0

اسم من «تره» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «تره» است!

املاح معدني، كلسيم و آهن به وفور در من موجود است.
رنگ چهره را باز مي‏كنم.
فارسي من گندنا مي‏باشد، ولي اكنون بيشتر به من تره و سبزي تره مي‏گويند. اهالي گيلان مرا «كوار» مي‏نامند.
يك نوع شيرين و مفيد من در كردستان به عمل مي‏آيد كه به زبان محلي «كيلافه» نام دارد. اقسام وحشي من باريك و تند بوده، و كوچوك ناميده مي‏شود. و دو برادر دارم يكي به نام والك و ديگري به نام تره پياز كه به آن تره فرنگي هم مي‏گويند. عربي من كراث و كراث‏البقل است. من از خانواده‏ي پياز بوده و مانند آن سودمند مي‏باشم، ولي بوي من از آن كمتر است، و كسي كه مرا خرد كند مجبور به ريختن اشك نيست. ادرار را زياد مي‏كنم - خلطآور بوده و سينه را نرم مي‏نمايم و براي از بين بردن ذرات و رسوبات زرد رنگ از ادرار مبتلايان به رماتيسم تجويز شده‏ام. جوشانده‏ي من براي باز شدن صدا و درمان زكام - سرفه - لارنژيت و برونشيت و بطور كلي در التهابات دستگاه تنفس و رمهاي آن به كار مي‏رود! اگر مرا له كنيد و بر محل نيش زنبور و زنبور عسل بگذاريد، درد آنرا تسكين مي‏دهم - من سرشار از ويتامين ث و املاح معدني، مثل كلسيم و آهن مي‏باشم و مقدار اين ويتامين و املاح در من خيلي بيشتر از مقدار آن‏ها در تره فرنگي است. به حد كافي منيزي هم دارم و به همين جهت از سرطان جلوگيري مي‏كنم. ماليدن برگ من با سركه به پيشاني و جلو سر، خون دماغ را بند مي‏آورد. من براي بواسير و بادهاي غليظ شكم مفيد مي‏باشم. اشتها را باز مي‏كنم و غريزه جنسي را تحريك مي‏نمايم و رنگ چهره را باز كرده و بر زيبايي و لطافت پوست مي‏افزايم. ارامنه‏ي ايران به خوردن من علاقه‏ي زياد دارند و زيبايي و خوش آب و رنگي بانوان را از آن مي‏دانند.
خوردن خام من قصب الريه را پاك و كيسه صفرا را باز مي‏كنم. به هضم غذا كمك مي‏كنم. مقوي كمر، ملين طبع بوده و از قولنج جلوگيري مي‏نمايم، برگ من پيشاب‏آور و قاعده‏آور است، خوردن برگ من بعد از طعام مانع ترش كردن آن است. شهوت را زياد مي‏كند. چنانچه برگ من به مقدار پانزده گرم خورده شود، خون بواسير را بند مي‏آورد. خوردن من با عسل جهت امراض سرد سينه و ورمهاي ريه و باز شدن آنها مفيد است. ريختن من در آش جو جهت درمان تنگ نفس توصيه شده است. ترشي تره باز كننده‏ي جگر و سپرز و معالج قولنج است - گرد خشك كرده‏ي من مسهل خون جمع شده در معده است. حمول برگ كوبيده من به تنهايي و يا با داروهاي مناسب پاك‏كننده ترشح رحم و ضد عفوني كننده‏ي آن بوده و مانع از افتادن جنين است. چنانچه مرا با سركه و نمك پخته و زني كه مبتلا به ورم رحم است در آب آن بنشيند درمان خواهد شد، و چون مرا دو بار بپزند و بفشارند و بعد شسته با غذا ميل نمايند، لذيذتر شده و نفخ از بين مي‏رود ولي از خواص من كاسته مي‏گردد. خوردن من با عسل پادزهر سموم مخصوصا مسموميت غذايي است و براي معالجه امراض جلدي نافع است. ضماد برگ من با سماق جهت اگزما و با نمك جهت زخم‏هاي چركي نافع است. من داراي نوع پنيسيلين بوده، و بيشتر خواص درماني من نتيجه‏ي آن است، انواع من از پياز دير هضم‏تر و نفاختر است. زياده‏روي در خوردن من باعث تاريكي چشم و فساد لثه و ديدن خوابهاي آشفته است و چون شمشير و كارد را با آب من آب دهند ديرتر كند خواهند شد.
تخم تره‏
خوردن دو مثقال تخم من با 2 مثقال «مورد» درمان امراض سرد و بند آوردن خون‏ريزي است. جگر را باز مي‏كند و محرك اشتها و مقوي كمر و كليه و مثانه است. بو داده تخم من به تنهايي قاطع اسهال مزمن و پيچش معده است. بادشكن بوده، و بخور آن جهت بواسير نافع است.
بخور بذر من با موم و قطران، درد دندان را تسكين مي‏دهد و پوسيدگي آن را راكد مي‏كند. ضماد عصاره بذر من بر جاي نيش حشرات و افعي و پاك كردن كك و مك و آثار جلدي مفيد است. چنانچه بذر مرا بكوبيد و داخل سركه بريزيد ترشي آن را از بين مي‏رود و اين به علت زيادي املاح قليايي آن است. مضر ريه و كليه و مثانه است. در تقويت باه تخم فرنگي قوي‏تر از بذر تره معمولي است.
تره بياباني‏
من با برگ نازك خود تره‏ي وحشي بوده، و بنام «كوچوك» شهرت دارم تندي من بيش از نوع بستاني است و خاصيت ضد عفوني كننده‏ي من چند برابر است. ادرارآور خوبي هستم، قاعده بانوان را باز مي‏كنم. خمول من ضد عفوني كننده‏ي رحم است، ولي براي زنان آبستن خوب نيست. زيرا سبب سقط جنين مي‏شود - عصاره من مسهل سودا مي‏باشد، ولي زياده‏روي در خوردن آن باعث خونريزي است و چنانچه بذر مرا پنج روز، بخورند بواسير را بند مي‏آورد. پادزهر حشرات است، ضماد آن براي برص توصيه شده است، و يك نوع وحشي كه در كوهستان‏ها مي‏رويد، برگ آن باريكتر و طعم آن شيرين‏تر و خوشبوتر است اين نوع را كه در كردستان «كيلافه» نامند در تسكين درد معده و روده مؤثرتر است و در ساير خواص همانند تره‏ي معمولي است.
والك‏
فارسي من والك است - بين تره و سير قرار دارم و در كتب مختلف از من كراث الثوم كراثي - سير خرس - كراث الدب و سير جنگلي ياد كرده‏اند. ضد عفوني‏كننده قوي هستم. به هضم غذا كمك مي‏كنم - سرشار از ويتامين «ث» بوده و داراي لعاب و صمغ زياد مي‏باشم. فشار خون را كم مي‏كنم، ادرار - شير و عرق را زياد مي‏كنم و قاعده‏آور هستم. سينه را نرم و صدا را باز مي‏نمايم و درمان خوبي براي تنگ نفس مي‏باشم - اثر خوبي بر روي اعصاب دارم و مرا براي درمان نسيان و تقويت اعصاب و اشخاص فالج و لقوه‏اي تجويز كرده‏اند. من ضد كرم معده و ضد كرم كدو مي‏باشم. شهوت را زياد مي‏كنم و درد رماتيسم و سياتيك و نقرس را تسكين مي‏دهم. ادرار را باز مي‏كنم و رنگ چهره را نيكو مي‏سازم - پادزهر سموم حيواني و غذايي هستم. مداومت در خوردن من سبب ريزش موي سفيد و در آمدن موي سياه به جاي آن است، و از اين نظر شباهت زيادي به سير دارم.
تره فرنگي
در گذشته در ايران به من تره‏ي شامي و اكنون تره فرنگي مي‏گويند. دو نوع دارم يكي پيازش كوچكتر و ديگري بزرگتر است. برگ مرا خام نمي‏توان خورد و معمولا پخته خورده مي‏شوم. در بين حيوانات كبك به خوردن من علاقه زياد دارد. زيرا صداي او با خوردن من باز و بلند مي‏شود. من ادرار را زياد مي‏كنم - نفخ معده را برطرف مي‏سازم. شير و عرق را زياد مي‏كنم و تنگي نفس را شفا مي‏بخشم. من داراي ويتامين ث هستم، ولي مقدار اين ويتامين در من كمتر از تره‏ي معمولي است. املاح آهن و كلسيم و منيزيم هم كمتر از تره دارم.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها