0

اسم من «جنطييانا» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «جنطييانا» است!

فارسي من كوشاد و عربي من كف الذئب - دوا الخيه و قبطي الملك است. در كتب طب سنتي بمن جنطييانا كه معرب زانسياناي لاتيني است گفته‏اند، و چنانچه مي‏گويند اين نام منسوب به پادشاهي است بنام جنطين كه براي اولين بار با استفاده از من شفا يافت. من بيش از ششصد نوع دارم، نوع معروف آن جنطيياناي رومي است كه در ايران نمي‏رويد، ولي نوعي شبيه به آن در شمال ايران مخصوصا شمال غربي آذربايجان - قره داغ - حسن بگلو - كاليبار و كوه‏هاي اهر مي‏رويد و در كتب سنتي آنرا جرمغاني خوانده‏اند. نوع ايراني من گياهي است علفي پايا كه ارتفاع آن 10 تا 15 سانتي‏متر است، ساقه آن بصورت استوانه‏اي ضخيم مي‏باشد. علاوه بر ايران در اروپا و قفقاز نيز مي‏رويد و به آن جنطيياناي صليبي و يا صليبك (صليب كوچك) مي‏گويند - برگهاي من دراز - نك تيز بوده پنج رگبرگ متمايز دارد. گلهاي من زيبا، آبي رنگ مايل به خاكستري بصورت مجتمع در كنار برگها ظاهر مي‏شود. مرا بعلت زيبائي گلهايم پرورش مي‏دهند. قسمت مورد استفاده‏ي من بيشتر ريشه گياه من است كه تب‏بر بوده، و سابقا از آن براي معالجه‏ي هاري استفاده مي‏كردند. محمد بن زكرياي رازي و شاگردان او بنوع ايراني من عقيده‏ي زيادي داشته، و آنرا داروي بسيار مفيدي مي‏دانستند و در بسياري از امراض استفاده‏ي آنرا توصيه كرده‏اند، و در ساختن پادزهرها از آن و عصاره آن استفاده مي‏نمودند. نوع رومي من از داروهاي مقوي تلخ بوده، و اشتهاآور است و با اين كه مسهل نيست دفع را تسهيل مي‏نمايد، و آنرا براي معالجه‏ي مالاريا و دفع كرمك اطفال تجويز مي‏نمايند. ريشه من قابض بوده و پاك كننده معده است و گرفتگي روده‏ها را باز مي‏كند و قلب را از زيان سموم حفظ مي‏نمايد. پيشاب‏آور و مخرج حنين است. پادزهر حشرات است، و از دوستان كبد بوده، ورم آنرا برطرف مي‏كند، خوردن يك مثقال عصاره‏ي ريشه‏ي من جهت تسكين درد پهلو و شكم و پيچيدگي اعصاب مفيد مي‏باشد. ضماد ريشه‏ي من با سركه جهت از بين بردن لكه‏هاي جلدي سودمند مي‏باشد، و گويند ماليدن آن با حنا در كف دست قاطع خون قاعدگي است. داروسازان سنتي ايران عصاره‏ي ريشه‏ي مرا در شيافهاي مسكن خود وارد كرده و اثر آنرا برابر با ترياك سياه مي‏دانستند، ترياك سياه چنانچه قبلا خود را در كتاب زبان خوراكيها معرفي كرده است، شيره‏ي نوعي شقايق است كه در دامنه‏ي كوه‏هاي البرز بعمل آمده و بعلت داشتن تبائين يكي از مسكن‏هاي بسيار قوي است، و با آن ميتوان تركيباتي ساخت كه هزار برابر مرفين قدرت تسكين دهنده داشته باشد. ربيع اخوين در كتاب راهنماي دانشجويان پزشكي كه نخستين كتاب طبي بزبان فارسي است و در قرن چهارم هجري نوشته شده است، نسخه‏هائي جهت معالجه امراض سنگ كليه - سياتيك - ورم طحال و چند بيماري ديگر تجويز كرده كه در همه‏ي آنها جنطييانا وارد شده است.
قنطوريون باريك
داروسازان سنتي ايران به گل گندم قنطوريون بزرگ و بمن كه از خانواده‏ي جنطييانا مي‏باشم قنطوريون كوچك و قنطوريون باريك مي‏گويند. عربي من مراره االحنش مي‏باشد. در زبان فرنگي بمن سانتوري كوچك مي‏گويند. من در آذربايجان ميشواداغ - يام سردره - شن‏زارهاي شمال ايران - اطراف رشت و سنگر - شرق و غرب ايران مي‏رويم و يك نوع من در اصفهان - كرمان - رازمان - شمال ايران تا رضائيه و اطراف كرج مي‏رويد. در خارج از ايران مي‏توانيد انواع مرا در شمال افريقا و الجزيره پيدا كنيد. در بعضي از كشورهاي اروپا مرا پرورش مي‏دهند - برگهاي زيرين من بيضي نك تيز بوده، و داراي پنج تا هفت رگبرگ است، ولي برگهاي قسمت بالاي ساقه‏ي من كوچك و متقابل است. رگبرگهاي من سبز مايل بزرد، گلهاي من زيبا و قرمز است، و بيشتر در انتهاي ساقه در يك سطح مي‏رويد، و در ماه‏هاي تير و مرداد گلهاي من ظاهر مي‏شوند. قسمت مورد استفاده‏ي من كليه اندام‏هاي هوايي من است، ولي ريشه‏ي من چندان مصرف ندارد، براي مصرف داروئي بهتر آنست كه ساقه‏هاي هوايي مخصوصا سر شاخه‏هاي گلدار مرا هنگامي كه هنوز گل‏دار است قطع كرده، و قسمت‏هاي نازك آنرا همراه با شاخه‏هاي گلدار در حرارت آفتاب خشك كرد. من اشتهاآور - مقوي معده - صفرابر - تب‏بر و بطور خفيف ملين مي‏باشم، خوردن اعضا هوايي من ضعف مزمن معده را از بين ميبرد، و يبوست را معالجه مي‏كند. حركات دودي و ترشحات معدي را تقويت مي‏نمايد، و درد شكم را كه در نتيجه‏ي سوء هاضمه و نفخ معده باشد، تسكين داده و از تخمير غذا جلوگيري مي‏كند. من براي درمان ناراحتي‏هاي كبد و كليه مفيد مي‏باشم. كم‏خوني دختران و زردي رخسار آنها را معالجه مي‏كنم، و براي اورام مفاصل - نقرس و مرض قند توصيه شده‏ام. ضماد له شده گياه و گلهاي تازه من جراحات را التيام مي‏دهد - سرمه شيره گياه تازه من همراه با عسل نور چشم را زياد و تاريكي آنرا برطرف مي‏نمايد. يك نوع ايراني من كه نزديك بركه‏ها و كنار جويبارها مي‏رويد مفيدتر بوده و چنانچه دو مثقال آنرا با هفتاد مثقال آب بجوشانند تا مقدار آب آن نصف شود و بعد با شكر يا عسل شيرين كرده بنوشند سودا، صفرا و بلغم را دفع كرده پادزهر سموم حشرات مخصوصا عقرب است، براي هيستري - قولنج و درد مفاصل مفيد است. گرفتگي جگر و سختي طحال را برطرف مي‏كند. ضماد تازه آن براي جراحات چشم نافع است و با پيه جهت التيام زخم‏هاي تازه و كهنه مفيد مي‏باشد. عصاره آن با جوشانده‏ي شنبليله جهت امراض سينه سودمند است، ماليدن عصاره آن با سركه جهت تسكين سر دردي كه در اثر آفتاب بهمرسيده باشد مفيد مي‏باشد، و چون موي سر را بانوره از بين برند، و عصاره مرا با سركه بمالند جهت درمان زخم سر و روييدن مو نافع مي‏باشد. ماليدن عصاره‏ي آن با عسل جهت دفع شپش و رشك مفيد است، ماليدن عصاره‏ي آن با كاكنج جهت ورم چشم سودمند بوده براي تراخم نافع است، و نيز براي رفع دردهاي كهنه چشم و آثار قرنيه و مو در آوردن پلك چشم مفيد مي‏باشد، و براي تراخم و جرب پلك چشم دستور داده‏اند كه پلك را برگردانند. و به آن عصاره قنطوريون باريك و آب انار بمالند تا بفوري بر طرف شود چكاندن اين عصاره با روغن در گوش جهت ضربات گوش و با آب شفتالو جهت كرم گوش و با آب ترب جهت رفع سنگيني گوش سود فراوان دارد. ماليدن اين عصاره با روغن نرگس و خردل و سركه جهت فرو نشاندن ورم پشت گوش مفيد است. چكاندن اين عصاره با سركه و آب پياز عنصل در بيني، زخم آنرا بر طرف كرده و از خون دماغ جلوگيري مي كند، مخصوصا اگر مقدار كمي زاج و كافور به آن بيافزايند، مزمزه عصاره من با گلاب بوي بد دهان را از بين مي‏برد، و جوش‏هاي دهان را برطرف مي‏كند و غرغره آن با آب بارهنگ و تاجريزي جهت ورم لوزتين نافع مي‏باشد، و با جوشانده‏ي ميوه سرو جهت دندان درد مفيد است، حمول اين عصاره قاعده‏آور بوده و بخور آن از كزاز جلوگيري مي‏نمايد.
زبان خوراكيها جلد سوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها