اسم من «چوب چيني» است!
خون را تصفيه ميكنم. در معالجه ناراحتيهاي رواني بيهمتا هستم. از پيشترفت سرطان جلوگيري ميكنم. يكي از خواص بي نظيرم، از بين بردن جذام است. علاج كند ذهني هستم و از خواص بيشماري برخوردارم كه كمتر كسي از آن مطلع است...
فارسي من چوب چيني است و به زبانهاي فرنگي به من ژين سگ گويند و اينكه عدهاي از لغتنويسان اسكوئين را كه گياه ديگري است چوب چيني ترجمه كردهاند اشتباه ميباشد.
عربي من جنسه و جنسج است. هزار سال پيش من در داخل حصار چين محبوس بوده و كسي از خواص معجزهآساي من جز چينيها اطلاع نداشت و به همين جهت دركتب دانشمندان و پزشكان بزرگ ايراني «محمد بن زكرياي رازي» و «شيخ الرئيس ابوعلي سينا» وارد نگرديم و چون پايه طبابت در اروپا را كتب دو دانشمند نامبرده تشكيل ميداد، به همين جهت اروپاييان اطلاع كافي در مورد من نداشت، ولي اخيرا پي به خواص من برده و كارخانههاي بزرگ داروسازي مشغول مطاله ميباشند تا بتوانند خواص دارويي مرا پيدا كرده و از آن بهرهبرداري نمايند، غافل از اينكه پس از باز شدن ديوار چين عدهاي از پزشكان ايراني مانند حكيم ميرعمادالدين شيرازي، حكيم ميرزاقاضي يزدي، حكيم مير محمد تهراني و حكيم مؤمن، روي من قبلا مطالعه كرده و خواص استفاده از من را پيدا كردهاند و چنانچه كارخانههاي بزرگ داروسازي بخواهند ميتوانند تمام اينها را در كتب ايراني خوانده و از آن بهرهبرداري نمايند.
زادگاه اصلي من چين است و چون مرا در جاهاي ديگر بكارند يا سبز نميشوم و يا تغير ماهيت داده بسياري از خواص خود را از دست ميدهم. چنانچه صاحب كتاب مخزن الادويه توانست ريشه مرا با مقداري خاك قرمز زادگاه اصلي من بدست آورد و آن را در باغچه منزل خود در مرشد آباد بكارد. گياه من روئيد، ريشه آن شيرينتر از گياه چيني ولي خواص آن كمتر بوده و چون سال ديگر ريشه جديد را كاشتند پوسيده و سبز نگرديد. اخيرا نيز در آمريكا، ژاپن، كره و بسياري از كشورهاي ديگر مرا كاشتهاند ولي هيچكدام مانند گياه اصلي من نيست. من براي تقويت قوه باه و برگشت شهوت مأيوسان، تصفيه خون و معالجات رواني و انواع جنون، ماليخوليا و مانيا و معالجه امراض صعب العلاج مثل انواع سرطان و تومورهاي بدخيم و خوش خيم و زخمهاي پليد و چركين جذام، فلج، رعشه، تشنج امتلايي (اسپاسم)، سردرد مزمن، درد شقيقه، كندي ذهن، حواس پرتي، و فراموشي مفيد ميباشم. ريشه من كمي خوابآور، پيشابآور و قاعدهآور ميباشد و سريع النفوذ در رگهاي موئين بوده و براي بسياري از امراض تجويز شدهام. بزرگترين خاصيتي كه داروسازان سنتي ايران به من نسبت دادهاند و داروسازي جديد از آن بياطلاع است معالجه بيماري اوراق كه به ندرت ديده ميشود و اخيرا در ايران چند مورد ديده شده است، نوعي خوره عصبي است، در اين بيماري كه از نوك انگشتان شروع ميشود مغز خاكستري عصب به تدريج خورده شده و به تدريج از بين ميروند. به اين جهت به آن زمور عضلاني نيز ميگويند.
همينكه اين خوره به اعصاب قلب رسيد، بيمار تلف ميشود. حداكثر دوره اين بيماري از تاريخ ابتلا تا رسيدن مرگ كمتر از دو سال و دو ماه ميباشد. نام فرنگي بيماري اوراق (ساركو) ميباشد. خاصيت ديگري كه داروسازان سنتي ايران به آن دادهاند، درمان معتادان به ترياك ميباشد كه شرح مفصل آن در قراباد كبير نوشته شده است.
قسمت مورد استفاده من ريشهام ميباشد و در بازار متأسفانه ريشههاي ديگر را به جاي ريشه من ميفروشند مخصوصا در بازار اروپا بيشتر ژين سنگ ژاپني كه فقط شباهت به ريشه من دارد زياد ديده ميشود. اينكه ميگويند چوب چيني را نبايد با يك نمك و ترشي خورد صحيح نيست.
عشه چيني
من نوعي ساقه زيرزميني هستم كه مرا از چين و ژاپن ميآورند و غالبا مرا با چوب چيني ترجمه كردهاند. عربي من جزوار چيني است و منافع چوب چيني را ندارم. من، بيبو، بدون طعم چوب چيني كمي شيرين است. من داراي تانن صمغ بوده و خاصيت مسهلي دارم و نبايد مرا با گياه عشبه معمولي كه خود را قبلا در زبان خوراكيها معرفي كرده است اشتباه كرد. من در كنار بحر خزر نيز ميرويم و نوع ايراني من براي تصفيه خون و نقرس مفيد است و بهترين دارو براي معالجه سفليس ميباشم. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:23 AM
تشکرات از این پست