار مي‏رود. چكاندن اين روغن در گوش، سنگيني آن را از بين مي‏برد و براي بادهاي معدي و يرقان و بواسير نافع است. در صنعت داروسازي از اسانس دارچين و در طب سنتي ايران، از عرق و عطر دارچين استفاده مي‏كنند.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى
من اشتها آورم. نشاط آور بوده، نفس را باز مي‏كنم. پادزهر خوبي براي سموم حيواني و نباتي هستم. دلهره و وسواس رااز بين مي‏برم. كبد و معده را تقويت مي‏كنم. ضد سكسكه هستم و رعشه را نيز تسكين مي‏دهم.
نام من دارچين، مخصوص پوستهاي معطري است كه بهترين آنها در سيلان به مل مي‏آيد و انواع ديگر آن كه در خارج از سيلان مي‏رويد به مرغوبي دارچين سيلان نيست.
فارسي من دارچين سفيد است. به من دارچيني هم مي‏گويند. اعراب اسم مرا دارصيني گذاشته‏اند. سلخه نوع چيني من است كه به آن دارچين ختابي هم مي‏گويند و در هند و عمان هم كاشته مي‏شود. بوي آن كمتر از من بوده و رنگ آن كمي سرخ است ودر خواص مانند من مي‏باشد. منتها كمي ضعيف‏تر. «قرفه» نوع ديگري از من است كه خارج از سيلان روييده و داراي پوست ضخيمي مي‏باشد و در لغت عرب قرفه به معني پوست درخت است و اختصاصا نام اين پوست مي‏با شد. قرفه نيز داراي تمام خواص من بوده و قدرت آن در تقويت معده بيشتر از من است، ولي منافع ديگر كمتر از من مي‏باشد. من اشتها آور بوده، غذاهاي سنگين را لطيف مي‏كنم. ايرانيان مرا مانند چاي دم كرده و قبل و بعد از غذا مي‏نوشند و چاي دارچين معروف است.
من نفس را باز مي‏كنم و تنفس را آسان مي‏نمايم و نشاط آور بوده، قلب را جلا مي‏دهم. من پادزهر سموم حيواني و نباتي و معدني، حافظ قواي نفساني و مقوي شهوت و ضد خفقان و وحشت هستم. دلهره، وسواس را از بين مي‏برم و براي درمان جنون تجويز شده‏ام. كار من تقويت اعضاي رئيسه بدن، مخصوصا معده و كبد مي‏باشد. من بوي بد دهان را از بين مي‏برم، تنگ نفس و سرفه خلطي را درمان مي‏كنم و آواز را تصفيه مي‏نمايم. پخته من با سركه و مصطكي جهت معالجه استسقاي گوشتي توصيه شده است. ماليدن مخلوط كوبيده من با عسل، زخمهاي چركي را خشك مي‏كند و كك و مك را پاك مي‏نمايد و چنانچه با سركه همراه شود، باز هم مفيد است.
اگر مرا در روغن بجوشانيد، ماليدن اين روغن به تنهايي يا بازرده تخم مرغ پخته، جهت رعشه و تسكين درد عضلات مفيد است و براي درمان اعضاي بي حس شده به كار مي‏رود. چكاندن اين روغن در گوش، سنگيني آن را از بين مي‏برد و براي بادهاي معدي و يرقان و بواسير نافع است. در صنعت داروسازي از اسانس دارچين و در طب سنتي ايران، از عرق و عطر دارچين استفاده مي‏كنند.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها