0

اسم من «خرنوب» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «خرنوب» است!

در زبان فارسي و عربي به چند نوع گياه مختلف خرنوب مي‏گويند، ولي خرنوب اصلي من هستم. به خرنوب بستاني معروف مي‏باشم. درخت من بسيار بزرگ و شبيه درخت گردكان است. ميوه من غلافي به اندازه يك وجب و نيم و ضخيم است. درخت من بسيار زيبا است و ارتفاع آن به ده متر مي‏رسد، و در جنوب ايران مخصوصا بين فارس و بندر شاهپور به عمل مي‏آيد، و درخت آن شبيه درخت گردو است اشتباها خرنوب تصور كرده‏اند، در صورتي كه چنين نيست. درخت من از خانواده پروانه‏داران و لارك، از خانواده گردو مي‏باشد و مانند درخت گردو و داراي ترشحات سمي است و خوابيدن زير آن مخصوصا در شب خطرناك است. ماهيگيران شمال بيشتر از ميوه لارك جهت صيد ماهي استفاده مي‏كنند. در وسط ميوه من شهدي شبيه عسل وجود دارد كه در ميان آن دانه‏هايي شبيه به عدس ديده مي‏شود. تكثير درخت من از راه دانه است، ولي هشت سال طول مي‏كشد تا ميوه بدهم. من يكي از درختاني هستم كه به آساني و بدون احتياج به توجه زياد رشد مي‏كنم و هر قدر هوا مرطوب‏تر باشد، بهتر به عمل مي‏آيم و همه ساله 250 تا 500 كيلو ميوه مي‏توان از من چيد. ميوه مرا در مرداد و شهريور بايد چيد و روي پارچه‏اي پهن نمود و در آفتاب خشك كرد تا ميوه تخمير نشود و كرم نگذارد.
شهد ميوه من هفتاد درصد مواد قندي، كمي موم، كمي صمغ و مقدار كمي ويتامينهاي آ- ب و ث دارد و بعلاوه داراي فسفر، منيزي، كلسيم، سيليس، و چند فلز ديگر است، و روي هم رفته يكي از مواد خوراكي است كه بايستي نسبت به ازدياد آن كوشش كرد، و از ميوه آن در تغذيه استفاده نمود. از دانه‏هاي من صمع و چسب مي‏سازند. عصاره پوست درخت من بهترين دارو براي درمان اسهال مزمن است، و يك گرم آن را در روز مي‏توان خورد.
ميوه درخت من پيشاب‏آور بوده، براي درد سينه و تقويت معده و چاق شدن تجويز مي‏شود و چون شهد مرا داخل شير كنند، طعم آن را لذيذ مي‏كند و اشتها به غذا را زياد مي‏نمايد. بهترين دارو براي درمان سرفه كهنه و مزمن است و خوردن آن با دانه جهت چاق شدن بدن مفيد مي‏باشد.
ضماد ميوه من جهت ضرب خوردگي و زگيل مفيد است و چون ميوه مرا دو پارچه كرده ويك پارچه را روي زگيل بچسبانند، آن را از بين مي‏برم. دانه‏هاي ميوه من محلل ورمها، مخصوصا ورم مقعد است.
زبان خوراكيها جلد سوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها