0

اسم من «ترخون» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «ترخون» است!

دشمن سرسخت بيماري‏هاي عفوني، بخصوص وبا هستم.
جويدن من، ميكرب طاعون را نيز از شخص مي‏راند.
اشتهاآورم و رطوبت‏هاي بدن را جذب مي‏كنم.
براي تسكين درد معده مفيدم.
درمان‏كننده دردهاي رماتيسمي بوده و براي اعصاب مفيدم.
در فارسي اسم من ترخاني بود، بعد آنرا معرب كرده، ترخون و طرخون نوشتند. همراه با نعنا به بازار مي‏آيم و در رديف سبزيهاي خوردني هستم. در اكثر شهرهاي ايران مي‏رويم. در طعم من تندي و گسي و شيريني با هم احساس مي‏شود و چون مرا ناشتا بجوند و مدتي در دهان نگاه مي‏دارند تا طعم بد آنرا حس نكنند. براي كاشتن من مي‏توان از بذر من استفاده كرد و هم مي‏توان ساقه‏ي مرا قلمه زد. در كتاب‏هاي قديم نوشته‏اند چون اسفند را در سركه كهنه بخيسانند و بعد بكارند ترخون سبز مي‏شود و نيز عده‏اي نوشته‏اند چون اسفند را در جوف ترب بكارند، ترخون سبز مي‏گردد. من چون در كشاورزي تخصصي ندارم، صحت و سقم اين موضوع را نمي‏دانم. من بادشكن و ضد عفوني‏كننده بوده، و در مواقع شيوع بيماريهاي عفوني مثل وبا و طاعون جويدن من براي جلوگيري از سرايت مرض توصيه شده است. جويدن من دهان را خوشبو مي‏كند و زخم‏هاي دهان را درمان مي‏نمايد - آشاميدن آب، بعد از جويدن من گوارا و لذت‏آور است. من اشتهاآور و جاذب رطوبات معده و سينه مي‏باشم. براي تسكين درد معده و رفع يبوست و دردهاي رماتيسمي و اعصاب مفيد مي‏باشم. جوشانده‏ي من به مقدار 25 گرم تا 30 گرم در هزار تجويز مي‏شود. زياده‏روي در خوردن من خون را تيره و شهوت را كم مي‏نمايد.
ترخون رومي كه فارسي آن آكركره و عاقرقرحا مي‏باشد با من نسبتي ندارد.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:12 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها