اسم من «جنطييانا» است!
فارسي من كوشاد و عربي من كف الذئب - دوا الخيه و قبطي الملك است. در كتب طب سنتي بمن جنطييانا كه معرب زانسياناي لاتيني است گفتهاند، و چنانچه ميگويند اين نام منسوب به پادشاهي است بنام جنطين كه براي اولين بار با استفاده از من شفا يافت. من بيش از ششصد نوع دارم، نوع معروف آن جنطيياناي رومي است كه در ايران نميرويد، ولي نوعي شبيه به آن در شمال ايران مخصوصا شمال غربي آذربايجان - قره داغ - حسن بگلو - كاليبار و كوههاي اهر ميرويد و در كتب سنتي آنرا جرمغاني خواندهاند. نوع ايراني من گياهي است علفي پايا كه ارتفاع آن 10 تا 15 سانتيمتر است، ساقه آن بصورت استوانهاي ضخيم ميباشد. علاوه بر ايران در اروپا و قفقاز نيز ميرويد و به آن جنطيياناي صليبي و يا صليبك (صليب كوچك) ميگويند - برگهاي من دراز - نك تيز بوده پنج رگبرگ متمايز دارد. گلهاي من زيبا، آبي رنگ مايل به خاكستري بصورت مجتمع در كنار برگها ظاهر ميشود. مرا بعلت زيبائي گلهايم پرورش ميدهند. قسمت مورد استفادهي من بيشتر ريشه گياه من است كه تببر بوده، و سابقا از آن براي معالجهي هاري استفاده ميكردند. محمد بن زكرياي رازي و شاگردان او بنوع ايراني من عقيدهي زيادي داشته، و آنرا داروي بسيار مفيدي ميدانستند و در بسياري از امراض استفادهي آنرا توصيه كردهاند، و در ساختن پادزهرها از آن و عصاره آن استفاده مينمودند. نوع رومي من از داروهاي مقوي تلخ بوده، و اشتهاآور است و با اين كه مسهل نيست دفع را تسهيل مينمايد، و آنرا براي معالجهي مالاريا و دفع كرمك اطفال تجويز مينمايند. ريشه من قابض بوده و پاك كننده معده است و گرفتگي رودهها را باز ميكند و قلب را از زيان سموم حفظ مينمايد. پيشابآور و مخرج حنين است. پادزهر حشرات است، و از دوستان كبد بوده، ورم آنرا برطرف ميكند، خوردن يك مثقال عصارهي ريشهي من جهت تسكين درد پهلو و شكم و پيچيدگي اعصاب مفيد ميباشد. ضماد ريشهي من با سركه جهت از بين بردن لكههاي جلدي سودمند ميباشد، و گويند ماليدن آن با حنا در كف دست قاطع خون قاعدگي است. داروسازان سنتي ايران عصارهي ريشهي مرا در شيافهاي مسكن خود وارد كرده و اثر آنرا برابر با ترياك سياه ميدانستند، ترياك سياه چنانچه قبلا خود را در كتاب زبان خوراكيها معرفي كرده است، شيرهي نوعي شقايق است كه در دامنهي كوههاي البرز بعمل آمده و بعلت داشتن تبائين يكي از مسكنهاي بسيار قوي است، و با آن ميتوان تركيباتي ساخت كه هزار برابر مرفين قدرت تسكين دهنده داشته باشد. ربيع اخوين در كتاب راهنماي دانشجويان پزشكي كه نخستين كتاب طبي بزبان فارسي است و در قرن چهارم هجري نوشته شده است، نسخههائي جهت معالجه امراض سنگ كليه - سياتيك - ورم طحال و چند بيماري ديگر تجويز كرده كه در همهي آنها جنطييانا وارد شده است.
قنطوريون باريك
داروسازان سنتي ايران به گل گندم قنطوريون بزرگ و بمن كه از خانوادهي جنطييانا ميباشم قنطوريون كوچك و قنطوريون باريك ميگويند. عربي من مراره االحنش ميباشد. در زبان فرنگي بمن سانتوري كوچك ميگويند. من در آذربايجان ميشواداغ - يام سردره - شنزارهاي شمال ايران - اطراف رشت و سنگر - شرق و غرب ايران ميرويم و يك نوع من در اصفهان - كرمان - رازمان - شمال ايران تا رضائيه و اطراف كرج ميرويد. در خارج از ايران ميتوانيد انواع مرا در شمال افريقا و الجزيره پيدا كنيد. در بعضي از كشورهاي اروپا مرا پرورش ميدهند - برگهاي زيرين من بيضي نك تيز بوده، و داراي پنج تا هفت رگبرگ است، ولي برگهاي قسمت بالاي ساقهي من كوچك و متقابل است. رگبرگهاي من سبز مايل بزرد، گلهاي من زيبا و قرمز است، و بيشتر در انتهاي ساقه در يك سطح ميرويد، و در ماههاي تير و مرداد گلهاي من ظاهر ميشوند. قسمت مورد استفادهي من كليه اندامهاي هوايي من است، ولي ريشهي من چندان مصرف ندارد، براي مصرف داروئي بهتر آنست كه ساقههاي هوايي مخصوصا سر شاخههاي گلدار مرا هنگامي كه هنوز گلدار است قطع كرده، و قسمتهاي نازك آنرا همراه با شاخههاي گلدار در حرارت آفتاب خشك كرد. من اشتهاآور - مقوي معده - صفرابر - تببر و بطور خفيف ملين ميباشم، خوردن اعضا هوايي من ضعف مزمن معده را از بين ميبرد، و يبوست را معالجه ميكند. حركات دودي و ترشحات معدي را تقويت مينمايد، و درد شكم را كه در نتيجهي سوء هاضمه و نفخ معده باشد، تسكين داده و از تخمير غذا جلوگيري ميكند. من براي درمان ناراحتيهاي كبد و كليه مفيد ميباشم. كمخوني دختران و زردي رخسار آنها را معالجه ميكنم، و براي اورام مفاصل - نقرس و مرض قند توصيه شدهام. ضماد له شده گياه و گلهاي تازه من جراحات را التيام ميدهد - سرمه شيره گياه تازه من همراه با عسل نور چشم را زياد و تاريكي آنرا برطرف مينمايد. يك نوع ايراني من كه نزديك بركهها و كنار جويبارها ميرويد مفيدتر بوده و چنانچه دو مثقال آنرا با هفتاد مثقال آب بجوشانند تا مقدار آب آن نصف شود و بعد با شكر يا عسل شيرين كرده بنوشند سودا، صفرا و بلغم را دفع كرده پادزهر سموم حشرات مخصوصا عقرب است، براي هيستري - قولنج و درد مفاصل مفيد است. گرفتگي جگر و سختي طحال را برطرف ميكند. ضماد تازه آن براي جراحات چشم نافع است و با پيه جهت التيام زخمهاي تازه و كهنه مفيد ميباشد. عصاره آن با جوشاندهي شنبليله جهت امراض سينه سودمند است، ماليدن عصاره آن با سركه جهت تسكين سر دردي كه در اثر آفتاب بهمرسيده باشد مفيد ميباشد، و چون موي سر را بانوره از بين برند، و عصاره مرا با سركه بمالند جهت درمان زخم سر و روييدن مو نافع ميباشد. ماليدن عصارهي آن با عسل جهت دفع شپش و رشك مفيد است، ماليدن عصارهي آن با كاكنج جهت ورم چشم سودمند بوده براي تراخم نافع است، و نيز براي رفع دردهاي كهنه چشم و آثار قرنيه و مو در آوردن پلك چشم مفيد ميباشد، و براي تراخم و جرب پلك چشم دستور دادهاند كه پلك را برگردانند. و به آن عصاره قنطوريون باريك و آب انار بمالند تا بفوري بر طرف شود چكاندن اين عصاره با روغن در گوش جهت ضربات گوش و با آب شفتالو جهت كرم گوش و با آب ترب جهت رفع سنگيني گوش سود فراوان دارد. ماليدن اين عصاره با روغن نرگس و خردل و سركه جهت فرو نشاندن ورم پشت گوش مفيد است. چكاندن اين عصاره با سركه و آب پياز عنصل در بيني، زخم آنرا بر طرف كرده و از خون دماغ جلوگيري مي كند، مخصوصا اگر مقدار كمي زاج و كافور به آن بيافزايند، مزمزه عصاره من با گلاب بوي بد دهان را از بين ميبرد، و جوشهاي دهان را برطرف ميكند و غرغره آن با آب بارهنگ و تاجريزي جهت ورم لوزتين نافع ميباشد، و با جوشاندهي ميوه سرو جهت دندان درد مفيد است، حمول اين عصاره قاعدهآور بوده و بخور آن از كزاز جلوگيري مينمايد. |
| زبان خوراكيها جلد سوم |
دكتر غياث الدين جزايرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:18 AM
تشکرات از این پست