اسم من «تره» است!
املاح معدني، كلسيم و آهن به وفور در من موجود است.
رنگ چهره را باز ميكنم.
فارسي من گندنا ميباشد، ولي اكنون بيشتر به من تره و سبزي تره ميگويند. اهالي گيلان مرا «كوار» مينامند.
يك نوع شيرين و مفيد من در كردستان به عمل ميآيد كه به زبان محلي «كيلافه» نام دارد. اقسام وحشي من باريك و تند بوده، و كوچوك ناميده ميشود. و دو برادر دارم يكي به نام والك و ديگري به نام تره پياز كه به آن تره فرنگي هم ميگويند. عربي من كراث و كراثالبقل است. من از خانوادهي پياز بوده و مانند آن سودمند ميباشم، ولي بوي من از آن كمتر است، و كسي كه مرا خرد كند مجبور به ريختن اشك نيست. ادرار را زياد ميكنم - خلطآور بوده و سينه را نرم مينمايم و براي از بين بردن ذرات و رسوبات زرد رنگ از ادرار مبتلايان به رماتيسم تجويز شدهام. جوشاندهي من براي باز شدن صدا و درمان زكام - سرفه - لارنژيت و برونشيت و بطور كلي در التهابات دستگاه تنفس و رمهاي آن به كار ميرود! اگر مرا له كنيد و بر محل نيش زنبور و زنبور عسل بگذاريد، درد آنرا تسكين ميدهم - من سرشار از ويتامين ث و املاح معدني، مثل كلسيم و آهن ميباشم و مقدار اين ويتامين و املاح در من خيلي بيشتر از مقدار آنها در تره فرنگي است. به حد كافي منيزي هم دارم و به همين جهت از سرطان جلوگيري ميكنم. ماليدن برگ من با سركه به پيشاني و جلو سر، خون دماغ را بند ميآورد. من براي بواسير و بادهاي غليظ شكم مفيد ميباشم. اشتها را باز ميكنم و غريزه جنسي را تحريك مينمايم و رنگ چهره را باز كرده و بر زيبايي و لطافت پوست ميافزايم. ارامنهي ايران به خوردن من علاقهي زياد دارند و زيبايي و خوش آب و رنگي بانوان را از آن ميدانند.
خوردن خام من قصب الريه را پاك و كيسه صفرا را باز ميكنم. به هضم غذا كمك ميكنم. مقوي كمر، ملين طبع بوده و از قولنج جلوگيري مينمايم، برگ من پيشابآور و قاعدهآور است، خوردن برگ من بعد از طعام مانع ترش كردن آن است. شهوت را زياد ميكند. چنانچه برگ من به مقدار پانزده گرم خورده شود، خون بواسير را بند ميآورد. خوردن من با عسل جهت امراض سرد سينه و ورمهاي ريه و باز شدن آنها مفيد است. ريختن من در آش جو جهت درمان تنگ نفس توصيه شده است. ترشي تره باز كنندهي جگر و سپرز و معالج قولنج است - گرد خشك كردهي من مسهل خون جمع شده در معده است. حمول برگ كوبيده من به تنهايي و يا با داروهاي مناسب پاككننده ترشح رحم و ضد عفوني كنندهي آن بوده و مانع از افتادن جنين است. چنانچه مرا با سركه و نمك پخته و زني كه مبتلا به ورم رحم است در آب آن بنشيند درمان خواهد شد، و چون مرا دو بار بپزند و بفشارند و بعد شسته با غذا ميل نمايند، لذيذتر شده و نفخ از بين ميرود ولي از خواص من كاسته ميگردد. خوردن من با عسل پادزهر سموم مخصوصا مسموميت غذايي است و براي معالجه امراض جلدي نافع است. ضماد برگ من با سماق جهت اگزما و با نمك جهت زخمهاي چركي نافع است. من داراي نوع پنيسيلين بوده، و بيشتر خواص درماني من نتيجهي آن است، انواع من از پياز دير هضمتر و نفاختر است. زيادهروي در خوردن من باعث تاريكي چشم و فساد لثه و ديدن خوابهاي آشفته است و چون شمشير و كارد را با آب من آب دهند ديرتر كند خواهند شد.
تخم تره
خوردن دو مثقال تخم من با 2 مثقال «مورد» درمان امراض سرد و بند آوردن خونريزي است. جگر را باز ميكند و محرك اشتها و مقوي كمر و كليه و مثانه است. بو داده تخم من به تنهايي قاطع اسهال مزمن و پيچش معده است. بادشكن بوده، و بخور آن جهت بواسير نافع است.
بخور بذر من با موم و قطران، درد دندان را تسكين ميدهد و پوسيدگي آن را راكد ميكند. ضماد عصاره بذر من بر جاي نيش حشرات و افعي و پاك كردن كك و مك و آثار جلدي مفيد است. چنانچه بذر مرا بكوبيد و داخل سركه بريزيد ترشي آن را از بين ميرود و اين به علت زيادي املاح قليايي آن است. مضر ريه و كليه و مثانه است. در تقويت باه تخم فرنگي قويتر از بذر تره معمولي است.
تره بياباني
من با برگ نازك خود ترهي وحشي بوده، و بنام «كوچوك» شهرت دارم تندي من بيش از نوع بستاني است و خاصيت ضد عفوني كنندهي من چند برابر است. ادرارآور خوبي هستم، قاعده بانوان را باز ميكنم. خمول من ضد عفوني كنندهي رحم است، ولي براي زنان آبستن خوب نيست. زيرا سبب سقط جنين ميشود - عصاره من مسهل سودا ميباشد، ولي زيادهروي در خوردن آن باعث خونريزي است و چنانچه بذر مرا پنج روز، بخورند بواسير را بند ميآورد. پادزهر حشرات است، ضماد آن براي برص توصيه شده است، و يك نوع وحشي كه در كوهستانها ميرويد، برگ آن باريكتر و طعم آن شيرينتر و خوشبوتر است اين نوع را كه در كردستان «كيلافه» نامند در تسكين درد معده و روده مؤثرتر است و در ساير خواص همانند ترهي معمولي است.
والك
فارسي من والك است - بين تره و سير قرار دارم و در كتب مختلف از من كراث الثوم كراثي - سير خرس - كراث الدب و سير جنگلي ياد كردهاند. ضد عفونيكننده قوي هستم. به هضم غذا كمك ميكنم - سرشار از ويتامين «ث» بوده و داراي لعاب و صمغ زياد ميباشم. فشار خون را كم ميكنم، ادرار - شير و عرق را زياد ميكنم و قاعدهآور هستم. سينه را نرم و صدا را باز مينمايم و درمان خوبي براي تنگ نفس ميباشم - اثر خوبي بر روي اعصاب دارم و مرا براي درمان نسيان و تقويت اعصاب و اشخاص فالج و لقوهاي تجويز كردهاند. من ضد كرم معده و ضد كرم كدو ميباشم. شهوت را زياد ميكنم و درد رماتيسم و سياتيك و نقرس را تسكين ميدهم. ادرار را باز ميكنم و رنگ چهره را نيكو ميسازم - پادزهر سموم حيواني و غذايي هستم. مداومت در خوردن من سبب ريزش موي سفيد و در آمدن موي سياه به جاي آن است، و از اين نظر شباهت زيادي به سير دارم.
تره فرنگي
در گذشته در ايران به من ترهي شامي و اكنون تره فرنگي ميگويند. دو نوع دارم يكي پيازش كوچكتر و ديگري بزرگتر است. برگ مرا خام نميتوان خورد و معمولا پخته خورده ميشوم. در بين حيوانات كبك به خوردن من علاقه زياد دارد. زيرا صداي او با خوردن من باز و بلند ميشود. من ادرار را زياد ميكنم - نفخ معده را برطرف ميسازم. شير و عرق را زياد ميكنم و تنگي نفس را شفا ميبخشم. من داراي ويتامين ث هستم، ولي مقدار اين ويتامين در من كمتر از ترهي معمولي است. املاح آهن و كلسيم و منيزيم هم كمتر از تره دارم. |
| زبان خوراكيها جلد يك |
دكتر غياث الدين جزايري |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:13 AM
تشکرات از این پست