0

اسم من «ترب» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «ترب» است!

مملو از املاح معدني، بخصوص فسفر هستم.
برگ من سنگ‏هاي صفراوي را دفع مي‏كند.
براي معده‏هاي تنبل مفيدم، ترشح غدد تيروئيد را زياد مي‏كنم و ضمادم، سم حشرات را از محل گزيدگي بيرون مي‏كشد!
فارسي من ترب بر وزن كتب ولي در بعضي از نقاط ايران آن را بر وزن سرب مي‏خوانند. در شيراز به من تربز و اعراب به من «فجل» مي‏گويند، ولي كلمه فجل در ايران فقط به نوع كوهي من اطلاق مي‏شود. من داراي انواع و اقسام سفيد، سياه و سرخ بوده و به اشكال گرد و مخروطي در مي‏آيم. در بعضي از نقاط ايران مثل خراسان و بعضي از شهرهاي هند درازاي ريشه‏ي من به يك متر و قطر آن به نيم متر مي‏رسد.
نوع بياباني من تندتر از انواع بستاني است و اهالي بنگاله آن را مانند شلغم پخته با گوشت و ماهي مي‏خورند. انواع كوچك من در فارسي به تربچه معروف شده‏اند و انواع تربچه بومي ايران نبوده و از خارج به ايران وارد شده و بيش از بيست نوع دارند - انواع من داراي ويتامين‏هاي ب و ث و املاح فسفر - گوگرد - بوده و يك جوهر گوگردي دارند. در ترب سياه ويتامين «ب 1» زياد است. در ابتداي قرن بيستم يعني 70 سال پيش كه استفاده از داروهاي شيميايي در طب معمول شد دارويي كشف گرديد كه آن را فناستين ناميدند. اين تركيب شيميايي در تركيب اكثر داروهاي مسكن و تب بر وارد شد و به مقدار زيادي تجويز مي‏شد و در نتيجه آمار مبتلايان به امراض كليوي بالا رفت و معلوم شد كه اين دارو يكي از دشمنان كليه مي‏باشد و به همين جهت استعمال آن به مقدار زياد ممنوع شده و اكنون به مقدار كم تجويز مي‏شود. من ضد سم اين داروي خطرناك مي‏باشم و پزشكان سنتي ايران از راه تجربه، به اين خاصيت من پي برده و آب آن را براي معالجه و تصفيه كليه به كار مي‏برند، و راه استفاده آنها چنين بود كه ترب سياه را قاچ قاچ كرده، روي آنها عسل مي‏ماليدند و در اثر خاصيت اسموزي آب آن مجزا مي‏گرديد، اكنون با وسايل آب‏گيري مي‏توان آب بيخ مرا گرفت، ولي طعم آن ناراحت‏كننده و تند است و بهتر است آن را بر شربت مخلوط كرده و نوشيد تا گوارا و مطبوع باشد. آب ترب بهترين پيشاب‏آور بوده و ادرار را باز مي‏كند.
شربت ترب سياه براي سرفه و سياه سرفه مفيد مي‏باشد. برگ من به علت داشتن ويتامين «ث» به مقدار زياد و سبزينه لثه را محكم كرده، و بوي بد دهان را از بين مي‏برد. مخصوصا اگر آن را خوب بجويد خوردن اين برگ باعث دفع سنگ‏هاي صفراوي است، و به اين جهت من به شما توصيه مي‏كنم در آش‏ها و سوپ‏هاي خود از برگ من استفاده كنيد و در سالاد هم مي‏توانيد از برگ‏هاي نازك و جوان من داخل نماييد. اگر معده شما تنبل است، بد نيست بدانيد كه ترب آن را به كار وادار مي‏نمايد. بيخ من هم مولد باد و هم بادشكن است، ولي در اين مورد منافع آن بيش از ضررش بوده، و چنانچه چند روز متوالي خورده شود، ديگر توليد گاز نمي‏نمايد. بيخ من هاضم غير منهضم است. يعني هضم غذا را آسان مي‏كند ولي خودش دير هضم مي‏شود. مگر آن كه آن را خوب بجويد و يا آن كه آن را رنده كرده، و با غذا ميل نماييد تا خودش هم زود هضم شود، مقدار كمش ملين و مقدار زيادش مسهل است. ولي توليد شكم روش نمي‏كند و فضولات خشك را با فشار بيرون مي‏راند. من ترشحات غده‏ي تيروئيد را زياد مي‏كنم، و ضد «گواتر» مي‏باشم. محمد بن زكرياي رازي اولين غذا شناس جهان، برگ مرا بيش از بيخ من دوست داشت. چون برگ‏هاي بهاره مرا بپزند و با روغن زيتون مخلوط كرده، بخورند، غذائيت آن زياد مي‏شود. چكاندن آب برگ من در چشم باعث تقويت آن است. يكي از خواص مهم من جلوگيري از تخمير غذا در معده است. به اين جهت با اين كه ويتامين «ث» زيادي ندارد. معذلك از فساد و رقت خون جلوگيري مي‏كند، زيرا تخمير غذا موجب اتلاف ويتامين «ث» بوده و عدم تخمير غذا نعمت بزرگي مي‏باشد. چون بيخ ترب را خالي كرده و در آن روغن ريخته بر آتش گذارند تا بجوشد و آن روغن را در گوش بچكانند، درد آن را ساكت مي‏كند جوشانده‏ي من جهت سرفه‏ي كهنه و مزمن و خناق مفيد است و ضد قارچ‏هاي سمي است. غرغره با آب مطبوخ آن مخصوصا با سكنجبين جهت ديفتري نافع است. نوشيدن اين جوشانده زياد كننده‏ي شير بوده، بعد از غذا ملين شكم و قبل از غذا مانع نفوذ و استقرار آن در ته معده است، و به همين جهت باعث قي مي‏شود. پوست بيخ من با سكنجبين موافق سينه پهلو و طحال است. بذر من با سكنجبين جهت ديفتري نافع است و شير را زياد مي‏كند. بازكننده گرفتگي طحال بوده، براي استسقاء مفيد است و يرقان را برطرف مي‏كند، بذر من بادشكن و اشتهاآور بوده، باعث سهولت اخراج فضولات است و براي كبد سودمند مي‏باشد. نيم مثقال بذر من بعد از غذا باعث هضم آن خواهد شد، و با سكنجبين قي‏آور است، و پاك‏كننده معده مي‏باشد. بذر من جهت مفاصل و سياتيك و درد و رگ «استخوان بين دو پا» و خارشي كه از زيادي بلغم باشد مفيد است. ضماد من با عسل زخم‏هاي پليد و چركي را درمان مي‏كند - بذر من با سركه جهت از بين بردن آثار غانقاريا و زخم‏هاي عصبي مفيد مي‏باشد.
اگر ضماد بذر مرا روي محل نيش حشرات و مار و عقرب بگذاريد، سم آنها را خواهد كشيد، و چون پوست قرمز ترب را تراشيده و كوبيده آن را روي عقرب گذارند خواهد مرد. و نيز چنانچه آب مرا روي عقرب بريزند، فورا هلاك خواهد شد و چون عقرب كسي را كه ترب خورده باشد بگزد و ضرر زيادي به آن نخواهد رسيد. ماليدن آب من به بدن مانع گزش حشرات خواهد شد. خوردن من باعث نيكوئي رنگ رخسار مي‏شود. ضماد من با آرد شلمك «نوعي گندم» براي درمان زخم‏هاي چركي جلدي، و از بين بردن آثار آنها مفيد است.
خوردن مطبوخ من نيز ادرار و حيض را باز مي‏كند و نوشيدن ده گرم آب ساقه‏هاي من «بدون برگ» جهت استخراج سنگ مثانه آزموده شده است. مخصوصا اگر همراه سكنجبين خورده شود، و نوشيدن آب برگ و ساقه‏ي من با شكر جهت اخراج زرداب و استسقاء و با نمك جهت باز كردن كبد و رفع يرقان سودمند مي‏باشد. ضماد من با شلمك جهت روئيدن مو در بيماري گري است.
و «داءالحيه» را درمان مي‏كند «داءالحيه» مرضي است كه پوست قسمتي از بدن از قطعاتي شبيه فلس ماهي پوشيده مي‏شود. اين مرض را در طب جديد با خوردن روغن ماهي معالجه مي‏نمايند و ماليدن آب ترب نيز روي آن مفيد است.» ضماد من با عسل جهت از بين بردن آثار كبودي زير چشم نافع است و همچنين براي از بين بردن چين و چروك صورت و آثار ضربه و جاي زخم و كك و مك سودمند مي‏باشد و چنانچه مدت زياد بر محل طاسي ماليده شود، باعث روييدن مو مي‏شود زيادروي در خوردن من باعث پيچش شكم توأم با درد خواهد شد.
روغن ترب‏
چنانچه آب برگ مرا قبل از آنكه بذر پيدا كنم گرفته و در روغن زيتون ريخته بجوشانيد و آنرا صاف كنند، و مجددا بجوشانند تا آب آن از بين برود به شرط آنكه نسوزد اين روغن گرم‏كننده بوده و كساني كه مي‏خواهند دست و پا و عضلات خود را گرم كنند از آن مي‏توانند استفاده نمايند. خوردن اين روغن جهت فلج و لغوه مفيد است، و ضد سم عقرب و ساير حشرات سمي است، و نيز مي‏توان آن را بر عضلات خواب رفته و بي‏حس ماليد. اين روغن جهت رفع زبري پوست پينه و برص نيز تجويز شده است و اسانس من مانند اسانس خردل است - گرد خشك بيخ من خواص خود را از دست نمي‏دهد، و از اين جهت است كه در بعضي از كشورها قوانين داروسازي اجازه مي‏دهد كه پودر مرا به جاي پودر خردل به كار برند. براي بدست آوردن پودر من، ابتدا بيخ مرا به صورت ورقه‏هايي نازك مي‏برند و بعد با يك حرارت ملايم آنها را خشك مي‏نمايند. بعد اين ورقه‏هاي خشك شده را وزن كرده، با يك برابر و نيم آن دانه‏هاي خردل مخلوط كرده، آسيا و بعد الك مي‏نمايند (افزودن دانه‏ي خردل به علت استفاده از فرمان‏هاي زياد آن است) اين پودر را با سركه به صورت خمير در آورده به اسم خمير خردل مي‏فروشند. اين خمير چاشني سالاد بوده، و معمولا با غذاهاي گوشتي خورده مي‏شود، و از تخمير غذا در معده جلوگيري كرده، بادشكن بوده و به هضم غذا كمك كند.
زبان خوراكيها جلد يك دكتر غياث الدين جزايري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  12:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها